جستجو در مقالات منتشر شده


254 نتیجه برای Co

فائزه شجاع، سلیمه صادقی، علی اکبر شمسی پور، Eduardo Gomes،
دوره 25، شماره 78 - ( 7-1404 )
چکیده

پژوهش حاضر با هدف سنجش و ارزیابی ظرفیت تعدیل گرما (HMI) در محدوده کلان‌شهر تهران و با استفاده از رویکرد نوین مدل خنک‌کنندگی شهری (UCM) در یک بستر فضایی انجام شده است. UCM نقشه‌هایی از شاخص تعدیل گرما تولید می‌کند که ظرفیت سرمایش فضاهای سبز شهری را در تمام طبقه‌های کاربری اراضی در یک مکان و با در نظر گرفتن پارامترهای متعدد مانند تبخیر و تعرق، سایه ایجادشده توسط درختان، سپیدایی، دمای هوای حومه شهر، شدت اثر جزیره گرمای شهری، فاصله اختلاط هوا و حداکثر فاصله خنک‌کنندگی تخمین می‌زند. ارزیابی نقش متغیرهای محیطی مؤثر بر UCM در منظر موردمطالعه بیانگر این بود که در مناطق 1 ، 22 و بخش‌‌های شمالی منطقه 4 شهرداری تهران با کاربری درختان تنک، درختچه و بوته‌زار، چیدمان‌های باز و کم ارتفاع و سطوح آبی، شدت اثر جزیره گرمایی به کمترین مقدار خود رسیده و اختلاف دمای بین شهر و حومه در بازه 0 تا 3/1 درجه سلسیوس متغیر است؛ اما بیشینه شدت جزیره گرمای شهری در بخش‌های مرکزی منطقه مطالعاتی (مناطق 21، 13 و 14) با بافت فشرده و متراکم و گسترش سطوح نفوذناپذیر مشاهده می‌گردد که حداقل مقادیر شاخص تبخیر و تعرق (12/0-45/0) و سپیدایی (09/0- 16/0) نیز در این نواحی متمرکز گردیده است. مبتنی بر این پارامترها توزیع مکانی شاخص HMI در چشم‌انداز موردبررسی نشان داد که ظرفیت خنک‌کنندگی در منطقه موردمطالعه از 08/0 در نواحی مرکزی شهر تا 9/0 در مناطق تحت‌تأثیر فضاهای سبز مختلف و همچنین بدنه‌های آبی متفاوت است. در واقع بیشینه شاخص ظرفیت خنک‌کنندگی در کاربری با پوشش درختان انبوه و پراکنده در منطقه متمرکز گردیده که این نواحی توانسته‌اند با ظرفیت 63 درصدی خنک‌کنندگی، به‌طور متوسط 48/2 درجه سلسیوس از اثر جزیره گرمایی را خنثی نمایند. روش به‌کاررفته در این پژوهش می‌تواند به‌عنوان مرجعی برای طراحان شهری در ادغام رویکردهای خنک‌سازی شهری و راهبردهای کاهش جزیره گرمایی، در برنامه‌ریزی و طراحی مناطق شهری به کار گرفته شود.

دکتر ناصر شفیعی ثابت، مسعوده نیکوئی فرد، دکتر نگین سادات میرواحدی،
دوره 25، شماره 78 - ( 7-1404 )
چکیده

خودسازمان‌دهی روستاییان به‌عنوان یک فرایند مشارکتی، نقشی بنیادین در ارتقای معیشت پایدار در مناطق روستایی ایفا می‌کند. این مطالعه باهدف شناسایی پیشرانهای اثرگذار بر خودسازمان‌دهی روستاییان و بهبود معیشت پایدار روستایی در شهرستان آشتیان انجام شد. این پژوهش کیفی با رویکرد تحلیلی ـ اکتشافی و از طریق پرسش‌نامه نیمه‌ساختارمند و مصاحبه با 30 نفر از خبرگان در زمینه موضوع موردمطالعه انجام شد. داده‌های کیفی گرد‌آوری شده با استفاده از روش دلفی و نرم‌افزار میک‌مک برای شناسایی روابط و الگوهای میان مفاهیم تجزیه‌وتحلیل شد. یافته‌ها آشکار نمود شیوه پراکندگی عوامل و متغیرهای اثرگذار بر بهبود معیشت پایدار روستایی در ناحیه موردمطالعه به‌صورت ناپایدار بوده است. همچنین از میان 24 عامل اولیه تأثیرگذار، تعداد 10 عامل که دارای بالاترین امتیاز بودند به‌مثابه پیشران‌های بنیادین اثرگذار بر روند آتی خودسازمان‌دهی روستاییان در راستای معیشت پایدار روستایی شناسایی شد. پیشران‌های نوآوری خواهی و خلاقیت روستاییان در زمینه فعالیت‌های کشاورزی و غیرکشاورزی، مهارت و تجربه روستاییان در راستای فعالیت در گروه‌ها، انجمن‌ها و برپایی تشکل‌های محلی به‌مثابه عامل فردی؛ افزایش روحیه کارآفرینی، راه‌اندازی و ترویج کسب‌وکارهای نوین محلی به‌عنوان عامل روان‌شناختی؛ افزایش مشارکت، همکاری و احساس مسئولیت در انجام فعالیت‌های کشاورزی و غیرکشاورزی به‌عنوان عامل اجتماعی؛ توانمندسازی روستاییان و افزایش آگاهی و مهارت‌های اجتماعی و اقتصادی آن‌ها، بهره‌گیری از فناوری‌های نوین IT و ICT در فرایند توانمندسازی ساختاری روستاییان در راستای خودسازمان‌دهی به‌مثابه عامل آموزش و توانمندسازی؛ دسترسی به منابع مالی گوناگون و مطمئن برای بهره‌گیری در فعالیت‌های کشاورزی و غیرکشاورزی به‌مثابه عامل اقتصادی؛ واگذاری اختیار به روستاییان در راستای برنامه‌ریزی محلی و تمرکززدایی به‌عنوان عامل برنامه‌ریزی و مدیریت و سرانجام پیشرانهای حمایت از ایجاد و توسعه کسب‌وکارهای محلی و تنوع‌بخشی به فعالیت‌های کشاورزی و غیر‌کشاورزی روستاییان و همچنین افزایش سرمایه‌گذاری در فرایند کسب‌وکارهای نوآورانه در روستا به‌مثابه عامل حمایت اجتماعی- اقتصادی تعیین شد.

فریدون بابایی اقدم، رحیم حیدری چیانه، قاسم رحیمی فرد،
دوره 25، شماره 79 - ( 10-1404 )
چکیده

پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر تصویر مقصد و کیفیت خدمات بر رقابت‌پذیری مقاصد گردشگری موردمطالعه: شهر تبریز نگارش شد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی تحلیلی است. جامعه آماری را گردشگران ورودی به شهر تبریز تشکیل می­دادند که حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران برای جامعه نامحدود 384 نفر برآورد گردید. به منظور جمع‌آوری اطلاعات میدانی از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد که روایی آن به تأیید کارشناسان رسید. همچنین برای بررسی پایایی از روش آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی استفاده شد که نتایج حاصل از این آزمون­ها تأیید کننده پایایی پرسشنامه مورداستفاده بود. به منظور تجزیه‌وتحلیل داده­ها و اطلاعات این پژوهش از نرم‌افزارهای spss و لیزرل استفاده شد. نتایج حاصل از بررسی فرضیه­های پژوهش نشان داد که تصویر مقصد و کیفیت خدمات بر رقابت‌پذیری مقاصد گردشگری تأثیر مثبت و معناداری دارد. به گونه­ای که با استناد به ضریب مسیر به‌دست‌آمده برای این دو متغیر مستقل میزان تأثیر متغیر تصویر مقصد بر رقابت‌پذیری مقاصد گردشگری بیشتر از کیفیت خدمات بود.
 
غزال اسدی اسکندر، بهادر زمانی، شهاب کریمی نیا، مریم قاسمی سیچانی،
دوره 25، شماره 79 - ( 10-1404 )
چکیده

افزایش دما در مراکز شهری به دلیل مصرف بالای انرژی و انتشار گازهای گلخانه‌ای یکی از مسائل شهرهای امروز است. فضاهای باز شهری در اقلیم گرم و خشک، در فصل تابستان این افزایش دما را بیشتر تجربه می‌کنند. هدف از انجام این پژوهش آن است که با تحلیلی یکپارچه رابطه مؤلفه‌های ریخت شناسانه بافت شهری را با آسایش حرارتی بیان کند. در این مطالعه گونه‌بندی بافت شهری با کمک شاخص‌های درصد اشغال، نسبت فضای باز، متوسط ارتفاع و تراکم، جهت‌گیری معابر، سازمان‌دهی معابر و نوع قطعات انجام شد. به منظور بررسی آسایش حرارتی، برداشت میدانی در پنج محله در بافت تاریخی، در پنج روز متوالی در فصل تابستان صورت گرفت. متغیرهای محیطی به کمک دیتالاگر دما، رطوبت، دمای تابشی و بادسنج اندازه‌گیری و با استفاده از نرم‌افزار انوی‌مت شاخص دمای معادل فیزیولوژیک محاسبه و میزان آسایش در نقاط با ویژگی‌های مختلف ریخت‌شناسانه تحلیل شد. نتایج نشان داد بیش از نیمی از داده‎‌ها در طول روز در فصل گرم در هر پنج محله در شرایط تنش حرارتی بالا قرار دارند. مقایسه محلات با ویژگی‌های متفاوت شکلی نشان داد که دو محله با نسبت فضای باز بالاتر، با وجود تفاوت در جهت‌گیری معابر و نوع قطعات، آسایش حرارتی پایین‌تری در مقایسه با سایر گونه‌ها دارند. محله با سطح اشغال بالاتر و نسبت فضای باز پایین‌تر، متوسط دمای معادل فیزیولوژیک پایین‌تری در مقایسه با سایر گونه‌ها دارد.

ابراهیم بیرانوند، دکتر امیر گندمکار، دکتر علیرضا عباسی، دکتر مرتضی خداقلی،
دوره 25، شماره 79 - ( 10-1404 )
چکیده

رخداد بارش سیل‌آسای فروردین 1398 در استان لرستان نمونه‌ای بارز از بارش‌های حدی بود که خسارات بسیار سنگینی به زیرساخت‌های کشاورزی، شهری، حمل‌ونقل و ارتباطات برجای گذاشت. هدف این پژوهش بررسی و آشکارسازی ارتباط بین ساختار فیزیکی ابرهای مولد دو موج بارش سنگین فروردین 1398 در حوضه آبریز دورود بروجرد است. در این راستا ویژگی‌های آماری دو موج بارشی 25 مارس و 1 آوریل 2019 مورد تحلیل قرار گرفت. ویژگی‌های ابرناکی ابرهای مولد این دو موج بارش سنگین، با استفاده از محصول ابرسنجنده مادیس یعنی محصول MOD06، بررسی شد. 4 فاکتور میکروفیزیکی ابرهای مولد این دو موج بارش سنگین در سطح حوضه دورود-بروجرد، شامل دمای قله ابر (CTT)، فشار قله ابر (CTP) ضخامت اپتیکال ابر (COT) و نسبت ابرناکی (CF)، موردبررسی قرار گرفت، تحلیل آماری این دو موج بارش سنگین نشان داد که در موج اول بارش سنگین یعنی موج 25 مارس 2019، (5 فروردین 1398) 15 درصد از کل بارش سالانه منطقه و در موج دوم یعنی موج 1 آوریل 2019 (12 فروردین 1398) 20 درصد از کل مجموع بارش متوسط سالانه منطقه، در این دو روز ثبت شد. نتایج حاصل از تحلیل ماتریس همبستگی بین پیکسل‌های بارشی پوشش‌دهنده دشت دورود-بروجرد و مقادیر فاکتورهای میکروفیزکی ابرهای مولد این بارش‌ها بیانگر آن بود که فشار قله ابر در رخداد بارش 25 مارس همبستگی معکوسی برابر 0.62- و در رخداد بارش 1 آپریل، همبستگی برابر 0.73- نشان داده است. در مورد فاکتور دمای قله ابر نیز مقادیر همبستگی در رخداد بارش 25 مارس برابر 0.57- و در رخداد بارشی 1 آوریل برابر 0.53- بوده است، اما درصد ابرناکی آسمان، در رخداد بارش 25 مارس، میزان همبستگی برابر 0.75 و در رخداد بارش 1 آوریل میزان همبستگی برابر 0.79 بوده است. ضخامت اپتیکال ابرناکی در رخداد بارش 25 مارس همبستگی برابر 0.45 و در رخداد بارش 1 آوریل برابر 0.670 با مقادیر بارش نشان داد. نتیجه این تحقیق بیانگر آن بود که در این دو رخداد بارش سنگین یک ارتباط معنی‌دار و قوی بین ساختار میکروفیزیکی ابر و مقادیر بارش ثبت شده در سطح منطقه برقرار بوده است.

خانم زهرا عسگری گندمانی، آقای حمید رودباری، آقای یعقوب محمدی،
دوره 25، شماره 79 - ( 10-1404 )
چکیده

بسیاری از مصرف‌کنندگان ورزشی نگران مسائل زیست‌محیطی هستند و به خرید محصولات سبز ابراز علاقه کرده‌اند. با این حال، فروش واقعی محصولات سبز هنوز به اندازه مورد انتظار نیست. به همین منظور هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر عوامل محیطی (نگرش، نگرانی‌ و احساس مسئولیت زیست‌محیطی) بر قصد خرید مصرف‌کنندگان ورزشی سازگار با محیط‌زیست است. مطالعه پیمایشی حاضر با استفاده از پرسشنامه الکترونیکی هفت ارزشی لیکرت با 27 سؤال به جمع‌آوری اطلاعات از 384 دانشجوی شهر تهران پرداخت. نمونه‌ها با استفاده از روش نمونه‌گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. در مجموع 390 پرسشنامه بازگردانده شد که از این بین 384 عدد از آن‌ها مورد تأیید بود. برای تجزیه‌وتحلیل داده‌ها از نرم‌افزار PLS برای قابلیت اطمینان و روایی مدل و آزمایش فرضیه‌های مدل ساختاری استفاده شد. نتایج نشان داد که نگرش زیست‌محیطی محرک مهم رفتار خرید سبز مصرف‌کنندگان است. همچنین ارتباط آماری معنی‌داری بین مسئولیت‌پذیری زیست‌محیطی و رفتار خرید سبز به دست آمد؛ اما ارتباط آماری معنی‌داری بین نگرانی‌های زیست‌محیطی و رفتار خرید سبز به دست نیامد. به‌علاوه رابطه بین ارزش‌های سبز فردی با نگرش زیست‌محیطی، نگرانی‌های زیست‌محیطی، مسئولیت‌پذیری زیست‌محیطی و رفتار خرید سبز از نظر آماری ناچیز بود. به همین منظور شرکت‌ها می‌توانند از طریق استراتژی‌های مناسب در برندینگ محصولاتشان تصویر مناسبی از مسئولیت‌پذیری زیست‌محیطی برای محصولاتشان را در ذهن مشتریان ایجاد کنند که باعث می‌شود از حمایت مشتریانی که تمایل به خرید محصولات دوستدار محیط‌زیست دارند، بهره ببرند.

دکتز سعیده فخاری،
دوره 25، شماره 79 - ( 10-1404 )
چکیده

بررسی آگاهی جامعه محلی نسبت به توسعه اکوتوریسم برای برنامه‌ریزی آینده بسیار مهم و ضروری است. اکوتوریسم در هر منطقه‌ای بر الگوی زندگی افراد بومی و شرایط اقتصادی - فرهنگی آن‌ها تأثیر می‌گذارد. در مقابل، اکوتوریست‌ها نیز تحت تأثیر فرهنگ جامعه میزبان و ارزش‌های موجود در آن قرار می‌گیرند. از این رو، این مطالعه به بررسی آگاهی جامعه محلی نسبت به حمایت از توسعه اکوتوریسم در شهر دماوند می‌پردازد. به دلیل حفظ تنوع زیستی منحصربه‌فرد، شرایط اقلیمی و بازدید فراوان گردشگران و اکوتوریست‌ها از این منطقه، جامعه محلی نیازمند آگاهی از اکوتوریسم می‌باشد که ضرورت انجام این پژوهش را موجب گشته است. جامعه هدف این مطالعه جامعه محلی ساکنان شهر دماوند است. براین اساس، داده‌ها از طریق یک پرسشنامه محقق ساخته گردآوری شد که برای تعیین روایی آن علاوه بر نظرخواهی از متخصصان (روایی صوری)، از روایی همگرا استفاده شد. به منظور محاسبه پایایی آن از روش آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی بهره گرفته شد. یافته‌های حاصل آمار استنباطی که با استفاده از تحلیل عاملی تأییدی (نرم‌افزار Smart PLS ) انجام پذیرفت، نشان داد که چهار مؤلفه پژوهش (آگاهی جامعه محلی، فقر اقتصادی، فقر فرهنگی و توسعه اکوتوریسم) دارای همگنی و پایایی مورد تأیید است و آگاهی جامعه محلی بر توسعه اکوتوریسم با نقش میانجی فقر فرهنگی با مقدار آماره آزمون 4.195 و فقر اقتصادی با مقدار آماره آزمون 5.397 رابطه معنی‌داری دارد. نتایج نشان داد، آگاهی جامعه محلی بر توسعه اکوتوریسم با مقدار آماره آزمون 2.032 نشان‌دهنده‌ی پایین بودن سطح آگاهی جامعه محلی نسبت به توسعه اکوتوریسم است.

حدیثه قیصری، آتوسا مدیری، حسین کلانتری،
دوره 25، شماره 79 - ( 10-1404 )
چکیده

بازآفرینی شهری همواره دارای چالش‌های اساسی در سطح کشور و بخصوص در تهران بزرگ بوده است. یکی از مهم‌ترین مسائل وجود ذینفعان متعدد و بروز تعارضات مختلف در این امر می‌باشد؛ بنابراین ضروری است ذینفعان و تعارضات به وجود آمده بررسی و شناسایی گردد تا در نهایت منافع همه گروه‌های درگیر بخصوص شهروندان در امر بازآفرینی تأمین گردد. تعارضات ذینفعان و عدم مدیریت آن، یکی از مهم‌ترین موانع موفقیت برنامه‌های بازآفرینی شهری در ایران است. از این رو، پژوهش حاضر در صدد است تا با مطالعه موردی پروژه بازآفرینی خیابان سی تیر و شارباغ در شهر تهران، بخشی از چالش‌های برنامه‌های بازآفرینی شهری را از منظر تعارضات ذینفعان آسیب‌شناسی کند. مطالعه حاضر بر اساس یک روش کمی- کیفی مبتنی بر مصاحبه با 15 نفر از خبرگان مرتبط با پروژه‌های منتخب و تکمیل پرسشنامه توسط این خبرگان انجام شده است. مراحل تحلیلی شامل چهار مرحله «شناسایی ذینفعان هر پروژه»، «طبقه‌بندی ذینفعان برحسب میزان قدرت و منفعت آن‌ها»، «شناسایی تعارضات هر پروژه» و «تحلیل نحوه تعامل ذینفعان با یکدیگر در مواجهه با تعارضات» می‌باشد. در این راستا، از روش‌هایی نظیر آزمون تی تک نمونه، ماتریس قدرت- منفعت و تحلیل شبکه‌های اجتماعی استفاده گردید.نتایج نشان داد که بیشتر تعارضات پروژه‌های بازآفرینی شهری، از نوع تعارضات منافع و تعارضات رفتاری بودند و تعداد اندکی تعارض هنجاری و تعارض شناختی نیز قابل شناسایی بود. در وهله اول، تعارضات نهادی و سازمانی و سپس تعارضات بین گروهی، از مهم‌ترین موانع همکاری و تعامل ذینفعان در قبال یکدیگر بود. به این معنی که نهادها، تنها مایل به همکاری با نهادهای موازی یا نهادهای زیرمجموعه خود بودند؛ بنابراین ذینفعان، اغلب از الگوی اجتناب یا رها کردن تعارض برای مواجهه با تعارضات در قبال یکدیگر استفاده می‌کردند. عدم موفقیت برنامه‌های بازآفرینی شهری ایران در حل‌وفصل تعارضات ذینفعان، ریشه در ضعف‌های ساختاری عدیده‌ای دارد که به رویه و شیوه‌های تهیه و اجرای این برنامه‌ها مربوط می‌شود. لذا بایستی سازوکاری در فرایند تهیه برنامه‌های بازآفرینی شهری فراهم شود که در گام نخست به ماهیت پویا، چندبعدی و پیچیده تعارضات در مراحل پیش از اجرا، حین اجرا و پس از اجرای پروژه توجه شود و سپس تعارضات ذینفعان را در همان مراحل اولیه، شناسایی و کنترل نماید.
 

کیومرث خداپناه، ارسطو یاری،
دوره 25، شماره 79 - ( 10-1404 )
چکیده

مدیریت منابع آب در جریان تحول در شرایط و دامنه عمل خود با محدودیتها و ابعاد متعددی روبرو است. بر این اساس شناسایی عوامل مؤثر بر مدیریت پایدار منابع آب، به‌عنوان اقدامی مهم جهت بهره‌برداری مطلوب از آن محسوب می‌گردد؛ بنابراین در پژوهش حاضر، اقدام به بررسی عوامل مؤثر بر مدیریت پایدار منابع آب بر اساس دیدگاه کشاورزان در روستاهای بخش مرکزی شهرستان اردبیل (شریف بیگلو، حکیم قشلاقی، شام اسبی، وکیل‌آباد، امیدچه، پیرقوام، اقبلاغ رستم خانی، قره لر و گیلانده) گردید. این پژوهش بر اساس ماهیت، توصیفی تحلیلی از لحاظ هدف، کاربردی است و رویکرد حاکم بر آن از نوع کمی می‌باشد. جامعه آماری را سرپرستان خانوار بهره‌بردار اراضی کشاورزی بخش مرکزی شهرستان اردبیل تشکیل می‌دهد. به منظور بررسی موضوع از هفت بعد در قالب 72 مؤلفه استفاده گردید. حجم نمونه 349 نفر محاسبه شد. پراکندگی تعداد نمونه در روستاها، به روش تصادفی و متناسب با تعداد سرپرست خانوار کشاورز در هر روستا بود. جهت تحلیل موضوع از مدل‌سازی معادلات ساختاری (Smart PLS) بهره گرفته شد. بررسی یافته‌ها نشان می‌دهد ارزیابی اولیه مدل اندازه‌گیری، گویای مناسب بودن مدل است. یافته‌ها نشان داد 68 مؤلفه دارای میزان اثرگذاری بالاتر از 0.5 بودند. نتایج مدل ساختاری بیانگر وجود رابطه ساختاری معنادار میان مدیریت پایداری و اثرات اقتصادی، اجتماعی، بهره‌وری، فنی، آموزشی و نهادی است. بعد ضریب تعیین اسکوئر نشان داد، این ضریب، برای تمام بعد‌های پژوهش، بالاتر از مقدار قوی یعنی 0.26 برآورد گردید. بعد ضریب تعیین برای بعد اقتصادی با 0.299 کمتر از سایر بعد‌ها و برای بعد بهره‌وری با 0.511 بیشتر سایر بعد‌ها برآورد گردید. نتایج بیانگر این است بازبینی و تجدیدنظر در دیدگاه‌های مدیریتی منابع آب کشاورزی و حرکت به سمت دیدگاه فرابخشی و مشارکتی مبتنی بر مدیریت بهینه که همراه با حفظ بعدهای اقتصادی، اجتماعی و فنی، آموزشی و ... باشد، نقش اساسی در تأمین مدیریت پایدار منابع آب ایفا می‌نماید.

سمیه جهان تیغ مند، مصطفی هداوندمیرزایی،
دوره 26، شماره 81 - ( 4-1405 )
چکیده

توسعه گردشگری طبیعت­ گرایانه وابسته به معرفی و توجه به جذابیت جاذبه­ های گردشگری طبیعی است. در واقع، شناسایی عوامل موثر بر افزایش جذابیت مکان­های اکوتوریستی و ژئوتوریسی از جمله مهم­ترین موضوعات در توسعه گردشگری و طبیعت­گردی یک منطقه است. با توجه به این موضوع، هدف پزوهش حاضر نیز بررسی عوامل موثر بر افزایش جذابیت مکان­های توریستی و ژئوتوریسی در منطقه مورد مطالعه می­باشد. تحقیق حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش انجام آن توصیفی- تحلیلی است. ابزار گردآوری داده­ها و اطلاعات پرسش­نامه و مشاهده می­باشد. جامعه آماری پژوهش، کارشناسان و متخصصان حوزه گردشگری شهرستان خرم­آباد در استان لرستان می­باشد. در این پژوهش 50 کارشناس و متخصص مرتبط با گردشگری طبیعی به عنوان نمونه انتخاب گردید. نتایج  پژوهش گویای آن است که به ترتیب چهار عامل محصولات گردشگری اکوتوریستی و ژئوتوریستی، حفاظت دارایی­های طبیعی، حفط و توسعه زیرساخت­های گردشگری و ایجاد فرصت­هایی رونق گردشگری طبیعت محور مهم­ترین عوامل افزایش جذابیت مکان­های توریستی و ژئوتوریسی می­باشند. همچنین نتایج نشان داد که تقویت زیرساخت­های گردشگری منطقه، سرمایه­گذاری بخش خصوصی در گردشگری و شناخت ظرفیت­های گردشگری طبیعی و جاذبه­های گردشگری وبرنامه­ریزی برای توسعه آن مهم­ترین راهبردهای توسعه گردشگری طبیعی در شهرستان خرم­آباد می­باشند.

خانم آرزو مومنیان، دکتر مرتضی میرغلامی، دکتر آزیتا بلالی اسکویی، دکتر آیدا ملکی،
دوره 26، شماره 81 - ( 4-1405 )
چکیده

با توجه به این موضوع که بیش از یک سوم مصارف انرژی مرتبط با مناطق مسکونی می باشد، برنامه ریزی و طراحی مناسب محلات با توجه به شرایط اقلیمی هر منطقه می تواند گامی مؤثر در جهت کاهش مصرف انرژی باشد، پژوهش حاضر به تدوین راهبردهای موثر در راستای بهینه سازی مصرف انرژی در بلوک های مسکونی محله رشدیه تبریز می پردازد. بررسی و شناخت وضعیت مصرف انرژی در محله رشدیه تبریز ، قابلیت‌ها و تنگناهای آن در برنامه ریزی از اهمیت بسزایی برخوردار است که در صورت عدم توجه به آن‌ها و نداشتن برنامه‌های راهبردی کارآمد، منجر به افزایش ناپایداری اجتماعی، اقتصادی و زیست‌محیطی خواهد شد. روش تحقیق با توجه به ماهیت آن توصیفی-تحلیلی و از نظر هدف کاربردی می‌باشد. در ارتباط با اهداف مورد نظر پژوهش می­باشد، جامعه آماری پژوهش اساتید وکارشناسان و نخبگان شهرسازی می باشند که برای بررسی شاخص ها و راهبردها استفاده گردیده است. روش انتخاب افراد به صورت هدفمند و گلوله برفی بوده است. در نهایت نتایج نشان داد که تدوین سیاست‌ها ، اقدامات کاربردی برای ارتقاء طراحی معابر اصلی و دسترسی های محلی در جهت تهویه هوای محله  به عنوان مهمترین راهبرد بایستی مورد تأکید قرار گیرد.راهبرد تدوین سیاستهای طراحی محله و بلوک های مسکونی  با اهداف استفاده از انرژی خورشید در جهت کاهش مصرف انرژی ،تدوین سیاستهای طراحی محله و بلوک های مسکونی  با اهداف استفاده از انرژی باد در جهت کاهش مصرف انرژی  به ترتیب در رتبه‌های دوم و سوم این اولویت بندی قرار گرفته اند.
 
خانم زهرا قربانعلی مزرجی، آقا حمدالله سجاسی قیداری، خانم خدیجه بوذرجمهری،
دوره 26، شماره 81 - ( 4-1405 )
چکیده

رویدادهای مذهبی در یک مقصد، نشان از اعتقادات و مقدس بودن آن مکان از سوی انسان است. آئین­ها و جشن­ها می­توانند مزایای اقتصادی و اجتماعی برای مقصد داشته باشند. بنابراین با بررسی و تحلیل اثرات اقتصادی و اجتماعی رویدادها می­توان به برگزاری بهتر و متنوع­تر رویداد و گردشگری آیینی منطقه کمک کرد. لذا در تحقیق حاضر هدف اصلی ارزیابی تاثیر گردشگری رویداد های مذهبی بر ابعاد اجتماعی و اقتصادی روستاها می باشد. پژوهش حاضر از نظر روش­شناسی توصیفی- تحلیلی و از نظر هدف، کاربردی است. جامعه آماری مورد مطالعه شامل تعداد 323 سرپرست خانوار ساکن در 6 روستای انتخابی بودند که برگزارکننده رویداد مذهبی در شهرستان نیشابور و شهر جدید زبرخان می­باشد. برای تحلیل یافته­ها از نرم افزار  spss  استفاده شده است.  یافته­های پژوهش نشان می­دهد که بیشترین میانگین متعلق به بعد اجتماعی با میانگین 75/2 می­باشد. همچنین بررسی عوامل با استفاده از کای اسکوئر(x2)) و آمار استباطی، نرمال بودن، تی تک نمونه­ای، آنالیز واریانس، مدل تصمیم گیری چند معیاره مارکوس استفاده گردید. نتایج نشان داد که اثرات اجتماعی و اقتصادی گردشگری رویدادهای مذهبی در روستاهای مورد مطالعه در حد پایین است و مردم منطقه بیشتر عقیدتی و معنوی بودن رویداد را در نظرگرفتند و به ویژگی گردشگری آن توجهی نداشتند. بنابراین فراهم سازی زیرساخت­های لازم برای برگزاری هر چه بهتر رویدادهای مذهبی در مناطق روستایی می تواند در پایداری رویدادهای مذهبی و به تناسب آن اثرات مثبت اقتصادی و اجتماعی روستاها موثر باشد.

 
حسین عساکره، منصوره طاهری،
دوره 26، شماره 81 - ( 4-1405 )
چکیده

از ویژگی های دما در طبیعت، رخداد فرین های دمایی می باشد. در این پژوهش روند روز های گرم فراگیر در سواحل خلیج فارس بررسی شده است. در این راستا از دو پایگاه داده محیطی و جوی استفاده شد. داده های محیطی شامل میانگین بیشینه دمای روزانه 12 ایستگاه همدیدی سواحل خلیج فارس (استان های خوزستان، بوشهر و بندرعباس) از سال 1961 تا انتهای سال 2018 می باشد. در این پژوهش دمای فرین برای هر روز دمایی تعریف شده است که بالاتر از میانگین صدک 75ام مشاهدات در هر ایستگاه و در همان روز باشد. همچنین روز توأم با دمای فرین فراگیر به روزی اطلاق  شد که دمای فرین حداقل در 50 درصد ایستگاه ها رخ داده باشد. شمار روز های گرم فراگیر در محدوده مورد مطالعه 554 روز است که 291 روز آن در فصل گرم و 263 روز نیز در فصل سرد سال روی داده است. در ادامه با انجام تحلیل خوشه ای بر روی فشار تراز دریا در روز های گرم، این روزها به شش گروه طبقه‌بندی شدند. سپس برای هر گروه روند رخداد روزهای گرم مورد بررسی قرار گرفت، در حالت کلی می توان گفت شیب خط در تمامی گروه‌ها به استثنا گروه چهارم و ششم مثبت و در نتیجه روزهای گرم فراگیر در حال افزایش بوده اند.
دکتر کرامت اله زیاری، آقای امین محمودی آذر، آقای خلیل جنگجوی، لیلا اصلانی،
دوره 26، شماره 81 - ( 4-1405 )
چکیده

از مباحث مطرح در کشورهای در حال پیشرفت در جهان، مسئله کاهش زیان­های ناشی از مخاطرات طبیعی و انسان­ساخت است. نظریات و پارادایم­های مختلفی به‌مانند مدیریت بحران و تاب­آوری مطرح شده­اند تا میزان آسیب­پذیری مخاطرات را کاهش دهند. در بین آسیب­پذیری­های مطرح در بین سایرین آسیب­پذیری کالبدی است. حال مهم‌ترین سؤالی که در این تحقیق مطرح می­شود آن است که آیا باتوجه‌به مطالعات مختلفی که در زمینه آسیب­پذیری کالبدی شده است، جدای اقدامات عینی، رضایتمندی ساکنان نیز موردمطالعه قرار گرفته و آیا ارتباطی بین شاخص­های عینی و ذهنی در این زمینه وجود دارد؟ نمونه موردی موردمطالعه در این تحقیق منطقه 4 شهر ارومیه که بافتی مسئله­دار است، می­باشد. این پژوهش از نوع کاربردی بوده و روش آن توصیفی-تحلیلی می­باشد و به منظور بررسی این ارتباط عینی و ذهنی آسیب­پذیری کالبدی ابتدا با استفاده از تحلیل فضایی متغیرهای عینی بررسی شده و سپس با استفاده از پرسشنامه طیف لیکرتی متغیرهای ذهنی بررسی می­شوند و در نهایت با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون این ارتباط سنجیده می­شود.نتایج تحقیق حاکی ازآن است  که با توجه به ضریب همبستگی 623/0 بین متغیرهای ذهنی و عینی؛ ارتباط معناداری بین منظر عینی(واقعیت بر روی زمین) و منظر ذهنی(رضایتمندی ساکنین) در حوزه شاخص­های آسیب­پذیری کالبدی شهری وجود دارد.
 

صفحه 13 از 13    
...
13
بعدی
آخرین
 

کلیه حقوق این وبگاه متعلق به تحقیقات کاربردی علوم جغرافیایی است.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 CC BY-NC 4.0 | Journal of Applied Researches in Geographical Sciences

Designed & Developed by : Yektaweb

Creative Commons License
This work is licensed under a Creative Commons — Attribution-NonCommercial 4.0 International (CC BY-NC 4.0)