408 نتیجه برای شهر
دکتر عطا غفاری گیلانده، خانم هما واعظی، آقای نوید غفاری چنذانق،
دوره 0، شماره 0 - ( 1-1386 )
چکیده
بافتهای جدید شهری در کشور ما، با وجود برنامهریزیهای قبلی، اغلب دچار بحرانهای کیفیتی هستند. در همین راستا، پژوهش حاضر به ارزیابی کیفیت فضاهای شهری در بافت جدید شهر ادبیل با تأکید بر مؤلفههای روانشناسی محیطی میپردازد. در این پژوهش، با مطالعه ادبیات نظری، مؤلفههای روانشناسی محیطی مؤثر بر کیفیت فضاهای شهری که شامل 20 مؤلفه در 3 بعد است شناسایی گردیده و سپس از طریق پرسشنامه مورد ارزیابی نمونه آماری قرار گرفته است. جامعه آماری پژوهش شامل ساکنان شهرک سبلان (فاز یک و فاز دو)، شهرک سینا، شهرک زرناس و شهرک رضوان به تعداد حدود 198647 نفر میباشد.تعداد نمونه با استفاده از فرمول کوکران384 نفر تعیین شده است. روایی سؤالات به تأیید سه نفر مدرس دانشگاه و متخصص در این حوزه رسیده و ضریب آلفای کرونباخ برابر 845/0 بر پایایی پرسشنامه دلالت نمود. برای تجزیه و تحلیل محاسبات آماری به کمک نرمافزارهای SPSS و LISREL در قالب روش مدلسازی معادلات ساختاری و تحلیل عاملی تأییدی مرتبه دوم انجام شده است. نتایج حاصل از برازش مدل، میزان همبستگی بین متغیرهای پنهان با متغیرهای مشاهده شده و مقادیر محاسبه شده T برای تمامی بارهای عاملی مرتبه اول و مرتبه دوم، اعتبار بیرونی مدل تحقیق را نشان داد. براساس یافتهها، مؤلفه سلامت محیطی با بار عاملی 75/0 در معیار عوامل محتوایی، مؤلفه خوانایی فضایی با بار عاملی 80/0 در معیار عوامل کالبدی و مؤلفه دسترسی به خدمات تجاری روزمره با بار عاملی 58/0 در معیار عوامل عملکردی بیشترین تأثیر را در ارتقاء کیفیت فضای شهری بافت جدید اردبیل دارند. نتایج نشان داد که میانگین کیفیت مؤلفههای روانشناسی محیطی از نظر پاسخگویان نمایانگر میزان متوسط این مؤلفهها در محدوده مورد مطالعه است.
آقای مسعود صفری علی اکبری،
دوره 0، شماره 0 - ( 1-1386 )
چکیده
در شرایط کنونی هوش مصنوعی میتواند عملکرد مدیریت روستایی را از طریق بهینهسازی استفاده از منابع، پیشبینی تحولات محیطی، و تصمیمگیریهای هوشمندانه بهبود بخشد. هدف از پژوهش حاضر بررسی تاثیر هوش مصنوعی بر عملکرد مدیریت روستایی با نقش واسطه پویایی محیطی در مناطق روستایی شهرستان کرمانشاه میباشد. این تحقیق از نظر روش، توصیفی از نوع پیمایشی، از نظر هدف، کاربردی-عملی و از نظر ماهیت، همبستگی است. جامعه آماری شامل دهیاران و اعضای شوراها در سطح روستاهای شهرستان کرمانشاه به تعداد 1300 نفر میباشند. حجم نمونه با استفاده از جدول مورگان 297 نفر بوده و روش نمونهگیری به شیوه تصادفی ساده میباشد. ابزار پژوهش شامل پرسشنامههای استاندارد هوش مصنوعی از کارل آلبرخت(2003) با 21 گویه، برای سنجش پویایی محیطی از پرسش نامه ورا و کروسان(2009) با 5 گویه و برای سنجش عملکرد از پرسش نامه پاترسون(1970) با 15سوال بوده است. روایی به شیوه صوری، محتوایی و سازهای و پایایی بر اساس آلفای کرونباخ به میزان 861/0 مورد تایید واقع شد. دادههای گردآوری شده بر اساس تحلیل مسیر معادلات ساختاری در نرم افزار PLS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که هوش مصنوعی بر عملکرد مدیریت روستایی با ضریب تاثیر 889/0 ، هوش مصنوعی بر پویایی محیطی با ضریب تاثیر 876/0 و پویایی محیطی بر عملکرد مدیریت روستایی با ضریب تاثیر 273/0 تاثیر مثبت و معناداری داشته است. همچنین نتایج آزمون سوبل نشان داد که هوش مصنوعی بر عملکرد مدیریت روستایی با نقش واسطه پویایی محیطی با مقدار T 361/9 تاثیر داشته است. بنابراین هوش مصنوعی توانسته نقش بسیار مهمی در عملکرد مدیریت روستایی داشته باشد، بهویژه در بهینهسازی منابع، بهبود خدمات عمومی، مدیریت محیطزیست و افزایش بهرهوری کشاورزی دارد.
دکتر سعید زنگنه شهرکی، آقای امین محمودی آذر، آقای مصطفی توکلی،
دوره 0، شماره 0 - ( 1-1386 )
چکیده
آمارهای رسمی نشان دهنده آن است که وضعیت مسکن در بسیاری از کشورهای جهان از جمله ایران قابل دفاع نیست. با وجود مسائل جهانی در زمینه مسکن و محیط زیست, ضرورت توسعه «مسکن قابل استطاعت پایدار» به شکلی گسترده در میان اندیشمندان حوزه شهری مورد پذیرش قرار گرفته است. این ضرورت، همزمان با گسترش شهرنشینی و افزایش جمعیت تشدید می شود. برای تحقق این امر، نیاز به شناسایی مولفه های مسکن قابل استطاعتپایدار وجود دارد که در این مطالعه در محله که مهمترین مکان تجمع کاربری مسکونی است، مورد بررسی قرار گرفته است. در این تحقیق هدف آن است که به بررسی شاخصهای مسکن قابل استطاعت پایدار در محلات مختلف شهری بپردازد. با استفاده از فرمول کوکران تعداد نمونهگیری در محلات مختلف مشخص شده و در نهایت با استفاده از روش نمونهگیری سیستماتیک نمونهگیری انجام میشود. روایی پرسشنامههای رضایتمندی که بخش تصورات را شامل میشود توسط 5 تن از اساتید مورد تآیید قرار گرفته است و پایایی آن با استفاده از آلفای کرونباخ سنجش شده است. مطالعات حاصل نشاندهنده آناست که از میان مقالات مختلف با استفاده از روش سنتزپژوهی 36 شاخص قابل سنجش در زمینه دستیابی به مسکن قابل استطاعت میتوان شناسایی کرد و با بررسی آنها در محلات مختلف برنامهریزی شده، برنامهریزی نشده و قدیمی در شهر ارومیه میتوان به این نتیجه رسید که محلات ارومیه با میانگین امتیازی 87/3 در بخش اجتماعی وضعیت مناسبی داشته و با میانگین امتیازی 23/2 در بخش اقتصادی وضعیت نامناسبی دارند و شاخصهای زیستمحیطی و کالبدی بین محلات وضعیت متفاوتی دارند و تفاوتها را رقم زدهاند. بدین سان محلات برنامهریزی شده وضعیت مناسبی در دستیابی به مسکن قابل استطاعت دارند و محلات قدیمی و برنامهریزی نشده در جایگاه بعدی قرار میگیرند.
خانم فاطمه صالحی جنتی، دکتر حمید صابری، دکتر شیرین طغیانی، دکتر حجت مهکوئی،
دوره 0، شماره 0 - ( 1-1386 )
چکیده
برنامهریزی شهری تاکتیکال با اتکا بر مداخلات سریع و مشارکتی در فضاهای کوچک مقیاس، زمینهای برای خلاقیت شهروندان فراهم کرده و ضمن تقویت تابآوری محلهای، مدلهای پایداری شهری را دگرگون میسازد. هدف این پژوهش، ارائه تحلیلی نظاممند و جامع از ساختار و روندهای پژوهشی حوزه برنامهریزی شهری تاکتیکال با رویکرد بیبلیومتریک است. با استفاده از دادههای ۷۶۴ مقاله نمایهشده در پایگاه Web of Science طی سالهای ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۵ و بهرهگیری از نرمافزار VOSviewer، سه نقشه بیبلیومتریک (شبکهای، زمانی و چگالی) ترسیم و تحلیل شد. نتایج نشان داد که برنامهریزی شهری تاکتیکال به عنوان رویکردی نوین و مشارکتی، در مرکز شبکه مفهومی پژوهشهای برنامهریزی شهری و شهرسازی قرار دارد و با مفاهیمی چون فضاهای عمومی، سیاست شهری و نوآوری پیوند عمیق دارد. روند زمانی مقالات، رشد چشمگیر توجه به موضوعاتی مانند طراحی مشارکتی، شهرنشینی هوشمند و تابآوری شهری را در سالهای اخیر آشکار ساخت. همچنین، نقشه چگالی نشان داد که بیشترین تمرکز پژوهشی بر محورهای برنامهریزی شهری تاکتیکال و پیوند آن با توسعه پایدار و مشارکت شهروندی است. این مطالعه با شناسایی خوشههای موضوعی، شبکههای همکاری علمی و خلأهای پژوهشی، تصویری جامع از وضعیت فعلی و مسیرهای آیندهی پژوهش در این حوزه ارائه میدهد و میتواند به عنوان مرجعی برای پژوهشگران و سیاستگذاران شهری جهت ارتقای کیفیت زندگی شهری و توسعه پایدار مورد استفاده قرار گیرد.
دکتر محمد شالی، خانم حسنا امامزاده،
دوره 0، شماره 0 - ( 1-1386 )
چکیده
سکونتگاههای غیررسمی بهعنوان یکی از مهمترین چالشهای مدیریت شهری در کلانشهرهای ایران، نیازمند اتخاذ رویکردهایی نوین با تأکید بر مشارکت مردمی و نگرش اجتماعمحور در حوزه برنامهریزی و توسعه محلی هستند. در این چارچوب، دفاتر تسهیلگری با هدف آگاهی بخشی و توانمندسازی ساکنان، تقویت ارتباط میان نهادهای رسمی و جامعه محلی، و ارتقای شاخصهای اجتماعی، اقتصادی و کالبدی در برخی از محلات غیررسمی تأسیس شدهاند. با این حال، میزان اثربخشی این دفاتر در عمل کمتر بهصورت ساختاری و تجربی ارزیابی شده است. پژوهش حاضر با هدف تحلیل عملکرد دفاتر تسهیلگری در چهار محله کلانشهر تبریز، و با تمرکز بر رابطه آن با توانمندسازی، مشارکت اجتماعی و پیامدهای کالبدی، اقتصادی و اجتماعی انجام شده است. روش تحقیق از نوع توصیفی-تحلیلی و کاربردی است. دادهها بهصورت میدانی و با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته از میان 396 نفر از ساکنان محلات دارای دفتر تسهیلگری در سال ۱۴۰۱ گردآوری شد و با استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری در نرمافزار SmartPLS تحلیل گردید. نتایج نشان داد عملکرد دفاتر تأثیر مستقیمی بر توانمندسازی با ضریب 907/0 و بر مشارکت محلی با ضریب 636/0 داشته است. مشارکت نیز نقش میانجی معناداری در ارتقای شاخصهای اجتماعی با ضریب 438/0، شاخصهای اقتصادی با ضریب 294/0 و شاخصهای کالبدی با ضریب 266/0 ایفا کرده است. همچنین، اقدامات آموزشی، اطلاعرسانی شفاف و تعامل با نهادهای محلی از مهمترین عوامل تأثیرگذار در فرآیند توسعه محلهای بودند. بر این اساس، یافتههای پژوهش میتواند مبنایی برای بازنگری در سیاستگذاریهای شهری و ایجاد نهادهای مشارکتمحور در فرآیند بازآفرینی و توسعه سکونتگاههای غیررسمی قرار گیرد
صفاء نایف سلطان الحمامی، علی صادقی، امیررضا خاوریان گرمسیری،
دوره 0، شماره 0 - ( 1-1386 )
چکیده
با توجه به رشد سریع شهرنشینی، تشدید نابرابریها و آسیبپذیری محیطی در محلات توسعهنیافته شهر ناصریه، این پژوهش با استفاده از ترکیب ابزارهای SWOT و QSPM، تلاش دارد راهبردهای استراتژیک مناسب برای دستیابی به توسعه پایدار شهری ارائه دهد.
براین اساس با توجه به هدف تحقیق، پژوهش حاضر از نوع توصیفی تحلیلی است. جمعآوری اطلاعات از طریق روش کتابخانه ای و میدانی انجام شد. جامعه آماری تحقیق شامل کارشناسان و اساتید دانشگاهی فعال در حوزه برنامه ریزی و مدیریت شهری می باشند و تعداد 30 نفر به عنوان نمونه تحقیق تا رسیدن به اشباع نظری تعیین شدند. جهت انتخاب نمونه ها از نمونه گیری هدفمند بهره گرفته شد. تجزیه و تحلیل اطلاعات با استفاده از مدل ترکیبی تحلیل استراتژیک SWOT و مدل برنامه ریزی استراتژیک کمی QSPM انجام شد. نتایج حاصل نشان داد با توجه به امتیاز نهایی در ماتریس ارزیابی عوامل داخلی 2.276 و در ماتریس ارزیابی عوامل خارجی2.537، استراتژی منتخب در سلول (V) نمودار قرار گرفته و ماتریس «راهبردهای محافظه کارانه» را مشخص نمود همچنین نتایج حاصل از مدل QSPM نشان داد با وزندهی امتیازات جذابیت استراتژیها نشان داد که در درجه نخست «طراحی و اجرای طرح جامع شهری برای دستیابی به توسعه پایدار شهری» میتواند به شکلی اثرگذار اجرا شود. سپس «اصلاح ساختار مدیریت شهری»، «تقویت خدمات عمومی»، «پایداری اقتصادی با تأکید بر عدالت فضایی»، «بازسازی زیرساخت پسماند و فاضلاب» و «توسعه گردشگری میراثی بر پایه ظرفیت محلی» به ترتیب اولویت یافتند. برای دستیابی به پایداری شهری بایستی به ابعاد اقتصادی، اجتماعی، زیستمحیطی و فرهنگی به طور همزمان توجه گردد و همچنین نیازمند برنامهریزی استراتژیک و مداخلات هدفمند است.
خانم فاطمه شرفی، خانم دکتر فرزانه ساسان پور، بن جاریحانی،
دوره 0، شماره 0 - ( 1-1386 )
چکیده
تابآوری اکولوژیکی شهری در کلانشهر تهران به دلیل چالشهای اقلیمی و زیستمحیطی یکی از مهمترین محورهای سیاستگذاری شهری است. پژوهش حاضر با هدف تحلیل تابآوری اکولوژیکی تهران بر اساس خدمات اکوسیستمی تنظیمکننده و متغیرهای محیطی و انسانی انجام شد. برای این منظور، از مدل رگرسیون وزنی جغرافیایی چندمقیاسی(MGWR) و شاخصهای یازده گانه تابآوری شهری (CLI)استفاده گردید. نتایج نشان داد پوشش گیاهی NDVI) ) با ضریب مثبت و پراکندگی اندک، اثر یکنواخت و تعیینکنندهای بر CLI دارد و اهمیت سبزینگی در ارتقای تابآوری اکولوژی شهری را تأیید میکند. سرانه فضای سبز با ضریب مثبت اندک، تأثیر محدود اما معنیدار بر تابآوری داشت که بیانگر توزیع نامتوازن آن در سطح محلات است. متغیرهای ژئومورفولوژیک نظیر شیب زمین و نرخ فرونشست، اثر منفی پایدار بر CLI نشان دادند. زیرساختهای حملونقل، بهویژه فاصله از مترو و BRT، رابطه مثبت با CLI داشتند، هرچند این رابطه بازتاب تراکم جمعیتی و فعالیتهای اقتصادی در محورهای پرتردد است. در حوزه کیفیت هوا، CO اثر منفی قابلتوجه و NO₂ و SO₂ اثر مثبت اندکی بر CLI داشتند، در حالی که PM₁₀ تأثیر معناداری نشان نداد. نتایج همبستگی پیرسون حاکی از نبود همبستگی بالاتر از ۰٫۲۰ میان متغیرها و CLI بود که نشاندهنده نقش مکمل و چندعاملی شاخصهای زیستمحیطی و کالبدی در شکلگیری تابآوری شهری است. در مجموع، یافتهها بیانگر آن است که ارتقای تابآوری اکولوژیکی شهری تهران مستلزم رویکردی سیستمی و چندبعدی است. سیاستگذاری در این زمینه باید بر توسعه سبزینگی فراگیر، بازطراحی بافتهای فشرده، و توسعه حملونقل سبز و پایدار متمرکز باشد.
سجاد منفرد، دکتر طاهر پریزادی، دکتر حبیب اله فصیحی، دکتر علی شماعی،
دوره 0، شماره 0 - ( 1-1386 )
چکیده
فضا تولید اجتماعی است و دوگانگی فضای شهری بازتابدهنده دوگانگی اجتماع شهر در ابعاد مختلف است. در شهر تهران رشد نامتوازن و تمرکز توسعه و امکانات در بخشهایی از شهر، موجب شکلگیری الگوی نابرابر کیفیت زندگی و تبدیل آن به فضایی طبقاتی شده است. از اینرو هدف اصلی پژوهش حاضر، واکاوی نمودهای فضایی دوگانگی شهری در کلانشهر تهران و شناسایی الگوهای فضایی نابرابری در سطح مناطق شهر است. این تحقیق روشی توصیفی – تحلیلی داشته و محدوده جغرافیایی مورد مطالعه، مناطق 22گانه شهرداری تهران است. دادهها و اطلاعات مربوط به 45 شاخص مورد بررسی، از نتایج سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال 1395 و همچنین سالنامههای آماری سالهای 1398 تا 1401 شهرداری تهران بهدست آمده و از تکنیک تصمیمگیری چند معیاره CORASO و شاخص خودهمبستگی فضایی موران بهترتیب برای رتبهبندی برخورداری و بررسی روابط فضایی میان مناطق استفاده شده است.
یافتههای پژوهش نشان میدهد که ساختار فضایی شهر تهران با نوعی دوگانگی مواجه است که بهصورت شکاف میان مناطق شمالی و جنوبی شهر نمود یافته است. بر اساس نتایج حاصل از مدل CORASO، پهنه شمالی شهر تهران، از جمله مناطق 6، 1 و 3 با امتیازات25313/0، 17013/0 و 12703/0 دارای بالاترین سطوح برخورداری بوده و در مقابل، پهنه جنوبی، بهویژه مناطق 17 با امتیاز 25313/0- ، منطقه 10(23450/0-) و منطقه 18 (22924/0-) در زمره مناطق کمبرخوردار قرار دارند. همچنین مقدار شاخص موران برابر با 433510/0 میباشد که از یک سو بیانگر وجود همبستگی فضایی بین مناطق بوده و از سوی دیگر نشانگر داشتن الگوی خوشهای است. به این معنا که مناطق برخوردار تمایل دارند در مجاورت یکدیگر خوشههایی از توسعهیافتگی ایجاد کنند، در حالیکه مناطق کمبرخوردار نیز به صورت خوشههایی از محرومیت در نواحی جنوبی شهر پدیدار شدهاند. این وضعیت بازتابی از تمرکز تاریخی منابع، خدمات و سرمایهگذاریها در نواحی شمالی شهر و محرومیت نسبی مناطق جنوبی است.
نرجس سادات حسینی نصرآبادی،
دوره 0، شماره 0 - ( 1-1386 )
چکیده
با توجه به جایگاه محوری شهرها در سلسله مراتب قدرت فضایی، شناسایی عوامل بنیادین تأثیرگذار بر تکوین، توسعه و پایداری آنها از ضروریات جغرافیای سیاسی معاصر است. در این میان، «اقلیم» نه یک متغیر محیطی صرف، بلکه یک عامل ژئوپلیتیک تعیینکننده در سازمان فضایی شهرها می باشد. این پژوهش با هدف نظریهپردازی در حوزه جغرافیای سیاسی شهری، از روش دادهبنیاد زمینهمند بهره گرفته و با استفاده از راهبرد تلفیقی شامل مطالعات اسنادی نظاممند و دادههای میدانی، به کشف و تبیین الگوهای سازمان فضایی شهر در تعامل با مؤلفههای اقلیمی پرداخته است. فرآیند کدگذاری سهمرحلهای منجر به استخراج مفاهیم پایه، مقولههای محوری و در نهایت پارادایم شهر اقلیمبنیاد شده است. دستاورد این پژوهش، ارائه چارچوب مفهومی نوین است که میتواند مبنای برنامهریزیهای آتی شهری قرار گیرد و به تبیین نقش مؤلفههای اقلیمی، در گونهشناسی شهری، برنامهریزی آمایش سرزمین و تدوین سیاستهای توسعه شهری بپردازد. یافتهها مؤید آن است که اقلیم نه تنها بر شکل کالبدی (الگوی معماری بادگیرهای یزد) و کارکردی شهر، بلکه بر راهبردهای کلان سیاسی (الگوی مهاجرتهای اقلیمی) و برنامهریزیهای توسعه (استانداردهای ساختمانسازی سبز) اثر مستقیم دارد. بر این اساس، این مقاله استدلال میکند که شهرهای آینده، مولفههای قدرت و مزیت رقابتی خود را بر پایه شاخصهایی چون امنیت آبی، تابآوری اقلیمی و دسترسی به انرژی پاک بازتعریف خواهند کرد. در نتیجه، نظریه «شهر اقلیمبنیاد» به عنوان یک چارچوب مفهومی نوین، میتواند عرصه جدیدی را در ادبیات علمی جغرافیای سیاسی شهر و برنامهریزی فضایی بگشاید و نقشه ژئوپلیتیک شهرهای قرن بیست و یکم را ترسیم نماید.
دکتر تاجالدین کرمی، آقای وحید خشنا مستعلی بیگلو، خانم هدیه مولایاری،
دوره 0، شماره 0 - ( 1-1386 )
چکیده
در سالهای اخیر «شهر» بهعنوان اصلیترین سکونتگاه انسانی بیش از هر زمان دیگری اهمیت یافته است. شهرها به مثابه موتور رشد و کانون عمده چالشهای فزاینده توسعه در ابعاد محیطزیستی، اجتماعی- اقتصادی، سیاسی- نهادی، کالیدی- فضایی و ... وجوه پیچیده و متنوعی یافته و مطالعه شهر را به حوزهای پیچیده و میانرشتهای تبدیل کرده است. ایران نیز کشوری است که روند شهریشدن سریع خود را پس از نیمه دوم قرن بیستم آغاز، تسریع و به انجام رسانده است. با این وجود، گسترش مطالعات نظاممند شهری در موضوع شهر و ابعاد حیاتی آن با تأخیر گسترش یافت. هدف مقاله حاضر مرور نظاممند پژوهشهای منتشر شده دارای نمایههای معتبر بینالمللی است. به این منظور تمامی مقالات مربوط به موضوع «شهرهای ایران» در پایگاه علمی اسکوپوس 1964 تا 2026 مورد تحلیل قرار گرفت. جهت استخراج و مصورسازی یافتهها از ابزارهای کتابخانه Bibliometrix در محیط برنامهنویسی Rstudio و VOSviewer که بتوانند یافتههای مناسبتری را ارائه بدهند، استفاده شد. نتایج پژوهش نشان میدهد که در سالهای اخیر حجم پژوهشها در خصوص شهرهای ایران بهطور قابلتوجهی گسترش یافته است. بر این اساس محققان فعال در زمینههای تخصصی بهداشت محیط، زمینشناسی و اپیدمولوژی نقش پررنگی در انتشار پژوهشهای خود در مجلات دارای نمایه بینالمللی داشتهاند. اما نقش رشتههایی که به طور تخصصی به مطالعه شهر میپردازند (مانند شهرسازی، برنامهریزی شهری، مدیریت شهری، معماری و ...) کمرنگتر بوده است. به علاوه تحلیل همرخدادی کلمات کلیدی نیز در زیرنظام مسائل طبیعی- اکولوژیک، اجتماعی- سلامتی، سیاسی- مدیریتی و کالبدی- فضایی نشان میدهد که مقالههای منتشرشده عمدتاً بازتابدهنده مسائل و چالشهای شهری ایران بوده و کمتر به بیان نوآوریها و راحلهای نوآورانه برای حل مسائل پرداختهاند.
زهرا حجازیزاده، ابراهیم فتاحی،
دوره 3، شماره 3 - ( 1-1383 )
چکیده
بیشتر شاخصهای خشکسالی در تعیین زمان شروع، خاتمه و تنش تجمعی خشکسالی به اندازه کافی دقیق نیستند، به علاوه اثرات تخریبی روان آب و تبخیر و تعرق را که با زمان افزایش مییابد، تعیین نمیکنند، همچنین بیشتر آنها در تعیین و بررسی پایش خشکسالیها محدودیت دارند، زیرا بر اساس گام زمانی ماهانه و سالانه طراحی شدهاند، و در نهایت در تعیین اثرات خشکسالی بر روی منابع آب سطحی و زیرزمینی ناتوانند . در شاخص جدید ( شاخص بارش مؤثر ) کاستیهای پایش خشکسالی برطرف شده است. در این شاخص مقیاس زمانی روزانه جایگزین مقیاسهای ماهانه و سالانه شده است. در این روش سه شاخص آماری که بارش مؤثر را تعیین میکند، به کار رفته است. اولین شاخص، میانگین بارش مؤثر روزانه است؛ این شاخص خصوصیات اقلیمی بارش یک ایستگاه و یا یک ناحیه را نشان میدهد. شاخص دوم انحراف بارش مؤثر را از میانگین بارش مؤثر بیان میکند و شاخص سوم مقدار استاندارد شده انحراف از میانگین بارش مؤثر میباشد. با کمک این سه شاخص آماری تاریخ شروع، خاتمه و تداوم خشکسالیها مشخص شد. در نهایت چهار شاخص دیگر که بیانگر کمیت شدت خشکسالی است نیز بررسی شد، که شامل 1- شاخص توالی منفیهای استاندارد شده بارش مؤثر، که بیانگر تداوم و شدت تأثیر کمبود بارش است. 2- شاخص کمبود بارش تجمعی که بیانگر انحراف بارش از نرمال در طول مدت تعریف شده میباشد. 3- شاخص مقدار بارش مورد نیاز برای برگشت به حالت نرمال و 4- شاخص خشکسالی مؤثر میباشد . در مطالعه حاضر از شاخص جدید بارش مؤثر برای پایش و ارزیابی خشکسالیهای ایستگاه شهرکرد استفاده شد. برنامهای تحت عنوان EP برای محاسبه دقیقتر و سریعتر شاخص بارش مؤثر نوشته شد. دادههای بارندگی روزانه ایستگاه شهرکرد طی دوره آماری 2001 - 1980 تحلیل شد و چون حجم خروجی زیاد بود تنها نتایج سال 2001 در مقاله حاضر منعکس گردید .
حسن افراخته،
دوره 4، شماره 4 - ( 4-1384 )
چکیده
استان سیستان و بلوچستان در دهه اخیر خشکسالی شدیدی را تجربه کرده که اثرات مهمی در زندگی روستایی ناحیه داشته است .اثرات خشکسالی در معیشت دامداری ناحیه به دو دلیل محسوستر بوده است : اول، آنان به مراتع طبیعی وابسته بودهاند و دوم، دولت برنامه مشخصی جهت حمایت از دامداری در مقابل خشکسالی نداشته است .دامنههای جنوب و شرق تفتان در بلوچستان از قدیم مامن مردمی بوده که معیشت آنان به بهرهبرداری از مراتع طبیعی وابسته بوده است. آنها از سال 1310 زمانی که خلع سلاح عشایر صورت گرفته و فعالیتهای کشاورزی آغاز شده، معیشت خود را به نیمهکوچنشینی تغییر دادهاند. تغییر نوع معیشت از کوچنشینی به نیمهکوچنشینی و یکجانشینی پدیدهای معمول است اما این تحول باید روندی تدریجی، درونزا و همراه با طی مرحله " جامعهپذیری " باشد در غیر این صورت ممکن است به عواقب نامطلوب بیانجامد. مطالعه تحولات معیشتی دامداران مزبور در اثر خشکسالیهای اخیر هدف اصلی مقاله حاضر می باشد . مقاله ابتدا شاخص خشکسالی ناحیه را بر اساس دادههای آماری مطالعه میکند آنگاه دادههای جمعآوری شده ( از طریق بررسی محلی و برخی منابع) با استفاده از آزمون همبستگی اسپیرمن" تحلیل میشود. نتیجه نشان میدهد که معیشت نیمهکوچنشینی در اثر خشکسالی اخیر به شرح زیر تحول یافته است: گروهی که دارای اراضی زراعی در "سنگان" هستند، فعالیت زراعی و تولیدات خود را تغییر داده و تعدادی دام را به صورت دامداری روستایی حفظ کردهاند زیرا دولت به روشهای مختلف از کشاورزان در برابر خشکسالی حمایت کرده است. گروه کوچک دیگری معیشت خود را از نیمهکوچنشینی به رمهگردانی تغییر داده و در ناحیه کوهستانی تفتان " شونده" ساکن شدهاند. این دو گروه میتوانند زندگی قبلی خود را با استفاده از بارشهای اخیر و پایان دوره خشکسالی مبتنی بر بهرهبرداری از مراتع طبیعی از سر بگیرند. بالاخره شمار قابلتوجهی از جمعیت، نوع معیشت خود را از دست داده و به مراکز شهری مهاجرت کردهاند. آنها سرمایه یا مهارت لازم برای زندگی در نواحی شهری را ندارند و میتوانند مشکلات شهری را تشدید کنند.
مهدی قرخلو، محمود شورچه،
دوره 5، شماره 6 - ( 4-1385 )
چکیده
ارزیابی عملکرد شهرهای جدید در ایران چه از نوع شهرهای جدید بدون برنامه ریزی از قبل (مانند تبدیل نقاط روستایی به شهر) و چه از نوع احداث شهرهای جدید، جهت روشن سازی میزان موفقیت و شکست این گونه شهرها از اهمیت بالایی برخوردار می باشد. نتایج ارزیابی از طریق مقایسه و تحلیل اهداف مشخص شده و میزان دستیابی شهرهای جدید به آن اهداف از طریق رویکردی نظری و قضاوت کارکردی حاکی از عدم موفقیت این گونه شهرها با توجه به اهداف تعیین شده برای آنها بوده است. اگرچه نباید برخی موفقیت ها را نادیده گرفت. به دنبال چنین نتیجه ای کلی و با توجه به تحلیل ماهیت روابط شهر و روستا و همچنین شیوه و کیفیت نظام ارزش افزوده حاکم برروابط شهر و روستا در ایران، « نگرش منطقه ای» به شهرهای جدید می تواند پایه ای جهت افزایش موفقیت این گونه شهرها در نظرگرفته شود که در آن اهداف هر دو نوع شهر جدید با هم گره خورده و قابلیت ها و توان های منطقه ای به عنوان بستر توسعه و موفقیت شهرهای جدید جهت رسیدن به انتظام فضایی و توسعه جغرافیایی می انجامد. به بیان دیگر سیاست های رایج در احداث شهرهای جدید به دلیل فقدان دیدگاه فضایی و منطقه ای همراه با شکست بوده است از این رو در این مطالعه نگرش منطقه ای به عنوان یک روش شناسی کارآمد در تحلیل و ارزیابی عملکرد شهرهای جدید در ایران پیشنهاد می شود.
سعید معیدفر، صادق اکبری،
دوره 6، شماره 8 - ( 4-1386 )
چکیده
پیوندهای گوناگونی بر حسب شرایط و بسترهای اقتصادی و اجتماعی بین روستاها و شهرها برقرار است که این پیوندها می تواند اثرات توسعه ای و یا توسعه نیافتگی برای هرکدام از فضاهای شهری و یا روستایی (بویژه روستاها)را به دنبال داشته باشد. بر این اساس هدف مهم این تحقیق آن است که روابط و مناسبات بین روستا با شهر و سطح توسعه یافتگی روستاها را تبیین نماید. برخی از نظریه های منفی نگر، مناسبات روستا با شهر را باعث توسعه نیافتگی و برخی دیگر مناسبات را عامل توسعه یافتگی می دانند. رویکرد نظری این پژوهش حاکی از آن است که مناسبات عامل اصلی توسعه یافتگی محسوب میشود و نتایج بدست آمده نیزنشانگر این است که بین میزان مناسبات روستا با شهر و سطح توسعه یافتگی آن رابطه مثبت وجود دارد. همچنین روستاهایی که مسافت آن ها با شهر کمتر است مناسبات آنها با شهر بیشتر و همچنین سطح توسعه یافتگی آنها بیشتر است.
ژیلا سجادی، محمد تقی رضویان، اسماعیل نصیری،
دوره 6، شماره 8 - ( 4-1386 )
چکیده
بررسی نقش عوامل گوناگون در شکلدهی تحولات شهرها، به ویژه از لحاظ مکانی- فضایی، مقوله مهمی در مطالعات نوین جغرافیایی به شمار میرود. اگر چه عوامل متعددی در این تحولات نقش دارند، ولی در این تحقیق سعی شده است تا ضمن بررسی عوامل مختلف طبیعی- اکولوژیکی موثر در تحولات مکانی – فضایی، به دامنه نسبتاً گسترده تأثیر کلانشهر تهران بر تغییرات بوجود آمده در شهرهای مورد مطالعه نیز پرداخته شود. در طی سالهای اخیر تأثیرات کلانشهر تهران سبب تغییرات عمدهای در نواحی پیرامونی گردیده است. از این رو شهرهای رودهن و بومهن به دلیل تأثیرپذیری متفاوت از تهران به عنوان نمونه جهت پژوهش در این مقاله انتخاب گردید. فرضیات تحقیق در ابتدا بر تأثیر عوامل طبیعی و اکولوژیکی و سپس بر تأثیرات تهران بر تحولات متفاوت در منطقه مورد مطالعه مبتنی است و در مجموع برای تبیین و ارزیابی اینگونه تأثیرگذاریها، ضمن استفاده از روشهای توصیفی- تحلیلی از شیوههای آماری نیز استفاده شده است. نتایج حاصله نشان میدهد که از بین عوامل گوناگون عوامل توپوگرافی، اقلیم و منابع آب و خاک تأثیر عمدهای در تکوین و نقشپذیری و تحولات متفاوت این دو شهر برجای گذاشته است. همچنین بررسی تأثیر سیاستهای تمرکززدایی کلانشهر تهران حاکی از تأثیر تغییرات چشمگیر در رودهن و بومهن است. به هر حال بررسیهای تطبیقی نشان از تحولات کالبدی- فضایی دارد. بهطوریکه از سال 1365 تا 1383 بالغ بر 9/25 هکتار از اراضی شهر رودهن به احداث واحدهای آموزشی، فرهنگی، ورزشی، جهانگردی و پذیرایی اختصاص یافته است. در حالیکه 2/68 هکتار از اراضی بومهن به کارگاههای صنعتی- تجاری و فعالیتهای انبارداری اختصاص دارد. یافتههای تحقیق بیانگر گرایش اقتصاد شهرهای رودهن و بومهن در راستای نیازهای شهر تهران جهت استفاده از شرایط آب و هوایی مطلوب رودهن برای گردشگری و ایجاد دانشگاه آزاد، و وجود اراضی ارزان و کارگر فراوان در بومهن برای ایجاد صنایع، میباشد.
ژیلا سجادی، ابوالفضل مشکینی، حمیدرضا حمیدی،
دوره 7، شماره 5 - ( 10-1386 )
چکیده
توسعه حومه نشینی در شهر زنجان همگام با روند مدرنیزاسیون و مهاجرت وسیع روستاییان به این شهر همراه بود. تقارن زمانی این دو رویداد که از دهه 1360 ملموس تر می گردد، در جابجایی اکولوژیکی گروه های جمعیتی بین بافت جدید و قدیم شهر موثر بوده و جمعیت مهاجر بلاتکلیف یا گروه های مهاجری که چند سال از سکونت آنها در نقاط حاشیه ای نمی گذرد جایگزین جمعیت بافت قدیم می گردد. ساکنین بیگانه با محیط جدید نتوانستند همخوانی و انطباق لازم را با محیط فیزیکی ایجاد کرده و به دلیل ویژگی های خاص اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی خود صلابت گذشته این بافت ها را حفظ کنند. علاوه بر آن عملکرد نامطلوب و نابرابر مدیریت شهری در ارائه خدمات و امکانات بر وخامت اوضاع افزود. و این بافت ها را به فضاهای مسأله دار شهری تبدیل نمود. پژوهش حاضر بر آن است که با دیدی اجتماعی- فضایی به تحلیل علل فرسودگی محدوده موردمطالعه پرداخته و تا حد امکان سعی بر آن دارد که نقش مدیریت شهری بر فرسودگی این بافت ها را آشکار نماید. محدوده موردمطالعه با 34 هکتار مساحت قسمتی از بافت قدیم شهر زنجان و معروف به محله دباغ ها می باشد.
امیر کرم،
دوره 8، شماره 6 - ( 10-1387 )
چکیده
شناخت و تعیین تناسب و استعداد زمین برای توسعۀ کالبدی وشهری از اقدامات اولیه در برنامه ریزی های فضایی و محیطی است.هدف از انجام پژوهش این بود که با توجه به عوامل طبیعی، نواحی مناسب برای توسعۀ کالبدی در مجموعۀ شهری شیراز (یعنی یک ناحیۀ متراکم شهری- صنعتی و کشاورزی) شناسایی و پراکنش فضایی آن مشخص گردد. مواد مورداستفاده شامل نقشه های توپوگرافی، زمین شناسی، واحدهای ارضی، پوشش/کاربری زمین ، لرزه خیزی و داده های مرتبط با اقلیم وساختار اجتماعی/ اقتصادی محدوده بودند. از بررسی های کتابخانه ای نیز برای تکمیل داده ها استفاده شد. تعیین تناسب زمین ازطریق نه معیار طبیعی مشتمل بر ارتفاع، شیب، لیتولوژی، بارش، دما، قابلیت زمین، لرزه خیزی، خطر لغزش، پوشش/ کاربری زمین و روش فرآیند تحلیل سلسله مراتبی (AHP) در محیط سیستم اطلاعات جغرافیایی صورت گرفت. تناسب زمین برای توسعۀ کالبدی به پنج طبقۀ بسیار زیاد، زیاد، متوسط، کم و بسیارکم تقسیم شد و نقشۀ پهنه بندی آن تهیه گردید. نتایج نشان داد که صرفنظر از اراضی کشاورزی، حدود 28 درصد مساحت محدوده در طبقات با تناسب زیاد و بسیار زیاد قراردارد و با ملحوظ داشتن سایرپارامترهامی تواندبرای توسعۀ کالبدی مدنظر برنامه ریزان و سیاستگزاران قرار گیرد.
مهدی قرخلو، بهزاد عمران زاده، محمد اکبرپور سراسکانرود،
دوره 8، شماره 6 - ( 10-1387 )
چکیده
با توجه به انقلاب عظیمی که طی دهه های 60-1950 در علم جغرافیا بوجود آمد، این علم به مبدا تازه ای کشانده شد که با گذشته آن تفاوت های زیادی داشت. این انقلاب شامل انقلاب کمی و آماری و ریاضی بود که به دنبال آن تکنیک ها و مدل های مختلفی برای بررسی فضای جغرافیایی و عناصر آن وارد حوزه جغرافیا و رشته های مربوطه گردید. بی تردید بکارگیری مدل ها و تکنیک های کمی و ریاضی در پژوهش های جغرافیایی بخصوص در بررسی های شهری و منطقه ای می تواند در تثبیت جایگاه این رشته در بین رشته های دیگر و همچنین تحلیل و نتیجه گیری درست از وضعیت موجود و به دنبال آن برنامه ریزی و مدیریت برای آینده سرزمین بسیار موثر باشد. شهرها مهم ترین پدیده های انسان ساخت موجود در پهنه سرزمین هستند که نقش عمده ای در توسعه و یا عدم توسعۀ مناطق و نواحی دارند. به همین دلیل یکی از حوزه هایی که در آن از روش ها و مدل های کمی استفاده می شود، حوزه تحلیل نظام شهری و ساختار سلسله مراتبی شهرها می باشد. تحقیق حاضر بر اساس روش و رویکرد تحلیلی- توصیفی و بر پایه اطلاعات کتابخانه ای و داده های آماری سه دوره سرشماری 1345، 1365، 1385 و با استفاده از مدل های تحلیل فضایی به تحلیل شبکه شهری استان اردبیل پرداخته است. نتایج این بررسی نشان می دهد که به همراه تغییرات اجتماعی٬ اقتصادی و سیاسی در استان اردبیل طی دهه های گذشته نظام سکونتگاهی استان اردبیل و سلسله مراتب شهری آن نیز دچار تغییر و تحول گردیده است. همچنین با توجه به مدل های استفاده شده می توان عنوان کرد که با وجود تسلط نخست شهری در نظام سلسله مراتب شهری استان اردبیل٬ در کل این نظام بسوی عدم تمرکز و تعادل در حرکت است و به مرور زمان از میزان تمرکزگرایی در استان کاسته شده است.
عیسی سراقی، حسین ملکی، داریوش ابوالفتحی،
دوره 8، شماره 6 - ( 10-1387 )
چکیده
گردشگری پدیده ای است که از گذشته های دور موردتوجه جوامع انسانی بوده و بر حسب نیازهای متفاوت اجتماعی، اقتصادی و تاریخی به پویایی خود ادامه داده است .در عصر حاضررشد روزافزون جمعیت ومتعاقب آن شهرنشینی لجام گسیخته بویژه در کشورهای درحال توسعه (کمبود فضای سبز، آلودگی شهرها) مشکلات فراوانی را از لحاظ گذران اوقات فراغت و استفاده از زیبایی های طبیعی به وجودآورده است. انسان برای فرار از زندگی ماشینی و شهر «این جزیره گرم و آلوده» دست به دامن طبیعت می شودکه این خود مبنای، شروع فعالیتی به نام اکوتوریسم است .فعالیتی که با هدف بهره گیری از زیبایی های طبیعی و جلوه های حیرت انگیز خلقت در عین حال سفری مسولیت پذیربدون کمترین آسیب پذیری محیطی بر فضای کالبدی منطقه می باشد. در شهرستان نهاوند شرایط جغرافیایی و توپوگرافی، دره های سرسبز، حیات وحش و مناطق حفاظت شده، سراب های جوشان، رودخانه های پرآب، دهکده ها و تپه های تاریخی، و ... پتانسیل بالایی برای فعالیت های اکوتوریستی فراهم ساخته است. در این پژوهش با استفاده از روش پیمایش، مطالعات میدانی و تعیین نقاط قوت، ضعف، فرصت ها و تهدیدها به شیوه مدل تحلیلی SWOT به بررسی و ارزیابی پتانسیل ها و قابلیت های جاذبه های اکوتوریستی شهرستان نهاوندبه گونه ای علمی، همراه با رعایت مسایل زیست محیطی پرداخته شده است سپس به ارائه راهکارهایی برای توسعه پایدار ناحیه ای و در نهایت حرکت در راستای توسعه پایدار ناحیه ای تاکید شده است. نتایج حاصل از مطالعات میدانی، مدل های تحلیلی و تجزیه و تحلیل های تجربی در منطقه موردمطالعه بیانگر این واقعیت است که عدم بهره برداری اصولی و ضعف بینش علمی مدیران نسبت به مسایل زیست محیطی جاذبه های اکوتوریستی منطقه را با آسیب پذیری بالایی مواجه کرده است. برای فایق آمدن بر مشکلات نیازمند بازنگری در برنامه های جاری و ارائه راهکارهای مناسب جهت کاهش نقاط ضعف و محدودیت ها و بهره گیری از نقاط قوت و فرصت های موجود می باشد.
حسین حاتمی نژاد، جواد حسین اوغلی،
دوره 9، شماره 7 - ( 2-1388 )
چکیده
در دهههای اخیر، رشد و گسترش سکونتگاه های غیررسمی در اطراف شهرهای بزرگ به ویژه در کشورهای در حال توسعه با ماهیتی خودرو و خودجوش، مشکلات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی عدیدهای را به همراه داشته که در نهایت باعث بروز ناپایداری الگوی توسعه شهری در کشورهای مذکور شده است. هدف این مقاله، بررسی و ارزیابی تطبیقی شاخصهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی در شهرک انقلاب و حصار امیر(به عنوان سکونتگاه های غیررسمی) با منطقه 19 شهر تهران می باشد. در این راستا به منظور ارزیابی وضعیت شاخصها در دو سکونتگاه مذکور، در مقایسه با شهر تهران از روش آماری تحلیل واریانس استفاده شد. نتایج تحقیق نشان میدهد که شهرک انقلاب و حصار امیر از لحاظ شاخص های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، نسبت به شهر تهران در سطح پایینتری قرار دارد. همچنین نتیجهی بررسی تحولات فرهنگی و اقتصادی با استفاده از آزمون خی دو نشان میدهد که سکونتگاه های مذکور در حال گذار از فرهنگ سنتی خود به فرهنگ شهری می باشند و به نوعی شیوه ی زندگی شهری پیدا کرده اند.