111 نتیجه برای Co
سعیده خاکسفیدی، بهزاد وثیق، محسن تابان،
دوره 7، شماره 1 - ( 3-1399 )
چکیده
منطقه زابل یکی از مناطق بادخیز شرق ایران است. کیفیت، شدت و سرعت زیاد بادهای این منطقه موسوم به بادهای 120روزه سیستان عامل بروز مشکلات فراوان زیست محیطی و اجتماعی است. این بادها نقش موثری در حمل ماسههای کویری ایفا میکنند و تجربه تاریخی معماری و شهرسازی این منطقه معطوف به مقابله با اثرات مخرب پراکنش ماسه است. یکی از این گزینه ها جهتگیری و قرارگیری مناسب ساختمانها است که میتواند در کاهش آسیبهای ناشی از این بادها کمککند.
این مقاله به تدوین بهینه گونه حیاط مرکزی ساختمانها در برابر بادهای 120روزه میپردازد. هدف این تحقیق تعیین نوع مانع، جهتگیری و میزان محصوریت حیاط مرکزی است به گونه ای که بتواند در دو زمینه کاهش سرعت باد و کاهش ورود آلودگی ناشی از گرد و غبار در محدودهی ساختمان مفید واقع شود. در ابتدا مدل های مختلف حیاط مرکزی طراحی و سه بعدی گردید. شبیهسازی جریانهوا در این مدل ها با استفاده از نرمافزار شبیهسازی سیالاتFlow 3D انجام پذیرفته است.
نتایج نشان می دهد؛ ساختمانهایی یا موانعی که در برابر جهت باد دارای فرم مقعر هستند؛ بیشتر از سایر گونه ها مانع ورود باد به محوطهی سایه باد هستند. همچنین نوع جانمایی و جهتگیری ساختمانها در برابر باد و میزان محصوریت در دو نقطه ورود و خروج باد، به همراه استفاده از موانع طبیعی میتواند در کاهش سرعت باد و کاهش ورود گرد وغبار به مجموعه تا رسیدن به حد آسایش بسیار موثر باشد.
باقر کرد، امین راحتی، پیمان محمودی، پرویز خسروی، حریر بیدار،
دوره 7، شماره 2 - ( 6-1399 )
چکیده
یکی از مشکلات اساسی در بحث مدیریت خشکسالی، تخصیص بودجه جهت کمک به آسیب دیدگان از این پدیده اقلیمی است که گاهاً مشاهده شده است که هیچ سازوکار مشخصی برای آن تعریف نشده است و بعضی اوقات نیز مشاهده شده است که این تخصیص ها بر اساس علایق منطقهای و سیاسی بوده است و آسیب دیدگان اصلی از خشکسالیها از این کمک ها بی بهره بوده اند، لذا این تحقیق به دنبال طراحی یک الگوریتم فراابتکارانه هوشمند جهت مدیریت بودجه خشکسالی در استان سیستان و بلوچستان می باشد.
در این مطالعه از شاخصهایی همچون جمعیت، برخورداری از آب شرب شهری و روستایی، آسیب پذیری منابع آب، میزان سطح زیر کشت، تعداد بهره برداران بخش کشاورزی، مصرف سالیانه آب کشاورزی و نزولات جوی استفاده شده است. مقادیری عددی مربوط به هر کدام از این شاخصها به تفکیک هر شهرستان جمع آوری شدند. اما با توجه به اینکه این شاخصها در هر شهرستان از اهمیت یکسانی برخوردار نیستند و ممکن است برخی از آنها در یک شهرستان اهمیت بیشتری و در شهرستان دیگری اهمیت کمتری داشته باشند، از تکنیک تحلیل سلسله مراتبی (AHP) با استفاده از روش مقایسه زوجی برای تعیین اهمیت نسبی این شاخصها کمک گرفته شد. برای تعیین طبقات مختلف خشکسالی نیز از شاخص استاندارد شده بارش SPI)) استفاده شد. بعد از تعیین مقادیر عددی طبقات مختلف خشکسالیهای استان، از الگوریتم کلونی مورچگان برای اولویتبندی شهرستانها جهت مدیریت بهینه بودجه خشکسالی استفاده شد که نتایج این الگوریتم در قالب نقشه های اولویتبندی مدیریت بودجه خشکسالی استان ارائه شدند.
با توجه به معیارهای انتخاب شده و روش کار پیشنهادی به نظر میرسد که ترکیب تکنیک تحلیل سلسله مراتبی (AHP) و الگوریتم کلونی مورچگان قادر به تدوین سیستمی هوشمند حهت تعیین اولویت شهرستانهای استان سیستان و بلوچستان در زمان وقوع خشکسالیها برای اختصاص بودجه بهینه در خصوص کاهش اثرات مخرب خشکسالی ها باشند. بر اساس نقشه های اولویت بندی تخصیص بودجه بهینه خشکسالی بین شهرستان های استان سیستان و بلوچستان به راحتی مشاهده می شود که نتایج با واقعیت های موجود در استان تقریباً هماهنگی خوبی نشان می دهد.
موسی کمانرودی کجوری، امیر صفاری، محمد سلیمانی، مریم نعمتی ثانی،
دوره 7، شماره 2 - ( 6-1399 )
چکیده
ایران به دلیل اقلیم غالباً خشک و نیمهخشک، بارندگیهای کم و فصلی و توپوگرافی متنوع، از رود-درهها یا رودخانههای فصلی فراوانی برخوردار است. این رود-درهها نقش اساسی در شکلگیری، تکوین و پایداری سکونتگاههای انسانی دارند و خدمات اکولوژیک متنوعی ارائه مینمایند. زیبایی بصری، ذخیره فضای سبز، تأمین آب، کاهش و ایجاد اختلاف دما، فشار و جریان محلی هوا (باد) و تهویه طبیعی از جمله کارکردها و خدمات اصلی این واحدهای طبیعی-اکولوژیک میباشند. شهر تهران از 7 رود-دره دارآباد، گلابدره، دربند، ولنجک، درکه، فرحزاد و کن برخوردار است. نقش اکولوژیک این رود-درهها در چنددهه اخیر بهدلیل رویکرد و مداخلههای عمرانی غیر اکولوژیکمحور مدیریت شهری و شهروندان به شدت کاهش یافته است. این مداخلهها این رود-درهها را به یکی از مهمترین عرصههای خطر بروز سیل و حرکات دامنهای تبدیل کرده است. رود-دره کن، مهمترین این رود-درهها بهجهت وسعت حوضه آبریز و مدت زمان و میزان دبی آب دائمی میباشد. بخشی از این رود-دره توسط شهرداری به بوستان (جوانمردان) تبدیل شده است. هدف این پژوهش این بوده که عوامل و معیارهای مدیریت اکولوژیکمحور این رود-دره را برای مداخلهها و ساماندهی پایدار آن تدوین و ارائه نماید. اطلاعات مورد نیاز این پژوهش به دو روش کتابخانهای و پیمایشی جمعآوری شده است. به منظور ارائه این عوامل و معیارها، از روش ارزیابی چند معیاره مبتنی بر فرایند تحلیل شبکهای استفاده شده است. نتیجه حاصل از این ارزیابی نشان میدهد که عامل مدیریتی، بیشترین درجه اهمیت و وزن را نسبت به عوامل دیگر در اینخصوص دارد.
ایرج قاسمی، فاطمه رزاقی بورخانی، محمدعلی محمدی قرهقانی، رسول لوایی آدریانی،
دوره 7، شماره 2 - ( 6-1399 )
چکیده
سالانه تعدادی از سکونتگاههای روستایی تحت تأثیر مخاطرات طبیعی و یا عوامل انسانی دستخوش تغییر میشوند؛ بهطوری که ادامۀ حیات در این سکونتگاهها مخاطرهآمیز بوده و حتی در برخی موارد ناممکن است. بدین ترتیب برنامههای جابجایی در قالب ترک مکان اولیه و ایجاد سکونتگاههای جدید در مکان دیگری مورد توجه برنامهریزان و مدیران قرار میگیرد. این برنامهها غالباً بدون پیامد نبوده و ابعاد مختلف زندگی ساکنین را تحت تأثیر قرار میدهند. شناسایی این پیامدها میتواند تجارب و شواهد کافی برای مدیریت سایر پروژههای جابجایی فراهم نماید. بر این اساس، مطالعۀ حاضر با تمرکز بر جابجایی سکونتگاهی در روستای بلوچآباد درصدد است تا با کشف بسترهای جابجایی و تبیین ادراک ساکنین از علل جابجایی، پیامدهای ناشی از آن را شناسایی نماید. این مطالعه به شیوۀ قومنگاری هدایت شد و برای جمعآوری دادهها از تکنیکهای مصاحبۀ عمیق، مشاهدۀ غیرمشارکتی و گروه کانونی استفاده گردید. مشارکتکنندگان شامل ساکنین روستای بلوچآباد بودند که بهصورت هدفمند انتخاب شدند. نتایج نشان داد که پیامدهای جابجایی در ابعاد فیزیکی ـ کالبدی، اجتماعی و اقتصادی رخ داده و این پیامدها از یکدیگر مستقل نیستند. پیامدهای اقتصادی و اجتماعی ریشه در ساختارهای فیزیکی ـ کالبدی مساکن دارند و نیز پیامدهای اجتماعی علاوه بر آنکه از جنبههای فیزیکی ـ کالبدی نشأت میگیرند، ریشه در پیامدهای اقتصادی دارند. بهطور کلی، بر مبنای نتایج میتوان استنباط نمود که ساختارهای فیزیکی ـ کالبدی آغازی برای رخداد سایر پیامدهای جابجایی به شمار میروند.
علی مهرابی،
دوره 7، شماره 3 - ( 9-1399 )
چکیده
معدن مس سرچشمه یکی از بزرگترین معادن مس پورفیری جهان محسوب میشود. پایش و تحلیل حرکات رخداده در محدوده معدن میتواند به تحلیل و بررسی پایداری دیواره آن کمک شایانی بنماید. در این تحقیق سعی شده است تا با استفاده از تصاویر سنتینل 1 و اعمال روش تداخلسنجی پراکنشکنندههای دائمی، پایداری شیب دیواره این معدن مورد پایش قرار گرفته و محدودههای ناپایدار احتمالی مشخص شود. در این راستا از 10 فریم تصویر سنتینل1 که طی یک سال اخیر تصویربرداری شده است استفاده شد. به منظور شناسایی نقاط پراکنش کننده دائمی از روش StaMPS استفاده شد، به طوری که با تهیه 9 تداخلنگاشت و ورود آنها به آنالیز سری زمانی، تعداد 650 نقطه که ویژگیهای پراکنشی آنها در طول زمان ثابت است و دچار عدم همبستگی زمانی نیستند، مورد شناسایی قرار گرفت. با اندازهگیری میزان جابجایی نقاط پراکنشکننده دائمی، تغییرات ارتفاعی رخداده در محدوده معدن مشخص شد. بر اساس نتایج به دست آمده تغییرات ارتفاعی رخداده در محدوده معدن بین 45 میلیمتر تا 45- میلیمتر در سال متغیر است. بر این اساس 3 محدوده فرونشستی به ترتیب در بخشهای غربی، شرقی و شمال غربی دیواره معدن با مساحت 100 هزار، 68 هزار و 17 هزار متر مربع شناسایی شد. مطالعات میدانی انجام گرفته صحت نتایج را تایید میکند. با توجه به اهمیت موضوع و به منظور جلوگیری از تخریب و ریزش دیواره این معدن مطالعات ژئوتکنیکی دقیقتری در این محدودههای تعیین شده لازم به نظر می رسد.
رضا بیات، محمود عرب خدری، نجمه بهنام، زهرا گرامی،
دوره 7، شماره 3 - ( 9-1399 )
چکیده
اطلاعات محدودی از دقت نقشهی فرسایش آبی بهعنوان یکی از عوامل مهم تهدیدکننده منابع خاک وجود دارد. به این منظور، ارزیابی صحت و نحوه پراکنش طبقات فرسایش حاصل از مدلهای EPM و MPSIAC در مقایسه با مدل BLM بهعنوان مقادیر واقعیت زمینی در حوزه آبخیز شهریاری در این پژوهش انجام شد. ابتدا آمار و اطلاعات موردنیاز مدلهای MPSIAC، EPM و BLM برای دستیابی به وضعیت فرسایش حوضه جمعآوری و به کمک نرمافزار ARC/GIS9.3 نقشههای طبقات فرسایش تهیه و با نقشه واقعیت زمینی تلاقی داده شدند. همچنین یک نقشه نقطهای حاوی 1400 نقطه تصادفی برای نمونهبرداری از نقشههای حاصل از مدلها تهیه و بر اساس این نقشه، میزان هر یک از شاخصهای آماری RMSE،RRMSE ،MAE ، MBE، NSE، CD، CRM و MSE محاسبه شد. برای بررسی دقت و صحت مکانی نقشههای طبقات فرسایش حاصل از مدلها ماتریس خطا و ضریب توافق کاپا، صحت کلی، صحت تولیدکننده و صحت کاربر تهیه شد. نتایج فرسایش حاصل از مدلها نشان داد که میانگین شدت فرسایش در مدل MPSIAC، 589 و در مدل EPM، 287 مترمکعب بر کیلومترمربع در سال برآورد شد که وضعیت فرسایش حوضه با کمک مدل MPSIAC، زیاد و مدل EPM، شرایط متوسطی را برآورد شده است. بررسی شاخصهای آماری فوقالذکر نشان میدهد که میزان تطابق طبقات فرسایش مدل MPSIAC با خروجی BLM (بهعنوان نقشه واقعیت زمینی) بیشتر از مدل EPM است. همچنین نتایج ارزیابی صحت مدلهای MPSIAC و EPM نیز نشان داد که مقدار ضریب کاپا در مدل MPSIAC بیشتر از مدل EPM است.
فرهاد عزیزپور، وحید ریاحی، سمیه عزیزی،
دوره 7، شماره 4 - ( 12-1399 )
چکیده
در پی وقوع بحران بیماری کرونا در نقاط مختلف جهان، پراکنش فضایی این بیماری در ایران ناهمگن بوده است. همزمان با رشد روزافزون اطلاعات پیرامون بیماریها و مرگومیر، روشهای متناسب برای تحلیل این نوع دادهها نیز رو به گسترش است. یکی از این روشها، تحلیل فضایی بیماری است. هدف از بررسی الگوی پراکنش فضایی بیماری نه فقط شناخت صرف آن، بلکه شناخت و واکاوی عوامل مؤثر بر پراکنش فضایی بیماری در سطح منطقه مورد مطالعه یعنی شهرستان دماوند به عنوان موضوع اصلی بررسی است. در این پژوهش با ماهیت توصیفی-تحلیلی که در آن برای جمعآوری اطلاعات از روشهای اسنادی-میدانی استفاده شده است، ابتدا اطلاعات مورد نیاز مانند آمار تعداد مبتلایان به کرونا از ابتدای فروردینماه 1399 تا پایان تیرماه 1399 با مراجعه به مرکز بهداشتی-درمانی شهرستان دماوند جمعآوری شد. سپس با روشهای لکههای داغ، منحنی بیضوی انحراف استاندارد، آزمون همبستگی پیرسون و خودهمبستگی فضایی موران در محیط نرمافزار GIS الگوی پراکنش فضایی بیماری و عوامل مؤثر بر شیوع آن نشان داده شد. نتایج حاصله از تحلیل لکههای داغ نشان داد، بیشترین لکههای داغ در سمت غرب و شمال غربی شهرستان قرار دارند و روستاهای قرار گرفته در این لکهها با برخورداری کم از مراکز بهداشتی-درمانی تقریباً دارای تراکم جمعیتی بالایی هستند که در مجاورت یکدیگر و نزدیک به شهرها و در مسیر و جاده اصلی قرار دارند. بیشترین لکههای سرد نیز در نواحی شرق و جنوب شرقی منطقه مورد مطالعه قرار گرفتهاند. نتایج آزمون همبستگی پیرسون و شاخص موران گویای همبستگی معنادار بین عوامل ششگانه مؤثر در شیوع کرونا شامل ضعف در ارائه خدمات بهداشتی-درمانی (0/23)، بالا بودن سطح تعاملات بین سکونتگاهی (0/21)، کوتاه بودن فاصله جغرافیایی بین سکونتگاهها (0/20)، سادهسازی ریسک خطر ابتلا به کرونا (0/19)، ضعف توجه جامعه محلی به اصول مواجهه بهداشتی با مخاطره کرونا (0/17) و ضعف در اطلاعرسانی رسمی از مخاطره کرونا (0/16) با الگوی پراکنش خوشهای است. در این پژوهش شناخت الگوی فضایی پراکنش بیماری کرونا و تحلیل فضایی علل آن میتواند به مدیریت کارای این بیماری کمک نماید.
علیرضا کاظمی، بهنود برمایه ور،
دوره 7، شماره 4 - ( 12-1399 )
چکیده
با توجه به ناایمن بودن صنعت ساخت و ساز، هدف از انجام این پژوهش، ارزیابی مدیریت ایمنی و بررسی تأثیر آن در کاهش حوادث کارگاهی در پروژههای ساخت و ساز شهری جنوب شهر تهران میباشد. روش تحقیق توصیفی - همبستگی و از نوع کاربردی است. جهت بررسی روایی و پایایی پرسشنامه، به ترتیب، از روش تحلیل عاملی و آزمون آلفای کرونباخ استفاده شده است. جامعه آماری مهندسان ناظر فعال در حوزه ساخت و ساز شهری تهران میباشند که به شیوه تصادفی خوشهای و براساس جدول مورگان، تعداد 357 نفر انتخاب شدهاند و به منظور تجزیه و تحلیل دادهها از روشهای آمار توصیفی، آمار استنباطی و تحلیل رگرسیون در نرمافزار SPSS استفاده شده است. نتایج نشان داد که اولویتبندی عناصر تأثیرگذار در بهبود برنامههای ایمنی و کاهش حوادث کارگاهی به ترتیب عامل ”استفاده از تجهیزات حفاظتی“، ”تدوین مسئولیتها“ و ”مدیریت ریسک“ میباشند. همچنین در حوزه رتبه بندی انواع حوادث کارگاهی، به ترتیب ”آسیب و جراحات به افراد ناشی از عدم بکارگیری تجهیزات حفاظت فردی“، ”صدمه به تأسیسات زیرزمینی شهری حین عملیات گودبرداری به روش نیلینگ“، ”خسارات جانی و مالی ناشی از ایمن و استاندارد نبودن تجهیزات کارگاهی “، ”وقوع مرگ خاموش در اتاقهای کارگری بدلیل ایمن نبودن وسایل گاز سوز و عدم تهویه مناسب“، ”سقوط قطعات اسکلت سازه حین جوشکاری“، ”سقوط کارگران، مصالح و تجهیزات از ارتفاع“و ”ریزش دیوارههای گود و پلاکهای مجاور بدلیل عدم گودبرداری اصولی و استاندارد“ از جمله حوادث و خسارات جانی و مالی معمول در کارگاههای ساختمانی جنوب شهر تهران طبقهبندی میگردند.
بهلول علیجانی،
دوره 7، شماره 4 - ( 12-1399 )
چکیده
چکیده
هدف اصلی این مقاله تحلیل رابطه غیرمنطقی انسان با محیط به عنوان عامل اصلی شیوع بیماری کرونا است. اکثر محققین و صاحب نظران معتقدند که بیماری کرونا عکس العمل و اخطار طبیعت به رفتارهای مخرب انسان است. برای این منظور ابتدا تئوری های حاکم بر روابط انسان و محیط مانند تئوری گایا و پوش مرز مارکوف بررسی شد. بر اساس این تئوری ها آثار خرابکاری های انسان در محیط طبیعی بررسی شد و سپس عکس العمل های این رفتار ها در جامعه انسانی شرح داده شدند. با استناد به کارهای محققین متعدد مشخص شد که رفتار انسان در طبعت ویرانگر بوده است و اثرات آنها هم در خود جامعه انسانی مشاهده شده اند. مانند ایجاد فرایند تغییر اقلیم در محیط طبیعی که منجر به مخاطرات شدیدی مانند سیل و خشکسالی و غیره در جوامع انسانی شده است. برای چاره جویی مشکل کرونا دیدگاه اخلاق محیطی انتخاب شد. بدین منظور تئوری های اخلاقی و فلسفه های حاکم بر رابطه انسان با محیط شرح داده شدند. از چالش این نظریه ها و با عنایت به طرح سلامت واحد برنامه محیط زیست سازمان ملل، راهبرد رعایت ارزش انسانی و اخلاقیات محیطی انتخاب شدند. بر اساس این موارد انسان باید به محیط ارزش ذاتی قایل شود. در رفتار خودش طرف خوبی، درستی و انصاف را رعایت کند. خود انسان دراثر تمرین مفاهیم انسانی شایسته به شخصیت والای انسانی برسد. به مفاهیمی مانند پایداری محیط، مصرف به اندازه نیاز بدن، رژیم گیاهی، فاصله گیری محیطی، حرمت به حقوق محیط متصف شود. رسیدن به این منزلت اخلاقی فقط از طریق آموزش و تربیت درست امکان پذیر است. در این راستا وظیفه سازمان ها و نهادهای آموزشی در سطح جهان بسیار سنگین است.
ولی اله شیخی، حسین ملکوتی، سرمد قادر،
دوره 7، شماره 4 - ( 12-1399 )
چکیده
افزایش میزان رشد جمعیت و در نتیجه توسعه نواحی شهری می توانند به شدت بر روی وقایع آب و هوایی تاثیر گذاشته و در نتیجه باعث تشدید پدیدههایی مانند تنش گرمایی شوند. با توجه به تاثیرات مورد انتظار این پدیده بر سلامت انسان، ارائه راهکارهای عملیاتی تعدیل کننده جهت کنترل شرایط آینده بسیار حائز اهمیت می باشد. بنابراین مطالعه حاضر با هدف شبیهسازی تاثیر راهکارهای برنامهریزی شهری بر فرایندهای پویا در محیط شهری و در مقیاس محلی در شهر تهران با استفاده از مدل عددی میانمقیاس WRF انجام شد. شبیهسازیها با استفاده از 4 دامنه تو در تو با یک رویکرد تعاملی دو طرفه اجرا شدند. در این مطالعه از یک مدل کنپی شهری تک لایهای ساده و یک رویکرد چند لایهای پیشرفتهتر به نام تعیین پارامتر ساختمانی (BEP) استفاده شد. نتایج شبیهسازیها پس از مقایسه دو طرح شهری، با یک حساسیتسنجی برای راهبردهای مختلف، نشان داد که سناریوی تغییر سپیدایی سطوح، بیشترین تاثیر را روی سطح زمین در مقایسه با دو سناریوی افزایش مناطق سبز شهری و کاهش تراکم ساختمانی دارد. به دلیل موقعیت توپوگرافیکی خاص تهران و درجه حرارت کلی بالا در این منطقه، تهران در مقابل تنش گرمایی به میزان نسبتا بالایی آسیبپذیر است. اعمال اقدامات کنترلی میتواند شدت جزیره حرارتی را تا 3 درجه سانتیگراد (در مقایسه با شدت جزیره حرارتی ° C5/5 برای حالت پایه) هنگام استفاده از رنگهای روشن با بازتابندگی بالا برای سقف و 1 درجه سانتیگراد با جایگزینی سطوح غیر قابل نفوذ با پوشش گیاهی طبیعی در مناطق شهری تهران، کاهش دهد.
ایرج قاسمی، شیدا ابراهیمی سلیمی،
دوره 7، شماره 4 - ( 12-1399 )
چکیده
توسعه گردشگری علاوه بر توجه به زیرساختهای این صنعت، نیازمند برنامه ریزی جامع و کامل عوامل ترغیب کننده و همچنین کاهش ریسکهای محیطی و طبیعی درک شده از جانب گردشگران است. در میان مقاصد گردشگری مقاصد اکوتوریسم از اقبال قابل توجهی برخوردار است، که این امر موجب بروز مخاطرات و همچنین درک مخاطبان از احتمال وقوع خطر در این مناطق میگردد. کویر مرنجاب یکی از مقاصد پربازدید اکوتوریسم کویری است. از این رو مشکلات و مخاطرات بسیاری تهدیدکننده گردشگران میباشد. در این پژوهش سعی شده با روش توصیفی- تحلیلی و با تکیه بر مطالعات کتابخانه ای و میدانی عمدهترین مخاطرات طبیعی و محیطی کویر مرنجاب شناسایی و تجزیه و تحلیل شود. بدین منظور پس از شناسایی ریسک ها از طریق مصاحبه با خبرگان، پرسشنامه ای برای اولویت بندی جمع آوری گردید و سپس از طریق تکنیک FMEA ارزیابی و تحلیل صورت گرفت. طبق بررسیهای انجام شده ازمیان معیارهای مخاطرات طبیعی و محیطی کویر به ترتیب باتلاقهای کویری، زلزله و سیل بیشترین ریسکهای تهدیدکننده گردشگران در مقاصد اکوتوریسم کویری هستند.بر اساس سطح بندی ریسک های بحرانی در میان دو گروه گردشگران ریسک های درک شده تفاوت بیشتری نسبت به ریسک های سطح دوم و معمولی دارند. مقاله پیشنهاد میدهد برای دو گروه برنامه متفاوتی تدوین شده و اقدامات لازم برای کاهش پیامدهای ریسک های درک شده توسط دو گروه انجام شود.
عباسعلی ولی، مهوش محرابی،
دوره 8، شماره 1 - ( 3-1400 )
چکیده
پدیدهخشکسالی با تأثیر بر مسائل اقتصادی، اجتماعی و زیستمحیطی، منجر به آسیبپذیری جوامع انسانی میشود. در مناطق خشک نظیر استان یزد، اثرات خشکسالی با پدیده خشکی ادغام می شود و فشارهای شدیدی بر جوامع وارد می کند.در این مطالعه به تحلیل آسیب پذیری و تاب آوری جوامع انسانی با خشکسالی به استناد داده های هواشناسی و پایگاه داده های واقعی سرشماری عمومی در طول دوره آماری ۲۰ساله پرداخته شده است.از متغیرهای اقتصادی،اجتماعی وزیست محیطی به عنوان شاخص های تاب آوری وآسیب پذیری استفاده شد. با تحلیل مؤلفههای اصلی چند عامل، بهعنوان مؤلفههای اصلی انتخاب گردید.با محاسبه شاخص SPI در منطقه خشکترین سال مشخص گردید و با محاسبه میانگین وزنی شاخص همبستگی آن با مؤلفههای اصلی منتخب براساس استنباط آماری مناسب بررسی گردید. سپس با استفاده از تحلیل رگرسیون تاثیر خشکسالی بر ابعاد مختلف تابآوری جوامع انسانی بررسی شد.نتایج، وقوع خشکسالی های مکرر در سال های اخیر در منطقه را بیان می کند.تحلیل ارتباطات خشکسالی با عوامل جوامع انسانی از بین عوامل متعدد اقتصادی،مهم ترین عامل موثر در تابآوری جوامع، سطح درامد می باشد.تحلیل عوامل اجتماعی بیانگر ،تاثیر خشکسالی بر تعداد شرکت تعاونی کشاورزی و نرخ بیکاری میباشد.نتایج عوامل زیست محیطی نشان میدهد، که مساحت جنگل کاری ،بیشترین تاثیر دربرابر خشکسالی را دارد.بطور کلی در این استان ارتباط تنگاتنگی بین خشکسالی آسیب پذیری و تاب آوری جوامع انسانی حاکم است.بنابراین هر میزان آسیب پذیری کاهش یابد میزان تاب آوری جوامع بیشتر می شود.میزان وابستگی به طبیعت بر آسیب پذیری و تابآوری تاثیر گذار است بنابراین در مدیریت بلند مدت این مناطق بایستی وابستگی جوامع انسانی به خشکسالی کاسته شود تا نوسانات آن منجر به تخریب تاب آوری این جوامع نگردد.برای این منظور بهترین راهکار تنظیم تقاضای جوامع انسانی متناسب با زنجیره تولید،صنایع تبدیلی و بازیافت در این مناطق است
ایرج قاسمی، محمد قاسمی سیانی،
دوره 8، شماره 1 - ( 3-1400 )
چکیده
تابآوری بخصوص در مناطق ویژه که از اهمیت و حساسیت خاصی برخوردار است، اهمیت دوچندانی پیدا کرده است. مناطق مرزی به عنوان یکی از مناطق ویژه در سیاستگذاری و برنامهریزی جایگاه خاصی دارد. این مقاله به تحلیل فضایی تابآوری محیطی در شهرستان زهک پرداخته و هدف آن بررسی تفاوت تابآوری در پهنههای مختلف شهرستان است. به دلیل وابستگی معیشت ساکنان شهرستان به منابع طبیعی، با تهدید این منابع، در معرض آسیب قرار دارند. پژوهش از لحاظ هدف کاربردی، و ریکرد کلی حاکم بر مطالعه، تلفیقی و از لحاظ روش، توصیفی– تحلیلی است. دادهها با استفاده از روش اسنادی و میدانی با ابزار مشاهده و پرسشنامه و یافتههای پنل تخصصی گردآوری شده است. جامعه آماری این تحقیق روستاهای بالای 20 خانوار شهرستان زهک است که دارای دهیاری یا شورای اسلامی روستا بوده است. نتایج نشان میدهد هیچ یک از پهنههای جغرافیایی تعریف شده در سطح دهستان پایدار نبوده و سه دهستان نیمه پایدار و یک دهستان ناپایدار هستند. ارزیابی پایداری در ریزپهنهها نیز نشان میدهد روستاهای ناپایدار طبیعی اغلب جمعیت کمی داشته و این به معنی آن است که فعالیت نیز توسعه پیدا نکرده است. بدین ترتیب لازم است در مناطق ویژهای همچون شهرستان زهک مدیریت بحران بایستی بر تامین منابع طبیعی و جلوگیری از آسیبپذیری از بحرانهای طبیعی متمرکز شده و انتظار میرود با پایداری طبیعی، سکونت و فعالیت نیز پایدار خواهد شد.
نرگس کفایتی، خلیل قربانی، غلامحسین عبداله زاده،
دوره 8، شماره 2 - ( 6-1400 )
چکیده
خشکسالییکی از پدیدههای طبیعی است که خسارتهای زیادی را به زندگی انسان و اکوسیستمهای طبیعی وارد میسازد. به طور کلی خشک سالی عبارت است از کمبود بارش باران نسبت به میزان نرمال یا آنچه انتظار میرود، زمانی که از یک فصل یا یک دورهی زمانی طولانیتر بوده و برای رفع نیازها ناکافی باشد. خشکسالی موجب وارد آمدن خسارات به بخش کشاورزی میشود. میزان آسیبپذیری بخش کشاورزی در هر منطقه به سه عامل میزان در معرض خشکسالی بودن، میزان حساسیت نسبت به خشکسالی و ظرفیت سازگاری با خشکسالی بستگی دارد. این آسیبها اثرات منفی زیادی بر زندگی و معیشت کشاورزان میگذارد. لذا شناسایی مناطق آسیبپذیر و سنجش میزان آن با اهمیت تلقی میشود. مفهوم آسیبپذیری برای اولین بار از سوی اوکیف و همکاران ، به کار گرفته شد. از جمله تعاریف آسیبپذیری که بهطور گستردهای بهکار رفته، تعریف زیر است: آسیبپذیری به طور معمول نشاندهنده درجهای از آسیب است که یک سیستم به دلیل مواجهشدن با خطر تجربه میکند. مدل شناخته شده و تائید شده برای ارزیابی آسیبپذیری توسط هیئت ﺑﯿﻦ دوﻟﺘﯽارائه شده است. استان گلستان به عنوان یکی از قطبهای مهم کشاورزی وابستگی زیادی به میزان بارشهای سالانه دارد. در اثر نوسانات بارندگی و بروز خشکسالی در برخی مناطق استان، ﮐﺎﻫﺶ رﻃﻮﺑﺖ ﺧﺎک و ﻫﻮا و در نتیجه ﮐﺎﻫﺶ ﺗﻮﻟﯿـﺪ و ﻋﻤﻠﮑـﺮد ﻣﺤﺼﻮﻻت ﮐﺸﺎورزی اتفاق افتاده که موجب آسیب شدید به معیشت خانوارهای کشاورز شده است. بنابراین هدف تحقیق حاضر مقایسه آسیبپذیری به خشکسالی در بین شهرستانهای استان گلستان به تفکیک سه مؤلفه (در معرض قرار گرفتن، حساسیت و سازگاری) است. نخست شاخصهای مناسب برای سنجش آسیبپذیری به خشکسالی به تفکیک سه مؤلفه موردنظر شناسایی و دادههای مربوط به شاخصها جمعآوری شد. وزن شاخصها از طریق مدل آنتروپی شانون استخراج و با روش تاپسیس شاخص ترکیبی به تفکیک سه مؤلفه آسیبپذیری تدوین شد. نتیجه نهایی شاخص ترکیبی با لایههای GIS شهرستانهای استان گلستان تلفیق شد، و سطح آسیبپذیری شهرستانهای به تفکیک مؤلفههای مورد نظر مشخص شد.نتایج نشان داد که در بعد در معرض قرار گرفتن بندرگز، مراوهتپه، بندرترکمن به ترتیب در رتبههای اول تا سوم قرار دارند و در معرض خشکسالی هستند. شهرستانهای آزادشهر، گالیکش و بندرترکمن به ترتیب در رتبههای اول تا سوم بیشترین میزان حساسیت به خشکسالی قرار دارند. شهرستانهای گمیشان، گالیکش و مراوه تپه به ترتیب بیشترین سازگاری را به خشکسالی دارند. در نهایت نتایج محاسبه شاخص آسیبپذیری کل نشان داد که شهرستانهای مرواه تپه و بندرترکمن آسیبپذیرترین مناطق نسبت به خشکسالی در استان گلستان محسوب میشوند.
مصطفی کرمپور، یگانه خاموشیان، حامد حیدری، فاطمه امرایی،
دوره 8، شماره 2 - ( 6-1400 )
چکیده
آلودگی هوا به عنوان یکی از مهمترین مخاطرات محیطی در فضای شهری، ارتباط نزدیکی با شرایط آبوهوایی دارد. امروزه آلودگی در سطح کلانشهرها به صورت یک مسئله مهم درآمده که ضرورت مطالعه و ارائه راهحلهای کاربردی برای بهبود شرایط زیستی در این زمینه را دارد. بنابراین شناخت رابطه بین سیستمهای سینوپتیکی و آلایندههای هوا کمک فراوانی به چگونگی حل مسائل زیستمحیطی و برنامهریزیهای آینده دارد. لذا در این پژوهش به تحلیل آلگوهای فشاری انتشار و انتقال منواکسید کربن از منابع داخلی و خارجی کشور پرداخته شد. برای این کار از تصاویر ماهواره ای GEOS-5 / GMAO / NASA بهره گرفته شد.نتایج نشان داد که بیشترین مقدار الودگی از نطر فصلی مربوط به فصول سرد و صبح زود است و کمترین آن مربوط به اوایل بعدازظهر و فصل گرم سال است اتمسفر تهران و خوزستان هسته های پر تراکم منواکسید کربن اند. کم فشارهای شرق مدیترانه در کاهش آلاینده های جنوبغرب کشور نقش بسزایی دارند و در جنوب کشور تحت تاثیر جریانات جوی از بریدگی توپوگرافیکی بندرعباس، جریانات هوای آلوده به منواکسید کربن توانایی نفوذ به بخشهای داخلی کشور تا نیمه ی جنوبی کرمان را دارند در این بخش قدرت نفوذ توسط سامانه های کم فشاری در افغانستان و پاکستان بیشتر میشود. رشته کوههای زاگرس نیز در واقع نقش مهمی در جلوگیری کردن از ورود آلاینده های تولید شده همسایه های غربی به ایران را دارند. در تابستان نیز ایران دچار آلودگی منواکسید کربن حامل توسط جریانات موسمی از بخشهای میانی و جنوب افریقا به کشور ایران میشوند و سبب آلودگی زیادی هم شده است.
سیدعلی بدری، سیامک طهماسبی، بهرام هاجری،
دوره 8، شماره 3 - ( 9-1400 )
چکیده
امروزه، مفهوم تاب آوری به یکی از اندیشههای محوری در مدیریت بلایا تبدیل شده است و به طور گستردهای در حوزههای دانشگاهی و سیاست گذاران مورد توجه قرار گرفته است. مفهوم تاب آوری بلایا طی یک دهه گذشته وارد ادبیات علمی ایران شده است. رشتههای مختلف در زمینههای شهری، روستایی و منطقهای و همچنین در رابطه با مخاطرات مختلف آن را مفهومپردازی و ارزیابی کردهاند. با وجود طیف گستردهای از مقالات منتشرشده مرتبط با تابآوری بلایا تاکنون ساختار کلی چشم انداز فکری آن ناشناخته باقی مانده است. هدف کلی این پژوهش، ارائه ارزیابی از تولیدات علمی و ساختار فکری تاب آوری بلایا در ایران میباشد. در این پژوهش مقالات منتشر شده در حوزه تاب آوری بلایا با استفاده از روشهای علم سنجی مورد ارزیابی قرار گرفت. یافتههای این پژوهش ماهیت چند بعدی و چند رشتهای مطالعات تاب آوری بلایا را نشان میدهد. همچنین نتایج بیانگر آن است که نویسندگان با تعداد مقالات منتشرشده بیشتر، لزوماً تأثیر قابل توجهی در تحقیقات تاب آوری بلایا ندارند بلکه نویسندگان با مقالات منتشر شده کمتر ممکن است تأثیرات بیشتری در تحقیقات تاب آوری داشته باشند که این به شبکه ارتباطات آنها در تولیدات علمی بستگی دارد. همچنین باتوجه به تحلیل زمانی کلیدواژههای مقالات، فرایند تکاملی آن نشان میدهد که بررسی تابآوری بلایا از موضوعاتی مانند ارزیابی تابآوری و مفاهیم کلی به سوی تاب آوری اجتماعی، سرمایه اجتماعی و مدیریت بلایا حرکت کرده است. بنابراین طی این یک دهه، موضوعات پژوهشی تابآوری بلایا به تدریج تغییر کردهاست. از شکافهای تحقیقاتی در زمینه تاب آوری بلایا در ایران میتوان به موضوعات نادیده گرفتن بٌعد ذهنی تابآوری، تمرکز بیش از اندازه بر روی روشهای کمی گرایانه، فقدان شواهد کافی از میزان تاب آوری گروههای سنی به خصوص سالخوردگان و کودکان در برابر بلایا، نابرابری جنسیتی و همچنین مناطق کمتر توسعه یافته، اشاره کرد. نتایج این پژوهش میتواند به تقویت تحقیقات آینده در زمینه تابآوری بلایا و جهتگیری آن کمک کند.
دکتر لیلا ابراهیمی، دکتر مریم ایلانلو، خانم سکینه فجر،
دوره 8، شماره 3 - ( 9-1400 )
چکیده
امروزه گسترش جوامع انسانی و تسلط بیشتر بر محیط زیست، سبب شده تا تغییرات محیطی سریعتر و گستردهتر از قبل به وقوع بپیوندد. سرعت و تنوع این تغییرو تحول در محیطهای شهری بیش از سایر مناطق است. هدف از این پژوهش بررسی تغییر زمانی و فضایی کاربریهای چهار شهر ساحلی استان خوزستان (بندر امامخمینی(ره)، بندر ماهشهر، آبادان و خرمشهر) با به کارگیری سنجههای آمایش سرزمین طی دوره 20 ساله 1397-1377 برای تعیین دقیق الگوی مکانی –زمانی تغییرات میباشد. روش تحقیق حاضر کمی بوده و منطق حاکم بر آن استقرایی است. برای استخراج نقشه پوشش اراضی داده ها از طریق تصاویر ماهوارهای حاصل از ماهواره لندست متعلق به سالهای 1397و 1377 میلادی که توسط سنجندههای OLIو MSS5 برداشت شده است، تصاویر در چهار طبقه اصلی مسکونی (شهر)، مناطق دارای پوشش گیاهی، زمینهای مرطوب(رودخانه) و بایر دستهبندی شدند. پس از تهیه نقشههای پوشش سرزمین از نرمافـزار TerrSat جهت تجزیه و تحلیل تغییرات کاربری اراضی اســتفاده شـد و در نهایت با استفاده از زنجیره مارکوف به پیش بینی روند توسعه شهری در مناطق مورد مطالعه پرداخته شد. نتایج تحقیق نشان میدهد که شهر های آبادان و خرمشهر کاربری پوششگیاهی بیشترین تغییر را داشته است در حالیکه در دو شهر بندر امام خمینی(ره ) و ماهشهر بیشترین تغییرات مربوط به کاربری بایر بوده است.. همچنین در هر چهار شهر مورد بر مساحت مناطق مسکونی در بازه زمانی افزوده شده است.
آقای عبدالعظیم قنداق ساز، دکتر مسلم سواری، دکتر فرهاد جوان،
دوره 8، شماره 4 - ( 11-1399 )
چکیده
هدف: ارزیابی مخاطرات در مقاصد گردشگری نقش مهمی در حفظ ایمنی گردشگران و پایداری محیطزیست ایفا میکند. شناسایی تهدیدات بالقوه مانند بلایای طبیعی، ازدحام جمعیت، آسیبهای فرهنگی و مخاطرات اجتماعی، زمینهساز برنامهریزی دقیقتر و مدیریت مؤثرتر گردشگری است. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی مخاطرات محیطی در مناطق گردشگری شهرستان دزفول انجام شده است.
روش پژوهش: جامعه آماری شامل گردشگران مناطق روستایی شهرستان دزفول بوده که براساس آمار سازمان میراث فرهنگی، سالانه بیش از ۱۰ میلیون نفر از این مناطق بازدید میکنند. حجم نمونه با استفاده از جدول کرجسی و مورگان ۳۸۴ نفر تعیین شد و نمونهگیری بهصورت تصادفی انجام گرفت. در این مطالعه، ۳۳ روستا در چهار بخش شهرستان مورد بررسی قرار گرفتند. دادهها با استفاده از پرسشنامه و تحلیل عاملی تأییدی تجزیه و تحلیل شدند.
یافتهها: باتوجه به نتایج بررسی فقط بخش چغامیش از نظر مخاطرات سیاسی باخطر بالا روبروست و سایر بخشها دارای تهدید متوسط در این حوزه هستند. در حوزه مخاطرات مالی و اقتصادی موضوع متفاوت است و فقط بخش مرکزی با تهدید متوسط روبروست و سایر بخش ها دارای تهدید با سطح بالا روبرو هستند. اما مهمترین نتیجه این بررسی در حوزه مخاطرات اجتماعی خود را نشان داده، جایی که تمام بخشها تهدید با سطح پائین را نشان داده اند که بیانگر امنیت مناسب و آسایش گردشگران در سفر به این شهرستان بوده است. همچنین نتایج مطالعه نشان دهنده سطح متوسط مخاطرات محیطی در بخش های شهیون و سردشت و چغامیش بوده و حتی در بخش مرکزی این مخاطرات در محدوده اولویت پایین قرار دارد. نتایج تحلیل عاملی تاییدی راهکارهای کاهش مخاطرات گردشگری در شهرستان دزفول در عامل های عوامل اطلاع رسانی و آموزشی، عوامل قانونی و امنیتی، عوامل احتیاطی و عوامل زیرساختی طبقهبندی شد.
نتیجهگیری: پژوهش حاضر نشان داد که مخاطرات اجتماعی در شهرستان دزفول در سطح پایینی قرار دارد و امنیت گردشگران تأمین شده است. با این حال، مخاطرات اقتصادی و محیطی در برخی بخشها نیازمند توجه و مدیریت بیشتر هستند. اجرای راهکارهای پیشنهادی میتواند به بهبود کیفیت تجربه گردشگری و توسعه پایدار منطقه کمک کند.
دکتر کمیل عبدی، دکتر همت اله رورده،
دوره 8، شماره 4 - ( 11-1399 )
چکیده
هدف: سیلاب یکی از مهمترین بلایای طبیعی در استان مازندران و بهویژه شهرستان ساری به شمار میرود که هر ساله خسارات گستردهای در ابعاد اقتصادی، اجتماعی و زیستمحیطی بههمراه دارد. هدف این پژوهش، شناسایی و پهنهبندی خطر سیلاب با بهرهگیری از الگوریتمهای یادگیری ماشین جنگل تصادفی (RF) و ماشین بردار پشتیبان (SVM) و همچنین استفاده از رویکرد تلفیقی برای افزایش دقت پیشبینیها و کاهش عدمقطعیت مدلها است.
روش پژوهش: در این مطالعه، مجموعهای از دادههای مکانی شامل مدل رقومی ارتفاع (DEM)، کاربری اراضی حاصل از تصاویر ماهوارهای، شاخصهای ژئومورفولوژیکی (شیب، جهت شیب و تراکم زهکشی)، دادههای زمینشناسی، فاصله از جادهها و آبراههها، شاخص پوشش گیاهی (NDVI) و متغیرهای اقلیمی (بارش و دما) گردآوری شد. دادهها با استفاده از ابزارهای GIS و RS پردازش و برای آموزش و اعتبارسنجی مدلها آماده گردیدند. عملکرد مدلها با معیارهای ارزیابی شامل دقت، F1، AUC و منحنی ROC سنجیده شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که هر دو مدل RF و SVM عملکرد بالایی در پهنهبندی خطر سیلاب دارند، بهطوریکه مقادیر شاخصهای ارزیابی بیانگر دقت قابل قبول آنها است. همچنین، رویکرد تلفیقی منجر به بهبود نتایج و کاهش خطاهای ناشی از پیشبینی منفرد شد. بر اساس نقشههای تولیدشده، بخش قابل توجهی از شهرستان ساری در طبقات خطر زیاد و خیلی زیاد قرار دارد که با مناطق دارای بارشهای شدید، تراکم زهکشی بالا و شیب تند همپوشانی دارد.
نتیجهگیری: پژوهش حاضر تأکید میکند که الگوریتمهای یادگیری ماشین، بهویژه در قالب رویکرد تلفیقی، ابزار مؤثری در شناسایی مناطق مستعد سیلاب هستند. نتایج این تحقیق میتواند بهعنوان مبنای علمی در برنامهریزی شهری، مدیریت بحران و کاهش خطرپذیری سیلاب در شهرستان ساری و سایر مناطق مشابه مورد استفاده قرار
آقای مهرداد کرمی، دکتر محمدرضا پورجعفر،
دوره 8، شماره 4 - ( 11-1399 )
چکیده
پدیدهی تغییر کاربری اراضی در مناطق پیرامونی کلانشهر تهران، بهویژه در محدودهی لواسانات، طی دو دههی اخیر از یک فرآیند کالبدی و اقتصادی به مسئلهای راهبردی در حوزهی حکمرانی فضایی، تابآوری سرزمینی و پدافند غیرعامل تبدیل شده است. این پژوهش با هدف تبیین سازوکارهای نهادی، فضایی و اکولوژیکی مؤثر بر تغییر کاربری اراضی و پیامدهای آن بر تابآوری فضایی منطقه، با رویکردی تلفیقی و بهرهگیری از روشهای کیفی و کمی انجام شده است. دادههای پژوهش از سه منبع اصلی گردآوری شدهاند: تحلیل محتوای اسناد قانونی و سیاستی مرتبط با مدیریت زمین، مصاحبههای نیمهساختاریافته با کارشناسان و مسئولان محلی، و تحلیل مکانی دادههای پوشش زمین با استفاده از مدل پیشبینی تغییرات کاربری. یافتهها نشان میدهد که تغییر کاربری در لواسانات حاصل همزمان سه سطح از کنش است: تخریب ساختارهای اکولوژیکی که منجر به کاهش ظرفیت طبیعی سرزمین در جذب و مهار مخاطرات محیطی شده است، ضعف نظارت نهادی که توان نظارت و کنترل بر زمین را تضعیف کرده و تمرکز کالبدی که خطرپذیری فضایی را افزایش داده است. این تحولات همزمان با کاهش شدید اراضی کشاورزی و از بین رفتن کمربندهای طبیعی، به تضعیف کارکردهای زیستمحیطی، تشدید خطرپذیری کالبدی و کاهش کارایی پدافند غیرعامل منجر شده است.
نتایج تحلیلها نشان میدهد که لواسانات در وضعیت گذار از یک نظام فضایی پایدار به یک نظام شکننده و بیدفاع قرار دارد. فرآیند تغییر کاربری اراضی در این منطقه نه صرفاً پیامد فشارهای جمعیتی یا اقتصادی، بلکه بازتابی از اختلال در نظام حکمرانی فضایی و ضعف نهادی در مدیریت زمین است. در نتیجه، آنچه در ظاهر «توسعه» تلقی میشود، در عمل به فرایند تدریجی «بیدفاعسازی سرزمین» و فرسایش تابآوری اکولوژیکی و نهادی منجر شده است.