حسین پورسلطانی زرندی، رضا اندام، رسول فرجی،
دوره ۲، شماره ۳ - ( ۶-۱۳۹۱ )
چکیده
هدف تحقیق حاضر بررسی رابطه بین تعالی سازمانی و تعهد سازمانی در ادارات کل تربیت بدنی استانهای منتخب ایران بود. پس از تأیید روایی پرسشنامههای تعالی سازمانی EFQM و تعهد سازمانی آلن و میر و اسمیت (۱۹۹۳)، پایایی آنها در یک مطالعه راهنما، به ترتیب ۹۲۸/۰=&alpha و ۸۶۸/۰=&alpha محاسبه شد. ۴۳۷ پرسشنامه در بین کارکنان ده استان منتخب (تصادفی طبقهای) توزیع شد که در نهایت دادههای مربوط به ۳۳۷ پرسشنامه مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت. نتایج نشان داد بین تعالی سازمانی و تعهد سازمانی کارکنان رابـطه مثبت و معنـیداری وجود دارد (۰۰۱/۰=p و ۵۴۶/۰=r). بین تعالی سازمانی و هریک از خردهمقیاسهای تعهد سازمانی (عاطفی، مستمر و هنجاری) نیز رابطه مثبت و معنیداری مشاهده شد (۰۱/۰>P). تعهد عاطفی قویترین (۰۰۱/۰=p و۵۵۱/۰=r) و تعهد مستمر ضعیفترین (۰۰۱/۰=p و۳۰۹/۰=r) رابطه را با تعالی سازمانی داشتند. همچنین بین توانمندسازها و نتایج در مدل تعالی سازمانی رابطه قوی و معنیداری مشاهده شد(۰۰۱/۰=pو۸۶۴/۰=r). با توجه به نتایج تحقیق حاضر مبنی بر وجود رابطه مثبت بین تعالی و تعهد سازمانی، میتوان گفت مدیرانی که قصد اجرا و پیادهسازی مدل تعالی سازمانی EFQM را دارند، بهتر است تعهد سازمانی کارکنان خویش را نیز مدنظر قرار دهند.
حسین پورسلطانی زرندی، رسول فرجی، محبوبه اللهیاری،
دوره ۲، شماره ۴ - ( ۱۰-۱۳۹۱ )
چکیده
هدف تحقیق حاضر بررسی رابطه بین سبکهای رهبری تحولگرا و عملگرای مدیران مدارس و نیازهای انگیزشی معلمان تربیتبدنی بر اساس نظریۀ X و Y مکگریگور بود. مطابق فرضیۀ نظریۀ Y، انسان موجودی مسئولیتپذیر است و علاقه به کار در ذات و فطرت اوست چنین فردی خود کنترل و خود انگیزش است، در حالی که برطبق مفروضۀ X، انسان موجودی کارگریز و راحتطلب است و تنها راه واداشتن او به کار اجبار و کنترل مستقیم و ترساندن از تنبیه است. جامعه آماری این تحقیق تمامی معلمان تربیتبدنی استان آذربایجان غربی بود (۶۴۰=N)، ۲۴۱ معلم به صورت تصادفی بهعنوان نمونه انتخاب شدند. پس از تأیید روایی صوری و محتوایی پرسشنامههای چندعاملی رهبری (MLQ) باس و آلیو (۱۹۹۵) و نیازهای انگیزشی آلان چاپمن (۲۰۰۲) توسط متخصصان، پایایی آنها در یک مطالعه راهنما و به روش آلفای کرونباخ به ترتیب ۹۰۶/۰=&alpha و ۹۴۰/۰=&alpha محاسبه شد. نتایج رابطه مثبت و معنیداری بین سبکهای رهبری تحـولگرا (۰۰۱/۰=sig و۵۳۸/۰=r) و عمـلگرا (۰۰۱/۰=sig و۴۴۵/۰=r) با مـفروضـههـای نظـریۀ Y مکگریگور نشان داد (۰۱/۰>P). بین سبک رهبری بیخاصیت و مفروضههای نظریۀ Y رابطه منفی غیرمعنیدار مشاهده شد (۲۱۶/۰=sig و۰۸۰/۰-=r). همچنین، بین اولویت سبکهای رهبری مدیران مدارس تفاوت معنیداری وجود داشت (۰۱/۰>P) و سبک رهبری تحولگرا (۸۵۲/۰±۳۴۵/۲) در اولویت اول و سبکهای رهبری عملگرا (۷۱۳/۰±۹۲۸/۱) و بیخاصیت (۹۷۲/۰±۲۵۲/۱) در اولویتهای بعدی بودند. از دیدگاه معلمان تربیتبدنی، وضعیت موجود در مدارس این استان با مفروضههای نظریۀ X همخوانی داشت. نتیجه اینکه مدیران تحولگرا تمایل و اعتقاد بیشتری به مفروضههای نظریۀ Y دارند و این مدیران با داشتن نگرش Y به کارکنان خود، توانایی ایجاد انگیزش بیشتری خواهند داشت.