جستجو در مقالات منتشر شده


229 نتیجه برای Ca

دکتر محمود دهقان، دکتر عطاء الله عبدی، دکتر افشین متقی، دکتر میرهادی حسینی،
دوره 0، شماره 0 - ( 1-1386 )
چکیده

در ادبیات ژئوپلیتیک، کشورهای کوچک و کم برخوردار که در مقایسه با قدرت­های درجه­ی اول و دوم از توان و وزن ژئوپلیتیکی کمتری برای تاثیرگذاری برخودار هستند، کارگزاران کوچک مقیاس به حساب می­آیند. این کارگزاران، با وجود برخورداری از کدهای ژئپلیتیکی محلی، با توجه به مجموعه­ی وضعیت­های محیطی خود، گهگاه می­توانند بر روندها و تحولات ژئوپلیتیکی در مقیاس منطقه­ای و حتی جهانی تاثیر بگذارند. منطقه­ی قفقاز، از نظر تاریخی، میدانی برای ظهور و بروز خُرده خوانینی بود که مجموعه­ی کنشگری­ها و کارگزاری آن­ها، تحولات منطقه­ی قفقاز را تحت تاثیر قرار می­داد و به دلیل نزدیکی حوزه­های فرهنگی آن به ایران، در مقیاس ملی نیز بر مجموعه عملکردهای ژئوپلیتیکی ایران، موثر واقع شده­اند. پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی، نخست با بررسی نقش تاریخی کارگزاران محلی در مجموعه تحولات ژئوپلیتیکی قفقاز، به بررسی تاثیرگذاری بزرگ مقیاس آن­ها پرداخته و سپس، با بررسی کشورهای منتخب این منطقه در زمان فعلی، به چگونگی کنش­گری­های آنان با توجه به وضعیت فعلی حاکم در نظام جهانی پرداخته است. نتایج، نشان می­دهد که کشورهای منطقه­ی قفقاز همچنان با توجه به میراث تاریخی خود، به عنوان کارگزارانی کوچک مقیاس در میان بازیگرانی بزرگ مقیاس عمل می کنند.
حمزه علیزاده، مهری اکبری، زهرا حجازی زاده، محمد احمدی،
دوره 0، شماره 0 - ( 1-1386 )
چکیده

استان کرمانشاه، به­­ویژه شهرستان روانسر از مناطق مهم کشور در بخش کشاورزی و باغی هستند، بیشتر مواقع پدیده تگرگ خسارات قابل توجهی به این بخش­ها وارد می‌کند. یکی از روش‌های کاهش این خسارت نصب و راه اندازی سیستم ضد تگرگ می­باشد. برای رسیدن به این هدف، دادههای ۳۷ بارش تگرگ ایستگاهی، خوشه بندی شده و سه خوشه اصلی به نمایندگی روزهای بارش تگرگ حاصل شد؛ هرکدام از خوشهها از نظر ارتفاع ژئوپتانسیل تراز ۵۰۰ هکتوپاسکال، وزش رطوبتی تراز ۷۰۰، و نقشه تراز ۱۰۰۰ تا ۵۰۰ هکتوپاسکال دما و امگا ترسیم و تحلیل شده است. نتایج بررسی الگوهای ریزش تگرگ نشان می­دهد؛ وجود یک سامانه کم ارتفاع روی خاورمیانه ضروری است؛ که هوای گرم و مرطوب را از عرض­های جنوبی به طرف منطقه هدایت کند؛ و همزمان در سطح زمین وجود ناپایداری زیاد و پایداری ایستای ظعیف در جو و همچنین وجود مقدار رطوبت کافی که توانای ایجاد رگبارها را فراهم کند ضروری است. برای مکان­یابی از روش تحلیل سلسله مراتبی (AHP) در محیط GIS استفاده شده و مجموعاً پارامترهای از قبیل (شیب، جهت شیب، دما، رطوبت...) مورد ارزیابی قرار گرفت. این معیارها به عنوان نقشه‌های عامل، هرکدام جداگانه کلاسه بندی شده و با توجه به میزان ارجحیت شأن در استقرار دستگاه امتیازگذاری شدند. نقشه نهایی مکان‌یابی سامانه نشان میدهد؛ که بخش­های از شمال غرب منطقه (منصورآقایی و قوری قلعه) و شمال شرق بخش مرکزی روانسر و قسمت­های از جنوب غربی محدوده­ به دلیل شرایط جغرافیایی مناسب و متناسب با آن­ها دما و رطوبت کافی و جهت شیب جنوب غربی ، و برخوردار بودن از شرایط مساعد ایجاد ناپایداری شدید و در پی آن بارش تگرگ؛ سیستم ضد تگرگ از اهمیت زیادی برای احداث در این مناطق برخوردار است. به صورت کلی حدود ۳۲.۶ کیلومترمربع شرایط نسبتاً مساعد و حدود ۳ کیلومترمربع شرایط بسیار مساعدی برای احداث سیستم مورد نظر دارند.

ناهید باقری مراغه، محمد معتمدی، عزت اله مافی،
دوره 0، شماره 0 - ( 1-1386 )
چکیده

از زمان حیات بشری تاکنون، بلایا در زندگی انسانها تأثیرات منفی بر جای می­گذارند؛ در پاسخ، افراد و جوامع تلاش می­کنند تا پیامدهای این بلایا را کاهش داده و مقیاسهایی را برای بررسی تأثیرات اولیه ایجاد کنند؛ همچنین به نیازهای پس ازپیدایش بلایا و بازگشت به شرایط اولیه پاسخ دهند. جهت برطرف نمودن این چالش ها و در نتیجه آن بالا بردن کیفیت زندگی در شهرها و کلان شهرها نیاز مندی به یک برنامه ریزی بلندمدت و تصمیم گیری در زمینه حل این مشکلات را بیش از هر زمانی دیگر ضروری می نماید. از این رو پرداختن به تئوری های جدید شهری که هر یک با هدف حل مشکلات شهری، بهبود وضعیت کیفی و کمی زندگی شهروندان در شهرها، ارتقاء کیفیت محیط شهر، مدیریت شهر، پیشبرد شهر به سوی مطلوب تر شدن و ... مطرح شده اند، بیش از پیش مهم است. در دهه های اخیر برای حل این چالش ها و کاهش اثرات آن بر کلان شهرها و شهرهای بزرگ راه حل ها و دیدگاه های مختلفی مطرح شده است که یکی از این راه حل ها توجه به مفهوم شهر تاب آور است.پژوهش حاضر از جهت روش توصیفی-تحلیلی و از نظر هدف کاربردی می­باشد. جامعه­ی آماری این پژوهش را خبرگان و اساتید آشنا به مباحث شهر تشکیل می‌دادند، حجم نمونه در نظر گرفته‌شده برای تکمیل پرسشنامه 35 نفر از اساتید دانشگاهی و متخصصان حوزه پژوهش تعیین شد. نتایج این پژوهش نشان داد که معیار ویژگی­های کالبدی بافت با بیشترین مقدار  D-R  (672/0) در قسمت بالای نمودار قرارگرفته و نشان می­دهد این معیار تأثیرگذارترین معیار است. همچنین بر اساس مقدار D+R محاسبه‌شده، معیار کیفیت ابنیه بااهمیت‌ترین معیار است. همچنین معیار زیرساخت­های شهری با توجه به اینکه کمترین مقدار D-R را به خود اختصاص داده به‌عنوان  تأثیرپذیرترین معیار شناخته شد

دکتر حسن خراج پور، دکتر زهرا حجازی زاده، دکتر بهلول علیجانی، دکتر محمد حسین ناصرزاده،
دوره 0، شماره 0 - ( 1-1386 )
چکیده

با توجه به تاثیر پذیری غیر قابل انکار گیاهان زراعی از تغییرات اقلیمی و منطقه، انجام تحقیقات منطقه­ای برای شناخت عکس العمل هرگیاه زراعی در مراحل مختلف رشد در ارتباط با عناصر آب­وهوایی ضروری به نظر می ­رسد. اگر دمای هوا  همراه با ابر، گرم از آستانه معینی کمتر یا بیشتر شوند نمو آن متوقف می­ شود. ما بین دو حد یک دمای مطلوب وجود دارد که درآن گیاه سریع ترین رشد و نمو خود را دارد. دما و ابر هر دو از مهم ترین عناصر آب وهوایی در کشاورزی هستند. هردو پارامتر اقلیمی باهم باعث تنش در گندم و راندمان  محصول را پایین می­آورد. باتوجه به استراتژیک بودن گندم، در راستای افزایش سطح تولید، در تحقیق حاضر، ضمن بهرگیری از تجربیات و روش­ها و مدل­های مورد استفاده درتحقیقات خارجی و داخلی به لحاظ هدف، کاربردی بوده استان کرمانشاه بعلت وسعت  اراضی زیر کشت محصول گندم  و میزان قابل توجه تولید که از جایگاه خاصی در این زمینه در سطح کشور برخودار است، تعیین آستانه آماری  و تحلیل سینوپتیک دماهای ابر گرم برعملکرد محصول گندم مورد بررسی قرار می ­گیرد. با توجه به بررسی­های انجام گرفته و مشاوره با مهندسین کشاورزی، دمای حداکثر همراه با روزهای ابری، باعث  ایجاد پدیده گلخانه­ای  و گرمای بیش از حد می­ شودکه موجب ریزش گل­ها، ورس، عقیمی دانه گرده، کاهش میوه، پیری زودرس، و فقیربودن دانه می­ شود که این پدیده بیشتر دردو ماه اردیبهشت و خرداد  رخ می­ دهد.
مهناز صادقی، زهرا حجازی زاده، محمد سلیقه،
دوره 0، شماره 0 - ( 1-1386 )
چکیده

هدف از این پژوهش افزایش آگاهی و انعطاف پذیری نسبت به تغییرات آب‌وهوایی و اثرات آن بر محیط‌زیست از طریق آموزش می باشد. در گام اول برای دستیابی به بازتولید داده های اقلیمی و مقایسه سناریوهای مدل گردش عمومی جو از سه فراسنج مهم اقلیمی شامل بارش، دمای کمینه و دمای بیشینه استفاده شد و نیز جهت پیش بینی داده ها  از نرم افزارSDSM  بهره گرفته شد. در این پژوهش از دو ایستگاه زابل و چابهار طی دوره آماری 1961-2005  استفاده شد.  برای مقایسه نتایج به دست آمده مدل گردش عمومی CanESM2 که در گزارش پنجم IPCC آمده از، سه سناریوی RCP2.6 و RCP4.5 و RCP8.5 در دوره زمانی 2020-2050 مورد استفاده قرار گرفت. نتایج مدل CanESM2 نشان داد حداقل و حداکثر دما و نیز بارش در ایستگاه های مورد مطالعه به ترتیب در دوره های آینده روند افزایشی و کاهشی خواهند داشت به عبارتی اثرات تغییرات اقلیمی آشکارتر خواهد شد. در گام دوم با توزیع پرسشنامه از دبیران و دانش آموزان شهرهای زابل و چابهار در بخش آموزش تحقیق به عمل آمد؛ نتایج اعتبار سنجی آزمون آلفای کرون باخ  حاکی از آن است که این پرسشنامه از روایی و پایایی خوبی برخوردار بود. انتخاب جامعه آماری به شکل هدفمند انجام شد؛ یعنی از مجموع مدارس مرتبط مدارسی به شکل هدفمند با صلاحدید اساتید انتخاب شد و نیز مورد ارزیابی و پرسش قرارگرفت. واکاوی نتایج  پرسشنامه‌های مربوط به دبیران و دانش‌آموزان نشان داد فرضیه پژوهش، با توجه به آزمون تی مورد تایید قرار گرفت.نتایج حاصل از تحلیل و مقایسه  پرسشنامه‌های مربوط به دبیران و دانش‌آموزان گویایی  بیشترین تاثیر تغییر اقلیم بر بخش های مختلف شهر زابل بوده است

 
فردین کوشکی، حمیدرضا وارثی،
دوره 0، شماره 0 - ( 1-1386 )
چکیده

از مسائل مهم حاکم بر مدیریت و برنامه­ریزی شهرهای ما، نگرش فرم محور است؛ یعنی می خواهند مسائل شهرها را عمدتاً از طریق تغییرات کالبدی حل کنند و در مطالعات خود بر ویژگی های فیزیکی تاکید دارند. در مقابل این نگرش، دیدگاه فرایند محور قرار دارد که سعی می کند فرایندها را بیشتر مورد تحلیل قرار دهد زیرا این فرایندها هستند که فرم­ ها را به وجود می ­آورند. هدف پژوهش این است که بر روی فرایندها و علل در محلات تاریخی شهر اصفهان تاکید شود و نگرش فرایند محور به عنوان حلقه مفقوده برنامه­ریزی شهرهای ما مورد توجه ویژه خواهد بود. پژوهش حاضر به روش ترکیبی انجام شده است تا از این طریق از مزایای هر دو روش کیفی و کمی بهره گیریم. در روش تحقیق کیفی، داده ­ها از روش­های مصاحبه، مشاهده و مطالعات کتابخانه ­ای جمع­آوری شده است و در روش تحقیق کمی از آزمون تی  تک نمونه­ای استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان می­ دهد فرایندهای جغرافیایی موثر در شکل­ گیری فرم­ها در محلات تاریخی شهر اصفهان عبارتند از: «وجود حیاط مرکزی در مساکن»، «امکان  ارتباط با عناصر طبیعی مانند درخت، آب و نور طبیعی»، «امکان تماشای آیات الهی مانند آسمان، خورشید، ماه و ستارگان»، «اهمیت منابع آبی مانند زاینده­ رود، قنات و مادی­ ها در آفرینش فضاها»، «هماهنگی با اقلیم گرم و خشک»، «اهمیت باغ های خصوصی و خانگی» و «رعایت حریم عناصر طبیعی مانند حریم چاه، قنات، مادی و غیره». از میان  فرایندهای مورد مطالعه نیز «اهمیت منابع آبی مانند زاینده ­رود، قنات و مادی­ ها در آفرینش فضاها» با میانگین 4 بیشترین میانگین را به خود اختصاص داده و مهم ­ترین فرایند موثر در شکل­ گیری فرم­ ها در محلات تاریخی شهر اصفهان می­ باشد.
 
دکتر حبیب اله فصیحی، دکتر طاهر پریزادی، خانم ناهید نوری،
دوره 0، شماره 0 - ( 1-1386 )
چکیده

هدف این مقاله بررسی مؤلفه­ های طبیعی و کالبدی شهرکوهدشت از نظر آسیب ­پذیری در برابر زمین­لرزه است. کوهدشت شهری با 90 هزاز جمعیت و حدود 540 هکتار مساحت است که در غرب استان لرستان قرار دارد.  داده ­های مورد تحلیل از شیپ ­فایل­های اطلاعاتی سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال 1395، شیپ­ فایل کاربری اراضی شهری در سال 1399 و شیپ ­فایل­های زمین­ شناسی سازمان زمین ­شناسی و اکتشافات معدنی ایران فراهم آمده و حسب نیاز و بر اساس مشاهدات، عوارضی نیز به آنها افزوده شده است. تحلیل ­ها به کمک سیستم­اطلاعات جغرافیایی و محاسبات آماری از جداول اطلاعاتی و نقشه­ های استخراج شده با استفاده از نرم­ افزار اکسل صورت پذیرفته است. یافته­ های تحقیق دلالت بر این دارند که محدوده مورد مطالعه بر حسب سابقه رخداد زمین ­لرزه، در پهنه­ ای با خطر متوسط قرار گرفته اما فاصله نزدیک آن تا گسل­های فعال، می ­تواند هشداری بر امکان وقوع زمین­ لرزه ­های مخرب باشد. نسبت بالای ساختمان­های غیرمقاوم، تراکم بالای ساختمانی در برخی قسمت­های شهر و وجود دو جایگاه سوخت در میانه بافت­های مسکونی، مهم­ ترین مؤلفه­ های آسیب ­زا بوده و در مقابل وسعت فضاهای باز، نسبت بالای مساکن حیاط ­دار، تراکم کم جمعیت و نفوذ­پذیری بافت از نقاط قوت مهم در این زمینه به ­شمار می­ روند. پهنه مرکزی شهر که خاستگاه اولیه تکوین شهر است از بقیه قسمت­های شهر آسیب­ پذیرتر است و به دلیل وجود بازار و کانون­های حیاتی شهر در این قسمت، عطف توجه در برنامه­ ریزی ­های آتی را ضروری می­ نماید. 
فرزانه ساسان پور، مرضیه اسدی، زهرابیگم حجازی زاده،
دوره 0، شماره 0 - ( 1-1386 )
چکیده

کلانشهر تهران بـر پایـه شهرسـازی مــدرن توســعه یافتــه و در دهــه اخیــر شــاهد دگرگونی­هایی از جمله کاهش میـزان ظرفیـت زیسـتی منطقه، اثرات اجتماعی - اقتصـادی غیـرقابـل کنتـرل، هزینه­های گزاف در جهت حفـظ سـلامتی و همچنـین درمان بیماری­های به وجود آمده، بـوده اسـت. هدف پژوهش، تحلیل اثرات رد پای کربن در پایداری کلانشهر تهران می باشد. پژوهش حاضر کاربردی و به لحاظ روش تحقیق، توصیفی- تحلیلی است. برای گردآوری اطلاعات از روش کتابخانه­ای و میدانی (پرسشنامه) استفاده گردید. جامعه آماری این پژوهش کلانشهر تهران با جمعیت 8693706 نفر بوده و جهت انتخاب نمونه از فرمول کوکران استفاده و 384 نفر تعیین و به روش نمونه­گیری تصادفی ساده تکمیل شده است. پردازش اطلاعات با نرم­افزار SPSS صورت گرفت و تجزیه و تحلیل نتایج حاصل از پرسشنامه با روش معادلات ساختاری و نرم­افزارPLS ، انجام شد. یافته­های پژوهش نشان داد وضعیت شاخص کربن در شهر تهران در وضعیت نامطلوبی قرار دارد. بیشترین بار عاملی یا ضریب رگرسیونی استاندارد شده برای شاخص برنامه­ریزی کم‌کربن و کمترین میزان آن برای شاخص جامعه کم‌کربن به میزان 218/0 می­باشد. هم­چنین، مشخص شد که برنامه­ریزی کم­کربن دارای بیشترین تأثیر بر کاهش کربن در کلانشهر تهران بوده است. پس از آن شاخص­های توسعه­شهری کم­کربن، محیط زیست کم­کربن، اقتصاد کم­کربن، حمل و نقل کم­کربن، ساخت­ساز کم­کربن و جامعه کم­کربن در کاهش کربن شهر تهران به ترتیب دارای اثرات متفاوتی بودند.
 
دکتر مراد کاویانی راد، خانم آسیه سپهوند،
دوره 0، شماره 0 - ( 1-1386 )
چکیده

انتقال آب استان لرستان به حوضه آبریز مرکزی، مدیریت ناکارای منابع آبی، افت سطح آبخوان­ها و کاهش سطح آب روخانه­ها به تهدید امنیت آب و بروز چالش­های هیدروپلیتیک در حوضه­های رودخانه­ای استان انجامیده است. تهدیدها و چالش­هایی که شناسایی آنها می­تواند از وقوع مشکلات و بحران­های آینده جلوگیری کند. پژوهش حاضر که از نوع کاربردی و از نظر روش آمیخته (کمی و کیفی) است با هدف واکاوی چالش­های هیدروپلیتیکی حوضه­های رودخانه­ای استان لرستان با استفاده از رویکرد آینده پژوهی انجام شده است. جامعه آماری کارشناسان/خبرگان مسائل آب، قتصادی، سیاسی و پژوهشگران جغرافیایی و علوم اجتماعی هستند. با استفاده از روش نمونه­گیری غیراحتمالی، به صوت هدفمند و با اشباع نظری 30 کارشناس انتخاب شد. برای گردآوری داده­ها از پرسش­نامه تاثیرات متقابل آینده­پژوهی و برای تحلیل داده­ها از مدل ساختاری و نرم­افزار میک­مک (MICMAC) استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد مهاجرت اجباری جوانان به مناطق صنعتی و مرکزی (23+)، ایجاد درگیری در شبکه­های مجازی بر سر منابع آب و انتقال آن (23+)، کاهش میزان تولید محصولات به دلیل کم آبی (15+)، تشدید تقابل میان افراد و گروه­های بهرهبردار آب (کشاورزان، دولت و صنعت) (13+)، وقوع درگیری و نزاع محلی بر سر منابع آب (13+)، تهدید امنیت سیاسی (13+)، تهدید تعادل از محیط زیست (11+) و افت کمی و کیفی منابع آب سطحی و زیرزمینی (6+) مهم­ترین چالش­های هیدروپلیتیکی حوضه­های رودخانه­ای استان لرستان به شمار می­روند. در راستای پژوهش پیشنهادهایی برای پژوهش حاضر و تحقیقات آینده داده شد. نوآوری این پژوهش بر خلاف مطالعات گذشته، شناسایی چالش­های هیدروپلیتیکی از منظر حوضه­های رودخانه­ای و رویکرد آینده پژوهی است.

سارا کیانی، راضیه لک، بابک نجفی ها، علی احمد آبادی، زهرا هفتانی،
دوره 0، شماره 0 - ( 1-1386 )
چکیده

خلیج گرگان یک منظره زمین ریخت شناسی و محیط رسوبی ساحلی در جنوب خاوری دریای کاسپین محسوب می شود. هیدرودینامیک سواحل این منطقه تابع هیدرودینامیک عمومی دریای کاسپین می باشد. به واسطه توپوگرافی کم شیب این سواحل، کمترین تغییر در تراز آب دریا منجر به صدها متر جا به جایی در خط ساحلی این منطقه خواهد شد. تغییرات سطح آب دریای کاسپین یک مشکل زیست محیطی و مدیریت ساحلی است و امروزه روند رو به کاهش سطح آب دریای کاسپین در طی چند دهه اخیر باعث تاثییرات مخربی همچون خشکی زایی در سواحل خلیج گرگان شده است. به منظور برسی تاثیر تغییرات تراز دریای کاسپین بر سواحل جنوبی خلیج گرگان در بازه زمانی 66 ساله از گزارشات و مطالعات موجود استفاده و بررسی های میدانی صورت گرفته است و پایش خطوط ساحلی منطقه مورد مطالعه از طریق پردازش عکس هوایی سال 1955 و تصاویر ماهواره های لندست MSS،TM ، ETM و +ETM در سال های 1975-2021 در نرم افزار Arc GIS و ENVI انجام گرفته است.تغییرات ساحلی طی 4 دوره پردازش شد در این دوران تراز سطح آب دریای کاسپین بین 26.5- تا 28.7- در نوسان بوده است. بر اساس نتایج بدست آمده از تصاویر ماهواره ای و بازدید های میدانی خلیج گرگان1 مرحله افزایش سطح آب در بازه زمانی 1985-1995 به میزان 131 کیلومتر مربع و 3 مرحله کاهش سطح آب در سال های 1955، 1975-1985 و 1995-2021 به میزان 246 کیلومتر مربع را سپری کرده است.این افزایش و کاهش باعث مشکلات زیست محیطی عظیمی شده است به ویژه در در بازه زمانی 2015-2021 که خشکی زایی به وسعت 103 کیلومتر مربع موجب کاهش 172کیلومتر مربع از وسعت آبی خلیج گرگان و پدید آمدن گلزارها، باتلاق های شور، لجن‌زارها و نمکزار ها در قسمت باختری منطقه مورد مطالعه شده است.

آقا حسین امرائی، دکتر حسین ربیعی، آقا اسماعیل دهقان، دکتر زکیه افتابی،
دوره 0، شماره 0 - ( 1-1386 )
چکیده

منطقه قرهباغ و به تبع آن دالان زنگزور به علت قابلیتهای ژئوپلیتیکی و ژئواکونومیکی برای ایران از اهمیت ویژهای برخوردار است. مقاله کاربردی حاضر به تبیین سناریوهای فراروی ایران ناشی از دالان زنگزور پرداختهاست. روششناسی حاکم بر پژوهش، توصیفی تحلیلی است. دادههای مورد نیاز با روش کتابخانهای و میدانی گردآوری و با بهرهگیری از نرمافزارهای Micmac و Scenario Wizard مورد بررسی قرار گرفته است. این پژوهش به دنبال پاسخ به این است که محتمل‌ترین سناریوی فراروی ایران ناشی از دالان زنگزور چیست؟ نتایج پژوهش نشان داد شش متغیر حضور اسرائیل در منطقه قرهباغ، قرار گرفتن منطقه قرهباغ در مدار آمریکا و غرب، صادرات گاز ایران خصوصاً به ترکیه، تمامیت ارضی ایران (خصوصاً استانهای ترکنشین)، نقش گذرگاهی ایران در حمل و نقل بینالمللی و موقعیت ژئوپلیتیکی ایران بهعنوان متغیرهای کلیدی تأثیرگذار دالان زنگزور بر ایران انتخاب شدند. در این راستا؛ وضعیت‌های احتمالی مربوط به شش سناریو با سازگاری قوی، نشان داد: وضعیتهایی که سناریوهای فراروی ایران ناشی از تاثیر دالان زنگزور را بحرانی بیان می‌کنند، بیشترین وضعیتهای احتمالی ممکن را در بر میگیرند. بر این پایه سناریو فروپاشی ژئوپلیتیکی تدوین شد و نتیجه گرفته شد؛ آینده امنیت ایران در قفقاز وابسته به توانایی خود در ایجاد یک استراتژی مؤثر برای مدیریت چالشها و بهرهبرداری از فرصتها است. تنها از طریق تقویت همکاریهای منطقهای و اتخاذ سیاستهای مدبرانه، ایران میتواند در راستای حفظ منافع ملی خود و تأمین امنیت پایدار در این منطقه گام بردارد.
 
مهدی فیض اله پور، ندا کنعانی،
دوره 0، شماره 0 - ( 1-1386 )
چکیده

متن چکیده
بیابان زایی شکلی از تخریب زمین در مناطق خشک، نیمه خشک و نیمه مرطوب بوده که ناشی از تغییرات آب و هوایی و فعالیت های انسانی می باشد. هدف از این تحقیق بررسی وضعیت بیابان زایی در نواحی روستایی دشت سیرجان در بازه زمانی 1990 تا 2023 می باشد. به این منظور چندین شاخص طیفی با یکدیگر ترکیب شده تا بهترین شاخص انتخاب گردد. در این تحقیق بر اساس شاخص های albedo، MSAVI و SFI، شاخص پایش بیابان زایی (DMI) پیشنهاد گردیده و توزیع مکانی و زمانی بیابان زایی در غرب دشت سیرجان در سال های 1990 و 2023 برآورد شد. برای طبقه بندی نتایج حاصل از شاخص DMI، از روش های طبقه بندی شکست طبیعی جنکز و شاخص کمی استفاده شد. بر اساس نتایج حاصل از شاخص جنکز مشاهده شد که پهنه های با بیابان زایی خیلی کم در سال 1990 حدود 7/59 کیلومتر مربع بوده که به 5/127 کیلومتر مربع در سال 2023 کاهش یافته و 68/47 درصد از مساحت منطقه دارای بیابان زایی خیلی کم بوده است. پهنه های با بیابان زایی زیاد با تغیر قابل توجهی مواجه شده و از 7/465 کیلومتر مربع در سال 1990 به 6/118 کیلومتر مربع در سال 2023 رسیده است. نتایج نشان داد که روش طبقه بندی شکست طبیعی جنکز به میزان دقت کلی 74درصد و ضریب کاپای 67/0 در سال 2023از قابلیت بالاتری نسبت به شاخص کمی برخوردار است. در نهایت مشاهده شد که شاخص albedo از بیشترین میزان همبستگی مثبت نسبت به شاخص DMI  برخوردار بوده است. به طوری که میزان همبستگی بین این دو شاخص در سال 1990 و 2023 به ترتیب معادل 71/0 و 82/0 برآورد گردید.

دکتر افشین کرمی،
دوره 0، شماره 0 - ( 1-1386 )
چکیده

در نظام­های سیاسی متمرکز رابطه دولت ـ شهرداری یا دولت ـ حکومت محلی از یک قاعده سلسله­مراتبی پیروی می­کند و استقلال شهرداری­ها تحت­الشعاع وابستگی مالی آنها به دولت یا سازمان­ها دولتی قرار می­گیرد. در اهواز کلانشهر مورد مطالعه این پژوهش، افزون بر این نوع وابستگی به دولت، نوع دیگری از وابستگی مالی مدیریت شهری را ممکن است تحت­تأثیر قرار دهد. حضور پررنگ شرکت­ها و صنایعی که مقیاس فعالیت آنها منطقه­ای و فرامنطقه­ای است مانند: شرکت فولاد خوزستان، پتروشیمی، شرکت ملی نفت و سازمان­های وابسته به آن در شهر اهواز و منطقه خوزستان و تعامل آنها با مجموعه مدیریت شهری می­تواند بر نحوه عملکرد شهرداری تأثیرگذار باشد. این پژوهش به­دنبال آن است تا اثرات اقتصاد سیاسی حضور شرکت­ها و سازمان­هایی که مقیاس عملکرد آنها منطقه­ای و ملی است را در مدیریت سیاسی فضا و مدیریت شهری مورد مطالعه قرار دهد. به­عبارت دیگر به­دنبال پاسخ به این پرسش است که وابستگی مالی مجموعه مدیریت شهری به یک یا چند شرکت ملی و منطقه­ای تا چه حد می­تواند در عملکرد مطلوب شهرداری­ها­ تأثیرگذار باشد؟ در این پژوهش از مدل شبکه­های سیاستی به­عنوان مدل تحقیق استفاده شده است. ترسیم شبکه سیاستی با استفاده از نرم­افزار  Gephiصورت پذیرفته و سپس به تحلیل شبکه پرداخته شده است. یافته­های تحقیق نشان می­دهد که اقتصاد سیاسی حضور این شرکت­ها را در دو بعد می­توان خلاصه کرد: الف) تأثیرات مثبت اقتصادی و ب) چالش­های مدیریت شهری.
 
خانم فاطمه صالحی جنتی، دکتر حمید صابری، دکتر شیرین طغیانی، دکتر حجت مهکوئی،
دوره 0، شماره 0 - ( 1-1386 )
چکیده

برنامه‌ریزی شهری تاکتیکال با اتکا بر مداخلات سریع و مشارکتی در فضاهای کوچک مقیاس، زمینه‌ای برای خلاقیت شهروندان فراهم کرده و ضمن تقویت تاب‌آوری محله‌ای، مدل‌های پایداری شهری را دگرگون می‌سازد. هدف این پژوهش، ارائه تحلیلی نظام‌مند و جامع از ساختار و روندهای پژوهشی حوزه برنامه‌ریزی شهری تاکتیکال با رویکرد بیبلیومتریک است. با استفاده از داده‌های ۷۶۴ مقاله نمایه‌شده در پایگاه Web of Science طی سال‌های ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۵ و بهره‌گیری از نرم‌افزار VOSviewer، سه نقشه بیبلیومتریک (شبکه‌ای، زمانی و چگالی) ترسیم و تحلیل شد. نتایج نشان داد که برنامه‌ریزی شهری تاکتیکال به عنوان رویکردی نوین و مشارکتی، در مرکز شبکه مفهومی پژوهش‌های برنامه‌ریزی شهری و شهرسازی قرار دارد و با مفاهیمی چون فضاهای عمومی، سیاست شهری و نوآوری پیوند عمیق دارد. روند زمانی مقالات، رشد چشمگیر توجه به موضوعاتی مانند طراحی مشارکتی، شهرنشینی هوشمند و تاب‌آوری شهری را در سال‌های اخیر آشکار ساخت. همچنین، نقشه چگالی نشان داد که بیشترین تمرکز پژوهشی بر محورهای برنامه‌ریزی شهری تاکتیکال و پیوند آن با توسعه پایدار و مشارکت شهروندی است. این مطالعه با شناسایی خوشه‌های موضوعی، شبکه‌های همکاری علمی و خلأهای پژوهشی، تصویری جامع از وضعیت فعلی و مسیرهای آینده‌ی پژوهش در این حوزه ارائه می‌دهد و می‌تواند به عنوان مرجعی برای پژوهشگران و سیاست‌گذاران شهری جهت ارتقای کیفیت زندگی شهری و توسعه پایدار مورد استفاده قرار گیرد.

دکتر مرجان بدیعی ازنداهی، آقای احسان متقیان،
دوره 0، شماره 0 - ( 1-1386 )
چکیده

در چند دهه اخیر پیشرفت فناوری هوش مصنوعی، با ایجاد تحولات گسترده به‌ویژه در حوزه اقتصادی، سبب افزایش اهمیت ساخت این فناوری برای قدرت‌های بزرگ شده است. منابع معدنی به‌عنوان مواد اولیه در ساخت سخت‌افزار مرتبط با هوش مصنوعی به کار برده می‌شوند؛ از این رو، دسترسی به این منابع برای کشورها و شرکت‌های فعال در این حوزه حیاتی است. در رقابت ژئوپلیتیکی بر سر کسب منابع معدنی، چگونگی کنترل و دسترسی به این منابع می‌تواند به‌عنوان اهرمی برای اعمال فشار و محدودیت در توسعه فناوری‌های هوش مصنوعی مورداستفاده قرار گیرد. درنتیجه، کشورهای دارنده این منابع به دنبال ذخیره‎سازی و استفاده از منابع سایر کشورها هستند تا علاوه بر افزایش نفوذ و کنترل خود، دسترسی آتی به این منابع را نیز برای خود تضمین کنند.
تحقیق حاضر از نوع کاربردی است و به شیوه توصیفی تحلیلی انجام شده است. سؤال اصلی این است که منابع معدنی چه نقشی در ساخت فناوری هوش مصنوعی دارند؛ و چگونه رقابت ژئوپلیتیکی قدرت‌های بزرگ بر سر کسب این منابع صورت می‌گیرد. بر اساس یافته¬های تحقیق، منابع معدنی به‌عنوان مواد اولیه حیاتی در ساخت تجهیزات و منبع تأمین سرمایه، در ساخت سخت‌افزار فناوری هوش مصنوعی تأثیرگذار هستند. رقابت قدرت‌های بزرگ بر سر کسب این منابع معدنی اغلب ازطریق ذخیره‌سازی، قیمت‌گذاری و فراوری منابع صورت می‌گیرد. نتایج تحقیق نشان می¬دهد، دسترسی، کنترل و نظارت بر معادن معدنی مورداستفاده در ساخت سخت‌افزار فناوری هوش مصنوعی به قدرت‌های بزرگ امکان می‌دهد تا نه‌تنها بر روند توسعه و بهره‌برداری از این فناوری در سطح جهانی تأثیرگذار باشند؛ بلکه از ورود بازیگران هم‌تراز در این عرصه جلوگیری نمایند و یا از نقش‌آفرینی آنها در این حوزه بکاهند. ایالات متحده و چین جایگاه برتر را در این رقابت دارا هستند. دیگر بازیگران به دلیل محدودیت‌های منابع و اولویت‌های سیاسی متفاوت، نتوانسته‌اند به سطح این دو قدرت دست یابند.
 
حدیث آسمانی کناری، علی اکبر جعفری،
دوره 0، شماره 0 - ( 1-1386 )
چکیده

قفقازجنوبی، منطقه‌ای نیمه‌کوهستانی واقع در حدفاصل دریای خزر و دریای سیاه است که درطول تاریخ، همواره از موقعیتی ژئوپلیتیک و ژئواستراتژیک برخوردار بوده‌است. درگیری‌های میان جمهوری آذربایجان و ارمنستان در قفقازجنوبی که به‌رفع تصرف اراضی ناحیه موردمناقشه قره‌باغ توسط جمهوری آذربایجان منتهی شد، به‌دلیل وجود برخی اختلافات اساسی نظیر نحوه دسترسی به منطقه خودمختار نخجوان، دستیابی به صلح پایدار در قفقازجنوبی را در هاله‌ای از ابهام فرو برده‌است. جمهوری آذربایجان، دسترسی فراسرزمینی و بدون مانع را مطرح نمود که ارمنستان و ایران به‌دلیل قطع ارتباط زمینی میان دو کشور و ایجاد تنگنای ژئوپلیتیک به‌شدت با آن مخالفت کردند.
باتوجه به اهمیت قفقازجنوبی و تاثیرپذیری سیاست‌های ایران از هرگونه تغییر و تحول ژئوپلیتیک در این منطقه، پژوهش حاضر با استفاده از روش توصیفی – تحلیلی، به‌دنبال پاسخ این پرسش است که «دستگاه سیاست‌ خارجی ایران از آغاز درگیری‌ها تاکنون چه راهکارهایی را برای مدیریت تحولات پساجنگ قره‌باغ به‌نفع جلوگیری از هرگونه تغییرات مرزی و تبدیل شدن آن به یک تنگنای ژئوپلیتیک پایدار به‌خدمت گرفته‌است؟» نتایج تحقیق نشان می‌دهد که سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، ترکیبی از اعلام موضع قاطع در مخالفت با هرگونه تغییر مرز، و درعین‌حال پرهیز از تنش و افزایش همکاری‌ها بوده‌است تا بدین ترتیب از هرگونه تغییر وضعیت ژئوپلیتیک به‌ضرر منافع ایران بویژه در کریدور شمال – جنوب ممانعت به‌عمل آید. این سیاست‌ها در سطوح مختلف اقتصادی، نظامی و سیاسی در تعامل با کشورهای جمهوری آذربایجان و ارمنستان دنبال شده‌است.

غلامرضا براتی، عیسی دهقان،
دوره 0، شماره 0 - ( 1-1386 )
چکیده

پرفشار سیبری تاثیرات متفاوتی بر آب‌وهوای ایران دارد. گرمایش آب‌وهوا بویژه در سده اخیر، گمان تغییر شرایط زبانه‌های ایرانسوی پرفشار سیبری را مطرح کرد. در این پژوهش برای آزمون فرضیه یاد شده، نقشه‌های روزانه فشار هوا در تراز دریای آزاد برای 50 سال (1972 تا 2021) طی ماهی که پرفشار سیبری در نقشه‌های ترکیبی ماهانه، نمود قوی‌‌تری داشت؛ از پایگاه واکاوی داده‌‌های جوی NCEP/ENCAR بارگیری شد. انتخاب این ماه بر پایه بالاترین شدت فشار مرکزی این پرفشار (سنجه شدت) و بیشترین گسترش مکانی آن (سنجه مکانی) نسبت به 6 ماه دیگر بود. تفکیک محور زبانه‌های ایرانسوی پرفشار سیبری در چهار رده «زبانه پیوسته و رسیده»، «پیوسته و نارسیده»، «ناپیوسته و رسیده» و «ناپیوسته و نارسیده» و طراحی الگوهای همدید آنها، کاهشی آشکار در فراوانی زبانه‌های «پیوسته و رسیده» نشان داد. منظور از پیوستگی، مستقیم بودن زبانه و منظور از زبانه رسیده، زبانه‌ای است که تا مرزهای ایران و یا داخل ایران امتداد یافته باشد. بکارگیری دو معیار «پیشروی یکپارچه هوای سرد و خشک از کانون پرفشار به سوی ایران» و «احراز رسیدن زبانه پرفشار به مرزهای ایران و ورود آنها»، نشان داد هوای سرد و خشک از سه شاهراه، آسیای میانه را به سوی ایران می‌پیماید: 1 . شاهراه انتقال هوای سرد و خشک از دامنه‌های غربی رشته‌کوه آلتای، سپس جلگه توران و سرانجام ایران مرکزی. 2 . شاهراه انتقال هوا از جلگه زونگار در غرب چین، سپس پیمایش راستای رشته کوه تیان‌شان، افغانستان و سرانجام شمال استان سیستان‌وبلوچستان. 3. شاهراه انتقال هوا از بوته‌زارهای قزاقستان، دالان قفقاز (غرب دریای مازندران) و ورود به آذربایجان و پیشروی روی محور رشته‌کوه زاگرس. ارزیابی تغییرات فراوانی زبانه‌ها در 5 دهه تفکیک شده، گویای خلوت شدن هر سه شاهراه طی نیم سده اخیر است. این کاهش در شاهراه سوم یعنی دالان قفقاز که از ابتدا نیز از فراوانی پایین‌تری برخوردار بود، آشکارتر است.
دانشجو دکتری فرحناز خرم آبادی، استاد سیدابوالفضل مسعودیان، استادیار محمد صادق کیخسروکیانی،
دوره 0، شماره 0 - ( 1-1386 )
چکیده

گرمایش جهانی یکی از چالش‌برانگیزترین پدیده‌های اقلیمی عصر حاضر است که با افزایش میانگین دمای آب‌ها و خشکی‌های زمین طی چند دهه‌ گذشته همراه بوده است در این پژوهش، به تحلیل جامع تغییرات زمانی و مکانی دمای بیشینه ایران طی چهار دهه گذشته با بهره‌گیری از داده‌های بازکاوی ERA5 پرداخته شده است.  در این پژوهش، داده‌های دمای بیشینه روزانه از فرآورده‌های ERA5 در قالب فایل‌های HDF5 استخراج و با استفاده از زبان پایتون پردازش شدند. برای تحلیل داده‌ها، از روش تحلیل مؤلفه‌های اصلی (PCA) به‌منظور کاهش ابعاد و از روش خوشه‌بندی وارد برای تعیین نواحی همگن اقلیمی بر اساس شباهت عناصر آب‌وهوایی استفاده شد.میانگین بلندمدت دمای بیشینه کشور در این بازه زمانی 2/24 درجه سلسیوس برآورد شد و دامنه تغییرات آن از 4/0-تا 7/53 درجه سلسیوس نوسان داشته است. نتایج حاصل از هموارسازی سری زمانی داده‌ها، وقوع یک جهش دمایی معنادار در حدود سال ۱۳۷۷ را نشان داد که منجر به افزایش میانگین دمای بیشینه از ۲۳ به ۲۵ درجه سلسیوس شد. در بعد مکانی، دمای بیشینه به‌طور مستقیم تحت تأثیر ناهمواری، ارتفاع و عرض جغرافیایی قرار داشته و مناطق جنوبی و جنوب‌شرقی گرم‌ترین، و نواحی مرتفع غرب، شمال و شمال‌شرق کشور خنک‌ترین نقاط شناسایی شدند. نتایج تحلیل مؤلفه‌های اصلی نشان داد که دو مؤلفه نخست در ابعاد مکانی و زمانی، به ترتیب بیش از ۷۸٪ و ۹۳٪ از واریانس داده‌ها را تبیین می‌کنند و بر وجود الگوهای منسجم و قابل تفسیر اقلیمی دلالت دارند. همچنین،  در تحلیل خوشه‌بندی وارد داده‌ها درپنج خوشه مجزا، تنوع رفتار زمانی دمای بیشینه را در سطح کشور بازتاب داد.
 

سبحان الله سبحانی، رضا شهبازنژاد، سید علی منوری،
دوره 0، شماره 0 - ( 1-1386 )
چکیده


افغانستان به دلیل موقعیت ژئوپلیتیکی خود همواره درمرکز رقابت قدرت‌های جهانی قرار داشته است، پس ازخروج نیروهای آمریکایی در سال ۲۰۲۱، این کشور به عرصه‌ای برای رقابت میان چین، روسیه، آمریکا، ایران، هند و پاکستان تبدیل شده است. این پژوهش با استفاده ازنظریه موازنه قوا ونظریه هارتلند مکیندر، نقش این رقابت‌ها را درتحولات امنیتی، اقتصادی وسیاسی افغانستان مورد بررسی قرار می‌دهد، این تحقیق به دنبال پاسخ به این پرسش است‌که چگونه رقابت‌های ژئوپلیتیکی میان قدرت‌های جهانی بر امنیت، سیاست و اقتصاد افغانستان پس ازخروج نیروهای آمریکایی در سال ۲۰۲۱ تأثیر گذاشته است؟ رقابت‌های ژئوپلیتیکی میان قدرت‌های جهانی (چین، روسیه، آمریکا، ایران، هند و پاکستان) موجب افزایش وابستگی اقتصادی افغانستان، تشدید رقابت‌های نیابتی وپیچیدگی درسیاست داخلی این کشورشده ومانعی برای ایجاد ثبات پایدار در افغانستان پس از سال ۲۰۲۱ بوده است.
چین ازطریق سرمایه‌گذاری‌های کلان والحاق افغانستان به طرح کمربند و راه(BRI) به دنبال تقویت نفوذ اقتصادی و تأمین‌منافع استراتژیک خوداست، روسیه برجنبه‌های امنیتی ومهارتهدیدات تروریستی تأکید دارد ودرتعامل محتاطانه‌ای با طالبان قرار دارد. درمقابل‌آمریکا سعی دارد ازطریق تحریم‌های اقتصادی، فشارهای دیپلماتیک و همکاری با بازیگران منطقه‌ای از قدرت‌گیری بیشتر طالبان و نفوذ چین و روسیه جلوگیری کند. ایران، هند و پاکستان نیز با اهداف متفاوتی درافغانستان فعالیت دارندکه باعث پیچیدگی بیشتر درتعاملات منطقه‌ای شده است، نتایج این پژوهش نشان می‌دهدکه رقابت قدرت‌های جهانی منجر به افزایش وابستگی اقتصادی افغانستان، تشدید رقابت‌های نیابتی و ایجاد چالش‌های جدید درسیاست داخلی طالبان شده است.
 

نرجس سادات حسینی نصرآبادی،
دوره 0، شماره 0 - ( 1-1386 )
چکیده

با توجه به جایگاه محوری شهرها در سلسله مراتب قدرت فضایی، شناسایی عوامل بنیادین تأثیرگذار بر تکوین، توسعه و پایداری آنها از ضروریات جغرافیای سیاسی معاصر است. در این میان، «اقلیم» نه یک متغیر محیطی صرف، بلکه یک عامل ژئوپلیتیک تعیین‌کننده در سازمان فضایی شهرها می باشد. این پژوهش با هدف نظریه‌پردازی در حوزه جغرافیای سیاسی شهری، از روش داده‌بنیاد زمینه‌مند بهره گرفته و با استفاده از راهبرد تلفیقی شامل مطالعات اسنادی نظام‌مند و داده‌های میدانی، به کشف و تبیین الگوهای سازمان فضایی شهر در تعامل با مؤلفه‌های اقلیمی پرداخته است. فرآیند کدگذاری سه‌مرحله‌ای منجر به استخراج مفاهیم پایه، مقوله‌های محوری و در نهایت پارادایم شهر اقلیم‌بنیاد شده است. دستاورد این پژوهش، ارائه چارچوب مفهومی نوین است که می‌تواند مبنای برنامه‌ریزی‌های آتی شهری قرار گیرد و به تبیین نقش مؤلفه‌های اقلیمی، در گونه‌شناسی شهری، برنامه‌ریزی آمایش سرزمین و تدوین سیاست‌های توسعه شهری بپردازد. یافته‌ها مؤید آن است که اقلیم نه تنها بر شکل کالبدی (الگوی معماری بادگیرهای یزد) و کارکردی شهر، بلکه بر راهبردهای کلان سیاسی (الگوی مهاجرت‌های اقلیمی) و برنامه‌ریزی‌های توسعه (استانداردهای ساختمان‌سازی سبز) اثر مستقیم دارد. بر این اساس، این مقاله استدلال می‌کند که شهرهای آینده، مولفه‌های قدرت و مزیت رقابتی خود را بر پایه شاخص‌هایی چون امنیت آبی، تاب‌آوری اقلیمی و دسترسی به انرژی پاک بازتعریف خواهند کرد. در نتیجه، نظریه «شهر اقلیم‌بنیاد» به عنوان یک چارچوب مفهومی نوین، می‌تواند عرصه جدیدی را در ادبیات علمی جغرافیای سیاسی شهر و برنامه‌ریزی فضایی بگشاید و نقشه ژئوپلیتیک شهرهای قرن بیست و یکم را ترسیم نماید.
 

صفحه 1 از 12    
اولین
قبلی
1
...
 

کلیه حقوق این وبگاه متعلق به تحقیقات کاربردی علوم جغرافیایی است.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 CC BY-NC 4.0 | Journal of Applied Researches in Geographical Sciences

Designed & Developed by : Yektaweb

Creative Commons License
This work is licensed under a Creative Commons — Attribution-NonCommercial 4.0 International (CC BY-NC 4.0)