مهدی روزبهانی، سیدمحمدکاظم واعظ موسوی، حسن خلجی،
دوره ۲، شماره ۴ - ( ۱۰-۱۳۹۱ )
چکیده
هدف این مطالعه بررسی کارآمدی تعداد کوششهای تمرینی در تعیین میزان پیچیدگی تکالیف است. ۶۰ آزمودنی بنا به نوع تکلیف الف- ب و شیوه ارائه بازخورد(۱۰۰درصدی، حذفی، خودکنترل) بهشکل تصادفی در شش گروه قرار گرفتند. آزمودنیها در طی دو روز نخست و در هر روز ۱۰۰ مرتبه به تمرین تکالیف مورد نظر پرداختند. آزمونهای یادداری در روزهای دوم و سوم و آزمونهای بازاکتساب در روز سوم از ایشان به عمل آمد.با استفاده از آزمون آماری ANOVA مشخص شد که عملکرد آزمودنیها بهواسطه دسته کوششهای تمرینی در هر دو روز بهبود یافت، اما این بهبودی در روز دوم، در تکلیف ب بهشکل معناداری بهتر از تکلیف الف بود. عملکرد آزمودنیها در آزمون یادداری و بازاکتساب دوم به شکل معناداری بهتر از آزمـون یادداری و بازاکتساب نخـست بود. در ضمن گـروههای تمرینی تکلیف ب در آزمونهای یادداری بهشکل معناداری بهتر از گروههای تمرینی تکلیف الف عمل کردند (p<۰,۰۵). نتایج نشان میدهد تکلیف الف نسبت به تکلیف ب پیچیدهتر است و میزان بهینهای از کوششهای تمرینی لازم است تا تکلیف دشوارتر تشخیص داده شود.