2 نتیجه برای مشارکت مردمی
آقای رضا برجاس، دکتر نورالدین رستمی، دکتر امین صالح پور جم،
دوره 8، شماره 3 - ( 9-1400 )
چکیده
نخستین گام برای افزایش مشارکت مردمی در طرحهای بیابانزدایی، شناسایی و مرتفع نمودن موانع مؤثر بر عدم مشارکت مردمی در اجرای پروژههاست. هدف اصلی این پژوهش، تحلیل اولویتبندی عوامل مؤثر بر عدم مشارکت ساکنان در طرحهای بیابانزدایی است. جامعه آماری تحقیق شامل خانوارهای روستای عین خوش شهرستان دهلران ایلام و کارشناسان خبره در امر بیابانزدایی است. یافتههای تحقیق نشان داد که اولویتبندی شاخصها با استفاده از آزمون ناپارامتریک فریدمن برحسب میانگین رتبه از دیدگاه ساکنان منطقه به ترتیب شاخص اقتصادی، طراحی-اجرایی، آموزشی-ترویجی و اجتماعی است. همچنین این اولویتبندی از دیدگاه کارشناسان خبره با استفاده از آزمون FUZZY-AHP به ترتیب اولویت به صورت شاخص طراحی-اجرایی، اقتصادی، آموزشی-ترویجی و اجتماعی است. همچنین نتایج نشان داد که در مجموع از 15 زیرشاخص مؤثر بر عدم مشارکت مردمی در طرحهای بیابانزدایی، از دیدگاه کارشناسان خبره، زیرشاخص طراحی-اجرایی با عنوان "عدم برنامهریزیهای کوتاهمدت، میانمدت و درازمدت در امر مشارکت" با میانگین رتبه 68/11 مهمترین و زیرشاخص اجتماعی با عنوان "مهاجرت و کمبود نیروی جوان در روستا" با میانگین رتبه 59/3 کم اهمیتترین زیرشاخص است. این در حالی است که از دیدگاه ساکنان منطقه زیرشاخص اقتصادی "نادیده گرفتن درآمد مردم بهعنوان انگیزه اقتصادی مستقیم در اجرای طرحهای بیابانزدایی" با میانگین رتبه 24/11 مهمترین و زیرشاخص طراحی-اجرایی "عدم تخصیص کامل منابع مالی در زمان اجرای طرحهای بیابانزدایی" با میانگین رتبه 63/5 کم اهمیتترین زیرشاخص است که نشان میدهد شاخصهای اقتصادی و طراحی-اجرایی به همراه زیرشاخصهای مربوطه مهمترین دلایل عدم مشارکت مردمی در طرحهای بیابانزدایی در منطقه مورد مطالعه است.
جعفر امین مقدم، محمدرضا بهارستان فر، محمدحسین جعفری،
دوره 8، شماره 4 - ( 11-1399 )
چکیده
هدف: با توجه به گسترش مفاهیم حکمرانی نوین و تأکید بر مشارکت مردم، شفافیت و پاسخگویی در سطح محلی، تقویت حکمرانی محلی به یکی از الزامات توسعه پایدار و مردمسالاری کارآمد تبدیل شده است. با این حال، در جمهوری اسلامی ایران، ساختار حقوقی و قانونی حاکم بر نهادهای محلی همچنان با چالشهای بنیادینی مواجه است که مانع از تحقق حکمرانی مطلوب در سطح محلی میشود. نبود توازن میان تمرکز و تمرکززدایی، ضعف در قوانین مربوط به شوراهای اسلامی و نهادهای اجرایی محلی و همچنین عدم شفافیت در حدود صلاحیتها از جمله مهمترین این چالشهاست.
روش پژوهش: این مقاله با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی و از طریق بررسی اسناد قانونی، قوانین بالادستی و تحلیل تطبیقی با تجارب برخی کشورها، به واکاوی چالشهای حقوقی موجود پرداخته و راهکارهایی برای اصلاح و بازنگری ارائه میدهد. ابزار اصلی گردآوری اطلاعات، مطالعات کتابخانهای و تحلیل اسناد حقوقی بوده است. یافتهها: نتایج تحقیق نشان میدهد که اصلاحات در چند سطح کلیدی شامل بازنگری در قانون اساسی، اصلاح قوانین شوراها و تقویت استقلال مالی و اداری نهادهای محلی ضروری است.
نتیجهگیری: ایجاد سازوکارهای حقوقی شفاف برای پاسخگویی و مشارکت عمومی میتواند زمینهساز بهبود حکمرانی محلی گردد. در مجموع، تحقق حکمرانی محلی کارآمد در ایران مستلزم اراده سیاسی، اصلاحات حقوقی ساختاری و تقویت ظرفیتهای نهادی است.