[صفحه اصلی ]   [Archive] [ English ]  
:: صفحه اصلي :: درباره نشريه :: آخرين شماره :: تمام شماره‌ها :: جستجو :: ثبت نام :: ارسال مقاله :: تماس با ما ::
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
اطلاعات نشریه::
آرشیو مجله و مقالات::
برای نویسندگان::
برای داوران::
تماس با ما::
تسهیلات پایگاه::
آمار نشریه::
::
شناسنامه نشریه
..
پایگاه‌های نمایه‌کننده

  AWT IMAGE   AWT IMAGE 
 AWT IMAGE   AWT IMAGE 
   

   

..
پایگاه‌های اجتماعی
     
ACADEMIA
 
..
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
..
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
..
نظرسنجی
نظر شما در مورد عملكرد دوفصلنامه زبان و ادبيات فارسي چيست؟
عالي
خوب
متوسط
ضعيف
   
..
:: جستجو در مقالات منتشر شده ::
2 نتیجه برای فروغ فرخزاد

شکیلا نجاری، علیرضا نیکویی، معصومه غیوری،
جلد 33، شماره 98 - ( 3-1404 )
چکیده

گاستون باشلار (1962-1884)، نظریه‌پرداز نامدار فرانسوی، با تفسیر روان‌شناختی متون و بهره‌گیری از کهن‌الگوهای آتش، آب، باد و خاک به بررسی تخیل در متون پرداخته است. ازنظر باشلار، کارِ قوه تفکرْ تولید مفاهیم است و صورخیال محصول قوه تخیل‌اند. انسان پیش‌ازآنکه ببیند یا تجربه کند تخیل می‌کند. باشلار در این دیدگاه ادبیات و هنر را برآمده از تخیل ناب دانسته و معتقد است صورخیال بیانی و کلیشه‌ای در این رویکرد اهمیتی ندارد، بلکه تصاویر تخیلی‌ای مهم هستند که از چهار عنصر اصلی سرچشمه گرفته باشند. از دید باشلار، کار تخیل آن است که از ضمیر ناخودآگاه الهام بگیرد و انتخاب کند که کدام عنصر وجه غالب تفکر نویسنده باشد. ممکن است نویسنده در اثر خود، گریزی به هر چهار عنصر داشته باشد، اما تنها یک عنصر در میدان تفکر و تخیل غالب نویسنده پیروز خواهد بود. ریشه تفاوت کاربرد این عناصر در شعر، ضمیر ناخودآگاه گوینده است که امیال و آرزوهای درونی، خاطرات دوره کودکی و محلی را که نویسنده در آن رؤیاپردازی کرده دربرمی‌گیرد. پس، این مفهوم که تخیل مادی هر نویسنده با دیگری متفاوت است، در تفاوت زیستی، تجربی، حسی و فکری آنان ریشه دارد. در این پژوهش، پس از بررسی نظریات باشلار درباب تخیل ماده آتش که در کتاب روان‌کاوی آتش و شعله شمع گرد آمده است، تمام آثار فروغ فرخزاد را، که به‌نوعی به این مؤلفه‌ها اشاره داشتند، بررسی کردیم. نتایج تحقیق نشان می‌دهد که از میان چهار عنصر، آتش در اشعار اولیه فرخزاد برجسته‌تر است که نمودی از  شور عاشقانه، احساسات و تجربه عشقی تنانه فروغ است.

امیرمهدی صفایی دریاکناری، سمیه آقابابایی، بتول واعظ،
جلد 33، شماره 99 - ( 7-1404 )
چکیده

تبیین مرزهای گونه‌شناختی در پیوستار «نثر به شعر»، از چالش‌های بنیادین زبان‌شناسی ادبی است. پژوهش حاضر با هدف بازتعریف گونه‌شناسی متون آمیخته، به بررسی تطبیقی عناصر برجسته‌ساز در دفتر «ابراهیم در آتش» احمد شاملو (شعر سپید) و دفاتر «تولدی دیگر» و «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد» فروغ فرخزاد (شعر نیمایی) می‌پردازد. روش تحقیق، توصیفی-تحلیلی با رویکرد کمّی- کیفی بر مبنای نظریه هنجارگریزی جفری لیچ و مدل‌های صفوی و حق‌شناس است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که برخلاف پیش‌فرض‌های نظری پیشین، «بسامد و کیفیت توازن‌ها» (قاعده‌افزایی) عامل اصلی تعیین جایگاه متن در پیوستار به سمت «پیش‌نمون شعر» است، در حالی که قاعده‌کاهی صرفاً ابزار ورود به زبان ادبی محسوب می‌شود. داده‌کاوی اشعار فاش کرد که شاملو با بهره‌گیری از «توازن‌های جبرانی» (مانند قافیه با میانگین ۴.۸۶ و توازن‌های واجی متراکم)، خلأ وزن عروضی را پوشش داده است؛ در حالی که فرخزاد با تکیه بر «عروض گفتاری»، نیاز کمتری به توازن‌های جایگاه‌مند و هنجارگریزی‌های متنوع داشته است. در نهایت، این مطالعه پیشنهاد می‌دهد که عیار شاعرانگی و تمایز گونه‌های آمیخته، تابع بسامد و سلسله‌مراتب موسیقایی حاصل از قاعده‌افزایی است و بر همین اساس، جایگاه دقیق هر متن در پیوستار نثر به شعر قابل بازشناسی است.
 

صفحه 1 از 1     

دوفصلنامه  زبان و ادبیات فارسی دانشگاه خوارزمی Half-Yearly Persian Language and Literature
Persian site map - English site map - Created in 0.87 seconds with 29 queries by YEKTAWEB 4741