۱. قرآن کريم ۲. ارسطو (۱۳۷۱) فن خطابه. ترجمة پرخيده ملکي. تهران: اقبال. ۳. اميرکاوه، سعيد و شعيب اسلامي (۱۳۹۵) «روش اقناع مخاطب در نهج¬البلاغه». پژوهشهاي اجتماعي اسلامي. سال بيستودوم. شمارة ۳. پياپي ۱۱۰: ۱۷۵-۲۱۴. ۴. پاشاصالح، علي (۱۳۸۳) آداب سخن (بحث مختصري از اصول فن خطابه در غرب و روشهاي تازة مباحثه از نظر روانشناسي). چاپ دوم. تهران: دانشگاه تهران. ۵. جاويد، عليرضا (۱۳۹۰) «فوکو و نقد خرد مدرن». اطلاعات حکمت و معرفت. شمارة ۹: ۵۱-۵۶. ۶. حسينی پاکدهی، علی (۱۳۸۱) مبانی اقناع و تبليغ. تهران: آن. ۷. خندان، علياصغر (۱۳۸۱) کتاب مغالطات. قم: پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامي. ۸. ديکسون، پيتر (۱۳۸۹) خطابه. ترجمة حسن افشار. تهران: مرکز. ۹. سعدي (۱۳۸۱) گلستان. تصحيح غلامحسين يوسفي. چاپ ششم. تهران: خوارزمي. ۱۰. شريف، رضيالدين (۱۳۸۴) نهج¬البلاغه. ترجمة جواد فاضل خوي. تهران: راهروان قلم. ۱۱. متولي، کاظم (۱۳۸۴) افکار عمومي و شيوه¬هاي اقناع. تهران: بهجت. ۱۲. معين، محمد (۱۳۸۳) فرهنگ فارسی. جلد ۱. چاپ بيستو سوم. تهران: اميرکبير. ۱۳. مکارم شيرازی، ناصر (۱۳۸۰) تفسير نمونه. جلد ۱۳. چاپ سیودوم. تهران: دارالکتب الاسلاميه. ۱۴. مؤذني، علي¬محمد و محمد احمدي (۱۳۹۳) «درآمدي بر فرآيند جايگاه اقناع در فن خطابه و مطالعات ادبي». پژوهشنامة نقد ادبي و بلاغت. سال سوم. شمارة ۲: ۹۳-۱۱۱
|