جستجو در مقالات منتشر شده


3 نتیجه برای تغییر کاربری

آقای مهرداد کرمی، دکتر محمدرضا پورجعفر،
دوره 8، شماره 4 - ( 11-1399 )
چکیده

پدیده‌ی تغییر کاربری اراضی در مناطق پیرامونی کلان‌شهر تهران، به‌ویژه در محدوده‌ی لواسانات، طی دو دهه‌ی اخیر از یک فرآیند کالبدی و اقتصادی به مسئله‌ای راهبردی در حوزه‌ی حکمرانی فضایی، تاب‌آوری سرزمینی و پدافند غیرعامل تبدیل شده است. این پژوهش با هدف تبیین سازوکارهای نهادی، فضایی و اکولوژیکی مؤثر بر تغییر کاربری اراضی و پیامدهای آن بر تاب‌آوری فضایی منطقه، با رویکردی تلفیقی و بهره‌گیری از روش‌های کیفی و کمی انجام شده است. داده‌های پژوهش از سه منبع اصلی گردآوری شده‌اند: تحلیل محتوای اسناد قانونی و سیاستی مرتبط با مدیریت زمین، مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با کارشناسان و مسئولان محلی، و تحلیل مکانی داده‌های پوشش زمین با استفاده از مدل پیش‌بینی تغییرات کاربری. یافته‌ها نشان می‌دهد که تغییر کاربری در لواسانات حاصل هم‌زمان سه سطح از کنش است: تخریب ساختارهای اکولوژیکی که منجر به کاهش ظرفیت طبیعی سرزمین در جذب و مهار مخاطرات محیطی شده است، ضعف نظارت نهادی که توان نظارت و کنترل بر زمین را تضعیف کرده و تمرکز کالبدی که خطرپذیری فضایی را افزایش داده است. این تحولات هم‌زمان با کاهش شدید اراضی کشاورزی و از بین رفتن کمربندهای طبیعی، به تضعیف کارکردهای زیست‌محیطی، تشدید خطرپذیری کالبدی و کاهش کارایی پدافند غیرعامل منجر شده است.
نتایج تحلیل‌ها نشان می‌دهد که لواسانات در وضعیت گذار از یک نظام فضایی پایدار به یک نظام شکننده و بی‌دفاع قرار دارد. فرآیند تغییر کاربری اراضی در این منطقه نه صرفاً پیامد فشارهای جمعیتی یا اقتصادی، بلکه بازتابی از اختلال در نظام حکمرانی فضایی و ضعف نهادی در مدیریت زمین است. در نتیجه، آنچه در ظاهر «توسعه» تلقی می‌شود، در عمل به فرایند تدریجی «بی‌دفاع‌سازی سرزمین» و فرسایش تاب‌آوری اکولوژیکی و نهادی منجر شده است.
 
تاج الدین کرمی، علی شماعی، فاطمه محبی،
دوره 10، شماره 4 - ( 10-1402 )
چکیده

تاب‌آوری اکولوژیک مفهومی است که بر قابلیت بازگشت‌پذیری ساختارها و کارکردهای اکولوژیکی در مقابل شوک‌های وارده دلالت دارد. پهنه شمالی تهران به مثابه مهم‌ترین پشتوانه‌های اکولوژیک این شهر در دهه‌های ‌اخیر دچار تغییرات کاربری زیادی شده است. تحقیق حاضر تحلیل نقش تغییر کاربری در تاب‌آوری اکولوژیک زیرساخت‌های سبز (به عنوان یکی از ارکان ساختاراکولوژیکی) منطقه یک شهرداری تهران پرداخته است. این تحقیق به لحاظ هدف کاربردی و به لحاظ روش توصیفی ـ تحلیلی محسوب می‌شود. از داده‌های ماهواره‌ای لندست (2021-1976) برای کشف تغییرات مورد نظر و از سنجه‌های سیمای سرزمین برای تحلیل وضعیت تاب‌آب‌وری اکولوژیک استفاده شده است. بر اساس یافته‌های تحقیق، سنجۀ ‌اندازه لکه‌ها(CA) و تعداد لکه‌های(NPسبز در طی دوره مورد بررسی، از نظر وسعت کاهش یافته و از نظر تعداد دچار افزایش چشم‌گیری شده‌اند. این تغییرات بیانگر فرایند خرددانگی و از بین رفتن انسجام ساختاری لکه‌‌‌های سبز است. نتایج حاصل از متریک پیوستگی(ENN و GYRATE) نیز پیوستگی کمی بین لکه‌های سبز منطقه را نشان ‌می‌دهد. بعلاوه نتایج سنجه CONTAG، بیان می‌کند که درصد سرایت به خاطر پیوستگی کم، پایین است. بنابراین می‌توان گفت که زیرساخت‌های سبز منطقه در مقابل تغییرات کاربری اراضی انسجام ساختاری خود را از دست داده و در نتیجه کارکردها و خدمات اکولوژیکی مورد انتظارِ آن‌ها نیز دچار نارسایی شده‌اند. بنابراین زیرساخت‌های سبز منطقه مورد مطالعه در مقابل تغییرات کاربری آسیب‌پذیر بوده و به نحو بارزی از تاب‌آوری اکولوژیک آن‌ها کاسته شده است.

 
غلام حسن جعفری، پیام افشار، عیسی پیری،
دوره 12، شماره 4 - ( 10-1404 )
چکیده

هدف: چمن سلطانیه، به‌عنوان یکی از ارزشمندترین اکوسیستم‌های طبیعی ایران، در دو دهه اخیر با تخریب گسترده‌ای مواجه شده است. هدف این پژوهش، تحلیل عوامل مؤثر بر گسیختگی اکولوژیکی این زیست‌بوم شکننده و شناسایی نقاط آستانه بحرانی است تا راهبردهای پیشگیرانه برای حفظ پایداری آن ارائه شود.
روش پژوهش: این مطالعه با رویکردی تلفیقی و توصیفی-تحلیلی انجام شده است. داده‌های مورد استفاده شامل شاخص‌های سنجش از دور (NDVI، LST، رطوبت خاک)، سری‌های زمانی هیدرواقلیمی (دما، بارش، تبخیر-تعرق پتانسیل و سطح آب زیرزمینی)، آمارهای جمعیتی و تغییرات کاربری اراضی در بازه زمانی ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۱ است. تحلیل‌ها در دو سطح «کل حوضه» و «محدوده اصلی چمن» انجام شد تا از سوگیری ناشی از تغییرات کاربری در حاشیه‌ها جلوگیری گردد. برای اولویت‌بندی عوامل گسیختگی، از روش وزن‌دهی چندمعیاره در چارچوب نظریه کاتاستروف استفاده شد که امکان محاسبه وزن‌ها بر اساس مکانیسم درونی سیستم را فراهم می‌آورد.
یافته‌ها: یافته‌ها نشان می‌دهد که کاهش ۱۵ درصدی بارش مؤثر، افزایش ۱ درجه‌ای دمای میانگین و افت بیش از ۳۰ متری سطح آب زیرزمینی، همراه با رشد چهار برابری جمعیت و دو برابری سرانه مصرف آب، منجر به کاهش پایدار پوشش گیاهی (کاهش NDVI از 2817/0 در سال ۲۰۰۴ به 1701/0 در سال ۲۰۲۱) و گسترش چشمگیر اراضی بایر شده است. بر اساس تحلیل وزن‌دهی، سه شاخص «افت سطح ایستابی»، «کاهش پوشش گیاهی» و «فشار جمعیتیآبی» به‌عنوان عوامل اصلی (با سهم ترکیبی ۵۰ درصد) در القای گسیختگی شناسایی شدند. نتایج تأیید می‌کنند که سیستم از وضعیت پایدار خارج شده و وارد فاز «میرا» گشته است.
نتیجه‌گیری: این مطالعه هشدار می‌دهد که بدون مداخله فوری در مدیریت منابع آب، کنترل گسترش شهری و بازگرداندن تعادل هیدرولوژیکی، چمن سلطانیه به‌زودی به یک کانون فعال گرد و غبار و بیابان‌زایی تبدیل خواهد شد. احیای این اکوسیستم مستلزم سیاست‌های علمی‌محور، ممنوعیت برداشت‌های غیرمجاز از آبخوان‌ها، اجرای سیستم‌های آبیاری هوشمند و حفاظت از پوشش گیاهی طبیعی است. چارچوب روش‌شناختی به‌کاررفته در این پژوهش همچنین می‌تواند به‌عنوان الگویی برای تحلیل و مدیریت گسیختگی‌های اکولوژیکی در سایر اکوسیستم‌های خشک و نیمه‌خشک جهان مورد استفاده قرار گیرد

صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به سامانه نشریات علمی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 CC BY-NC 4.0 | Journal of Spatial Analysis Environmental hazarts

Designed & Developed by : Yektaweb