حسین پورسلطانی زرندی، رسول فرجی، محبوبه اللهیاری،
دوره ۲، شماره ۴ - ( ۱۰-۱۳۹۱ )
چکیده
هدف تحقیق حاضر بررسی رابطه بین سبکهای رهبری تحولگرا و عملگرای مدیران مدارس و نیازهای انگیزشی معلمان تربیتبدنی بر اساس نظریۀ X و Y مکگریگور بود. مطابق فرضیۀ نظریۀ Y، انسان موجودی مسئولیتپذیر است و علاقه به کار در ذات و فطرت اوست چنین فردی خود کنترل و خود انگیزش است، در حالی که برطبق مفروضۀ X، انسان موجودی کارگریز و راحتطلب است و تنها راه واداشتن او به کار اجبار و کنترل مستقیم و ترساندن از تنبیه است. جامعه آماری این تحقیق تمامی معلمان تربیتبدنی استان آذربایجان غربی بود (۶۴۰=N)، ۲۴۱ معلم به صورت تصادفی بهعنوان نمونه انتخاب شدند. پس از تأیید روایی صوری و محتوایی پرسشنامههای چندعاملی رهبری (MLQ) باس و آلیو (۱۹۹۵) و نیازهای انگیزشی آلان چاپمن (۲۰۰۲) توسط متخصصان، پایایی آنها در یک مطالعه راهنما و به روش آلفای کرونباخ به ترتیب ۹۰۶/۰=&alpha و ۹۴۰/۰=&alpha محاسبه شد. نتایج رابطه مثبت و معنیداری بین سبکهای رهبری تحـولگرا (۰۰۱/۰=sig و۵۳۸/۰=r) و عمـلگرا (۰۰۱/۰=sig و۴۴۵/۰=r) با مـفروضـههـای نظـریۀ Y مکگریگور نشان داد (۰۱/۰>P). بین سبک رهبری بیخاصیت و مفروضههای نظریۀ Y رابطه منفی غیرمعنیدار مشاهده شد (۲۱۶/۰=sig و۰۸۰/۰-=r). همچنین، بین اولویت سبکهای رهبری مدیران مدارس تفاوت معنیداری وجود داشت (۰۱/۰>P) و سبک رهبری تحولگرا (۸۵۲/۰±۳۴۵/۲) در اولویت اول و سبکهای رهبری عملگرا (۷۱۳/۰±۹۲۸/۱) و بیخاصیت (۹۷۲/۰±۲۵۲/۱) در اولویتهای بعدی بودند. از دیدگاه معلمان تربیتبدنی، وضعیت موجود در مدارس این استان با مفروضههای نظریۀ X همخوانی داشت. نتیجه اینکه مدیران تحولگرا تمایل و اعتقاد بیشتری به مفروضههای نظریۀ Y دارند و این مدیران با داشتن نگرش Y به کارکنان خود، توانایی ایجاد انگیزش بیشتری خواهند داشت.