|
|
|
|
|
 |
جستجو در مقالات منتشر شده |
 |
|
5 نتیجه برای هنجارگریزی
مریم مشرف، جلد 14، شماره 53 - ( 6-1385 )
چکیده
عارفان از جهات مختلف هنجارگریزی زبانی داشتهاند. هنجارگریزی در زبان عارفان گاه در صورتهایی چون طنز و هزل و وارونهسازی معنایی ظاهر میشود. این هنجارگریزی در صورتهای مختلف خود ابزاری در دست عارفان بوده است به منظور نفی سلسله مراتب ارزش اجتماعی و آزادسازی ذهن مردمان از فشار هنجارهای فکری حاکم بر جامعه. به همین دلیل هنجارگریزی زبانی صوفیه در پیوند با عادتشکنیهای اجتماعی ایشان است. در مقاله حاضر هنجارگریزی در آثار سنایی، مولوی و عطار از این منظر خاص بررسی میشود.
سید احمد پارسا، جلد 17، شماره 66 - ( 12-1388 )
چکیده
ردیف یکی از عوامل مهم و نقشآفرین در افزایش موسیقی کناری شعر است. قرار گرفتن آن بعد از قافیه و داشتن وحدت لفظی و معنایی وجه مشترک همه تعاریف این مقوله از آغاز تاکنون بوده است. خاقانی شروانی (595-515 هـ . ق) با هنجارگریزی در این زمینه و استفاده از ظرفیتهای زبانی چون ایجاد معانی مجازی، کنایی و استعاری جدید در بافت کلام، همه تعاریف موجود در زمینه وحدت معنایی را زیر سؤال برده است؛ بهگونهای که تنها در یک چامه بلند 145 بیتی 116 معنی گوناگون از ردیفهای به کار رفته ارائه کرده است. در پژوهش حاضر ضمن نشاندادن توان هنری خاقانی در این زمینه، کوشش شده تا در تعریف ردیف نیز تجدیدنظر شود. در این راستا انواع ردیفهای اسمی، فعلی، قیدی و امثال آن در قصاید خاقانی بررسی شده است.
یدالله بهمنی مطلق، اسماعیل رهایی، جلد 19، شماره 71 - ( 9-1390 )
چکیده
اگرچه در شعر معاصر، بهویژه شعر قیصر، عوامل فراوان سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و غیره نقش دارند و محتوای این اشعار با فضای انقلاب، جنگ، شهادت و احساس دریغ و افسوس از بهجاماندن از قافله شهدا و... ارتباط تنگاتنگ دارد، بررسی عوامل زبانی از دیدگاه صورتگرایی و عینی نیز حائز اهمیت است. یکی از موارد صورتگرایی در بررسی اشعار و بهطور کلی متون ادبی، خواه نظم و خواه نثر، عنصر برجستهسازی است که عناوینی چون هنجارگریزی و هنجارآفرینی را نیز شامل میشود. هنجارگریزی بهعنوان نگاهی نو در مواجهه با ادبیات و شعر از مهمترین مسائل شعر نو به حساب میآید. از این طریق درمییابیم شاعر چه اندازه با این شگردها و فنون در ایجاد حسّ و حال تازه، بخشیدن انسجام بیشتر به شعر، نظاممندسازی بهتر آن، تقویت بُعد موسیقایی و تأثیرگذاری عمیقتر موفّق بوده است. این مقاله تلاش میکند به این سؤالات پاسخ دهد که آیا قیصر بهعنوان شاعر و هنرمند در اشعار خود از منظر هنجارگریزی دست به آفرینش هنری زده است یا خیر؟ در چه محورهایی بیشتر از این تکنیک هنری استفاده کرده است؟ نقاط قوت و ضعف وی در این زمینه کدام است؟ با توجّه به اینکه اشعار قیصر ظرفیت طرح این مهم را دارد، از این دیدگاه به بررسی اشعار پرداخته شده و هنجارگریزی در اشعار او در سطوح سبکی، گویشی، واژگانی، نحوی، نوشتاری، معنایی، زمانی و آوایی بررسی شده است.
عصمت خوئینی، مهدی کبکی، جلد 24، شماره 81 - ( 12-1395 )
چکیده
شعر پس از انقلاب اسلامی را به جریانهای متفاوتی میتوان تقسیم کرد: یکی از این جریانهای مهم شعر پیشرو با شخصیت شناختهشده آن رضا براهنی است، شاعری که با انتشار مجموعه شعر خطاب به پروانهها و تبیین اندیشههای ادبی خود در مقالات مختلف، به یکی از شاعران و نظریهپردازان تأثیرگذار پس از انقلاب تبدیل شد. براهنی در نظریه شعری خود، که با نام "زبانیت" شهرت یافته است، بهدنبال چندزبانیکردن شعر، تعدد فرم و زبان، پاشیدگی معنا، پاشیدگی روایت، پاشیدگی دستور زبان، صورتگرایی و پاشیدگی توصیف است.
مقاله حاضر به بررسی نوآوریها و هنجارگریزیهای صرفی و نحوی در مجموعه خطاب به پروانهها میپردازد و نشان میدهد که هنجارگریزیهای صرفی شاعر در این مجموعه اغلب با موفقیت همراه بوده است. براهنی با دستکاری در ساختهای صرفی زبان، بیآنکه ساختار صرفی کلمات را متلاشی سازد، موفق به خلق واژگان جدید میشود، اما در بخش نحو، موفقیتی حاصل نمیکند؛ زیرا با متلاشیکردن قواعد حاکم بر جمله ارتباط خواننده را با شعر قطع میکند.
امیرمهدی صفایی دریاکناری، سمیه آقابابایی، بتول واعظ، جلد 33، شماره 99 - ( 7-1404 )
چکیده
تبیین مرزهای گونهشناختی در پیوستار «نثر به شعر»، از چالشهای بنیادین زبانشناسی ادبی است. پژوهش حاضر با هدف بازتعریف گونهشناسی متون آمیخته، به بررسی تطبیقی عناصر برجستهساز در دفتر «ابراهیم در آتش» احمد شاملو (شعر سپید) و دفاتر «تولدی دیگر» و «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد» فروغ فرخزاد (شعر نیمایی) میپردازد. روش تحقیق، توصیفی-تحلیلی با رویکرد کمّی- کیفی بر مبنای نظریه هنجارگریزی جفری لیچ و مدلهای صفوی و حقشناس است. یافتههای پژوهش نشان میدهد که برخلاف پیشفرضهای نظری پیشین، «بسامد و کیفیت توازنها» (قاعدهافزایی) عامل اصلی تعیین جایگاه متن در پیوستار به سمت «پیشنمون شعر» است، در حالی که قاعدهکاهی صرفاً ابزار ورود به زبان ادبی محسوب میشود. دادهکاوی اشعار فاش کرد که شاملو با بهرهگیری از «توازنهای جبرانی» (مانند قافیه با میانگین ۴.۸۶ و توازنهای واجی متراکم)، خلأ وزن عروضی را پوشش داده است؛ در حالی که فرخزاد با تکیه بر «عروض گفتاری»، نیاز کمتری به توازنهای جایگاهمند و هنجارگریزیهای متنوع داشته است. در نهایت، این مطالعه پیشنهاد میدهد که عیار شاعرانگی و تمایز گونههای آمیخته، تابع بسامد و سلسلهمراتب موسیقایی حاصل از قاعدهافزایی است و بر همین اساس، جایگاه دقیق هر متن در پیوستار نثر به شعر قابل بازشناسی است.
|
|
|
|
|
|
|
|
|