|
|
|
|
|
 |
جستجو در مقالات منتشر شده |
 |
|
2 نتیجه برای گونهشناسی ادبی
نرگس صالحی، محمدرضا حاجی بابایی، جلد 28، شماره 88 - ( 4-1399 )
چکیده
پاورقینویسی گونهای نوشتاری است که با شکلگیری مطبوعات پدید آمده است و دلایل پیدایی آن را میتوان جبران کمبود نشر کتاب، بهرهگیری از شیوهای تازه برای ارائه مطالب طولانی، و نیز حفظ و افزایش تعداد خوانندگان دانست. در این مقاله، با استفاده از روش تاریخادبیاتپژوهی، به بررسی این گونه نوشتاری و کاربرد آن در مطبوعات ایران از آغاز تا سال 1320 پرداختهایم. هرچند که داستانهای پاورقی بیشترین سهم از پاورقینویسی مطبوعات را به خود اختصاص داده است، موضوعات گوناگون دیگری همچون نمایشنامه، سفرنامه، شرححال و متون تاریخی نیز بهصورت پاورقی منتشر شده است. در نخستین مطبوعات ایرانی، اصطلاحات گوناگونی همچون قسمت تحتانی، فیتون و ذیل برای این گونه نوشتاری استفاده شده است. نخستینبار روزنامه اتحاد اسلام اصطلاح پاورقی را بهکار برد و اندکاندک این اصطلاح در دیگر نشریات نیز بهکار رفت. نخستین پاورقیها را اعتمادالسلطنه در روزنامه ایران منتشر کرده است که عمدتاً دارای موضوعات تاریخی هستند. نخستین داستان پاورقی ایرانی، رمان نیرنگ سیاه یا کنیزان سفید، اثر ملکالشعرای بهار است که در سال 1298 در نشریه ایران منتشر شده است و این موضوع که عدهای از پژوهشگران، رمانهای تهران مخوف یا دهنفر قزلباش را نخستین رمانهای پاورقی ایران دانستهاند، فاقد دقت پژوهشی است. مهمترین ویژگیهای این گونه نوشتاری، دنبالهداربودن و تنوع موضوعی آن است. از نظر سبک نوشتاری نمیتوان ویژگی زبانی خاصی را برای این گونه در نظر گرفت. سبک زبانی این گونه، تابع سبک نوشتاری نویسندگان یا مترجمان آن است.
امیرمهدی صفایی دریاکناری، سمیه آقابابایی، بتول واعظ، جلد 33، شماره 99 - ( 7-1404 )
چکیده
تبیین مرزهای گونهشناختی در پیوستار «نثر به شعر»، از چالشهای بنیادین زبانشناسی ادبی است. پژوهش حاضر با هدف بازتعریف گونهشناسی متون آمیخته، به بررسی تطبیقی عناصر برجستهساز در دفتر «ابراهیم در آتش» احمد شاملو (شعر سپید) و دفاتر «تولدی دیگر» و «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد» فروغ فرخزاد (شعر نیمایی) میپردازد. روش تحقیق، توصیفی-تحلیلی با رویکرد کمّی- کیفی بر مبنای نظریه هنجارگریزی جفری لیچ و مدلهای صفوی و حقشناس است. یافتههای پژوهش نشان میدهد که برخلاف پیشفرضهای نظری پیشین، «بسامد و کیفیت توازنها» (قاعدهافزایی) عامل اصلی تعیین جایگاه متن در پیوستار به سمت «پیشنمون شعر» است، در حالی که قاعدهکاهی صرفاً ابزار ورود به زبان ادبی محسوب میشود. دادهکاوی اشعار فاش کرد که شاملو با بهرهگیری از «توازنهای جبرانی» (مانند قافیه با میانگین ۴.۸۶ و توازنهای واجی متراکم)، خلأ وزن عروضی را پوشش داده است؛ در حالی که فرخزاد با تکیه بر «عروض گفتاری»، نیاز کمتری به توازنهای جایگاهمند و هنجارگریزیهای متنوع داشته است. در نهایت، این مطالعه پیشنهاد میدهد که عیار شاعرانگی و تمایز گونههای آمیخته، تابع بسامد و سلسلهمراتب موسیقایی حاصل از قاعدهافزایی است و بر همین اساس، جایگاه دقیق هر متن در پیوستار نثر به شعر قابل بازشناسی است.
|
|
|
|
|
|
|
|
|