44 نتیجه برای نوع مطالعه: كاربردي
عنایت اسدالهی، مهری اکبری، زهرا حجازی زاده،
دوره 12، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
هدف: هدف اصلی از این پژوهش شناسایی و تحلیل فصلی فراگیرترین بارشهای سیلآسا در ایران طی سالهای 1940 تا 2023 است.
روش پژوهش: برای رسیدن به این هدف اقدام به دریافت دادههای بارش از پایگاه داده ECMWF با تفکیک مکانی 25/0 در 25/0 درجه قوسی برای محدوده ایران طی دوره مطالعاتی شده و گام بعدی با استفاده از صدک 95ام اقدام به محاسبه آستانه بارشهای سیلآسا برای هر یاخته به صورت فصلی شده و روزهای همراه با بارش سیلآسا شناسایی شده و با اعمال شرط بالاترین گسترش مکانی صدک 95ام روزهای دارای فراگیرترین بارش بالاتر از آستانه برای هر فصل شناسایی شده و در پایان به بررسی شرایط جوی حاکم بر آنها پرداخته شده است.
یافتهها: تحلیلها نشان میدهد که بالاترین بارش به میزان 85/146 میلیمتر در فصل زمستان و کمترین آن به مقدار 85 میلیمتر مربوط به فصل تابستان میباشد. بالاترین پوشش مکانی بترتیب در فصل بهار(9/41)، زمستان(69/40)، پاییز(55/32) و تابستان(84/16) رخ داده است. بررسی فشار تراز دریا نشان میدهد که در زمان رخ داد بارش فراگیر فصل تابستان یک کمربند کمفشار از غربیترین تا شرقیترین نقشه جو بالا که ایران داخل آن قرار دارد وجود داشته ولی برای سایر فصول کمربند پرفشار در همین محدوده وجود دارد. تراز 500 هکتوپاسکال در فصل تابستان وجود یک سلول بسته پرفشار دینامیکی بر روی ایران را نشان میدهد ولی در تراز 850 هکتوپاسکال دو مرکز کمفشار بر روی عربستان و پاکستان وجود داشته و باعث تشدید ناپایداری بر روی ایران شده است، بنابراین میتوان دریافت که در ترازهای پایینی شرایط جهت ریزش جوی هموار بوده و حتی امگا تراز 500 هکتوپاسکال بر روی ایران در این روز صعود هوا هر چند ضعیف را نشان میدهد. اما در سایر فصول همواره یک ناوه بر روی غرب ایران قرار داشته و در فصل بهار و زمستان الگوهای بندالی حضور فعالی داشته و با سازوکار خود سبب کندی حرکت جریانات و انحراف آنها بر روی منابع رطوبتی شده و زمینه انتقال رطوبت بیشتر از شرایط نرمال را به سمت ایران فرآهم نموده است. در تمامی فصول بجزء فصل تابستان ایران زیر سیطره رودباد بوده است. قرارگیری رودباد بر روی ایران سبب تشدید ناپایداری در ترازهای زیرین شده است. بررسی رودخانه جوی نشان میدهد که در بارشهای فراگیر تمامی فصول همواره رودخانه جوی با منشاء دریای سرخ، خلیجفارس وجود داشته ولی در دو فصل پاییز و زمستان شاخه فرعی هم از دریای مدیترانه دخالت داشته و سبب افزایش میزان بارندگی شده است.
دکتر برومند صلاحی، آقای مهدی فروتن،
دوره 12، شماره 3 - ( 10-1404 )
چکیده
پدیده جوی انسو (ENSO)، شامل فازهای النینو و لانینا، تأثیرات قابلتوجهی بر الگوهای بارش، دما و خشکسالی در مناطق مختلف جهان دارند. این پژوهش با هدف بررسی ارتباط شاخصهای ENSO مانند MEI، SOI و نوسانات NINO با شاخصهای خشکسالی (TCI، VCI، VHI و SPI) در استانهای گیلان، گلستان و مازندران طی سالهای 2013 تا 2022 انجام شد. دادههای ماهوارهای NDVI، LST و بارش از گوگل ارث انجین برای محاسبه شاخصهای خشکسالی استخراج و دادههای ENSO از سایت NOAA جهت تحلیل همبستگی دریافت شدند. نتایج نشان داد شاخص MEI همبستگی مثبت و معناداری با SPI داشته و کاهش خشکسالی با افزایش بارش را نشان میدهد، اما ارتباط ضعیفی با سایر شاخصهای خشکسالی داشت. شاخص SOI همبستگی منفی و معناداری با SPI نشان داد که بیانگر تأثیر لانینا بر افزایش خشکسالی، بهویژه در استان گلستان است. شاخصهای نینو با SPI در استانهای شمالی ایران همبستگی مثبت داشتند و تأثیر کاهش خشکسالی و افزایش بارش را تأیید کردند. در فاز النینو، مناطق شمالی استانهای مورد مطالعه افزایش دما و جنوب استان مازندران دماهای زیر صفر را تجربه کردند، درحالیکه در فاز لانینا، دما افزایش یافته و مناطق شمالی استانهای مورد مطالعه دماهای بالاتری داشتند. پوشش گیاهی در فاز النینو در جنوب استان گلستان و شرق استان مازندران متراکمتر بود، اما در فاز لانینا کاهش یافت. شاخص SPI نشان داد خشکسالی در فاز النینو بیشتر در نیمه غربی استانهای مورد مطالعه و در فاز لانینا گستردهتر و شدیدتر بود. شاخص VHI، سلامت بهتر پوشش گیاهی را در النینو بهویژه در استانهای گیلان و مازندران و کاهش سلامت را در فاز لانینا بهویژه در استانهای مازندران و گلستان نشان داد.
خانم رعنا نوروزی، اقا سیدمروت افتخاری، اقا علی احمدآبادی،
دوره 12، شماره 4 - ( 10-1404 )
چکیده
هدف: در دو دهۀ اخیر فرونشست به عنوان یک مخاطره ژئومورفیک و یکی از بحرانهای زیستمحیطی، هر ساله خسارات جبران ناپذیری را به دشت های ایران تحمیل می کند که می توان گفت یکی از مهمترین علل آن در حال حاضر برداشت غیر اصولی و بی رویه از سفره های زمینی می باشد. دشت اشتهارد بهعنوان یکی از قطبهای صنعتی و کشاورزی استان البرز هم از این قائده مستثنی نیست که به دلیل افت شدید سطح آب زیرزمینی توسط وزارت نیرو ممنوعۀ بحرانی اعلام شده است. از این رو در این پژوهش جهت مدلسازی ریسک خطر وقوع فرونشست در دشت اشتهارد، از روش جنگل تصادفی در محیط نرمافزار R استفاده شد.
روش پژوهش: در این راستا، ۱۲ لایه مستقل شامل نقشه ارتفاع، فاصله از آبراهه، فاصله از قنات، فاصله از چاه، فاصله از گسل، افت سطح آب زیرزمینی، تراکم زهکشی، خاکشناسی، سنگشناسی، کاربری اراضی، شاخص رطوبت توپوگرافی و تابش خورشیدی و یک لایه وابسته شامل نقاط فرونشست مورد استفاده قرار گرفت. مدل جنگل تصادفی در محیط نرمافزار R اجرا شد. از دو شاخص مهم میانگین کاهشی دقت و میانگین کاهش ضریب جینی برای تعیین اولویت، اهمیت و وزندهی عوامل مؤثر بر فرونشست استفاده شد و به منظور ارزیابی عملکرد مدل، از معیارهای دقت (Accuracy)، ضریب کاپا (Kappa) و منحنی ویژگی عملکرد گیرنده (ROC Curve) را مورد استفاده قرار دادیم.
یافتهها: نتایج نشان داد که مدل جنگل تصادفی دقت بالایی در طبقهبندی ریسک فرونشست زمین دارد. که ارزیابی ما هم از نظر دقت کلی ۰.۹۶۳(Accuracy)، هم از نظر توافق واقعی ۰.۶۱۱ (Kappa)، و هم از نظر قدرت تمایز ۰.۹۵۵(AUC) کاملاً علمی و معتبر بود و بیانگر آن است که مدل جنگل تصادفی برای پهنهبندی ریسک خطر وقوع فرونشست عملکرد بسیار خوبی داشته است. متغیرهای عمق آب زیرزمینی، فاصله از چاهها، زمینشناسی و کاربری اراضی بیشترین تأثیر را در وقوع فرونشست داشتند. همچنین بیش از ۶۵٪ از مساحت منطقه در طبقات ریسک زیاد و بسیار زیاد قرار گرفت که حاکی از شرایط بحرانی منطقه است. این در حالیست که درصد مساحت کاربری شهری از سال ۲۰۱۱ تا ۲۰۲۳ روند صعودی را تجربه کرده است. بهویژه در سال ۲۰۲۳ که با افزایش تمرکز جمعیتی، بستری برای فشار بیشتر بر منابع زیرزمینی وارد آمده و فرونشست در این نواحی شدت یافته است.
خانم شکوفه امیدی قلعه محمدی، دکتر احمد مزیدی، دکتر کمال امیدوار،
دوره 13، شماره 1 - ( 4-1405 )
چکیده
هدف: استان چهارمحال و بختیاری بهدلیل موقعیت کوهستانی و تأثیرپذیری از سامانههای جوی مدیترانهای و سودانی، طی سالهای اخیر بارشهای شدید و نوسانات هیدرولوژیکی قابل توجهی را تجربه کرده است. این شرایط منجر به وقوع سیلابهای ناگهانی و تهدید منابع آب در منطقه شده است. در این راستا، پژوهش حاضر با هدف تحلیل شدت بارشهای رگباری، برآورد مقادیر آن در دورههای بازگشت مختلف و ترسیم منحنیهای شدت–مدت–فراوانی (IDF) و نقشههای پراکندگی فضایی برای چهار ایستگاه کوهرنگ، فارسان، شهرکرد و بروجن انجام گرفت.
روش پژوهش: دادههای بارش طی یک دوره آماری ۲۰ ساله استخراج شد و شدت بارش برای تداومهای زمانی ۱۵ تا ۱۴۴۰ دقیقه محاسبه گردید. در ادامه، بیشینه شدت بارش در دورههای بازگشت ۲، ۵، ۱۰، ۲۵، ۵۰، ۱۰۰ و ۲۰۰ سال با بهرهگیری از توزیعهای آماری مختلف شامل گمبل، نرمال، پیرسون نوع ۵ و ویبول برآورد شد. افزون بر این، از روشهای درونیابی مکانی برای نمایش الگوهای پراکندگی شدت بارش در سطح استان بهره گرفته شد.
یافتهها: نشان داد که توزیع گمبل بهترین برازش را با دادههای مشاهدهای داشته است. همچنین مشخص گردید که با افزایش مدت زمان بارش، شدت بارش کاهش یافته و با افزایش دوره بازگشت، شدت افزایش یافته است. نتایج فضایی نیز حاکی از آن بود که بیشترین شدت بارش در نواحی مرتفع شمالغربی استان ایستگاه کوهرنگ رخ داده و به سمت جنوب و شرق کاهش یافته است.
نتیجهگیری: استفاده از توزیعهای آماری، بهویژه گمبل، امکان مدلسازی دقیق بارشهای رگباری را در استان فراهم میکند. و طراحی سازههای هیدرولوژیکی باید بر اساس الگوهای پراکندگی شدت بارش در کل استان انجام گیرد.