جستجو در مقالات منتشر شده


229 نتیجه برای Ca

رحمان زندی، نجمه شفیعی، ابراهیم اکبری، علی حاجی زاده شیخوانلو،
دوره 23، شماره 71 - ( 10-1402 )
چکیده

پارامترهای طبیعی یکی از عوامل اصلی و تعیین کننده جهات توسعه فیزیکی شهرها و سکونتگاه‌ها محسوب می­شوند. در یک منطقه کوهستانی تاثیر این عوامل به عنوان موانع توسعه دوچندان شده و می­تواند مخاطرات طبیعی را نیز به همراه داشته باشد. در این پژوهش سعی شده با شناسائی عوامل تاثیرگذار و ارزیابی آن، جهات بهینه توسعه فیزیکی شهر نورآباد به عنوان یک منطقه نسبتاکوهستانی، مشخص شود. برای دستیابی به این مهم از 7 شاخص موثر(ارتفاع، شیب، جهت شیب، لیتولوژی،  فاصله از گسل فاصله از آبراهه،)  استفاده شده و برای ارزیابی، مدل سازی و پیش بینی نواحی مناسب توسعه کالبدی شهر ازداده های تصاویر ماهواره ای لندست و از مدل های-FUZZY -  AHP و ماکوف و پیش بینی مارکوف استفاده شده است. به طوری که هرکدام از لایه­ها با توجه به توابع عضویتی فازی در نرم افزار GIS Arc 10.3  فازی شده اند. مقایسه تحلیلی روی پهنه­های مناسب وضع موجود شهر بر اساس نقاط بحرانی با پهنه­های مناسب در نهایت نقشه نهایی با2 مدل مذکور به 5 کلاس طبقه بندی گردید نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که تا افق 1404 شهر به سمت شرق توسعه می یابد در حالی که این مسیر توسعه مسیر مناسبی نمی باشد به علت وجود گسل اصلی کازرون  و آبراهه اصلی مهمترین عوامل مخاطره آمیز در محدوده شهر به حساب می آید بهترین مکان برای توسعه شهر مناطق غربی و جنوب غربی منطقه می باشد که این محدوده 13% از مساحت حوضه را در بر می گیرد.

مجید یاسوری، سمیرا محمودی، علیرضا دربان آستانه، سیده فاطمه امامی،
دوره 23، شماره 71 - ( 10-1402 )
چکیده

سرمایه اجتماعی نقش مهمی در بالا بردن زیست¬پذیری دارد که بدون شک هدف مهم تمام برنامه¬ریزی-ها و توسعه، ازجمله برنامه¬ریزی و توسعه روستایی است. این تحقیق از نظر هدف کاربردی و از نظر رویکرد توصیفی- تحلیلی است که با نمونه¬ای با حجم 355 نفر از میان افراد روستاهای کردنشین در شهرستان رودبار انجام شده است. ابزار گردآوری داده¬ها در این پژوهش شامل: مطالعات کتابخانه¬ای برای جمع¬آوری اطلاعات مربوط به ادبیات تحقیق و سپس پژوهش¬های میدانی از طریق مشاهده و پرسشنامه بهره گرفته شد. جامعه آماری تحقیق، روستاهای کردنشین استان گیلان واقع در شهرستان رودبار با تعداد 12 روستا و مجموع 2955 نفر جمعیت (براساس سرشماری سال 1395) می¬باشد. تعداد نمونه¬ها با استفاده از جدول مورگان، 340 نفر تعیین شد که به منظور افزایش سطح اطمینان و کاهش خطا در داده¬ها، تعداد نمونه¬ها افزایش یافته و 355 پرسشنامه تکمیل گردید. پژوهش به منظور تبیین سیستماتیک عوامل تأثیرگذار بر تعلق مکانی و نیل به یک مدل جامع از تکنیک چند متغیری تحلیل مسیر استفاده شد و تأثیرات مستقیم و غیرمستقیم متغیرهای مورد بحث، در یک مدل مورد بررسی قرار گرفت. نتایج تحقیق حاکی از آن است که متغیرهای کالبدی تعلق مکانی(456/0)، بعد اعتماد سرمایه اجتماعی(216/0)، بعد محیطی تعلق مکانی(168/0)، بعد عملکردی تعلق مکانی(129/0)، بعد همبستگی اجتماعی و بعد مشارکت سرمایه اجتماعی به ترتیب مهم¬ترین عواملی هستند که به صورت مستقیم بر نمایه تعلق مکانی روستاییان موثر هستند.
محمدرضا ضمیری، مهین نسترن، محمود قلعه نویی،
دوره 23، شماره 71 - ( 10-1402 )
چکیده

با توجه به جایگاه پراهمیت مسکن در شهرهای امروزی، بررسی وضعیت و ارزیابی کیفیت مسکن شهری بخش بزرگی از پژوهش ­های جاری در حوزه شهرسازی ایران را تشکیل داده است. مهم­ترین ابزاری که به این منظور در دسترس پژوهشگران است، شاخص­های کمی و کیفی مسکن می­باشد. استفاده از روش ­ها و مدل ­های گوناگون کمی در تحلیل وضعیت این شاخص­ ها در سال­ های اخیر بارها در پژوهش ­های شهری دیده شده است. این نوشتار به دنبال آنست که با استفاده از روش پژوهشی تحلیلی، نسبت به بررسی پژوهش­هایی که در زمینه شاخص­های مسکن شهری در ایران در دهه حاضر در نشریه­ های معتبر داخلی پذیرفته شده ­اند اقدام نماید. به همین جهت ضمن معرفی روش پیشنهادی پریزما، با بهره گرفتن از این روش، 39 مقاله برگزیده مورد بررسی دقیق قرار گرفته ­اند. نتیجه نشان می ­دهد که بهره گرفتن از روش­های آمار توصیفی و مدل­های کمی در بررسی شاخص­های مسکن در شهرهای مختلف، نتایجی همسان در زمینه ارزیابی کیفیت مسکن شهری به دست داده که می­توان با اتخاذ رویکردهای کیفی و ترکیبی و نیز استفاده از منابع روزآمد و مدل­ های جدید، نوآوری بیشتری در زمینه پژوهش­های مشابه پدید آورد و پیشنهادات کارآمدی برای بهره برداری برنامه ­ریزی­های آینده مسکن شهری در ایران ارائه داد. همچنین بهره گرفتن از روش پریزما برای ارتقای کیفیت مقاله­ های مروری و بررسی همه جانبه پژوهش ­های مشابه پیشنهاد می­ شود.
 
الهام مبارک حسن، ابراهیم فتاحی، عباس رنجبر سعادت آبادی، نسیم حسین حمزه،
دوره 23، شماره 71 - ( 10-1402 )
چکیده

استان خراسان بزرگ واقع در شمال شرق ایران ساختار سطحی متنوعی با دشت‌ها و قله‌های متعدد دارد اما به دلیل مجاورت با بیابان‌های افغانستان و ترکمنستان در همه اوقات سال به‌ویژه تابستان تحت تأثیر گردوخاک قرار می‌گیرد. هدف از این مطالعه، شبیه‌سازی گردوخاک‌های تابستانی توسط مدل RegCM است. به این منظور در طی دوره 2000 تا 2017 سه رویداد گردوخاک شدید و فراگیر انتخاب شدند. وجود گردوخاک با تصویر ماهواره تائید و سپس ساختار همدیدی تحلیل شد. در انتها نیز نتیجه شبیه‌سازی مدل RegCM4.6 با داده‌های مشاهداتی دید افقی و عمق نوری اپتیکی هواویز AOD ماهواره آکوا مقایسه شد. نتیجه بررسی همدیدی نشان می‌دهد که در فصل تابستان کم‌فشار حرارتی در جنوب و پرفشار در شمال افغانستان شکل می‌گیرد که منجر به توسعه بادهای شمال و شمال شرقی با سرعت 12 تا 21 متربر ثانیه در مرز شرقی ایران و غرب افغانستان شده و گردوخاک در این مناطق انتشار می‌یابد. بررسی برون داد مدل RegCM بادید افقی و AOD حاصل از ماهواره آکوا نشان می‌دهد که عمل کرد مدل در خراسان جنوبی بهتر از خراسان رضوی است. بیشترین ضریب همبستگیAOD مدل و دید افقی در ایستگاه‌های مرکزی خراسان شامل گناباد، فردوس، نهبندان و قائن به ترتیب با 82/0-، 77/0- و 44/0- در 1 جولای 2014 به دست آمد. مدل RegCM در گردوخاک‌های شدید با کاهش دید افقی به کمتر از 1000 متر، تداوم و گسترش افقی زیاد نتیجه بهتری از شبیه‌سازی گردوخاک به دست می‌دهد. به‌طورکلی مدل RegCM ازنظر مقدار AOD را کمتر از الگوریتم ماهواره آکوا برآورد می‌نماید.
 
3 مصطفی میرآبادی، آقای حسین نظری، صادق بشارتی فر،
دوره 23، شماره 71 - ( 10-1402 )
چکیده

از اقدامات اساسی و عمده در بحث پدافند غیر­عامل برای مخفی ماندن تأسیسات و مراکز حیاتی، حساس و مهم، انتخاب محل مناسب برای آنها می­باشد. باتوجه به مشکلات و پیچیدگی­های موجود در ارتباط با انتخاب محل مناسب برای ایجاد کاربری­های ویژه باید عوامل گوناگون مورد بررسی قرار گیرند. پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی بوده و با توجه به این­که روش خاصی برای شناسایی نقاط بهینه برای مکانیابی زندان به کار برده ­شده که کمتر مورد استفاده واقع شده­است، توسعه­ای تلقی می­شود و از منظر روش، از نوع تحقیقات توصیفی­-­تحلیلی است. روش گردآوری داده­ها و اطلاعات به صورت اسنادی و میدانی می­باشد. در این پژوهش به منظور مکانیابی پهنه­های ایده­آل برای استقرار زندان، تعداد 14 معیار بکاربرده شده­­است. لذا از ابزارها و نرم­افزارهایی همچون نرم­افزارهای Arc GIS  به منظور ذخیره، مدیریت، پردازش و تحلیل داده­ها و نیز مدل فرآیند تحلیل سلسله مراتبی (AHP) در قالب نرم­افزار Expert Choice­، به منظور وزن­دهی لایه­ها استفاده شده­است. با توجه به هدف مورد بررسی و همچنین نوع معیارها، توابع مختلفی همچون تابع فاصله، تابع شیب، تابع جهت شیب و تابع مدل رقومی ارتفاعی در نرم­افزارArc GIS برای ایجاد نقشه­ها بکار گرفته شده­اند. نتایج عملیات مکانیابی، شناسایی پهنه­های مختلفی در محدود شهر دوگنبدان بود که در نهایت با در­ نظر گرفتن بعد مسافت و وضعیت دسترسی به پهنه­ها، چهار پهنه بهینه معرفی شدند. این پهنه­ها (با مساحت کلی 5382 کیلومتر مربع) به ترتیب در اطراف روستاهای تلخاب، (شمال) گردن قلات چهاربیشه، دژ سلیمان و بابا محمد قرار گرفته­اند.

علی رضا طاهرنسب، لیلا ابراهیمی، آمنه حقزاد، مهرداد رمضان پور،
دوره 23، شماره 71 - ( 10-1402 )
چکیده

امـروزه برنامـه‌ریـزی و مـدیریت فضاهای شهری و روستایی نیازمند دست‌یابی به اطلاعات دقیق فضایی در زمان‌های متوالی در خصوص تغییرات کاربری‌های اراضی می‌باشـد. هدف اصلی این پژوهش ،مطالعه وبررسی تغییرات کاربری اراضی در اثر توسعه فیزیکی با توجه به  4 کاربری اراضی بایر، اراضی کشاورزی ، پهنه آبی و اراضی ساخته‌شده دست انسان در شهر پاکدشت  اجرا می شود. داده ها از طریق تصاویر ماهواره‌ای حاصل از ماهواره  لندست متعلق به سال‌های 2019و  1989 میلادی که توسط سنجنده‌های  OLIو MSS5 برداشت شده  است، با توان تفکیک30 متر جمع‌آوری شد که تصویر ماهواره‌ای لندست 8  و 7 به توان 15 متر در نرم‌افزار ENVI 5.3 تبدیل شد. این تصاویر در نرم‌افزار ENVI 5.3 براساس الگوریتم حداکثر احتمال طبقه‌بندی شدند. سپس  دقت نقشه های به دست آمده از الگوریتم حداکثر احتمال برآورد گردید. پس از تهیه نقشه‌های پوشش سرزمین از نرم‌افـزار Fragstats جهت استخراج سنجه‌های سیمای سـرزمین در دو سـطح کــلاس و ســیما اســتفاده شــد. در مجمــوع 15 ســنجه جهــت کمــی‌ســازی ســیمای ســرزمین در ســال هــای 1989 تا 2019 م (1368-1398 ش) اندازه‌گیری شـدند. با توجه به نتایج به دست آمده مساحت اراضی مسکونی در طی سال‌های مورد مطالعه در منطقه افزایش یافته است به طوری‌که سهم آن از 1/7 درصد در منطقه به 5/19 درصد رسیده است.
 
پاکزاد آزادخانی، محمد سلاورزی زاده، فاطمه فاروق دوست،
دوره 23، شماره 71 - ( 10-1402 )
چکیده

فرسودگی بافت­های شهری مساله­ای است که اغلب شهرهای کشور با آن مواجه‌‌اند و ساماندهی این­گونه بافت­ها از اهمیت بالایی برخوردار است. یکی از راهکارهای مطمئن و عملی پیش­و روی برنامه‌‌ریزان شهری، امکان­سنجی بازآفرینی این­گونه بافت‌‌هاست تا سطوح قابل بازآفرینی را که برای جامعه شهری از سطح نسبتاً خوب و قابل تحملی برخوردارند، تعیین نماید. از این­رو، پژوهش حاضر با هدف امکان­سنجی بازآفرینی بافت‌‌های فرسوده براساس رویکرد هوشمند شهری به صورت توصیفی-تحلیلی انجام گرفته است. جامعه آماری شامل ساکنان بافت مرکزی فرسوده شهر ایلام (جمعیت: 12676 نفر) است که تعداد 384 نفر از آنها به روش نمونه‌‌گیری خوشه‌‌ای به عنوان حجم نمونه انتخاب شد. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه محقق­ساخته است که از طریق روایی صوری و پایایی آلفای کرونباخ به میزان (701/0) تأیید شد. تجزیه و تحلیل داده­ها به کمک آزمون (t تک‌‌نمونه‌‌ای)، تکنیک (Fuzzy AHP) و تلفیق آن با لایه‌‌های GIS انجام شد. یافته‌‌ها نشان داد که وضعیت بافت فرسوده شهر ایلام از نظر شاخص­های رشد هوشمند شهری نامناسب است. بررسی لایه‌‌های رقومی حاکی از آن داشت که برخی از شاخص­ها (از جمله اندازه قطعات، دسترسی به خدمات، دسترسی‌‌های اصلی و فرعی) در وضعیت مناسب و برخی دیگر (از جمله زمین بلااستفاده، تراکم جمعیت، نسبت جنسی، جمعیت فعال، نرخ اشتغال و نسبت سواد) در وضعیت نامناسبی است. در نهایت 3/2 هکتار از محدوده بافت فرسوده شهر شامل محدوده میدان 22 بهمن، ابتدای خیابان اشرفی اصفهانی منتهی به چهارراه رسالت، ضلع شمالی چهارراه مقاومت، ضلع شمالی میدان امام و محدوده پارک کودک بیشترین اولویت را برای بازآفرینی دارا هستند.

زینب خالقی، فرح حبیب، حسین ذبیحی،
دوره 23، شماره 71 - ( 10-1402 )
چکیده

آب به عنوان یکی از اساسی­ترین عناصر طبیعی منظر و به تبع آن منظر شهری از دیروز تا امروز تاثیر بسزایی در شکل­گیری و اثربخشی فضاهای شهری داشته و همواره جلوه­های مختلف آن باعث تهییج و تحریک گرایش انسان به زیبایی شده است. لازم به ذکر است که ارزش­های وجودی آب تنها از نوع زیباشناختی نبوده بلکه به عمیق­ترین و درونی­ترین بخش طبیعت باز می­گردد. چنین محرکی انسان را به سوی شناخت وجوه مختلف آب اعم از حسی و ادراکی، دیداری (بصری)، معنایی، عملکردی، کالبدی­زیبایی­شناسانه، زیست­محیطی، روان­شناسانه، اجتماعی و زمانی سوق داده است و همین شناخت، زمینه­ی طراحی­های متنوع با آب در منظر شهر را فراهم ساخته است. شناخت تمامی ویژگی­ها و ارزش­های وجودی آب و به کارگیری صحیح آن­ها در منظر شهر هدف اصلی پژوهش حاضر است. به عبارتی تدوین الگویی مشخص شامل معیارها و شاخص­های عمده­ی آب در منظر شهر جهت ارتقای سطح کیفی منظر در محیط­های شهری مدنظر بوده است. روش پژوهش بر حسب نوع هدف، کاربردی و شیوه­ی مطالعه بر حسب روش و ماهیت، توصیفی ـ تحلیلی است و گردآوری اطلاعات نیز بر مبنای مطالعه منابع کتابخانه­ای و تحلیل محتوایی متن بوده است. نتایج حاصل از پژوهش حاکی از آن است که با به کارگیری صحیح از تمامی ابعاد و ارزش­های وجودی عنصر آب در منظر شهر می­توان کیفیت فضاهای شهری را ارتقا داد. بهره­گیری از معیارها و شاخص­های آب در منظر شهر به شکلی منسجم و یکپارچه، نیازمند الگویی مدون است که در انتها در قالب جدولی ارائه گردیده است.
 
احسان شهیری طبرستانی، حسین افضلی مهر،
دوره 23، شماره 71 - ( 10-1402 )
چکیده

 یکی از مشکلات مدیریت و کنترل فرسایش و رسوب حوزه­های آبریز، فقدان داده­های آماری جهت برآورد دقیق میزان رسوب و فرسایش است. به منظور اجرای برنامه­های حفاظت خاک و تعیین روش­های مبارزه با فرسایش و کاهش رسوب­زایی، ارزیابی و برآورد حجم کل میزان تولید رسوب سالانه امری ضروری است. هدف از پژوهش حاضر، برآورد شدت فرسایش و میزان تولید رسوب حوزه آبریز بابلرود واقع در استان مازندران با استفاده از مدل­های تجربی پتانسیل فرسایش و  فورنیه و تعیین میزان دقت این مدل­ها می­باشد. نتایج مطالعه نشان می­دهد که حوزه آبریز بابلرود از نظر فرسایش و حمل رسوب در وضعیت متوسط قرار داشته و مقدار ضریب شدت فرسایش آ  است. همچنین میزان رسوب­دهی این حوزه طبق روش پتانسیل فرسایش،   71/563230 می­باشد. بیشترین مقدار فرسایش در ناحیه شمالی حوزه آبریز قرار دارد که علت آن وجود کاربری غیر قابل کشت و سازندهای خاکی فرسایش­پذیر از جمله خاک­های آبرفتی و مردابی می­باشد. به منظور ارزیابی دقت نتایج بدست آمده از روش­های تجربی، از اطلاعات مشاهده­ای دو ایستگاه رسوب­سنجی استفاده شد و نتایج بیانگر اختلاف نسبی متوسط %24/23 در روش پتانسیل فرسایش است. همچنین نتایج بدست آمده از روش تجربی فورنیه حاکی از عدم کارایی این روش در برآورد حوزه آبریز بابلرود به دلیل عدم در نظر گرفتن پتانسیل فرسایش­پذیری حوزه می­باشد.


خدیجه خطیری، ایران غازی، نعمت حسنی،
دوره 23، شماره 71 - ( 10-1402 )
چکیده

شناسایی میزان و روند سرمایه اجتماعی در بین مردم جامعه می تواند به شناسایی تحولات اجتماعی و فرهنگی آن جامعه کمک زیادی کند .هدف از انجام این پژوهش تبیین توسعه سرمایه اجتماعی در مدیریت بحران آب شهری با استفاده از روش تحلیل عاملی می‌باشد. این تحقیق از نوع کاربردی– توسعه­ای و روش مطالعه توصیفی- پیمایشی است. جهت گردآوری اطلاعات از پرسشنامه و جهت تجزیه و تحلیل داده­ها از نرم افزار SPSS و آزمون آماری تحلیل اکتشافی استفاده شده است. جامعه آماری شامل مدیران بحران و آبفای کشور(تعداد 15 نفر با نمونه گیری هدفمند) ؛ همچنین کلیه ساکنین شهر کرج در فاصله زمانی 1396 - 1395 بوده است که با استفاده از جدول کوکران  تعداد350 نفر به عنوان نمونه آماری برآورد گردید که از این تعداد  44.3% زن  و 55.7%مرد بوده اند نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل آماری نشان داد از دید افراد نمونه آماری میزان سرمایه اجتماعی پایین تر از سطح مطلوب بوده است. همچنین عوامل دخیل درتوسعه سرمایه اجتماعی  جهت بحران کم آبی  در قالب 24 متغیر احصاء و مورد سنجش قرار گرفت و نهایتا به ترتیب اولویت 5 مولفه اعتماد اجتماعی، سیاست های انگیزشی و تغییر در  فضای نگرشی، زیرساخت های تعاملی و ارزشی جامعه و عمل متقابل عدم بیگانگی با دولت به عنوان عوامل موثر بر توسعه سرمایه اجتماعی در مدیریت بحران آب شهری استخراج شد.
 

 
رسول قربانی، اکبر اصغری زمانی، رحیم غلامحسینی،
دوره 23، شماره 71 - ( 10-1402 )
چکیده

ادبیات گسترده‌ای وجود دارد که بیانگر وجود ارتباط قوی بین فرم شهری با انتشار کربن در بخش حمل‌ونقل می‌باشد؛ این امر از طریق تأثیر مؤلفه های فرم شهر بر رفتار سفر شهروندان صورت می گیرد. در نظریه توسعه شهری کم کربن، کاهش تولید سفرهای سواره محور از طریق تغییرات در عناصر فرم شهری مدنظر می­باشد. این مقاله به بررسی تأثیرات مژلفه های فرم شهری بر روی رفتار سفر کلانشهر تبریز پرداخته است. فرم شهری تک هسته­ای تبریز باعث استفاده حداکثری از اتومبیل شخصی برای انجام سفرهای شهری شده که نتیجه آن افزایش کربن در هوای شهری تبریز می باشد. بنابراین تأثیر عناصر فرم شهری در رفتار سفر خودرومحور، به عنوان اساسی­ترین رکن مطالعات شهر کم کربن در شهر تبریز انتخاب شده است. نتایج حاصل از به کارگیری روش موران نشان می­دهد که معیارهای به کار رفته عمدتاً حالت خوشه­ای داشته و بر این اساس دارای خودهمبستگی مکانی می­باشند و استفاده از روش­های رگرسیون وابسته به مکان همچون رگرسیون وزنی جغرافیایی بسیار مفید می­باشد. نتایج حاصل از روش نشان می­دهد، دسترسی به ایستگاه های مترو در کلانشهر تبریز با ضریب اهمیت 0.40 دارای کمترین ارتباط با رفتار سفرهای شهری بوده و دو عامل ترکیب کاربری های شهری و دسترسی به مرکز تجاری با ضریب اهمیت 0.54 بیشترین اهمیت در رفتار سفر شهری می­باشند. براین اساس می­توان چنین نتیجه گرفت که مؤلفه های فرم شهری دارای اهمیت زیادی در رفتار سفر شهری می­باشند و باید در جهت شکل گیری شهر کم کربن بیشتر مورد توجه مدیران و برنامه­ریزان شهری قرار گیرد.

حسن کبوری، سید علی المدرسی، محمد حسین رامشت، محمد مهدی کریم نژاد، ملیحه ذاکریان،
دوره 23، شماره 71 - ( 10-1402 )
چکیده

هدف تحقیق حاضر مدل سازی رویکرد توسعه اجتماع محور در برنامه ریزی توسعه محله ای با روش معادلات ساختاری بوده است. روش پژوهش تحلیلی –توصیفی با هدف کاربردی است و رویکرد حاکم بر فضای پژوهش به لجاظ روش شناختی رویکرد کمی می باشد . برای گردآوری اطلاعات در ارتباط با موضوع مطالعه از دو روش کتابخانه ای و پیمایشی استفاده شده است. جامعه آماری مورد مطالعه در این تحقیق کلیه افراد بالای 18 سال در محله مورد مطالعه شهر ابرکوه(گلکاران) می باشد. با استفاده از ابزار پرسشنامه که مطابق طیف لیکرت تنظیم شد اقدام به جمع آوری داده گردید و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ که هم شامل ضریب کل و هممچنین ضریب بخشهای مختلف در ابعاد پرسشنامه می شود تعیین و همچنین برای تعیین روایی پرسشنامه از نظرات کارشناسان و صاحبنظران حوزه برنامه ریزی شهری سود برده شد. در بخش تحلیل داده ها از دو سطح آمار توصیفی میانگین و انحراف معیار و آمار استنباطی  جهت سنجش و ارزیابی میزان مؤلفه های مؤثر بر رویکرد توسعه اجتماع محور و همچنین تدوین یک مدل عملیاتی در محله مورد مطالعه از مدل معادلات ساختاری در محیط نرم افزاری pls استفاده شد. این مدل روابط متقابل و برهم کنش متغیرها و میزان اثرگذاری و اثرپذیری از یکدیگر را مورد بررسی قرار می دهد. نتایج حاصل از تحلیل داده ها با استفاده از مدل معادلات ساختاری گویای آن است که داشتن رویکرد اجتماع محوری در توسعه محله ای دارای اثری مستقیم و معنادار در ارتقاء توسعه محله مورد مطالعه می باشد.

حامد بنی عامریان، علیرضا عندلیب، لعلا جهانشاهلو،
دوره 23، شماره 71 - ( 10-1402 )
چکیده

بازآفرینی شهری به عنوان رویکردی جامع در خصوص احیاء مراکز تاریخی، علیرغم حفظ ویژگی های اصلی فضایی به دنبال ارتقاء کلیه کیفیت های مکان تاریخی بوده و سعی در نقش انگیزی محرک‌های توسعه در فرایند بازآفرینی تاریخی دارد. پژوهش حاضر با هدف شناخت مؤثرترین مؤلفه‌های بازآفرینی محرک توسعه مراکز تاریخی به دنبال انطباق روابط میان معیارها بر هسته تاریخی شهر کرمانشاه بوده است. روش تجزیه و تحلیل دادگان در این پژوهش از نوع کمی بوده و مؤلفه‌های چارچوب نظری در قالب یک پرسشنامه محقق ساخت با سؤالات بسته، در معرض اعتبارسنجی خبرگان مسلط بر بافت قدیم شهر کرمانشاه (به تعداد 15 تن و به صورت هدفمند و در دسترس) قرار گرفته است. پایایی پرسشنامه با استفاده از روش آلفای کرونباخ و توسط نرم افزار SPSS، بررسی گردیده و مقدار 76/0 نشانه قابل قبول بودن میزان پایایی است. همچنین انطباق مؤلفه‌ها بر بافت مورد مطالعه، به کمک نرم افزار رپید ماینر، در قالب دو درخت تصمیم گیری ترسیم، و رتبه اهمیت مؤلفه‌ها استحصال گردید. نتایج پژوهش نشان می دهد که هسته مرکزی بافت تاریخی کرمانشاه، به دلیل حجم بالای تخریب کالبدی نیازمند شکل گیری ساخت و ساز جدید در عین توسعه زیرساخت‌ها بوده و عمده کارکردهای موجود، نیازمند بازتولید هویت تاریخی می باشند. همچنین زمینه برای تزریق پروژه پرچم در ترکیب با توسعه دسترسی‌ها و زیرساخت‌های شبکه محلی به منظور تغییر روحیه مکان الزامی به نظر می رسد. ازدیگر نتایج آن که محرک‌های توسعه می بایست نقش هسته تاریخی را در کلیت شهر، تعریف و تدقیق نموده و آن را به مثابه محرک توسعه، به بافت پیرامون در یک شبکه همپیوند متصل سازند. نتایج تطبیق مدل مفهومی پژوهش بر هسته تاریخی کرمانشاه، تأیید می نماید که معیارهای اصلی مدل، تا حدود زیادی قابلیت انطباق بر مرکز تاریخی شهرهای ایرانی را دارند.

 
فهیمه شاکری، غلامعباس فلاح قالهری، هاشم اکبری، زهرا حجازی زاده،
دوره 24، شماره 72 - ( 1-1403 )
چکیده

در پژوهش حاضر حساسیت سنجی عناصر هواشناسی(نظیر میانگین دما، رطوبت نسبی و سرعت باد) به پارامترسازی­های فیزیکی مختلف در مدل پیش بینی عددی وضع هوا (WRF) جهت شبیه سازی اقلیم شهر و تعدیل جزیره گرمایی شهری منطقه مورد مطالعه، مورد ارزیابی قرار گرفت. جهت مطالعه مسائل زیست محیطی شهری از مدل تاج پوش شهری(UCM) به صورت جفت­شده با مدل WRF استفاده شد. آزمایش­های متعددی به منظور دستیابی به پیکربندی بهینه برای انجام شبیه سازی در بازه زمانی 18-21 آگوست 2016 با شرایط جوی پایدار در فصل تابستان اجرا شد. انتخاب مناسب­ترین پیکربندی با کمترین خطا، به عنوان بستری مناسب برای شبیه سازی­های اقلیم شهری جهت مطالعه راهکارهای تعدیل جزیره گرمایی شهری (UHI) مطرح می­شود. افزایش بازتاب سطوح جهت کاهش UHI در دامنه اعمال گردید. جهت ارزیابی عملکرد پیش­بینی مدل و مقادیر مشاهداتی متناظر با آن از دو شاخص ریشه میانگین مربعات خطا (RMSE) و میانگین خطای اریب (MBE) استفاده شد. نتایج نشان داد در استان تهران، بطورکلی تمامی پیکربندی­ها دمای هوا و سرعت باد را کمتر از مقدار واقعی و رطوبت نسبی را بیشتر از مقدار واقعی برآورد می­نمایند. همچنین در استان البرز تمامی پیکربندی­ها دمای هوا و سرعت باد را بیشتر از مقدار واقعی و رطوبت نسبی را کمتر از مقدار واقعی برآورد می­­نمایند. با افزایش انعکاس سطوح شهری، میانگین دمای استان­های تهران و البرز به ترتیب به میزان 6/0 و 2/0 درجه سانتی گراد کاهش می­یابد. سرعت باد مخصوصاً در نواحی شهری، مقداری افزایش می­یابد. همچنین شاهد افزایش میانگین رطوبت نسبی (خصوصاً در نواحی شهری) در مناطق مورد مطالعه خواهیم بود.

اکبر میراحمدی، حجت اله یزدان پناه، مهدی مومنی،
دوره 24، شماره 72 - ( 1-1403 )
چکیده

در سالیان اخیر، مطالعه فنولوژی محصولات زراعی با استفاده از داده های ماهواره ای گسترش فراوانی یافته است. امروزه داده های سنجنده OLI از ماهواره لندست 8  با تفکیک مکانی 30 متر،  تشخیص مراحل فنولوژی گیاهان را در مقیاس محلی فراهم کرده است. در این پژوهش، از شاخص های سنجش از دور NDVI، EVI، Greenness و Brightness  حاصل از سنجنده OLI و شاخص GCC حاصل از تصاویر دوربین دیجیتال، برای برآورد مراحل فنولوژی گیاه کلزا و از فیلتر ساویتزکی- گولی برای برطرف کردن داده های پرت و تولید منحنی های هموار سری های زمانی شاخص های گیاهی استفاده شد. نتایج نشان داد که منحنی های حاصل از شاخص های NDVI, EVI, GCC هر چهار مرحله فنولوژی سنجش از دور( سبزینگی، رکود، بلوغ و پیری) را به خوبی نمایش می دهند اما شاخص Greenness، مرحله رکود را به خوبی نمایش نمی دهد. منحنی حاصل از شاخص Brightness رفتاری عکس با دیگر منحنی ها از خود نشان می دهد. بر اساس آزمون همبستگی پیرسون داده های شاخص GCC با داده های شاخص NDVI و Brightness همبستگی دارند. برای برآورد شروع فصل و پایان فصل از روش های آستانه نسبی، نرخ تغییر و مشتق اول استفاده شد و نتایج نشان داد که روش مشتق اول و آستانه نسبی به ترتیب با میانگین اختلاف 18 و 19 روز در برآورد شروع فصل و روش نرخ تغییر با میانگین اختلاف 8 روز در برآورد پایان فصل بهترین عملکرد را دارند. همچنین شاخص Brightness با میانگین اختلاف 16 روز و شاخص EVI با میانگین اختلاف 7 روز به ترتیب در برآورد شروع فصل و پایان فصل بهترین عملکرد را دارند. 

کاوه محمدپور، محمد سلیقه، طیب رضئیی، علی درویشی بلورانی،
دوره 24، شماره 72 - ( 1-1403 )
چکیده

گرد و غبارها، تحت عنوان عمده¬ترین نوع از آئروسلها نقشی بنیادی مستقیم و غیرمستقیمی بر روی هوا و اقلیم دارند. بدین منظور در پژوهش حاضر به بررسی قابلیت و توانمندی مدل MACC با استفاده از صحت سنجی MODIS برای بارزسازی پدیده¬های حدی گرد و غبار در استان کردستان طی دوره 2003-2012  پرداخته شد. جهت تحلیل داده¬های ماهواره¬ای و مدل شده از آزمون¬های آماری و روند¬یابی من-کندال استفاده شده است. یافته¬های حاصل از توزیع سالانه نشان داد که میانگین بیشترین عمق نوری آئروسل (AOD) مربوط به سال 2008 با 36/0 و کمترین مقدار با 294/0 مربوط به سال 2004 می¬باشد. همچنین، میانگین بیشترین AOD این سال  مربوط به شهرستانهای سنندج، سقز، قروه، کامیاران و مریوان به ترتیب با 356/0، 353/0، 358/0، 371/0 و 368/0 می¬باشد. توزیع مکانی میانگین AOD در فصول مختلف نیز نشان داد، زمستان و پاییز دارای کمترین مقدار و فصل بهار و تابستان دارای بیشترین مقدار AOD بوده است. توزیع زمانی-مکانی ماهانه AOD نشان داد که گردو غبار در طی آوریل تا آگوست سرتاسر پهنه منطقه مورد بررسی را می¬پوشاند. نتایج آزمون روند من-کندال نشان داد که فصل بهار در سرتاسر استان و فصل تابستان در شرق استان دارای روند مثبت معنی¬دار است؛ بر همین اساس، فصل بهار در منطقه مورد مطالعه به غنوان فصل فرین گردوغبار شناخته شد؛ و در بین پنج روز حدی گرد و غبار در فصل مربوطه، روز 19 ژوئن 2009 با میانگین مقدار AOD روزانه 16/1 و دید افقی کمتر از 2000 متر دارای بیشترین و گسترده¬ترین گردوغبار تحت عنوان روز فرینِ حدی است. در مجموع، نتایج حاصل از رویکرد چند بعدی MACC در بارزسازی گرد و غبار نشان داد، عمق نوری (AOD،DOD ) معیاری مناسبتر از دید افقی در تعیین روزهای فرین گردوغبار می¬باشد. 
رئوف مصطفی زاده، فریبا اسفندیاری، مهناز حمزه ای، نازیلا علایی،
دوره 24، شماره 72 - ( 1-1403 )
چکیده

هدف از این پژوهش، ارزیابی تغییرات زمانی پوشش گیاهی جوامع حاشیه رودخانه قره‌سو استان اردبیل با استفاده از سنجه‌های سیمای سرزمین در یک بازه زمانی 8 ساله است که برای برنامه‌ریزی‌های حفظ اکوسیستم رودخانه و مطالعه مورفولوژی آن اهمیت است. تهیه نقشه پوشش حاشیه رودخانه قرسو از تصاویر GoogleEarth برای سال‌های 2011، 2016، 2019 به‌دلیل وضوح تصاویر استفاده شد. به‌منظور ارزیابی ارتباط بین سنجه‌های سیمای سرزمین در دوره‌های زمانی مورد بررسی از تحلیل همبستگی در محیط برنامه‌نویسی R استفاده شد. نمقدار سنجه پیوستگی سیمای سرزمین 52/91 درصد به 49/95 درصد در این منطقه طی دوره مورد مطالعه  که نشان‌دهنده افزایش یکپارچگی و بهبود پیوستگی در سیمای سرزمین می‌باشد. ارزیابی تعداد لکه در تحقیق حاضر روند افزایشی را نشان داد که بیش‌ترین مقدار برای بازه زمانی 2019 بوده است. هم‌چنین نتایج تغییرات عرض رودخانه قره‌سو نشان داد که عرض رودخانه در سال 2019 به‌ترتیب با حداکتر و حداقل 43/27 و 97/3 است. مقایسه مقادیر عرض رودخانه در سه دوره مطالعاتی نشان‌دهنده روند افزایشی در عرض رودخانه می‌تواند ناشی از محدود شدن عرض رودخانه توسط فعالیت‌های انسانی و یا حفاظت کناره‌ها برای حفاظت از اراضی کشاورزی در برابر تعریض کناره‌ها باشد. هم‌چنین همبستگی عرض رودخانه نشان داد که بین دوره زمانی 2019 و 2016 همبستگی 63/0 و در سطح 001/0 معنی‌دار می‌باشد. کم‌ترین همبستگی بین دوره زمانی 2019 و 2011 با مقدار عددی 30/0 در سطح 5 درصد محاسبه شد. در حالت کلی نتایج تغییرات در جوامع حاشیه رودخانه را می‌توان با پیشروی عملیات کشاورزی تا نزدیک حریم رودخانه مرتبط دانست.
امیر علی محمدی، حسن ستاری ساربانقلی، مهسا فرامرزی اصل، محمدرضا پاکدل،
دوره 24، شماره 72 - ( 1-1403 )
چکیده

بافت­های تاریخی نه تنها به واسطه وجود بناها و فضاهای ارزشمند تاریخی، بلکه از آن جا که روایت واقع از زندگی و فعالیت انسان­هایی است که در طول دوران بلندی در آن زیسته می­کرده­اند، واجد منابع غنی فرهنگی و اجتماعی هستند و اهمیت بسزایی دارند. امروزه با توجه به توسعه­ شهری و محاصره تکنولوژی بافت­های تاریخی، موضوع مرمت بافت‌های فرهنگی و تاریخی و انجام پروژه‌های طراحی شهری در آن‌ها با چالش دوگانه رویکرد مداخله و نگرش حفاظتی مواجه شده است. طبق این دو رویکرد ساخت و سازهای جدید و معماری معاصر از هویت کافی جهت درج در بافت‌های با ارزش شهری برخوردار نیست و فرایند فرسودگی با سرعت بیشتری در بافت­های تاریخی نمود یافته است. لزوم توجه به بازآفرینی و حفاظت از بافت­های تاریخی با رویکردی همه‌جانبه و با درنظرگرفتن ابعاد کالبدی، حقوقی، محیطی، اقتصادی و اجتماعی از اهداف پژوهش حاضر است. این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و با رویکرد کیفی و با استفاده از روش تحلیل محتوا مورد بررسی قرار گرفته و برای جمع آوری اطلاعات و داده­های مورد نیاز، از بررسی­های اسنادی و مطالعات میدانی استفاده شده است. یافته­ها  نشان می­دهد که محله دچار فرسودگی گردیده و برای ایجاد تصویر مجدد از هسته­ی تاریخی شهر قزوین رهیافت تجدید حیات شهری و راهبردهای بازآفرینی شهری و راهبردی در راستای اصول توسعه­ی پایدار امری ضروری می­باشد و ساماندهی محله بلاغی قزوین موجب دستیابی به اهداف می­گردد.

 
جعفر درخشی، بهروز سبحانی، سعید جهانبخش اصل،
دوره 24، شماره 72 - ( 1-1403 )
چکیده

در این تحقیق پیش‌بینی مقادیر بارش و دما با کاربرد مدل‌های گردش عمومی جو در دوره‌های 2005-1964 موردبررسی قرارگرفته است. داده‌های اقلیمی شامل مقادیر روزانه مجموع بارش و دمای میانگین از سازمان هواشناسی کشور، تهیه گردیده است. با در نظر گرفتن سناریوهای تغییراقلیم RCP4.5, RCP2.6 و RCP8.5 برای دوره آینده 2100-2010 تحت مدل تغییراقلیم canESM2 تغییراقلیم حوضه اهرچای مورد ارزیابی قرار گرفت. به دلیل دقت پایین مدل‌های گردش عمومی از مدل کوچک‌مقیاس سازی SDSM4.2 استفاده و تغییرات پارامترهای اقلیمی بارش و دمای میانگین برای دوره‌های زمانی آینده شبیه‌سازی گردید. در این پژوهش برای واسنجی مدل SDSM، از بین 26 پارامتر اقلیمی بزرگ‌مقیاس (NCEP) به‌طور متوسط 3 پارامتر بیشترین همبستگی را با میانگین دما و 5 پارامتر بیشترین همبستگی را با میانگین بارش در حوضه اهرچای دارند. نتایج حاصل از پیش‌بینی پارامترهای اقلیمی نشان داد شبیه‌سازی پارامترهای اقلیمی میانگین دما با دقت بالاتری نسبت به مقادیر میانگین بارش انجام‌گرفته است. علت این امر، نرمال نبودن و غیرشرطی بودن داده‌های بارش می‌باشد. نتایج حاکی از آن است که میانگین دمای حوضه، در دوره 2099-2070 تحت سناریوی RCP8.5 نسبت به دوره مشاهداتی 2005-1964 با افزایش بیشتری نسبت به دوره های قبل روبروست و میزان بارش حوضه نیز طی دوره 2099-2070 و تحت سناریوی RCP 2.6 بیشترین افزایش را در کل دوره های مطالعاتی نشان می‌دهد.
 
علیرضا مهاجری، رضا شعبانی، سینا فروزش،
دوره 24، شماره 72 - ( 1-1403 )
چکیده

  دورۀ حکومت قاجارها را باید دوران عقد قراردادها، عهدنامه­ها و پیمان­های متعدد اقتصادی ـ سیاسی و نظامی دانست. توسعه طلبی­های ارضی، تجاری و اقتصادی که به وسیلۀ سیاستمداران زیرک دولت­های خارجی، با قدرت برتر نظامی بر ایران تحمیل شدند؛ و منافع فراوانی از قِبل این معاهدات و قراردادها عاید این کشورها به خصوص روسیه شد. به دنبال آن تحولات جغرافیایی و تاریخی درسرزمین­های ترکمن نشینِ شمال شرق ایران نیز آغاز شد. این مقاله با هدف واکاوی جغرافیای تاریخی منطقه خراسان در شمال شرق و رویکرد دولت – ملت ایران به قرارداد آخال تهیه شده است. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی است. داده های تحقیق از طریق اسنادی و کتابخانه ای جمع آوری شده است. تجزیه و تحلیل مقاله هم با رویکرد کیفی و مبتنی بر اسناد و استدلال صورت گرفته است. نتایج تحلیلی، بیانگر تغییرات ژئوپلیتیکی و مرزی در حوزۀ شمالی ایران شد. به طوری که طی معاهده آخال بخش­هایی از مناطق شمال شرق ایران، ضمیمۀ کشور روسیه شد؛ و جغرافیای تاریخی ایران در شمال شرق، دستخوش تغییرات سیاسی – اجتماعی و واکنش قوم ترکمن شد؛ در حالی که عکس­العملی در میان دولتمردان قاجار به وجود نیامد.


صفحه 9 از 12     

کلیه حقوق این وبگاه متعلق به تحقیقات کاربردی علوم جغرافیایی است.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 CC BY-NC 4.0 | Journal of Applied Researches in Geographical Sciences

Designed & Developed by : Yektaweb

Creative Commons License
This work is licensed under a Creative Commons — Attribution-NonCommercial 4.0 International (CC BY-NC 4.0)