دکتر وهاب امیری، دکتر نسیم سهرابی، دکتر سید محمدعلی موسوی زاده،
دوره 26، شماره 80 - ( 1-1405 )
چکیده
این مطالعه تأثیر عوامل زمینشناسی و انسانی بر ترکیب فیزیکوشیمیایی آبهای زیرزمینی آبخوان قزوین را مورد ارزیابی قرار داده است. بر اساس دیاگرام گیبس بهینه شده، تمرکز نمونهها در انتهای مسیر برهمکنش آب شیرین با واحدهای سیلیکاته تکامل ژئوشیمیایی ناشی از انحلال این واحدهای زمینشناسی و افزایش نسبت Na/(Na+Ca) است. مکانیسم تبادل کاتیونی در تغییر ترکیب شیمیایی آب زیرزمینی با استفاده از نمودار دو متغیره Ca+Mg نسبت به SO4+HCO3 و شاخصهای کلروآلکالن CAI-1 و CAI-2 مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج نشان میدهد که در 68 درصد از نمونهها تبادل یونی مستقیم و در 32 درصد نیز تبادل یونی معکوس ترکیب شیمیایی آب زیرزمینی را کنترل میکنند. تغییرات Ca در مقابل SO4 بیانگر عدم تأثیرگذاری صرف انحلال ژیپس به عنوان منشأ یونهای کلسیم و سولفات است. این تغییرات میتواند به دلیل تحرک و انتقال یون در خلال فرایندهای پدوژنیک (چرخه بیوژئوشیمیایی سولفور) و فعالیتهای انسانی باشد. بررسی نقش عواملی همچون ورودی کشاورزی، ورودی اتمسفری، نیتروژن خاک، فاضلاب، کود دامی، کود شیمیایی و فرایند دنیتریفیکاسیون در آلودگی آب زیرزمینی با بهرهگیری از نمودار NO3/Na در مقابل Cl/Na و نسبت NO3/Cl در مقابل Cl دنبال شد. نتایج نشان میدهد که ورودیهای کشاورزی و فاضلاب دارای نقش موثرتری در تغییر محتوای NO3 و Cl نمونههای آب زیرزمینی هستند. علاوه بر این، در برخی موقعیتها به ویژه جنوب شرقی آبخوان، فرآیند دنیتریفیکاسیون موجب کاهش غلظت NO3 میشود. نتایج این مطالعه میتواند با درک مکانیسمهای کنترل کننده ترکیب فیزیکوشیمیایی و شناسایی عوامل محتمل آلاینده آب زیرزمینی به مدیریت موثر منابع آب در این آبخوان استراتژیک کمک کند.
زهرا حجازی زاده، علیرضا کربلایی دریی، مختار فتاحیان،
دوره 26، شماره 80 - ( 1-1405 )
چکیده
در این پژوهش، با هدف تحلیل دقیقتر فضایی سامانه پرفشار جنبحارهای در تابستان ایران، از دادههای روزانه ERA5 (1980–2020) و روش آماری Getis-Ord Gi* برای شناسایی هاتاسپاتهای معنادار (p < 0.01) در توزیع ارتفاع ژئوپتانسیل تراز 500 هکتوپاسکال (Z500) در فصل گرم سال (ژوئن–آگوست) استفاده شد. نتایج نشان داد که بیشینه آماری هاتاسپات در جولای رخ میدهد: خوشه داغ با Z score تا +4.1 (سطح اطمینان 99%) در جنوب غرب ایران (27°–32°N، 48°–60°E) شکل میگیرد که بیانگر فراترین انحراف مثبت از میانگین بلندمدت Z500 است. در مقابل، خوشه سرد با Z score تا 10.2 − در شمال غرب (آذربایجان غربی و کردستان) قرار دارد کمترین مقدار گزارششده در کل دوره و نشاندهنده کاهش ژئوپتانسیل ناشی از توپوگرافی البرز-زاگرس و فعالیت سامانههای میانعرضی. تحلیل هیستوگرام Z scoreها تأیید میکند که توزیع در جولای دوکُلهای و بهوضوح دوگانه است: فراوانی بالا در بازههای [+2.5, +4.1] و [−10.2, −2.5]، در ناحیه Z ≈ 0، نشاندهنده جداشدگی قوی فضایی بین خوشههای داغ و سرد است. علاوه بر این، عدم وجود خوشههای معنادار در نیمه شرقی (مرکز و شرق ایران) که در هر سه ماه مشاهده شد، گویای حضور یک «زون انتقالی» پویا است که تحت تأثیر رقابت بین جریانهای جنبحارهای و میانعرضی قرار دارد. در آگوست، با وجود افزایش مطلق Z500 به فراتر از 5890 متر، Z score کاهش یافته (+4.0) که نشان میدهد گرمای تجمعی سطح باعث بالارفتن مطلق Z500 شده، اما ناهنجاری آماری آن نسبت به جولای ضعیفتر است. این یافتهها حاکی از آن است که پیک دینامیکی پرفشار جنبحارهای ایران با تأخیر یکماهه نسبت به پیک گرمای سطحی در تابستان رخ میدهد.
ثریا دریکوند، بهروز نصیری، هوشنگ قائمی، مصطفی کرم پور، محمد مرادی،
دوره 26، شماره 81 - ( 4-1405 )
چکیده
گرمایش ناگهانی پوشن سپهری، به طور بارزی بر آب و هوای سطح زمین اثر گذار است. در این پژوهش تغییرات بارش در زمان رخ داد این پدیده مورد بررسی قرار گرفته است. بدین منظور، پس از آشکارسازی گرمایش های رخ داده در طول دورهی مورد مطالعه(1986-2020)، 18 گرمایش شناسایی شد. دهک 5 برای آستانهی نرمال و دهک 9 برای آستانهی بارشهای سنگین برای دادههای بارش 117 ایستگاه محاسبه شد. و میزان اختلاف از نرمال بارش به دو صورت بررسی شد. ابتدا، بارش در زمان وقوع گرمایش،با میانگین بلند مدت، به تفکیک ماه مقایسه شد و سپس روند تغییرات بارش در قبل، هم زمان و بعد از وقوع گرمایش بررسی شد. در نهایت این نتایج به دست آمدند. گرمایشهای رخ داده در هر ماه اثر یکسانی بر تغییرات بارش اعمال نمیکنند. در گرمایشهای رخ داده در ماه دسامبر، ژانویه و فوریه، شمالغرب در بیشترین تغییرات بارشی و بالاتر از نرمال به سر میبرد و درصد احتمال بارشهای بالای دهک 9، تا 65 درصد افزایش مییابد. نواحی غربی و جنوب غرب نیز دارای بارشهای بالاتر از میانگین هستند و نیز احتمال وقوع بارشهای سنگین، بالا میباشد. بارش در سواحل دریای خزر ارتباط معکوسی را با گرمایش نشان میدهد به طوری در تمام بررسیهای این پژوهش کمبود بارش در زمان رخ داد گرمایش در این نواحی چشمگیر است. مناطق جنوبی در تمام رخدادههای گرمایش دچار بارش کمتر از نرمال هستند. مرکز ایران در گرمایشهای ماه مارس دارای بارش بالاتر از میانگین میباشد. شرق ایران نیز در گرمایشهای ماه مارس دارای بارشهای شدیدی نسبت به نرمال میباشد.
حسین عساکره، منصوره طاهری،
دوره 26، شماره 81 - ( 4-1405 )
چکیده
از ویژگی های دما در طبیعت، رخداد فرین های دمایی می باشد. در این پژوهش روند روز های گرم فراگیر در سواحل خلیج فارس بررسی شده است. در این راستا از دو پایگاه داده محیطی و جوی استفاده شد. داده های محیطی شامل میانگین بیشینه دمای روزانه 12 ایستگاه همدیدی سواحل خلیج فارس (استان های خوزستان، بوشهر و بندرعباس) از سال 1961 تا انتهای سال 2018 می باشد. در این پژوهش دمای فرین برای هر روز دمایی تعریف شده است که بالاتر از میانگین صدک 75ام مشاهدات در هر ایستگاه و در همان روز باشد. همچنین روز توأم با دمای فرین فراگیر به روزی اطلاق شد که دمای فرین حداقل در 50 درصد ایستگاه ها رخ داده باشد. شمار روز های گرم فراگیر در محدوده مورد مطالعه 554 روز است که 291 روز آن در فصل گرم و 263 روز نیز در فصل سرد سال روی داده است. در ادامه با انجام تحلیل خوشه ای بر روی فشار تراز دریا در روز های گرم، این روزها به شش گروه طبقهبندی شدند. سپس برای هر گروه روند رخداد روزهای گرم مورد بررسی قرار گرفت، در حالت کلی می توان گفت شیب خط در تمامی گروهها به استثنا گروه چهارم و ششم مثبت و در نتیجه روزهای گرم فراگیر در حال افزایش بوده اند.
خانم عاطفه بساک، دکتر زهرا حجازی زاده، دکتر اکبر حیدری تاشه کبود،
دوره 26، شماره 81 - ( 4-1405 )
چکیده
این پژوهش با هدف ارزیابی ارتباط میان پارامترهای هواشناسی و غلظت ذرات معلق PM10 و پیشبینی میزان این آلاینده در شهر اهواز انجامشده است. دادههای روزانه پارامترهای هواشناسی (دما، سرعت باد، جهت باد، دید افقی، بارش و رطوبت نسبی) و غلظت PM10 در بازه زمانی 1390 تا 1402 از سازمان هواشناسی و اداره کل محیطزیست خوزستان گردآوری شد. پس از پیشپردازش دادهها، از آزمون کلموگروف-اسمیرنوف برای بررسی نرمال بودن توزیع آنها استفاده شد. با توجه به عدم نرمال بودن دادهها، از ضرایب همبستگی اسپیرمن و تاوی بی کندال برای ارزیابی ارتباط میان متغیرها بهره گرفته شد. تحلیلهای آماری و مدلسازی با استفاده از نرمافزار SPSS و زبان برنامهنویسی پایتون در محیط اسپایدر انجام شد. نتایج تحلیل همبستگی نشان داد که بین غلظت PM10 و برخی پارامترهای هواشناسی ارتباط معناداری وجود دارد. بهطور خاص، همبستگی مثبت و معناداری بین PM10 و دما (0.284 و 0.187) و سرعت باد(0.094 و 0.061)، و همبستگی منفی و معناداری بین PM10 و دید افقی (0.408- و 0.300 -)، جهت باد (0.048 – و 0.034 -)، بارش (0.159 – و 0.125-) و رطوبت نسبی (0.259 – و 0.173-) مشاهده شد. در ادامه، برای پیشبینی غلظت PM10 از مدل شبکه عصبی مصنوعی چندلایه پرسپترون (MLP) استفاده شد. ساختار شبکه شامل یک لایه ورودی با شش نورون (مربوط به شش پارامتر هواشناسی)، سه لایه مخفی با ۱۶، ۳۲ و ۶۴ نورون و یک لایه خروجی بود. نتایج ارزیابی مدل نشان داد که شبکه عصبی MLP توانایی مناسبی در پیشبینی غلظت PM10 دارد و خطای پیشبینی در مراحل آموزش، اعتبارسنجی و آزمون در سطح قابل قبولی قرار دارد.