733 نتیجه برای نوع مطالعه: پژوهشي
دکتر محمد محمدی، حسین عساکره، عبدالله فرجی،
دوره 25، شماره 78 - ( 7-1404 )
چکیده
امروزه مصرف انرژی نقش تعیینکنندهای در توسعه کمّی و کیفی زندگی بشر دارد. یکی از منابع تأمین انرژی، در راستای توسعه و رفاه اقتصادی و نیز کسب آسایش آب و هوایی گاز طبیعی است. این منبع تأمین انرژی، بهویژه در نواحی سرد کشور و نیز بهمنظور تأمین آسایش دمایی، نیازمند مدیریت صحیح است. مدیریت صحیح این منبع انرژی فسیلی از طریق آگاهی و پیشبینی از میزان تقاضای آن میسر است. بدین منظور تقاضای مصرف گاز طبیعی در شهر زنجان بهعنوان یکی از شهرهای سرد ایرانزمین موردبررسی و الگوسازی قرار گرفت. برای انجام پژوهش حاضر از دو گروه داده (عناصر آب و هوایی و میزان مصرف گاز طبیعی) برای یک دوره آماری 9 ساله (1400-1392) در مقیاس روزانه استفادهشده است. بهمنظور الگوسازی تقاضای مصرف گاز طبیعی در شهر زنجان از نرمافزار CurveExpert و نیز روش وایازی (رگرسیون) استفاده شد. بر اساس برازندهترین الگو، عنصر دما بهعنوان تنها متغیر مستقل در الگوی انتخابی جای گرفت. الگوی نهایی، وایازی چندجملهای با ضریب همبستگی 94/0 (ضریب تبیین 03/89 درصد) اختیار شد. درصد افزایش مصرف گاز طبیعی به ازای یک درجه کاهش دما، از دمای 22 تا دمای 16 درجه بیشترین درصد افزایش و از دمای صفر تا 5- درجه کمترین درصد افزایش به ازای یک درجه کاهش دما رخداده است. نقطه عطف و شروع مشکلات مربوط کمبود گاز طبیعی در شهرستان زنجان دمای کمتر از منفی 7 درجه تشخیص داده شد.
ناهید کشاورز، حمیدرضا جودکی، علی نوری کرمانی،
دوره 25، شماره 78 - ( 7-1404 )
چکیده
ناحیه تاریخی شهرها میراث ارزشمند معماری و کالبدی و تجلیگاه ابعاد فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی مردمانی است که در دورههای تاریخی در این بخش از شهر، روزگار سپری کرده و هویت فرهنگی آن را به ثبت رساندهاند. این نواحی شاهد زوال در توسعه شهری بوده و اقدامات اندک پیرامون بهسازی یا بازسازی آنها قابلقبول نبوده است. هدف این پژوهش تحلیلی بر بازآفرینی شهری در بافت تاریخی (قدیم) شهر دزفول است. روش تحقیق در پژوهش حاضر بهصورت پیمایشی است. جامعه آماری مطالعه حاضر کلیه ساکنان بافت تاریخی شهر دزفول میباشند که بر طبق آخرین سرشماری مرکز آمار ایران، دارای جمعیتی معادل 29277 نفر میباشد. برای دستیابی به حجم منطقی از نمونه از فرمول کوکران استفاده شده است که تعداد 384 نمونه بهصورت تصادفی طبقهای انتخاب شدهاند. ابزار اصلی جمعآوری دادهها در تحقیق حاضر؛ پرسشنامه میباشد. اما با توجه به تخصصی بودن پرسشنامه از روشهای مصاحبه و مشاهده نیز برای تکمیل اطلاعات پرسشنامهها استفاده شده است. نتایج حاصل از مدلهای SWOT و QSPM نشان میدهد که از مجموع پنج راهبرد نهایی بازآفرینی بافت تاریخی دزفول دو راهبرد اول متعلق به راهبردهای تهاجمی است. بدین ترتیب مطالعه و طراحی امکان ایجاد پیاده راهها در بافت تاریخی با توجه به تمایل روزافزون مردم به گردشگری فرهنگی و تاریخی و استفاده از فضای حاشیه رودخانه دز برای توسعه فضای سبز و طراحی کریدور سبز در امتداد رودخانه و بافت تاریخی را میتوان بهعنوان مهمترین راهبردهای تهاجمی مطرح کرد.
محمد حسن یزدانی، سمیرا سعیدی زارنجی، کامران دولتیاریان،
دوره 25، شماره 78 - ( 7-1404 )
چکیده
استراتژی توسعه شهری رویکردی نوین در برنامهریزی و مدیریت شهری است که با کاهش فقر، مشارکت شهروندی و افزایش سرمایهگذاری میتواند زمینه را برای رسیدن به توسعه پایدار شهری فراهم سازد. شهر اردبیل مانند بسیاری از شهرهای ایران با مشکلات عدیدهای از قبیل، حکمروایی نامناسب، بافتهای فرسوده، مسکن نامناسب، ضعف زیرساختها و کمبود خدمات اجتماعی - بهداشتی مواجه است که مجموع این عوامل ضرورت توجه به برنامهریزی استراتژیک را نشان میدهد. هدف این مقاله سنجش شاخصهای استراتژی توسعه شهری در شهر اردبیل میباشد. روش تحقیق توصیفی- تحلیلی و مبتنی بر بررسیهای میدانی است. حجم نمونه با استفاده از نرمافزار Sample Power 230 نفر برآورد گردید. جهت ارزیابی نهایی و تحلیل دادهها از آزمونهای آماری T تک نمونهای و نیز از روش مدلسازی معادلات ساختاری (SEM) در نرمافزار AMOS Graphics استفاده گردید. نتایج حاصل از آزمون T تک نمونهای پژوهش نشان داد وضعیت شاخصهای استراتژی توسعه شهری شامل زیست پذیری، حکمروایی مطلوب، بانکی بودن و رقابتپذیری در قلمرو موردمطالعه با میانگینهای 2/21، 2/6، 2/62، 2/15، در وضعیت قابلقبولی قرار ندارند. نتایج تحلیل عاملی مرتبه دوم پژوهش نشان داد از میان ابعاد استراتژی توسعه شهری، بُعد رقابتی بودن با بار عاملی 0/93 داری بیشترین اثرگذاری و بُعد بانکی بودن با وزن عاملی 0/62 دارای کمترین اثرگذاری در شهر اردبیل میباشند. همچنین یافتههای پژوهش نشان داد که با افزایش شاخص حکمروایی خوب شهری بُعد بانکی بودن به میزان 0/55، بُعد زیست پذیری به میزان 0/76 و بُعد رقابتی بودن به میزان 0/86 افزایش مییابد.
دکتر مهدی چراغی، دکتر حسین طهماسبی مقدم، دانشجوی کارشناسی ارشد محمدرضا نعمتی، دانشجوی دکتری سعید نصیری زارع،
دوره 25، شماره 78 - ( 7-1404 )
چکیده
بدون تردید توسعه گردشگری در هر منطقهای نیازمند شناسایی دقیق محدوده و ارائه تسهیلات و خدمات موردنیاز گردشگران است که آسیبشناسی ارائه خدمات، از جهت برنامهریزی در تمامی سطوح برای دستیابی به توسعه موفق گردشگری ضروری است. این تحقیق به آسیبشناسی ارائه خدمات و اولویتبندی مقاصد گردشگری از لحاظ پتانسیل گردشگری در استان زنجان پرداخته است. تحقیق بهصورت ترکیبی کیفی و کمی که روش جمعآوری اطلاعات بهصورت مصاحبه و پرسشنامه بود. جهت تحلیل مصاحبه از مکسکیودا، برای ارزیابی معیارها از مدل تحلیل سلسله مراتبی و برای توزیع جغرافیایی مقاصد گردشگری نیز از مدل جغرافیایی استفاده شد. براساس یافتههای تحقیق استان زنجان علیرغم ظرفیتهای مناسب گردشگری، دچار مشکلات فراوانی مانند کمبود امکانات، بیثباتی در سیاستهای ارتقای کیفیت خدمات گردشگری و عدم مدیریت و برنامهریزی در توسعه گردشگری است و هنوز از پیشرفت مناسبی در این زمینه برخوردار نشده است. پایین بودن سطح عمومی خدمات و ناهماهنگی در برنامهریزیها و نگاههای متفاوت به گردشگری دو مشکل اساسی بخش خدمات گردشگری در استان زنجان است؛ اما براساس توزیع جغرافیایی، مقاصد گردشگری: گنبد سلطانیه، دودکشهای جن، معدن انگوران، اقامتگاه بومگردی اولجایتو، اقامتگاه بومگردی سلطانیه، هتل بوئتیک، عمارت ذوالفقاری، ائل داغی، پل سید محمد، مسجد جامع زنجان، خانه خدیوی، کوههای رنگی در خوشه اول قرار دارند این بدین معنی است که مقاصد گردشگری موردنظر دارای توانمندیهای بالایی که جمعیت بیشتری نیز دارند، احاطه شدهاند که میبایست بهعنوان مناطق اولویت در برنامهریزی و توسعه خدمات قرار بگیرند.
دکتر مجید رسولی،
دوره 25، شماره 78 - ( 7-1404 )
چکیده
عراق مهمترین بخش از سیاست خارجی ایران محسوب میگردد. برای سیاستگذاران ایرانی، عراق نسبت به سایر کشورهایی که ایران در آنها از گروههای شبهنظامی محلی حمایت میکند، صحنه عملیاتی حیاتیتر و در نتیجه حساستری است. تاریخ نشان داده است که حوادث عراق میتواند پیامدهای مهمی برای ثبات ایران داشته باشد. عراق همچنان تهدیدی برای امنیت ملی ایران است و به همین دلیل است که ایران به دنبال شکل دادن به سیاست داخلی و جهتگیری استراتژیک عراق است. از سال 2003، ایران با بهرهگیری از مرزهای مشترک طولانی و روابط فرهنگی، مذهبی و اقتصادی عراق به طرز ماهرانهای در میان جمعیت شیعه عراق نفوذ کرده است. نفوذ ایران چندوجهی است و شامل دسترسی به طیف وسیعی از بازیگران سیاسی و اجتماعی میباشد. ازاینرو این تحقیق به دنبال بررسی عوامل واگرای ژئوکالچر در روابط ایران و عراق است. برای دستیابی به این هدف از روش توصیفی-تحلیلی و نرمافزار ویزارد بهره گرفته شد. یافتههای تحقیق نشان داد عوامل واگرا در روابط ژئوکالچر بین ایران و عراق در شرایط بحرانی و نیمه بحرانی قرار داد. تابلوی سناریوهای قوی از 8 وضعیت احتمالی مختلف تشکیلشده است. از این 8 وضعیت احتمالی، 3 وضعیت بحرانی، 1 وضعیت نیمه بحرانی، 1 وضعیت ایستا، 2 نیمه مطلوب، 1 حالت نیز وضعیت مطلوب دارند. ازآنجاکه اکثریت شهروندان ایرانی و عراقی مذهب مشترکی دارند و آن اسلام شیعه است. حوزهها یا حوزههای علمیه در شهرهای مذهبی قم در ایران و نجف در عراق، مراکز آموزش شیعیان هستند؛ بنابراین میتوان از این عامل برای بهبود شرایط استفاده نمود.
خانم شریفه زارعی، دکتر بهلول علیجانی، دکتر زهرا حجازی زاده، دکتر بختیار محمدی،
دوره 25، شماره 78 - ( 7-1404 )
چکیده
در این پژوهش مهمترین الگوهای همدیدی موجد بارش برف فراگیر در شمال شرق ایران موردبررسی قرارگرفته است. برای این منظور دادههای کد هوای حاضر و عمق برف ایستگاههای سینوپتیک شمال شرق کشور طی دوره آماری 1371-1400، برای ماههای مهر تا اسفند، از سازمان هواشناسیکشور دریافت شد. جهت بررسی بارشهای برف فراگیر، روزهایی که بیش از 70 درصد منطقه موردمطالعه همزمان شاهد ریزش برف بود، بهعنوان یک روز فراگیر استخراج شدند. بهمنظور انجام تحلیلهای همدیدی-دینامیکی در مورد بارشهای برف فراگیر در شمال شرقی ایران، از روش طبقهبندی با استفاده از تحلیل خوشهای استفاده شد و نقشههای روزهای نماینده از جمله دمای جو، شار رطوبت، ارتفاع ژئوپتانسیل، تاوایی، جبههزایی، جتاستریم، شاخص امگا و دادههای باد مداری و نصفالنهاری ترسیم شد. تحلیل روند نیز با استفاده آزمون منکندال انجام شد. نتایج نشان داد که 3 الگوی پرفشار سیبری و مرکز اروپا_کمفشار شرق ایران، پرفشار غرب ایران_کمفشار سودان، پرفشار مرکز اروپا_کمفشار شرق ایران و افغانستان به بهترین نحو بارشهای برف فراگیر در منطقه موردمطالعه را توجیه مینمایند. در تمامی الگوها در تراز میانی جو شدت یافتن جریانهای نصفالنهاری بادهای غربی همراه با تشکیل مراکز پرفشار و کمفشار موجب ایجاد بلاکینگ در مسیر جریانات غربی شده و شرایط را برای صعود هوا فراهم کرده است. تمرکز میدان امگای منفی و فرارفت تاوایی نسبی مثبت به همراه قرار گرفتن منطقه شمال شرق ایران در نیمه چپ خروجی رودباد جنبحاره، موجب ناپایداریهای شدید و بارش برف فراگیر در منطقه شده است. همچنین نتایج نشان داد که علیرغـم عـدم وجـود رونـد در تعداد روزهای فراگیر برف در شمال شرق ایران، تعداد روزهای برف فراگیر در طول زمان روندی کاهشی داشته است.
خانم آیدا فاروقی، پروفسور منوچهر فرج زاده اصل، پروفسور یوسف رحیمی،
دوره 25، شماره 78 - ( 7-1404 )
چکیده
گردش جت استریم قطبی و جنبحارهای بهصورت یک الگوی موج مانند در سراسر جهان میباشد. در طول فصل سرد سال با جهش جنوب سوی رودباد جنبحارهای، الگوی جت استریم قطبی و امکان نفوذ آن به مناطق حارهای، این دوجت استریم در مواردی با یکدیگر ادغام میشوند. در ماه دسامبر رودباد جنبحارهای در حوالی عرض جغرافیایی 5/27 درجه شمالی استقرار مییابد که با توجه به استقرار جت استریم قطبی در عرضهای میانه، این دو جت استریم در مواردی ادغام میگردند. برای بررسی فراوانی رخداد دو جت استریم و مطالعه اثر ادغام این دو رودباد بر الگوهای جوی تراز پایینتر و میزان بارش بر روی غرب ایران، دادههای شبکهبندی شده مؤلفههای باد ماه دسامبر در طول دوره آماری 19-2010 از مرکز NCEPNCAR با تفکیک مکانی 5/2 درجه دانلود و با کد نویسی در نرمافزار گردز (Grads) نقشههای جت استریم تراز 300 هکتوپاسکال با فاصله زمانی 6 ساعته ترسیم شد. در طول دوره آماری این دو جت استریم طی روزهایی از طریق محور آنها با یکدیگر ادغام شدهاند. بررسی بارش روزانه ایستگاههای غرب کشور با روزهای ادغام دو جت استریم، مشخص شد که این رخداد در تمام موارد منجر به بارش سنگین نشده است. در دوازدهم دسامبر سال 2010 همراه با نصفالنهاری شدن جت استریم قطبی و نفوذ آن به مناطق حارهای، بر روی شمال عربستان، دریای سرخ و شمال شرق آفریقا هستهی سرعت آن با هسته رودباد جنبحارهای ادغام گردید. ادغام این دو جت استریم، گسترش عمودی جت به ترازهای پایینتر را به همراه داشته و در تراز میانی جو حرکت نصفالنهاری زیاد کم ارتفاع مشاهده میگردد. در نتیجه کمفشار سودانی به سمت عرضهای بالاتر جابجا شده و با کمفشار مدیترانهای ادغام میگردد که منجر به رخداد بارش سنگین (110 میلیمتر) است.
سیده فاطمه هاشمی، علی شاهنظری، پروفسور ماتیاس نیومان اندرسون،
دوره 25، شماره 78 - ( 7-1404 )
چکیده
حوضه آبریز رودخانه تالار در استان مازندران هرساله شاهد سیلابهای بزرگ با حجم رسوب انتقالی بسیار زیاد میباشد. برای بررسی انتقال رسوب از حوضهی آبریز مذکور، 11 کیلومتر از رودخانه تالار در پنج بازه مکانی در فواصل 4/22- 7/24، 2/18 -5/20، 5/17- 00/18، 75/16- 5/17 و 5/11 – 75/16 کیلومتر از محدوده شهری از دریا ملاکلا- نجار کلا تا عرب روشن انتخاب شد تا الگوی تغییرات رسوبگذاری و فرسایش در بازه زمانی پنج ساله (1400- 1395) با توجه به قابلیتهای مدل HEC-RAS، موردبررسی قرار گرفت. برهمین اساس از آمار بلندمدت ایستگاه هیدرومتری کیاکلا، در شرایط سیلاب با دورهی بازگشتهای 2، 10، 25، 50 و 100 ساله برای حوضهی آبریز ایستگاه مذکور انتقال رسوب و حجم آورد رسوب تجزیهوتحلیل و بررسی شد. نتایج نشان داد مجموع رسوب ورودی در طول کل شبیهسازی در ابتدای دوره از مجموع رسوب در انتهای دوره شبیهسازی به میزان 9/0 میلیون تن کمتر و رودخانه در اکثر مواقع بهصورت فرسایشپذیر است. همچنین متوسط ارتفاع رسوب در بازه مکانی اول (4/22- 7/24) 11 سانتیمتر و میزان رسوبگذاری 6 میلیون تن و رسوبگذاری قابلتوجه میباشد. در بازه مکانی دوم (2/18 -5/20) میزان رسوبگذاری تقریباً 1 میلیون تن میباشد. در بازه مکانی سوم نیز نتایج کموبیش مشابه وجود دارد. در بازه مکانی چهارم شرایط از نظر عمق و حجم فرسایش برای برداشت مناسب نیست. بازه مکانی پنجم (5/11 – 75/16) میزان فرسایش بهطور تقریبی 3/8 میلیون تن به دست آمده است. دامنه تغییر ارتفاع فرسایش در بازه مکانی پنجم از 10 الی 20 سانتیمتر متغیر است.
خانم زینب ظاهری عبده وند، دکتر مصطفی کابلی زاده،
دوره 25، شماره 78 - ( 7-1404 )
چکیده
استفاده از تصاویر ماهوارهای لندست در محدودههای وسیع، امکان پوشش همزمان کل منطقه را فراهم نمیکند. این مسئله زمانی که ارزیابی پوششهای گیاهی همزمان و یا بررسی تغییرات پدیدههای کوتاهمدت در یک منطقه وسیع مد نظر باشد، مطالعات را با چالش مواجه میسازد. ادغام دادههای تصاویر ماهوارهای لندست با قدرت تفکیکپذیری مکانی مناسب، با اطلاعات تصاویر ماهوارهای مادیس با قدرت تفکیکپذیری زمانی مناسب، میتواند راهحلی برای پیوند بین دادههای با وضوح زمانی و مکانی مناسب باشد. هدف از این تحقیق ارزیابی الگوریتمهای مختلف ادغام تصاویر در تهیه نقشه شاخص پوشش گیاهی (NDVI) میباشد. بدین منظور از شش الگوریتم تلفیق، شامل NNDiffuse (انتشار نزدیکترین همسایه)، PC (مؤلفههای اصلی)،Brovey، CN(رنگ نرمال شده)، Gram-Schmidt و SFIM (مدل مبتنی بر فیلتر هموارسازی) در یک محدوده آزمایشی در استان خوزستان استفاده شد. پس از ارزیابی نتایج الگوریتمها و انتخاب مناسبترین الگوریتم تلفیق، بر اساس محاسبه میزان خطاهای آماری و ارزیابی معیارهای طیفی (ضریب همبستگی) و مکانی (فیلتر لاپلاسین)، اطلاعات طیفی و مکانی بازتاب باندهای قرمز و مادونقرمز نزدیک هشت تصویر موزائیک شده لندست-8 (30 متر) با باندهای قرمز و مادونقرمز نزدیک یک تصویر مادیس (250 متر) تلفیق گردید. جهت بررسی پوششهای گیاهی، با تصویر ماهوارهای تلفیق شده، شاخص پوشش گیاهی (NDVI)، در محدوده استان خوزستان تهیه گردید. نتایج به دست آمده نشان داد که الگوریتم NNDiffuse از دقت مطلوبتری جهت ادغام باندهای قرمز و مادونقرمز نزدیک لندست 8 و مادیس برخوردار است، بهطوریکه شاخص گیاهی NDVI به دست آمده از این الگوریتم در مقایسه با تصویر لندست- 8 اصلی، از کمترین خطای آماری (1234/0) RMSE و (081/0)MAE برخوردار است.
خانم ریحانه صالح آبادی، کتر محمدرضا حافظ نیا،
دوره 25، شماره 78 - ( 7-1404 )
چکیده
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، شکل جدیدی از نگرش به علم و فناوری در ایران شکل گرفت. این گفتمان علمی تحت تأثیر مستقیم انقلاب اسلامی و اعتقادات اسلامی بود و ارزشها و اهداف جدیدی را برای توسعه علم و فناوری تدوین کرد. بعد از انقلاب، ازآنجاییکه دولتمردان علم و فناوری را یکی از عوامل کلیدی توسعه و تعالی جامعه میدانستند، سیاستها و برنامهریزیهای علمی را بهمنظور تحقق اهداف انقلابی و اسلامی شکل دادند. این نگرش به علم و فناوری در ایران در آن دوره، تأثیر قابلتوجهی بر توسعه علمی و فناورانه کشور داشت. باتوجه به این موضوع که جمهوری اسلامی ایران بعد از سال 1357 سکاندار رهبری علمی در منطقه بوده است لازم و ضروری است تا در این پژوهش به بررسی گفتمان علمی انقلاب اسلامی ایران و نقش آن در توسعه قدرت علمی در دولتهای بعد از انقلاب پرداخته شود. در راستای دستیابی به این هدف از روش توصیفی-تحلیلی و از آمارهای معتبر در منابع داخلی و خارجی بهره گرفته شد. یافتههای تحقیق نشان داد که نوع گفتمان در دولتهای مختلف شامل تمرکز بر صنعتی شدن از طریق جایگزینی واردات و منابع سرمایه بر (1360-1368)، نوسازی و نهادگرایی و تمرکز بر فناوریهای پیشرفته (1368-1376)، تمرکز بر فناوریهای پیشرفته، نوآوری و توسعه صادرات و عدالت اجتماعی عمدتاً با تکیهبر صنایع دانش بر (1376-1384)، تمرکز بر انتقال صنعت به سمت نوآوری دانش مبتنی بر اقتصاد (1384-1392) و تأکید بر افزایش همکاریهای بینالمللی با تأکید بر هویت و عقلانیت در تدوین و اجرا (1392-1400) بود. نتایج تحقیق نشان میدهد که در هر دوره میتوان به اقداماتی همچون توسعه آموزش عالی و پژوهشهای علمی، تأسیس دانشگاهها و مراکز پژوهشی، ایجاد شبکههای علمی داخلی و بینالمللی اشاره کرد. این اقدامات همراه با دلایل سیاسی و ایدئولوژیک، پیشرفتهای مهمی در علم و فناوری ایران را به همراه داشت.
فائزه شجاع، سلیمه صادقی، علی اکبر شمسی پور، Eduardo Gomes،
دوره 25، شماره 78 - ( 7-1404 )
چکیده
پژوهش حاضر با هدف سنجش و ارزیابی ظرفیت تعدیل گرما (HMI) در محدوده کلانشهر تهران و با استفاده از رویکرد نوین مدل خنککنندگی شهری (UCM) در یک بستر فضایی انجام شده است. UCM نقشههایی از شاخص تعدیل گرما تولید میکند که ظرفیت سرمایش فضاهای سبز شهری را در تمام طبقههای کاربری اراضی در یک مکان و با در نظر گرفتن پارامترهای متعدد مانند تبخیر و تعرق، سایه ایجادشده توسط درختان، سپیدایی، دمای هوای حومه شهر، شدت اثر جزیره گرمای شهری، فاصله اختلاط هوا و حداکثر فاصله خنککنندگی تخمین میزند. ارزیابی نقش متغیرهای محیطی مؤثر بر UCM در منظر موردمطالعه بیانگر این بود که در مناطق 1 ، 22 و بخشهای شمالی منطقه 4 شهرداری تهران با کاربری درختان تنک، درختچه و بوتهزار، چیدمانهای باز و کم ارتفاع و سطوح آبی، شدت اثر جزیره گرمایی به کمترین مقدار خود رسیده و اختلاف دمای بین شهر و حومه در بازه 0 تا 3/1 درجه سلسیوس متغیر است؛ اما بیشینه شدت جزیره گرمای شهری در بخشهای مرکزی منطقه مطالعاتی (مناطق 21، 13 و 14) با بافت فشرده و متراکم و گسترش سطوح نفوذناپذیر مشاهده میگردد که حداقل مقادیر شاخص تبخیر و تعرق (12/0-45/0) و سپیدایی (09/0- 16/0) نیز در این نواحی متمرکز گردیده است. مبتنی بر این پارامترها توزیع مکانی شاخص HMI در چشمانداز موردبررسی نشان داد که ظرفیت خنککنندگی در منطقه موردمطالعه از 08/0 در نواحی مرکزی شهر تا 9/0 در مناطق تحتتأثیر فضاهای سبز مختلف و همچنین بدنههای آبی متفاوت است. در واقع بیشینه شاخص ظرفیت خنککنندگی در کاربری با پوشش درختان انبوه و پراکنده در منطقه متمرکز گردیده که این نواحی توانستهاند با ظرفیت 63 درصدی خنککنندگی، بهطور متوسط 48/2 درجه سلسیوس از اثر جزیره گرمایی را خنثی نمایند. روش بهکاررفته در این پژوهش میتواند بهعنوان مرجعی برای طراحان شهری در ادغام رویکردهای خنکسازی شهری و راهبردهای کاهش جزیره گرمایی، در برنامهریزی و طراحی مناطق شهری به کار گرفته شود.
حمید درج، رضا سیمبر، احمد جانسیز،
دوره 25، شماره 78 - ( 7-1404 )
چکیده
با افزایش مداوم قدرت اقتصادی، فناوری و نظامی چین، نگرانی آمریکا از خیزش روزافزون پکن رو به فزونی است. ایالاتمتحده خیزش منطقهای چین را بهعنوان چالشی برای جاهطلبی هژمونیک خود تلقی میکند. افزایش قدرت نظامی و نفوذ سیاسی چین در شرق آسیا باعث ایجاد نگرانی و سوءظن میان برخی از همسایگان آن و واشنگتن شده است. در این میان، آمریکا بنا بر دلایلی همچون؛ مقابله با خیزش چین و حمایت از آزادی دریانوردی در این منطقه حضور فعال دارد. تلاش واشنگتن برای به چالش کشیدن حاکمیت دریایی چین، منعکسکننده نگرانی ایالاتمتحده از ظهور چین و عزم این کشور برای حفظ هژمونی خود در آسیا و اقیانوسیه است. این امر باعث میشود تا ایالاتمتحده در تلاش برای ایجاد یک حلقه محاصره علیه چین و مهار منطقهای آن و در نهایت جلوگیری از تغییر موازنه قدرت به ضرر واشنگتن در شرق آسیا برآید. بدین ترتیب، سؤال پژوهش این است که آمریکا برای مهار قدرت چین در دریای چین جنوبی چه راهبردی را دنبال میکند؟ فرضیه قابلطرح این است که با توجه به اینکه رشد اقتصادی چین و گسترش قدرت دریایی این کشور، تهدیدی راهبردی برای کشورهای منطقه و ایالاتمتحده محسوب میشود؛ لذا واشنگتن برای جلوگیری از تبدیل شدن چین به یک هژمون منطقهای در شرق آسیا؛ در تلاش برای جلوگیری از صعود و خیزش منطقهای پکن برآمده است. جلوگیری از قدرتیابی چین و مهار و انزوای این کشور در منطقه، ضمن شکلگیری موازنه قدرت به نفع واشنگتن و همپیمانان منطقهای آن در شرق آسیا، میتواند کمک شایانی به توسعه نفوذ و تأمین اهداف و منافع ایالاتمتحده و متحدان آن در منطقه نماید. برای تحلیل دادهها از روش توصیفی-تحلیلی استفاده شده است.
دکتر فاطمه صفار سبزوار،
دوره 25، شماره 78 - ( 7-1404 )
چکیده
یکی از مهمترین رویکردها در جهت افزایش امنیت، پیشگیری از جرم از طریق طراحی محیطی است که بر طراحی شهری تمرکز دارد. هدف از پژوهش حاضر بررسی شرایط محیطی دقیق مؤثر در ایجاد رفتارهای آنومیک و مجرمانه در خیابان انقلاب تهران و ارائه راهکارهای طراحانه جهت کاهش آنها در این مکان میباشد. در مطالعه پیش رو، برای رسیدن به هدف پژوهش از روشی ترکیبی استفاده شده است. بدین منظور، در بخش اول با استفاده از روش مکانسنجی (شامل برداشت میدانی و همچنین تهیه و تکمیل چکلیست کارشناسان و چکلیست جامع)، شرایط محیطی محدوده موردمطالعه در قالب مجموعه مؤلفههای شرایط جرمخیزی دستهبندی شده و راهکارهایی برای کاهش جرم در خیابان انقلاب تهران ارائه گردید. در بخش دوم این پژوهش و بهمنظور اولویتدهی به راهکارها و انتخاب راهکار بهینه برای جلوگیری از وقوع جرم و کاهش آن در محدوده موردمطالعه، از روش تحلیل شبکهای (ANP) استفاده گردید. بر اساس نتایج پژوهش، آلودگیهای محیطی، آلودگیهای دیداری، ازدحام و مسئله نور و روشنایی استاندارد در شب، مهمترین عوامل محیطی رفتارهای آنومیک و مجرمانه در خیابان انقلاب تهران میباشند. همچنین، بهینهترین راهکارها برای کاهش جرم و افزایش امنیت در محدوده موردمطالعه عبارتاند از: حذف مبلمانها و عناصر الحاق شده به مسیر پیاده، تعریف خوانای فعالیتها و کاربریها در نقاط گنگ فضا، ایجاد نشانه و عناصر شاخص در طول مسیر، محدود کردن تبلیغات و ایجاد روشنایی استاندارد در طول شب برای انجام فعالیت. نتایج پژوهش حاضر نشان میدهد، تغییرات جزئی در محیط میتواند اثرات بزرگی بر کاهش جرم و افزایش امنیت داشته باشد.
دکتر محمد معتمدی راد، دکتر رضا ارجمند زاده، دکتر ابراهیم امیری، آقای فرزاد امیری،
دوره 25، شماره 78 - ( 7-1404 )
چکیده
تداوم خشکسالی و همزمان افزایش میزان وابستگی به منابع آب زیرزمینی در دهههای گذشته دامنه نواحی واقع در معرض فرونشست را به بسیاری از نواحی مختلف کشور گسترش داده که خسارات زیادی را به دنبال دارد. لذا جهت کاهش خسارات ناشی از پدیده فرونشست درک دقیق و کامل فرونشست رخ داده ضروری است. در دهههای اخیر تکنیک تداخل سنجی رادار با روزنه مجازی (SAR) روش متداولی برای اندازهگیری فرونشست گردیده است. در این پژوهش که با هدف تحلیل سری زمانی فرونشست دشت اسفراین با استفاده از روش تداخلسنجی راداری انجام شده از دادههای زمینی نظیر چاههای پیزومتریک و میزان افت آب زیرزمینی سطح آب زیرزمینی در دورههای حداقل و حداکثر و چاههای بهرهبرداری جهت محاسبه میزان تخلیه در سطح آبخوان با استفاده از درونیابی به روش IDW استفاده گردید. همچنین از دادههای راداری شامل تصاویر ۱ جهت محاسبه نرخ فرونشست در بازه زمانی 8 ماهه اول سال 2023 میلادی استفاده گردید. نتایج حاصل از پژوهش نشان میدهد میزان فرونشست در حوضه مطالعاتی از 1 تا 12 میلیمتر در بازه 8 ماهه بوده و 2/75 درصد از مساحت حوضه در پهنه متوسط بحرانی و خیلی بحرانی قرار گرفت که بر این اساس میتوان اذعان نمود که دشت اسفراین در حالت بحرانی قرار گرفته است. بیشترین برداشت آب و فرونشست مربوط به چاههای جنوب سنخواست، جنوب خراشا، جنوب ارگ، جنوب گازان، جعفرآباد خرابه و مهدیآباد کال بکو بوده که در پهنه خیلی بحرانی قرار داشته است که جهت کنترل نشست زمین، مدیریت بهینه منابع آب زیرزمینی منطقه ضروری است.
دکتر ناصر شفیعی ثابت، مسعوده نیکوئی فرد، دکتر نگین سادات میرواحدی،
دوره 25، شماره 78 - ( 7-1404 )
چکیده
خودسازماندهی روستاییان بهعنوان یک فرایند مشارکتی، نقشی بنیادین در ارتقای معیشت پایدار در مناطق روستایی ایفا میکند. این مطالعه باهدف شناسایی پیشرانهای اثرگذار بر خودسازماندهی روستاییان و بهبود معیشت پایدار روستایی در شهرستان آشتیان انجام شد. این پژوهش کیفی با رویکرد تحلیلی ـ اکتشافی و از طریق پرسشنامه نیمهساختارمند و مصاحبه با 30 نفر از خبرگان در زمینه موضوع موردمطالعه انجام شد. دادههای کیفی گردآوری شده با استفاده از روش دلفی و نرمافزار میکمک برای شناسایی روابط و الگوهای میان مفاهیم تجزیهوتحلیل شد. یافتهها آشکار نمود شیوه پراکندگی عوامل و متغیرهای اثرگذار بر بهبود معیشت پایدار روستایی در ناحیه موردمطالعه بهصورت ناپایدار بوده است. همچنین از میان 24 عامل اولیه تأثیرگذار، تعداد 10 عامل که دارای بالاترین امتیاز بودند بهمثابه پیشرانهای بنیادین اثرگذار بر روند آتی خودسازماندهی روستاییان در راستای معیشت پایدار روستایی شناسایی شد. پیشرانهای نوآوری خواهی و خلاقیت روستاییان در زمینه فعالیتهای کشاورزی و غیرکشاورزی، مهارت و تجربه روستاییان در راستای فعالیت در گروهها، انجمنها و برپایی تشکلهای محلی بهمثابه عامل فردی؛ افزایش روحیه کارآفرینی، راهاندازی و ترویج کسبوکارهای نوین محلی بهعنوان عامل روانشناختی؛ افزایش مشارکت، همکاری و احساس مسئولیت در انجام فعالیتهای کشاورزی و غیرکشاورزی بهعنوان عامل اجتماعی؛ توانمندسازی روستاییان و افزایش آگاهی و مهارتهای اجتماعی و اقتصادی آنها، بهرهگیری از فناوریهای نوین IT و ICT در فرایند توانمندسازی ساختاری روستاییان در راستای خودسازماندهی بهمثابه عامل آموزش و توانمندسازی؛ دسترسی به منابع مالی گوناگون و مطمئن برای بهرهگیری در فعالیتهای کشاورزی و غیرکشاورزی بهمثابه عامل اقتصادی؛ واگذاری اختیار به روستاییان در راستای برنامهریزی محلی و تمرکززدایی بهعنوان عامل برنامهریزی و مدیریت و سرانجام پیشرانهای حمایت از ایجاد و توسعه کسبوکارهای محلی و تنوعبخشی به فعالیتهای کشاورزی و غیرکشاورزی روستاییان و همچنین افزایش سرمایهگذاری در فرایند کسبوکارهای نوآورانه در روستا بهمثابه عامل حمایت اجتماعی- اقتصادی تعیین شد.
زیبا کدخدایی، حمیدرضا رخشانی نسب، مجتبی سلیمانی دامنه،
دوره 25، شماره 79 - ( 10-1404 )
چکیده
یکی از رویکردهای معاصر گردشگری، استفاده از فضای مجازی و فناوری اطلاعات در گردشگری است که نگرش جدیدی به گردشگری ایجاد کرده و مرزهای بین دنیای واقعی و فضای مجازی از میان برداشته است. در این راستا هدف پژوهش حاضر، بررسی قابلیتهای فضای مجازی در توسعه گردشگری شهرستان کنارک میباشد. این پژوهش از نظر هدف، «کاربردی» و از نظر ماهیت و روش، «توصیفی- تحلیلی» میباشد همچنین شیوه گردآوری اطلاعات «اسنادی و پیمایشی (پرسشنامه)» است. جامعه آماری موردمطالعه در حوزه متخصصان میباشد که با استفاده از روش دلفی دو مرحلهای، 35 نفر به عنوان نمونه انتخاب گردید. روایی محتوایی پرسشنامه توسط اساتید و پایایی آن با آزمون آلفای کرونباخ در سطح 0.852 محاسبه و تأیید شد. برای تجزیهوتحلیل اطلاعات از آزمون تیتکنمونهای، تحلیل مسیر و تکنیک دیمتل (DEMATEL) استفاده شده است. نتایج آزمون تیتکنمونهای نشان داد که فضای مجازی با میانگین 4.22 از حد مبنای (3) بیشتر میباشد بنابراین فضای مجازی بر توسعه گردشگری شهرستان کنارک تأثیر گذاشته است. نتایج حاصل از تحلیل مسیر حاکی از آن میباشد که زیرساخت فناوری اطلاعات با ضریب 608/ دارای بیشترین تأثیر و تجارت الکترونیکی با ضریب 250/ دارای کمترین تأثیر بر توسعه گردشگری شهرستان کنارک میباشد. نتایج حاصل از تکنیک DEMATEL نشان داد از بین شاخصهای مؤثر بر گردشگری شهرستان کنارک، شاخص بستر مخابراتی با مقدار 5.971 بیشترین تعامل و شاخص اطلاعرسانی با مقدار 5.671 کمترین تعامل، شاخص شبکه اجتماعی با مقدار 1.402 مؤثرترین عامل و شاخص بستر مخابراتی با مقدار 2.088- تأثیرپذیرترین عامل هستند. با توجه به نتایج حاصله میتوان نتیجه گرفت که با ایجاد زیرساختهای فناوری و معرفی جاذبههای شهرستان کنارک از طریق برنامههایی مانند (تلویزیون، سایتهای خبری و ...) توسعه این شهرستان محقق میشود.
ماهرخ قضایی، نازفر اقازاده، احسان قلعه، الهامه عبادی،
دوره 25، شماره 79 - ( 10-1404 )
چکیده
کمبود منابع آب سطحی سبب برداشت بیرویه از آب زیرزمینی در بسیاری از نقاط جهان و افت شدید سطح سفرههای آب زیرزمینی شده است. با افزایش روزافزون جمعیت برداشت بیرویه از این منابع بیشتر شده و این ذخایر طبیعی با تهدید جدی مواجه شدهاند. از طرفی تغییرات کاربری اراضی بر روی منابع آب زیرزمینی مؤثر بوده و کمیت و کیفیت آبهای زیرزمینی را تحت تأثیر قرار میدهد. پژوهش حاضر به منظور پایش سطح آبهای زیرزمینی با استفاده از تصاویر ماهوارهای و رابطهای که میتواند با کاربری اراضی داشته باشد، انجام شد. جهت دستیابی به نتیجه موردنظر با استفاده از روش شیءگرا نقشه طبقهبندی کاربری اراضی برای هر دو سال استخراج شد و سپس به منظور پایش سطح تراز آبهای زیرزمینی نقشه سطح آبهای زیرزمینی منطقه مورد مطالعه برای هر دو سال با روش گوسی (Gaussian) که دقیقترین روش شناخته شد، استخراج گردید. بررسیها نشان داد که رابطه قوی و معناداری بین کاربری اراضی و سطح آبهای زیرزمینی وجود دارد. نتایج نشان داد که بیشترین میانگین تراز آب در سال 1380 برای کاربری کشاورزی آبی با 34.2 متر و کمترین میانگین تراز آب برای محدوده پهنهی آبی با 15.02 متر و بیشترین میانگین تراز آب در سال 1395 متعلق به کاربری کشاورزی آبی با 37.08 متر و کمترین میانگین تراز آب مربوط به کاربری جنگل با 15.99 متر میباشد.
حمید صالحی، محمد معتمدی، عزت الله مافی،
دوره 25، شماره 79 - ( 10-1404 )
چکیده
بر اساس شبیهسازی مدل اقلیمی میتوان انتظار داشت که تا سال 2100 دمای کره زمین 1 تا 5/5 درجه سانتیگراد افزایش یابد. با توجه به پیامدهای تغییر اقلیم، شناخت این پدیده به منظور داشتن استراتژی خاص برای کاهش اثرات آن مسئله مهمی میباشد. جهت بررسی روند تغییر اقلیم با استفاده از روش من کندال مورد ارزیابی قرار گرفت و با توجه به معیارهای انتخاب شده مؤثر بر فضای سبز، شاخص سازگاری فضای سبز برای شهر سبزوار تا دهه 2040 محاسبه گردید. تغییرات فضای سبز شهری با استفاده از تصاویر ماهوارهای و شاخص NDVI مورد ارزیابی قرار گرفت. کاهش وسعت فضای سبز به همراه گسترش محدوده شهری در دوره موردبررسی به روشنی قابل مشاهده است (در طی دوره آماری مورد مطالعه که منطبق بر دوره تاریخی مدلهای اقلیمی و دادههای مشاهداتی شهر سبزوار میباشد). همچنین این بررسی نشان داده افزایش دما در دهه آینده (2030-2021) با شدت بیشتری ادامه خواهد یافت. در گام بعد اقدام به محاسبه سرانه فضای سبز شهری گردید. با توجه به نتایج حاصل از بررسی دادههای اقلیمی، ایجاد فضای سبز متناسب با تغییر اقلیم، میتواند در جهت سازگاری شهر سبزوار با تغییر اقلیمی نقش مؤثری داشته باشد. استفاده از فضای سبز سازگار با اقلیم و تغییرات آن باعث کاهش گازهای گلخانهای میشود و اقلیمی مناسبتر برای انسان و فعالیتهای آن فراهم میسازد. با توجه به رشد افقی شهر و میزان رشد جمعیت مقدار سازگاری از 0.48 (در دوره پایه) به 0.32 در دوره 2030 -2021 کاهش خواهد یافت. در نتیجه مجموعاً حاصل نتایج نشان میدهد میزان سازگاری فضاهای سبز شهری سبزوار در وضعیت نامطلوبی قرار دارد و این میزان سازگاری در مواجه با روند افزایشی تغییرات اقلیمی پایین است.
صدیقه محمدپناهی، حمیدرضا وارثی، مسعود تقوایی،
دوره 25، شماره 79 - ( 10-1404 )
چکیده
استفاده از تحلیل ساختاری پیشرانهای توسعه، به برنامهریزی در جهت درک بیشتر وضعیت توسعهیافتگی استانها کمک میکند و در جریان تصمیمگیری بهتر یاری میرساند تا به تعادل منطقهای نزدیکتر شود. بدین منظور شهرستانهای دهگانه استان ایلام ازلحاظ شاخصهای ترکیبی توسعه در قالب 44 شاخص بررسی شدند. این پژوهش از لحاظ هدفگذاری بهعنوان یک مطالعه کاربردی و از لحاظ روششناسی به شیوه «توصیفی– تحلیلی» و براساس روشهای جدید آیندهپژوهی، تبیینی میباشد. دادههای نظری با روش اسنادی و دادههای تجربی از روش پیمایشی تهیه شده است. در تهیه پیشرانهای توسعه از روش مطالعات اسنادی و پویش محیطی و دادههای تجربی با تکیه بر روش پیمایشی براساس روش دلفی استخراج شده است. در پردازش اطلاعات از روش تحلیل اثرات متقابل ساختاری در نرمافزار MIC MAC استفاده شده است. یافتهها از نظر تحلیل اثرات متقابل، بیانگر پراکندگی نیروهای پیشران در وضعیتی پیچیده و بینابین از اثرگذاری و اثرپذیری است؛ نظام خوشهبندی پیشرانها حاکی از تمرکز پیشرانهای تأثیرگذار و تنظیمی است. از میان 44 نیروی پیشبرنده توسعه، پیشرانهای اثرگذار توسعه عبارتاند از مرزی بودن استان ایلام و نحوه تصمیمات مدیران است. نتایج پژوهش نشان میدهد که توسعه در سطح استان ایلام نهتنها نامتعادل است، بلکه روند عدم تعادل در جهت نابرابری بیشتر عمل میکند و تنها با برنامهریزی بهتر و جامعتر میتوان تا حدودی نابرابریها را کاست.
غزال اسدی اسکندر، بهادر زمانی، شهاب کریمی نیا، مریم قاسمی سیچانی،
دوره 25، شماره 79 - ( 10-1404 )
چکیده
افزایش دما در مراکز شهری به دلیل مصرف بالای انرژی و انتشار گازهای گلخانهای یکی از مسائل شهرهای امروز است. فضاهای باز شهری در اقلیم گرم و خشک، در فصل تابستان این افزایش دما را بیشتر تجربه میکنند. هدف از انجام این پژوهش آن است که با تحلیلی یکپارچه رابطه مؤلفههای ریخت شناسانه بافت شهری را با آسایش حرارتی بیان کند. در این مطالعه گونهبندی بافت شهری با کمک شاخصهای درصد اشغال، نسبت فضای باز، متوسط ارتفاع و تراکم، جهتگیری معابر، سازماندهی معابر و نوع قطعات انجام شد. به منظور بررسی آسایش حرارتی، برداشت میدانی در پنج محله در بافت تاریخی، در پنج روز متوالی در فصل تابستان صورت گرفت. متغیرهای محیطی به کمک دیتالاگر دما، رطوبت، دمای تابشی و بادسنج اندازهگیری و با استفاده از نرمافزار انویمت شاخص دمای معادل فیزیولوژیک محاسبه و میزان آسایش در نقاط با ویژگیهای مختلف ریختشناسانه تحلیل شد. نتایج نشان داد بیش از نیمی از دادهها در طول روز در فصل گرم در هر پنج محله در شرایط تنش حرارتی بالا قرار دارند. مقایسه محلات با ویژگیهای متفاوت شکلی نشان داد که دو محله با نسبت فضای باز بالاتر، با وجود تفاوت در جهتگیری معابر و نوع قطعات، آسایش حرارتی پایینتری در مقایسه با سایر گونهها دارند. محله با سطح اشغال بالاتر و نسبت فضای باز پایینتر، متوسط دمای معادل فیزیولوژیک پایینتری در مقایسه با سایر گونهها دارد.