407 نتیجه برای شهر
جمال الدین هنرور،
دوره 21، شماره 61 - ( 4-1400 )
چکیده
امروزه فرآیند توسعه و ساخت فضاهای آموزشی بیشازپیش به ابعاد کالبدی تمایل یافته و در مقابل انسان و ویژگیهای او رنگباختهاند.نتیجه این امر گسستگی رابطه دانش آموزان با مدارس بهصورت خاص و محیط آموزشی بهصورت عام است.بدین ترتیب محصلین خود را هرچه کمتر جزئی از دبیرستان برشمرده و تعلقی به آن احساس نمیکنند،هدف این پژوهش تبیین عوامل موثر برسطوح معنایی حاکم بر فضای محیط آموزشی است که میتواند بر ایجاد حس تعلق به مکان دانش آموزان مؤثر باشد.روش تحقیق بهصورت توصیفی و تحلیلی و پیمایشی با استفاده از نرمافزار spss و Lisrel8.80 انجامشده و حجم نمونه آن دانش آموزان دبیرستانهای منطقه1تهران 384 نمونه میباشد.این پژوهش با استفاده از تکنیک تحلیل عاملی تأییدی درصدد تعیین این مسئله است که آیا تعداد عاملها و بارهای متغیرها که روی این عاملها اندازهگیری شده است،با آنچه در تئوری مشخصشده هماهنگ است یا خیر.با توجه به نتایج حاصل از تحلیل عاملی تأییدی،ضرایب استانداردشده درسطح قابلقبول و نسبتاً بزرگی هستند.از طریق مدل ساختاری sem نیز این نتیجه برآورد شد که بیشترین ارتباط و پیوستگی بین مؤلفه ذهنی با میزان بار عاملی 0.76 و در رتبه دوم مؤلفه فیزیکی با میزان بار عاملی 0.63 و درآخر مؤلفه آموزشی با ضریب استاندارد 0.58 با ایجاد و ارتقا حس تعلق به مکان در دبیرستانها، برقرار است.در پایان مدل مفهومی تحقیق با استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری ترسیم شد واز طریق رگرسیون این نتیجه حاصل شد که مؤلفههای ذهنی، فیزیکی و آموزشی؛ 43 درصد از واریانس ایجاد حس تعلق به مکان در دبیرستانهای منطقه1تهران را پیش بینی می کنند.
حسین طلا، امیر محمودزاده، کرامت الله زیاری،
دوره 21، شماره 61 - ( 4-1400 )
چکیده
متولیان کلانشهر تهران همواره کوشیدهاند تا کارآترین الگو را برای اداره امور کلانشهر تهران تدوین نمایند. در حال حاضر مدل مدیریت شهری تهران مدل شورا- مدیر شهر میباشد که طبق آن، مردم با رای مستقیم اعضای شورای شهر را انتخاب مینمایند و شورای شهر تهران شهردار را انتخاب مینماید. در طول سالیان گذشته و با توجه به آنکه نهادها و سازمانهای متولی اداره و ارائه خدمات شهری در مواردی دچار موازی کاری و یا حتی تناقض در وظایف شده اند، نیاز به تدوین مدلی در راستای مدیریت یکپارچه شهری دیده شده است. در این مقاله از روش توصیفی-تحلیلی استفاده شده است. این مقاله از نظر هدف مطالعه، کاربردی میباشد. هدف مقاله حاضر رسیدن به مدلی برای مدیریت یکپارچه کلانشهر تهران است. جامعه آماری این تحقیق خبرگان مدیریت شهری تهران است که بدین منظور 34 نفر از آنان به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار جمعآوری اطلاعات این تحقیق، مصاحبه و پرسشنامه است و دادهها با استفاده از روش مقایسات زوجی و تاپسیس تجزیه تحلیل شدهاند. در نتیجه این تحقیق، با توجه به چالشهای شناسایی شده و با استفاده از روش تاپسیس کارآیی مدل تدوین شده تحقیق (با نام پیشنهادی میز خدمت) نسبت به مدل جاری مدیریت شهری تهران مورد تایید قرار گرفته است. همچنین مهمترین نتیجهای که از مطالعات تطبیقی حاصل شد آن است که در کلانشهرهای مورد مطالعه همواره کلیه امور حکمروایی و مدیریتی شهری تحت فرمان یک نهاد میباشد و از موازی کاری پرهیز شده است که این موضوع باید در تهران نیز مدنظر قرار گیرد.
محمد اجزاء شکوهی، شیرین صباغی آبکوه، فروغ خزاعی نژاد،
دوره 21، شماره 62 - ( 7-1400 )
چکیده
نظریه شهرگرایی جدید در دهه های اخیر و در پاسخ به مشکلات متعدد شهری قرن بیستم و با هدف ایجاد شهرهای سرزنده، جمع و جور، متنوع و مطلوب از نظر کار، پیاده روی، زندگی و گزینه های حمل و نقل شکل گرفت. نظر به اقبال گسترده این نظریه در میان پژوهشگران ایرانی هدف پژوهش حاضر سنجش پایداری محله های ارگانیک و برنامهریزیشده مشهد بر اساس شاخصهای فضایی-کالبدی شهرگرایی جدید میباشد. در این راستا دو محله راهآهن (محله ارگانیگ) و فاز دوم رضاشهر (محله برنامهریزیشده) برای بررسی و مطالعه انتخاب شدند. روش تحقیق از نوع توصیفی- تحلیلی و جهت ارزیابی پایداری محله های مورد نظر از مدل ترکیبی
AHP و نرم افزار
GIS استفاده شده است. بر این اساس مدل سنجش پایداری مورد استفاده در قالب 7 شاخص فضایی-کالبدی (نوع معبر، عرض پیادهرو، کاربری، وسعت قطعات، دسترسی به مرکز محله، تعداد طبقات و دسترسی به حمل و نقل عمومی) بصورت سلسلهمراتبی ایجاد
گردید . نتایج پژوهش نشان می دهد 81/67 % از وسعت محله رضاشهر از پایداری متوسط به بالا برخوردار است و 19/32% فاقد پایداری میباشد. در محله راهآهن ارقام فوق به ترتیب پایداری و ناپایداری عبارتند از 71/69% و 29/30%. بنابراین طبق شاخصهای فضایی-کالبدی شهرگرایی جدید، اگرچه دو محله مورد بررسی تفاوت اندکی دارند اما در مجموع محله رضاشهر نسبت به محله قدیمی راهآهن ناپایدارتر است. از این رو می توان گفت محله های قدیمی ایران، قرابت بیشتری با اصول شهرگرایی جدید دارند و به بیان دیگر شهرسازی سنتی و ارگانیک بستر مناسبتری برای بکارگیری رویکرد شهرگرایی جدید میباشد که میتوان در قالب بازآفرینی شهری رویکرد مذکور را بکارگرفت.
آرش صدری، محمود حیدری، آرزو بانگیان تبریزی،
دوره 21، شماره 62 - ( 7-1400 )
چکیده
منظور از شهر سالم ، محیطی اجتماعی و کالبدی است با امکاناتی که انجام تمامی فعالیت های زندگی را با سهولت و با کارآیی مطلوب امکان پذیر می سازد. گسترش شهرنشینی و به دنبال آن مشکلات خاص آن؛ مانند تخریب محیط زیست ، آلودگی آب ، هوا ، خاک ، افزایش بیماریهای روانی و ... جامعه شهری را بیش از پیش تهدید میکند. این موجب شده تا امروزه طراحی شهری و مدیریت شهری با چالشهای فراوانی در زمینه ی تراکم جمعیت، کمبود مسکن، آلودگی و تخریب محیط زیست ، تعارضهای اجتماعی و تأمین خدمات و تسهیلات زیرساختی روبرو باشد. در این خصوص اجرای طرح شهر سالم در ایجاد مشارکت مردمی در شهرها نقش مهمی ایفا میکند . در واقع شهر سالم، شهری برای تحقق انسان سالم است. هدف این طراحی شهری با رویکرد شهر سالم و مشارکت مردمی می باشد. این تحقیق از نوع توصیفی -تحلیلی است و جمع آوری اطلاعات به دو شیوه اسنادی و پیمایشی انجام گرفته است. بر طبق نتایج این تحقیق، محله امامیه از نظر شاخص های پنج گانه سلامت (اجتماعی، اقتصادی، زیست محیطی، بهداشتی و فرهنگی) با وضعیت مطلوب و استانداردهای شهر سالم فاصله دارد و در برخی زمینه ها نیز نیاز به باز طراحی و مشارکت هرچه بیشتر مسئولین و مردم محله احساس می شود. در نهایت مقاله حاضر به راهکارهایی به منظور ایجاد شهر سالم با مشارکت مردمی از طریق محقق سازی شاخص ها و معیارهای شهر سالم رسیده ایم.
احمد زنگانه، تاج الدین کرمی، رقیه یدالهی صابر،
دوره 21، شماره 62 - ( 7-1400 )
چکیده
ارزیابی از روشهای مهم در تحلیل دست یابی به اهداف توسعه پایدار بوده و میتواند به عنوان یکی از الزامات برنامه ریزی، اثرات بالقوه و بالفعل زیست محیطی که در نتیجه اجرای پروژه های عمرانی و توسعه، پدیدار میشوند را شناسایی و گزینه های منطقی جهت حل آن ها را ارائه نماید. هدف پژوهش حاضر، ارزیابی اثرات زیست محیطی بزرگراه طبقاتی صدر بر محلات مجاور آن است که به لحاظ هدف از نوع کاربردی و به لحاظ ماهیت روش، توصیفی – تحلیلی میباشد. به علاوه این تحقیق به لحاظ نظری نیز مبتنی بر مکاتب محیط گرا و توسعه پایدار است. برای تجزیه تحلیل دادهها 8 محله مجاور پل صدر (محلههای تجریش، قیطریه، چیذر، زرگنده، صدر، رستم آباد، اختیاریه- رستم آباد و پاسداران - ضرابخانه) به عنوان واحد تحلیل انتخاب شدند. شاخصهای ارزیابی نیز در 7 بعد از ابعاد اجتماعی، کالبدی، بصری، سلامتی – بهداشتی، اقتصادی، اکولوژیک و ایمنی – امنیت شناسایی و مورد سنجش قرار گرفتند. از روش های کمی و آماری از جمله آزمون تی تک نمونهای و آزمون فریدمن جهت رتبه بندی ابعاد و از روش های تحلیل فضایی ( آمار فضایی) برای نشان دادن وضعیت موجود محله ها استفاده شده است. همچنین برای رتبه بندی محلهها از نظر اثرات زیست محیطی پل طبقاتی صدر نیز از تکنیک تاپسیس و از روش لئوپولد ایرانی نیز استفاده شد. نتایج ماتریس ارزیابی منتخب نشان داد که پروژه طبقاتی صدر با ارائه گزینه های اصلاحی در فعالیت هایی که اثر تخریبی آن ها زیاد و خیلی زیاد است، پروژه مورد تایید قرار می گیرد و همچنین با توجه به یافته های پژوهش، مشخص شد که محله های مجاور بزرگراه صدر با توجه به ابعاد مورد بررسی هر کدام تاثیر پذیری متفاوتی از پل طبقاتی صدر داشته اند، به این صورت که، بعد اکولوژیک و بعد کالبدی بیشترین تاثیر پذیری و بعد امنیت کم ترین تاثیرپذیری را داشته است و در رتبه بندی محله ها نیز محله رستم آباد بیشترین تاثیر پذیری و در مقابل محله زرگنده کمترین تاثیر پذیری را از پل طبقاتی صدر داشته است.
طاهر صفرراد، یداله یوسفی، عاطفه رضایی طالعی،
دوره 21، شماره 62 - ( 7-1400 )
چکیده
آگاهی از تغییرات سطوح غیر قابل نفوذ برای درک شهرنشینی و تأثیر آن بر چرخه هیدرولوژیکی، مدیریت آب، تعادل انرژی سطحی، جزیره گرمایشی و تنوع زیستی ضروری است. این پژوهش به آشکارسازی سطوح نفوذناپذیر و تغییرات آن در شهر قائمشهر با استفاده از تصاویر ماهواره لندست پرداخته است. پس از آشکارسازی، ارتباط سطوح نفوذناپذیر شهری با تفاوتهای درجه حرارت سطح زمین در شهر بررسی شد. بدین منظور پس از اخذ سه تصویر در سالهای 1978، 2000 و 2017 و انجام پیشپردازشهای لازم، مقادیر بازتاب طیف فروسرخ کوتاه و درجه حرارت سطح زمین در منطقه مورد مطالعه محاسبه شد. میزان بازتاب این طیف در کاربری های مختلف پوشش گیاهی، آسفالت و مناطق ساخته شده در دو بخش شهر و حومه شهر بررسی و محاسبه شد. با استفاده از نتایج حاصل از آزمون تحلیل واریانس یک طرفه (ANOVA) و آزمون تعقیبی توکی (Tukey) ویژگیهای فوق در این کاربری ها با هم مقایسه شدند. با استناد به تفاوت سطوح نفوذپذیر (پوشش گیاهی) و سطوح نفوذناپذیر (مناطق ساخته شده و آسفالت)، شاخص سطوح نفوذناپذیر شهری تعریف و محاسبه شد. نتایج آشکارسازی و مقایسه سه تصویر بررسی شده مشخص نمود، سطوح نفوذناپذیر در قائم شهر از سال 1978 تا 2017 افزایش چشمگیری داشته است. در مرحله بعد با محاسبه دمای سطح زمین مشخص شد مقدار دما در سطوح نفوذناپذیر بیشتر از سایر بخشهای محدوده مورد مطالعه است. افزایش جمعیت شهر و به دنبال آن افزایش ساخت و ساز سبب افزایش سطوح نفوذ ناپذیر و کاهش فضای سبز شده است و این کاهش، افزایش دمای شهر را سبب شده است. نتایج پژوهش نشان داد، افزایش سطوح نفوذناپذیر شهری، افزایش حدود 4 درجه در دمای شهر را در پی داشته است. نهایتا میتوان گفت هرگونه افزایش سطوح نفوذناپذیر در سطح شهر اگر همراه با برنامهریزی صحیح نباشد منجر به عدم تعادل محیط شهری خواهد شد.
مینا فرخی صومعه، شهریور روستایی، رسول قربانی،
دوره 21، شماره 62 - ( 7-1400 )
چکیده
امروزه با توجه به رشد سریع جمعیت جهان و تمرکز آن در شهرها، دسترسی ساکنان نواحی شهری به مسکن مناسب و با کیفیت، مؤلفه اساسی تأثیرگذار بر چشم انداز بلندمدت جوامع انسانی میباشد. در عین حال با توجه به اثرات گسترده مسکن بر محیطهای شهری و بر حیات اقتصادی، اجتماعی و کالبدی شهر و شهروندان شناخت عوامل تأثیرگذار بر انتخاب محل سکونت و مسکن مهم میباشد؛ بنابراین هدف از پژوهش حاضر شناخت عوامل مؤثر در انتخاب محل سکونت با تأکید بر ویژگیهای مسکن بوده است. نوع تحقیق کاربردی و از نظر ماهیت توصیفی- تحلیلی بوده است؛ و روش گردآوری دادهها به صورت کتابخانهای و میدانی (پرسشنامه) میباشد. جامعه آماری تحقیق، 384 خانوار از شهروندان ساکن در کلانشهر تبریز بوده است. سپس از آزمونهای (آمار توصیفی و استنباطی)استفاده شده و در نهایت با تحلیل تشخیصی و با استفاده از نرمافزار 22SPSS و GIS اقدام به تحلیل روابط بین متغیرها خواهد شد. نتایج پژوهش نشان داد که شاخصهای جمعیتشناختی و سبک زندگی بر انتخاب محل سکونت و مسکن تأثیر میگذارد و وقتی ویژگیهای جمعیتشناختی با سبک زندگی ترکیب و با هم مورد بررسی قرار میگیرد انتخاب محل سکونت توسط خانوارهای ساکن بر اساس تفاوتهای فردی و نوع سبک زندگی پر اهمیت میشود. همچنین بر اساس نتایج پژوهش، انتخاب محل سکونت رابطه معناداری با نزدیکی به مراکز تجاری، مراکز مراقبت از فرزندان، مراکز فرهنگی، دسترسی به محل عبور پیاده، پارکینگ و دوربین هشدار در منزل دارد.
شاهین خلیلیان، فریبا البرزی، جمال الدین سهیلی،
دوره 21، شماره 62 - ( 7-1400 )
چکیده
توجه به مجتمعهای مسکونی موجب شده است تا امروزه دسترسی به مسکن مناسب و استاندارد به عنوان یکی از شاخصهای توسعه به شمار آید، از مهمترین مقولههای مرتبط به شهرکهای مسکونی کیفیت محیط میباشد. در همین راستا ضرورت توجه به مولفههای کیفیت محیط همچون؛ کارایی موجب گردید تا پژوهش حاضر با هدف بررسی و تحلیل تناسبات فضاهای سبز، دسترسی و سرپوشیده بر مولفه کارایی کیفیت محیط شهرکهای مسکونی، تلاش نماید تا ضمن بررسی وضعیت موجود، زمینه شناخت، برنامهریزی و طراحی مطلوبتر را برای برنامهریزان و طراحان این عرصه فراهم سازد. روش تحقیق، ترکیبی از توصیفی تحلیلی، پیمایشی و شبه آزمایشی از نوع شبیهسازی است. دادههای مربوط به نمونههای پژوهش با شیوه پیمایشی و سایر دادهها با استفاده از منابع مکتوب و مطالعات اسنادی به دست آمدند و ابزارهای گردآوری دادهها با توجه به اهداف پژوهش مبتنی بر نقشههایGIS و خروجیهای نرمافزار AutoCAD 2018 میباشند و شبیهسازی یا مدلسازی در نرمافزار Revit Architectural 2018انجام گردید و سپس در نرمافزارExcel 2013 بررسی و تحلیل تناسبات با کمک خروجیهای شبیهسازی شده و نقشههای دوبعدی و سهبعدی انجام گردید و با روش منطق فازی در نرمافزارMatlab 2016 تحلیل صورت پذیرفت و جامعه نمونه بر اساس شیوه نمونهگیری طبقهای فضاهای باز و سرپوشیده استخراج و شهرکهای مسکونی انتخابشده در ناحیه ششم منطقه پنج تهران و شهرکهای مسکونی همچون آپادانا، اکباتان فاز دو، اکباتان فاز یک و سه میباشند. این مقاله با هدف شناسایی نقش تناسبات فضاهای باز و سرپوشیده شهرک های مسکونی بر ارتقای کیفیت محیط، شامل کارایی با استفاده از روش منطق فازی چند معیاره ممدانی مورد تجزیه تحلیل قرارگرفت. پس از تجزیه تحلیل دادهها نتایج بررسی نسبتهای فضایی در سه نمونه شهرک مسکونی ناحیه ششم منطقه پنج تهران با مولفه کارایی کیفیت محیط نشان میدهند که تنها با کاهش نسبت توده (فضاهای سرپوشیده) و افزایش نسبت فضا (فضاهای دسترسی و سبز) نمیتوان به افزایش مولفههای کیفیت محیط دست پیدا کرد، بلکه افزایش مولفههای کیفیت محیط در ارتباط مستقیم با رعایت تناسبات فضایی بین نسبتهای توده و فضا میباشند.
خانم آزاده آتش پنجه، دکتر محمد نقی زاده، دکتر زهراسادات سعیده زرآبادی،
دوره 21، شماره 62 - ( 7-1400 )
چکیده
در شهرسازی امروز فرایندهای تاویلی نظامهای نشانهای در شهر که هدف آنها نشان دادن معنای اجتماعی و فرهنگی محیط کالبدی است کمتر مورد توجه بوده و اغلب بافتهای شهری بیتوجه به تفاوتها و شباهتهای معنادار و هویت آفرین و ارزشهای نهفته در بافتار اجتماعی و طبیعی بستر خود و الگوهای شهرسازی و معماری سنتی ایران شکل میگیرند و این مسئله واکاوی پیرامون این فرایندها را حائز اهمیت میسازد. هدف مقاله آن است تا در چارچوبی نوین، با تفسیر نظام نشانهای، به بررسی نحوه تغییر عوامل موثر بر هویت شهر و مقایسه این نظامها در بافت قدیم و جدید شهر بپردازد. پژوهش از نوع کیفی و روش پژوهش بصورت توصیفی تحلیلی بوده و از علم نشانه شناسی به عنوان ابزار و روشی جهت بررسی بازنمونها و تحلیل هویت شهر بهره برده شده است. مطالعات در بافت قدیم بیشتر متکی بر اسناد بوده و در بافت جدید بصورت میدانی و بررسی بازنمونها در نواحی گرم و خشک ایران صورت گرفته است. نتایج تحقیق نشان میدهدکه براساس بررسی بازنمونها در نظام نشانهای در لایههای متنی فرم شهر، دوگانگی وگسست معنا و هویت بافت قدیم و جدید یک شهر در طول زمان نشانگر چند عامل اصلی تغییر در درون لایه های متنی فرم شهر، گسست و دوگانگی در لایه انسانی، تغییر در نظام رمزگانهای موثر بر ساختار فرم شهر است که بصورت حذف، جایگزینی و یا تغییر نشانه ها در لایه های طبیعی، اجتماعی و مصنوع نمود یافته است.
سعید محمدلو، محمد مهدی مظفری، بابک حاجی کریمی، کامیار کاوش،
دوره 21، شماره 62 - ( 7-1400 )
چکیده
یکی از مفاهیمی که امروزه به طور گسترده در تمامی جوامع به خصوص در کشورهای پیشرفته مورد توجه قرار گرفته است، شهر الکترونیک می باشد. شهر الکترونیک، یک اختراع یا یک پیشنهاد نوآورانه نیست بلکه واقعیتی است که براساس نیاز جامعه امروزی، جایگاه خود را نمایان کرده است. پژوهش حاضر با هدف تحلیل تاثیر مولفههای ترجیحات کسب و کارها در دستیابی به شهر الکترونیک تدوین شد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی-تحلیلی است. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه محقق ساخته بود که روایی آن به صورت روایی کیفی و کمی و پایایی آن با استفاده از روش آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی مورد تایید قرار گرفت.در این پژوهش به منظور تجزیه و تحلیل دادههای پژوهش از نرم افزار SPSS و Amose استفاده شد. یافتههای حاصل از این پژوهش نشان دهنده آن بود که متغیرهای دانش مشتری، مشتری محوری، ارزش طول عمر مشتری، خلق ارزش، فناوری، تعامل مفید و کیفیت ارتباط بر تحقق شهر الکترونیک تاثیر مثبت و معناداری دارد. از بین متغیرهای پژوهش متغیر مشتری محوری با ضریب مسیر 38/0 دارای بیشترین تاثیر و متغیر دانش مشتری با ضریب مسیر 19/0 دارای کمترین تاثیر بود.
زینت رنجبر، پری شکری فیروزجاه، غلامرضا جانباز قبادی،
دوره 21، شماره 62 - ( 7-1400 )
چکیده
پژوهش حاضر با هدف ارزیابی وضعیت تابآوری شهری در شهرهای ساحلی غرب استان مازندران در شرایط اوج سفر انجام شدهاست. لذا از نظر ماهیت یک تحقیق توصیفی تحلیلی، به لحاظ هدف از نوع تحقیقات کاربردی-توسعهای و مبتنی بر روش پیمایشی و میدانی میباشد. شیوه گردآوری دادههای تحقیق، مبتنی بر روش کتابخانهای، اسنادی و شیوه پیمایشِ میدانی (ابزار پرسشنامه) بودهاست. محدوده مورد مطالعه شهرهای ساحلی غرب استان مازندران (شهرهای نور، نوشهر، چالوس، تنکابن و رامسر) می-باشد. جهت ارزیابی وضعیت تابآوری شهری و ابعاد مختلف آن از آزمون آماری تی یکطرفه استفاده شده است. سپس شهرهای نمونه با روش تصمیمگیری چند معیاره ایداس براساس وضعیت تابآوری شهری و ابعاد آن با یکدیگر مقایسه و رتبهبندی شدهاند. در مراحل تحقیق از نرمافزارهای Excel، Spss و GIS استفاده گردید. یافتههای نهایی تحقیق با توجه به نتیجه کلی آزمون تی یکطرفه برای مجموعه ابعاد تاب-آوری شهری، مبین تابآوری ضعیف شهرهای ساحلی غرب استان مازندران در شرایط پیک سفر است. همچنین براساس نتایج تکنیک ایداس از پنج شهر مورد مطالعه سه شهر در گروههای ضعیف یعنی «وضعیت تابآوری پایین و عدم تابآوری» قرار دارند. بنابراین میتوان وضعیت تابآوری شهری در شهرهای ساحلی غرب استان مازندران را بر اساس شاخصهای این تحقیق ضعیف و نامطلوب ارزیابی نمود.
نفیسه مرصوصی، مجید اکبری، نازنین حاجی پور، وحید بوستان احمدی،
دوره 21، شماره 63 - ( 10-1400 )
چکیده
با توجه به فرآیند افزایشی جمعیت، بخصوص جمعیت شهرنشین در جهان و افزایش فزاینده آلودگیهای ناشی از آن، ضرورت انجام مدیریت و برنامهریزی شهری بر اساس شاخصهای رویکردهایی مانند رویکرد شهر سالم اجتناب ناپذیر مینماید. هدف این مقاله تحلیل کارایی و رتبهبندی شاخصهای شهر سالم از طریق 36 شاخص (اقتصادی – اجتماعی، خدمات بهداشتی، زیست محیطی و مراقب بهداشتی) است. روش پژوهش توصیفی- تحلیلی و از نوع تحقیق کاربردی- توسعهای است. برای تجزیه تحلیل دادهها از فن برنامهریزی خطی ناپارامتریک تحلیل پوششی دادهها، روش کارایی متقاطع، مدل آنتروپی شانون و نرمافزار Dea slover استفاده شده است. محدوده جغرافیایی این پژوهش استان خوزستان و جامعه آماری آن 22 شهرستان طبق سرشماری سال 1395 میباشد. نتایج حاصله از این پژوهش نشان میدهد از لحاظ کارایی نسبی شهرستان اهواز به دلیل مرکزیت استان و برخورداری از امکانات و خدمات زیرساختی و بهداشتی با یک فاصله نسبی زیاد با بیشترین میزان کارایی و سطح عملکرد عالی در رتبه اول را به خود اختصاص داده بود و شهرستانهای دزفول، شوش، خرمشهر، شوشتر، آبادان، مسجد سلیمان و بهبهان به عنوان شهرستانهای نیمه کارا انتخاب شدند. و در نهایت میتوان نتیجهگیری کرد که از نظر برخورداری از شاخصهای شهر سالم اکثر شهرستانهای استان ناکارا (64 درصد) میباشند.
فرشید عزیزخانی، محمد رحیم عیوضی، مجید مختاریان پور، محمد رضا اسمعیلی گیوی،
دوره 21، شماره 63 - ( 10-1400 )
چکیده
مطالعات جغرافیدانان در مورد غذا به پنج مقیاس؛ جهانی و فراملی، منطقهای و ملی، شهری، روستایی و کشاورزی و مقیاس خانگی و فردی تقسیم گردیده است . مطالعه غذا در پی اکتشاف ارتباطات بین دنیاهای اجتماعی و فرهنگی انسان با دنیاهای طبیعی، اقلیم و بومشناسی است و جغرافیدانان به لحاظ تمرکز نظاممند بر عناصر فضایی زندگی انسان و تمایل به مفهومسازی ارتباط بین غذا و مکان متمایزند. امروزه موضوع غذا در کلانشهرها که جمعیت زیادی را در خود متمرکز کرده اند مورد توجه خاصی قرار گرفته است. کلانشهرها با مسایل و مشکلات عدیده جغرافیایی، مدیریتی، اقتصادی، اجتماعی، زیستمحیطی و غیره مواجهاند. رشد روز افزون شهرنشینی و به تبع آن افزایش جمعیت در کلانشهرهای دنیا نیاز روزمره آنها را به غذا و منابع تامین کننده آن افزایش داده است. از پیامدهای این پدیده تشدید مصرفگرایی است که آن را به یکی از مهمترین مسایل و چالشهایی کلانشهرها در آینده تبدیل نموده است. کلانشهر تهران نیز با مسایل مطروحه مواجه است. لذا این مقاله به مسئله آیندههای مصرف پایدار غذا در کلانشهر تهران پرداخته است. چهارچوب نظری این پژوهش نظریه «کردوکار» می باشد که از جدیدترین نظریات مطروحه در رابطه با رفتار مصرف کننده است. همچنین در این تحقیق از روش تحلیل ساختاری و سناریو با رویکرد «جی بی ان» استفاده شده است، یافته های پژوهش در تحلیل ساختاری نشان میدهد که دو متغییر فناوری و مسئولیتپذیری جامعه، متغییرهای تعیین کننده و آیندهساز هستند، بر اساس این دو متغییر چهار سناریوی؛ تغذیه هوشمند، مکدونالدسازی جامعه، جغرافیای غذا و همسفرگی خلق گردیدهاند. در میان این سناریوها، جغرافیای غذا به دلیل بی توجهی به توانهای محیطی، ظرفیت ها و پتانسل های طبیعی و جغرافیایی، ناپایدارترین وضعیت برای آینده تهران است و سناریو همسفرگی به دلالیل توجه به مولفه هایی نظیرِتوجه به توانهای جغرافیایی، مشارکت شهروندان در تولید غذا، تولید محلی غذایی درون شهر، بازیافت پسماند مواد غذایی و ... تطابق بیشتری با مصرف پایدار غذا در آینده کلانشهر تهران دارد.
انوشیروان راوند، شهریار خالدی، داود حسن آبادی،
دوره 21، شماره 63 - ( 10-1400 )
چکیده
هدف از این تحقیق تعیین و پیش بینی اثرات تغییراقلیم بر معماری با استفاده از مدلهای اقلیمی است با روشن شدن این مسئلهکهتأثیرپذیری معماری شهرمیانه از تغییر اقلیم چه نتایجی را در بر دارد ضمن استفاده از دادههای ایستگاههای اطراف با روشهای کتابخانهای و میدانی دادهها جمع آوری شد بنابراین آمارپارامترهای اقلیمی بارش، دما و رطوبت نسبی ایستگاه سینوپتیک شهرمیانه طی یک دوره کامل 32 ساله (2018-1987) و احتمال وقوع تغییر اقلیم با مدلها در این شهر مورد بررسی قرار گرفت و پس از به دست آوردن دادههای مربوط به 84 سال آینده از طریق ریزمقیاس نمایی GCMو SDSM و سناریوهای AR4 (2007) - HADCM3 (Run 1) - SR-A2 تغییرات اقلیمی پیش بینی شد. در راستای ارزیابی اثرات تغییراقلیم بر اقلیم آسایش منطقه از بین مدلهای بیوکلیمایی بکار رفته مدل ترجونگ برای دو دوره 16 و42 ساله مدنظر قرارگرفت. در 84 سال آینده نسبت به 32 سال اخیر ماههای اردیبهشت، خرداد، تیر و مرداد خنک به گرمای مطبوع مبدل خواهد شد و در شهریورماه گرما تأثیر زیادی بر پوست خواهد گذاشت که همه حاکی از اقلیمی گرم در 84 سال آینده است که باید این چالش را در معماری ها در نظر گرفت.
محسن احدنژاد روشتی، اصغر تیموری، مهناز واعظ لیواری، حسین طهماسبی مقدم،
دوره 21، شماره 63 - ( 10-1400 )
چکیده
مسکن بهعنوان یکی از نیازهای اساسی بشر تأثیر بسزایی در سلامت و بهبود کیفیت زندگی افراد دارد. کیفیت مسکن به عنوان یکی از شالوده های اصلی یک برنامه جامع و ابزاری ضروری برای بیان ابعاد مختلف اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، زیست محیطی و کالبدی توسعه پایدار، از جایگاه ویژه ای در امر برنامه ریزی شهری برخوردار است. هدف پژوهش حاضر تحلیل فضایی کیفیت مسکن محلات شهری در بافت میانی شهر زنجان میباشد. نوع تحقیق کاربردی و از نظر ماهیت توصیفی-تحلیلی است. روش گرداوری اطلاعات از روش کتابخانه ای ( مجموعه بلوکهای آماری سال 1395 و طرح تفصیلی 1394) استفادهشده است. برای تجزیهوتحلیل دادهها از روشهای ترکیبی مدل تودیم و سیستم اطلاعات جغرافیایی استفادهشده است. نتایج حاصل از یافته های تحقیق نشان دهندهی نابرابری در بین محلات بافت میانی شهر زنجان می باشد که در بین محلات مسکونی 18.91 درصد از مساکن باکیفیت پایین که شامل محلات بیسیم، قبرستان بالا، وحدت، خاتم، آمادگاه، گلیجک آباد، 21.80 درصد از مساکن باکیفیت نسبتاً پایین که شامل آشاغی قبرستان، شهدا، میدان انقلاب، کوی ولیصر، نیک سازان، 22.71 درصد از مساکن باکیفیت متوسط که شامل محلات فرودگاه، شهرک رجایی، امجدیه، خانم ناظم، شهرک قدس، فاتح، 17.43 درصد از مساکن باکیفیت نسبتاً بالا که شامل محلات شرق انصاریه، وحیدیه، شوغی، 17 شهریور، مسجد شهدا، گونیه، جعفریه و درنهایت محلات آزادی، انصاریه، اعتمادیه، کوچه مشکی، سعدی شمالی 19.15 درصد از مساکن باکیفیت بالا هستند.
طهمورث بهروزی نیا،
دوره 21، شماره 63 - ( 10-1400 )
چکیده
با توجه به ضرورت مطالعه شبکه شهری و نقش و نظام سلسله مراتبی به منظور یافتن راه حلهایی برای جلوگیری از تمرکز بی حد و مرز جمعیت در شهرهای بزرگ و رفع مشکلات ناشی از آن، مقاله حاضر، سعی نموده است تا با بهره گیری از مدل درجه عضویت (GoM) و روش تجزیه و تحلیل ترکیبی (CA) و همچنین استفاده از شاخصهای رایج در این زمینه به بررسی تغییرات سلسله مراتب شهری منطقه خراسان طی سال های 1335 تا 1395، بپردازد. نتایج این پژوهش براساس مدل درجه عضویت (GoM) و روش تجزیه و تحلیل ترکیبی (CA) نشان میدهد که نظام شهری منطقه خراسان، به تبع از شرایط حاکم بر نظام شهری کشور، دچار گسستگی شده است، بر اساس روش تجزیه و تحلیل ترکیبی (CA) از سال 1365 تا 1385، شبکه شهری منطقه خراسان به سمت تعادل پیش رفته است. متاسفانه طی دهه 1385- 1395 به سمت عدم تعادل حرکت نموده است. لازم به ذکر است حین انجام پژوهش، مشخص گردید که نتایج برآمده از مدلها و شاخصهای رایج در این زمینه، با یکدیگر هماهنگ نبوده است. لذا با توجه به نتایج متفاوت و غیر همسو، برای نتیجه گیری نهایی ، از "مدل درجه عضویت (GoM)" و روش "تجزیه و تحلیل ترکیبی (CA)" استفاده شده است. این مدلها با رفع نتایج متفاوت و غیر همسوی شاخصهای قبلی به نتایج واقعیتری دست یافتند. نتایج بدست آمده از این دو مدل نشان داده است که بهرهگیری از روش آنها تا حدودی توانسته است در نتایج ناهمگن شاخصهای قبلی تعدیل و همگنی بوجود آورد.
nk href="moz-extension://e82f9c05-bf9c-4e25-87b0-684d37ab5915/skin/s3gt_tooltip_mini.css" rel="stylesheet" type="text/css" >
مهدی محرری، محمد نقی زاده، فرشته احمدی، شیرین طغیانی،
دوره 21، شماره 63 - ( 10-1400 )
چکیده
یکی از موضوعاتی که شهرهای امروز ایران با آن مواجهاند، موضوع نگهداری و ارتقاء خیابانهای موجود است. نحوه مدیریت و برخورد با این خیابانها موجب بروز مشکلات متنوع در جنبههای مختلف شهرها شده است. هدف از انجام این پژوهش بررسی اصول نگهداری و ارتقای خیابان شهری با تمسک بر آموزههای اسلامی و فرهنگ ایرانی است. همچنین این تحقیق به بیان راهکارهایی برای ارتقای کیفیت خیابانهای شهری با بهرهمندی از آموزههای اسلامی و فرهنگ ایرانی میپردازد. جمعآوری اطلاعات مورد نیاز از طریق مشاهده، برداشتهای میدانی و مطالعات اسنادی و تحلیل اطلاعات و دادهها، به کمک بهرهگیری از روشهای توصیفی تحلیلی، مستندسازی و تحلیل گرافیکی صورت پذیرفته است. کیفیت شهرها وابسته به کیفیت خیابانها هستند و کیفیت خیابانها نیز برآمده از جزئیات خیابانها هستند. خیابانهای شهری نیازمند توجه، نگهداری و ارتقاء هستند تا همیشه برای شهروندان جذاب و مطلوب باشند. نتایج حاصل از این تحقیق، بیتوجهی به فرهنگ، دین و مذهب شهروندان و نیازهای آنها، مصالح و هنر بومی آنهاست که موجب به وجود آمدن فضاهای شهری بیکیفیت و بیهویت در کلانشهرهای امروز ایران شده است. این پژوهش به دنبال ارائه الگو برای طراحی خیابانهای شهری نبوده و در راستای تدوین اصول و مبانی برای برنامهریزی و طراحی خیابانهای شهری مبتنی بر آموزههای اسلامی و فرهنگ ایرانی، گام بر میدارد. خیابان مطلوب برای شهروندان ایرانی علاوه بر اینکه میبایست ظواهر آن منطبق بر آموزههای اسلامی و فرهنگ ایرانی باشد، لازم است بواطن آن نیز اسلامی و ایرانی باشد. صرف درست بودن ظواهر میتوان گفت تنها نفاق به دست آمده و با اصلاح بواطن میتوان صداقت را در فضاهای شهری جاری ساخت.
فرزانه مدنی، افسون مهدوی، مجتبی رفیعییان، فاطمه محمدنیا قرایی،
دوره 21، شماره 63 - ( 10-1400 )
چکیده
شهرسازی معنویت مبنا، به عنوان یک پارادایم جدید در برنامه ریزی شهری در حال ساختارسازی است. چالش شهر معاصررواج جریان شخصی سازی تولید فضا و سرمایه ای شدن ناشی از تسلط مدل سوداگری و تقابل آن با ریشه هویتی و ساختار معنایی می باشد. در تقابل با این چالشها بحث معنویت در پژوھش ھای دھه اخیر از سوی مراکز دانشگاھی معتبرنظیر هاروارد به عنوان پارادایمی میان رشته ای مطرح و توسط جریان قدرتمند در نظریه برنامه ریزی ارتباطی انتقادی وارد شهرسازی شده و نیازمند بستر سازی است. از این رو مقاله حاضر به واکاوی حوزه نظری پژوهش های مرتبط با پارادایم توسعه معنویت در تولید فضای شهر پرداخته. مقاله پیش رو از نوع ترکیبی و مبتنی بر راهبرد فرامطالعه است. جامعهی آماری پژوهش را 55 مقاله ISIوعلمی-پژوهشی در بازه زمانی2008- 2019 تشکیل می دهد. به منظور گردآوری و تحلیل دادهها، از شیوههایی چون مرور نظام مند و کدگذاری باز استفاده شده است. در این زمینه، فرم جامعی مخصوص تلخیص و استخراج داده از پژوهشهای منتخب تهیه شد که حاوی مقولههایی در خصوص مشخصات عمومی و چارچوب نظری پژوهشها بود. یافتههای پژوهش در دو بخش ساختاری و محتوایی ارائه شده. بخش اول با بررسی ویژگی های عمومی پژوهش های منتخب، بیانگروضعیت مطالعات در حوزه تاثیرگذاری معنویت در تولید فضای شهریست و بخش دوم چارچوب نظری پژوهش های انجام یافته در حوزه معنویت فضایی را به تفصیل تبیین نموده است. تولید فضای معنویت مبنا در مقیاس شهری با بیان سه معقوله اصلی و کد های متناظر هر یک در دو بعد کارکردی و بنیادین، به بعنوان کاتالیزور مدلهای تولید فضا، تعدیل گر چرخه فعلی بوده و زمینه ارتقای کیفی مداخلات شهری، بهبود رفتار شهروندی ،خلق ارزش و نیل به پایداری توسعه را فراهم خواهد آورد
علیرضا محمدی، رضا هاشمی معصوم آباد، چنور محمدی،
دوره 21، شماره 63 - ( 10-1400 )
چکیده
یکی از بااهمیتترین و ضروریترین مسائل برنامهریزی شهری، توزیع عادلانه امکانات، خدمات و میزان دسترسی شهروندان در سطح محلهها، ناحیهها و مناطق شهری است، مراکز اقتصادی و تجاری؛ از جمله بانکها و مؤسسات مالی و اعتباری، یکی از مهمترین بخشهای اقتصادی شهرها محسوب میگردند؛ در همین راستا هدف پژوهش حاضر بررسی میزان دسترسی شهروندان اردبیل به کاربریهای تجاری در سطح محلات شهر اردبیل میباشد. از همین رو پژوهش حاضر به لحاظ هدف کاربردی و به لحاظ ماهیت توصیفی – تحلیلی میباشد. جامعه آماری پژوهش، محلات 44 گانه شهر اردبیل میباشد. جهت تجزیهوتحلیل اطلاعات از مدلهای آمار فضایی، تحلیل لکههای داغ (Hot Spot Analysis) در نرمافزار GIS استفاده شده است. در نهایت جهت تحلیل همبستگی بین کاربری تجاری با جمعیت و همچنین تعیین رابطه و همبستگی این کاربری با سایر کاربریهای خدماتی از تابع رگرسیون در محیط نرمافزاری Idrisi Selva استفاده شده است. نتایج بهدستآمده نشان میدهد که در محلات شهر اردبیل از لحاظ وضعیت کلی کاربریهای تجاری نابرابری وجود دارد. بدین ترتیب که محلات دارای وزنه بالای کاربری تجاری و غلظت بالای لکههای داغ در وضعیت مطلوب بوده که شامل نواحی 3 و 5 از منطقه 2، ناحیه 7 از منطقه 1 و ناحیه 6 از منطقه 3 میباشند. همچنین بلوکهای با وزنه پایین تجاری و غلظت کم لکههای داغ که شامل نواحی 8 و 11 از منطقه 2، ناحیه 11 از منطقه 3 میباشد به لحاظ پایداری شهری در سطح پایینتری قرار دارند. درنهایت با توجه به نتایج منبعث از پژوهش، پیشنهاداتی ارائه گردیده است.
شهرام امامقلی، غلامرضا جانبازقبادی، پرویز رضایی، صدرالدین متولی،
دوره 21، شماره 63 - ( 10-1400 )
چکیده
رخدادهای حدی اقلیمی امروزه به مثابه یکی از تظاهرات اصلی تغییر اقلیم، به مخاطرات مهم اقلیمی تبدیل شده اند. موجهای گرمایی شدید از مهمترین بلایای آب و هوایی بوده که هر سال پیامدهای زیست محیطی مخربی را در طبیعت به جای میگذارند. در این پژوهش برای بررسی روند سری زمانی فراوانی 30 ساله (2018-1970) رخدادهای امواج گرم شهر تهران از دو نمایه روزهای گرم و امواج گرم (روزهای گرم با تداوم 2 روز و بیشتر) از آماره ناپارامتریک تحلیل روند سنس استفاده شده که نتایج آن در همه ایستگاهها بیانگر وجود یک روند افزایشی هم در تعداد روزهای گرم شهر تهران و هم در فراوانی رخدادهای امواج گرم در 5 ایستگاه سطح شهر تهران بوده است.هدف اساسی پژوهش پیش رو، تحلیل فضایی آسیب پذیری شهر تهران در زمان رخداد امواج گرم است.نتایج نشان دادکه هستههای بحرانی داغ، در روزهای حاکمیت موج گرم در ساعت 12، عموما مناطق6، 7، 8، 10،11، 12، 14، 15، 4، 7، و 19 را به صورت معنیداری درگیر کرده است. میانگین دمایی این هسته داغ حرارتی بهطور متوسط در طی دو موج گرم، به بیش از 43 درجه سانتیگراد رسیده است.در این هسته داغ حرارتی که بهصورت معنیداری دمای آن حین رخداد موج گرم بالا میرود، بهطور کلی 2954485 نفر از جمعیت شهر تهران که برابر 35 درصد از جمعیت شهر تهران قرار گرفته است، همچنین در این هسته، تعداد 13000 بلوک آماری که برابر 40 درصد از کل بلوکهای جمعیتی شهر تهران است، قرار دارد.