254 نتیجه برای Co
عبدالعلی ترابی، صدرالدین متولی، غلامرضا جانباز قبادی،
دوره 0، شماره 0 - ( 1-1386 )
چکیده
حوادث طبیعی که جزیی از فرآیند زندگی بشر به شمار می رود و هر روزه بر تعداد و تنوع آنها افزوده می شود، به عنوان چالشی اساسی در جهت نیل به توسعه پایدار جوامع انسانی مطرح می باشند. از این رو در حال حاضر دیدگاه غالب از تمرکز بر روی صرفاً کاهش آسیب پذیری به افزایش تاب آوری در مقابل سوانح تغییر پیدا کرده است. هدف از پژوهش حاضر تبیین مولفه های تاب آوری شهری در برابر مخاطرات طبیعی با تاکید بر سیلاب در بهشهر می باشد. روش تحقیق در این پژوهش توصیفی – تحلیلی بوده و برای جمع آوری اطلاعات علاوه بر اسناد و مطالعات کتابخانه ای، از ابزار پرسشنامه استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل دو گروه شهروندان ساکن در محلات پیرامون چهار رودخانه شهر بهشهر میباشد که بر اساس فرمول کوکران حجم نمونه 182 نفر تعیینشده و کارشناسان دستگاههای اجرایی بر اساس کوچک بودن جامعه 93 نفر تعیین شده است. پس از جمع آوری اطلاعات میدانی که با استفاده از ابزار پرسشنامه تکمیل شده، از نرمافزارهای SPSS، MINITAB و PLS و با بهره گیری از روش های تصمیم گیری چند معیاره (SAW) اقدام به بررسی وضعیت و تبیین مولفه های تاب آوری شهری در برابر مخاطرات طبیعی چون سیل شده و همچنین از نرمافزار GIS برای پهنهبندی مناطق بر اساس تاب آوری در برابر سیلاب استفاده گردید. نتایج نشان داده است که از میان ابعاد تاب آوری، بعد اقتصادی دارای بیشترین وزن و در رتبه اول قرار گرفته و بعد کالبدی، زیرساختی و محیطی دارای کمترین وزن و در رتبه آخر واقعشده است. محلات پیرامون رودخانه های شهر بهشهر براساس وضعیت تاب آوری در برابر سیلاب رتبهبندی شدهاند که نشان داده است محله شاهد در رتبه اول و محله برزو در رتبه آخر قرار گرفته است.
دکتر میترا صابری، دکتر امیر کرم، دکتر پرویز ضیاییان، دکتر علی احمدابادی،
دوره 0، شماره 0 - ( 1-1386 )
چکیده
بسیاری از لندفرم ها حالت فرکتال و خودهمانندی دارند. بین بعد فرکتال و خصوصیات فرم و فرآیند نیز روابط معنی داری وجود دارد. هدف پژوهش محاسبه بعد فرکتال لندفرم های نمونه ای کلان ایران و بررسی روابط همبستگی بین بعد فرکتال و برخی خصوصیات مورفومتریک آنهاست. با استفاده از مدل رقومی ارتفاعی ایران و در قالب اندازه های متفاوت پیکسل 30، 90 و 200 متر، منحنی میزان های توپوگرافی واحدهای لندفرمی متفاوت نمونه ای ایران شامل کوهستان، تپه ، فلات ، دشت دامنه ای ، واریزه کوهرفتی و مخروطه افکنه، ترسیم و ابعاد فرکتال آنها از طریق روش شمارش جعبه، محاسبه شد. خصوصیات مورفومتریک لندفرم ها مربوط به 4 معیار (ارتفاع، شیب، انحنای پروفیل و انحنای پلانی متریک) و شاخص های (بیشینه، میانگین، انحراف معیار) و بعد فرکتال آنها ازطریق نرم افزار ArcMap به صورت جداگانه برآورد شدند. نتایج نشان داد که بعد فرکتال در لندفرم ها، از 06/1 در مخروط افکنه ها تا 17/1 درکوهستان متفاوت است. به طور کلی بعد فرکتال از کوهستان به سمت دشت کمتر می شود و بین بعد فرکتال با فرم و فرآیند رابطه وجود دارد به طوریکه لندفرم های کوهستانی، مرتفع و شیب دار بعد فرکتال بزرگتری دارند و فرآیندهای شستشو، حرکت توده ای و فرسایش آبی در آنها بیشتر است، درحالیکه در لندفرم های پست و شیب کم با بعد فرکتال کوچکتر فرآیندهای نهشته گذاری غلبه بیشتری دارد. هرچه پیکسل های نقشه ای بزرگتر شوند، ضریب همبستگی بین شاخص ها و بعد فرکتال کمتر می شود. این پژوهش می تواند زمینه را برای تحقیقات بعدی هندسه فرکتالی در عرصه های جغرافیا، ژئومورفولوژی، زمین شناسی، محیط زیست و سایر علوم زمین مهیا و هموارتر سازد.
علی احمدی، مجید ولی شریعت پناهی، رضا برنا، رحمت الله فرهودی،
دوره 0، شماره 0 - ( 1-1386 )
چکیده
به دلیل پیچیدگی
های فراوان، برنامه
ریزی مسکن، خصوصا برای اقشار
آسیب
پذیر، در شهری با وسعت تهران، نیازمند وجود مدلی برای ساده
سازی فرآیند و سرعت بخشی محاسبات است که در حال حاضر وجود ندارد. پژوهش حاضر با هدف حل این مسئله، مدلی با این مراحل را پیشنهاد میدهد: 1)تبیین اهداف 2) برآورد نیاز مسکن جامعه هدف 3)شناسایی پهنه
های قابل توسعه 4) پیشنهاد الگوهای ساخت 5) پیشنهاد الگوهای پراکندگی 6) محاسبات و الگوهای مالی و 7) پیشنهاد الگوهای بهرهبرداری. اطلاعات موردنیاز برای اجرای مدل از دو پرسشنامه و داده
های مرکز آمار گردآوری شد. در این مدل از سه الگوی مسکن با مساحت
های حداقل، بهینه و میانگین و سه گونه ساخت مسکن موجود، 100 درصد زیربنا و آزادسازی فضای حیاط به عنوان فضای عمومی شهری استفاده
شد. پهنه
بندی پیشنهادی به دلیل تطابق با داده
های موجود، بر مناطق 22گانه شهرداری تهران منطبق
شد. قیمت فروش و محاسبات مالی بر
اساس نرخ بازده داخلی 20 درصد و سوبسیدهای قراردادی محاسبه و در نهایت 4 الگوی واگذاری رایگان، اجاره مادامالعمر، اجاره به شرط تملیک در پهنه
های برنامه پیشنهاد شد. نتایج نشان داده است که یکی از مشکلات موجود در این بخش نبود ساختار تصمیمسازی و ابزار
برنامه
ریزی مناسب است که میتوان ضمن بررسی دقیق و کامل وضعیت موجود،
راه
حلهای همهجانبه و کلنگرانه ارائه داد. لذا بر اساس مدل و با استفاده از شاخص
های مورد استفاده، مناطق 2، 6 و 13 کمترین و مناطق 19 و 22 بیشترین پتانسیل توسعه مسکن اقشار
کم
درآمد و
آسیب
پذیر را دارند و در نهایت، مدل بیشترین مساکن را در مناطق 22، 4، 19 و 11 پیشنهاد داد[D1] .
[D1]در چکیده، نتایج آورده شده
زینب محبی، فرزانه ساسان پور، علی شماعی، حبیب الله فصیحی،
دوره 0، شماره 0 - ( 1-1386 )
چکیده
امروزه جهانی شدن منجر به رقابت بین کشورها، مناطق و شهرها برای جذب سرمایهگذاران، مشتریان و گردشگران شده است. یکی از مهمترین استراتژیها برای رسیدن به چنین هدفی برندینگ شهری در جهت رقابتپذیری است. هدف این پژوهش شناخت و تحلیل وضعیت موجود شهر قم و همچنین مقایسه بین مناطق شهری آن در جهت توسعه برندینگ شهری است. پژوهش حاضر به لحاظ هدف کاربردی و به لحاظ ماهیت و روش تحقیق از نوع توصیفی-تحلیلی میباشد. دادههای مورد نیاز پژوهش به روش اسنادی و میدانی گردآوری شدند. در روش میدانی پرسشنامه خودساخته محقق استفاده شد. روایی صوری پرسشنامه توسط پانل کارشناس ها (30 نفر) مورد تایید قرار گرفت. پایایی پرسشنامه نیز با استفاده از فرمول آلفای کرونباخ در نرم افزار SPSS 19 برابر با 76/0 بدست آمد. جهت رتبهبندی مناطق از روش تاپسیس و برای تولید نقشهها از Arc GIS 11 استفاده شد. نتایج پژوهش حاکی از آن است شهر قم از نظر ابعاد (برندینگ شهری) مدیریتی، کالبدی و اجتماعی در وضعیت متوسط و از نظر اقتصادی در وضعیت نامناسب قرار دارد. با این حال، پایهگذاری توسعه برندینگ شهری در کلانشهر قم براساس شاخصهای اجتماعی امری ضرروی است
دکتر احمد رشیدی نژاد، دکتر مراد کاویانی راد، دکتر افشین متقی،
دوره 0، شماره 0 - ( 1-1386 )
چکیده
مجموعه امنیتی، گواه بر مجموعهی واحدی از کشورهاست که فرآیند «امنیتسازی» و «ناامنسازی» این گروه از کشورها در پیوند فزاینده با یکدیگر است. به عبارتی نگرانی اصلی امنیتی آنها به اندازهای درهمتنیده است که مشکلات امنیتی آنها نمیتواند جدای از هم، واکاوی و راهکاریابی شود. بر بنیاد چنین شناسهای «مجموعههای هیدورپلیتیک» شامل آن دسته از کشورها است که از نظر «جغرافیایی»، مالک و از نظر «فنی»، استفادهکننده بخشی از رودخانه مشترک هستند. کشورهایی که چه بسا مرز جغرافیایی مشترک هم ندارند، اما منابع آبی مشترک (رودها، دریاچهها و آبخوانها)، آنها را در قالب یک منطقه شناسانده، مسائل امنیتی و هیدروپلیتیک هر یک از اعضای آن مترادف با «امنیت ملی» و «امنیت هیدروپلیتیک» سایر کشورهای عضو است. روششناسی حاکم بر پژوهش حاضر که ماهیتی توصیفی- تحلیلی دارد، با مبنا قرار دادن حوضههای آبریز بینالنهرین و هیرمند، بر این فرض استوار است که؛ در یک مجموعه هیدروپلیتیک، همانگونه که تهدید امنیت آبی هر یک از کشورهای عضو، ممکن است به تهدید امنیت ملی دیگر اعضا بیانجامد، تهدید امنیت ملی هر یک از کشورهای مجموعه، ممکن است موجب تهدید امنیت آبی دیگر اعضا گردد. اطلاعات مورد نیاز این تحقیق با استفاده از منابع کتابخانهای (کتب، نشریات و اینترنت) گردآوری شده است. نتیجه پژوهش نشان داد که چگونه با بروز ناامنی در افغانستان (در دورههای زمانی مختلف)، امنیت هیدروپلیتیک در بخشهای از ایران به مخاطره افتاده است. در حوضه بینالنهرین نیز تغییرات آب و هوایی و نادیده گرفتن امنیت هیدروپلیتیک سوریه از سوی ترکیه (با بستن دریچه سدها) در بروز بحران داخلی سوریه نقشآفرین شده، با بازتاب بحران، امنیت سایر کشورهای حوضه از جمله ترکیه، عراق و ایران نیز مورد تهدید قرار گرفته است.
سارا کیانی، راضیه لک، بابک نجفی ها، علی احمد آبادی، زهرا هفتانی،
دوره 0، شماره 0 - ( 1-1386 )
چکیده
خلیج گرگان یک منظره زمین ریخت شناسی و محیط رسوبی ساحلی در جنوب خاوری دریای کاسپین محسوب می شود. هیدرودینامیک سواحل این منطقه تابع هیدرودینامیک عمومی دریای کاسپین می باشد. به واسطه توپوگرافی کم شیب این سواحل، کمترین تغییر در تراز آب دریا منجر به صدها متر جا به جایی در خط ساحلی این منطقه خواهد شد. تغییرات سطح آب دریای کاسپین یک مشکل زیست محیطی و مدیریت ساحلی است و امروزه روند رو به کاهش سطح آب دریای کاسپین در طی چند دهه اخیر باعث تاثییرات مخربی همچون خشکی زایی در سواحل خلیج گرگان شده است. به منظور برسی تاثیر تغییرات تراز دریای کاسپین بر سواحل جنوبی خلیج گرگان در بازه زمانی 66 ساله از گزارشات و مطالعات موجود استفاده و بررسی های میدانی صورت گرفته است و پایش خطوط ساحلی منطقه مورد مطالعه از طریق پردازش عکس هوایی سال 1955 و تصاویر ماهواره های لندست MSS،TM ، ETM و +ETM در سال های 1975-2021 در نرم افزار Arc GIS و ENVI انجام گرفته است.تغییرات ساحلی طی 4 دوره پردازش شد در این دوران تراز سطح آب دریای کاسپین بین 26.5- تا 28.7- در نوسان بوده است. بر اساس نتایج بدست آمده از تصاویر ماهواره ای و بازدید های میدانی خلیج گرگان1 مرحله افزایش سطح آب در بازه زمانی 1985-1995 به میزان 131 کیلومتر مربع و 3 مرحله کاهش سطح آب در سال های 1955، 1975-1985 و 1995-2021 به میزان 246 کیلومتر مربع را سپری کرده است.این افزایش و کاهش باعث مشکلات زیست محیطی عظیمی شده است به ویژه در در بازه زمانی 2015-2021 که خشکی زایی به وسعت 103 کیلومتر مربع موجب کاهش 172کیلومتر مربع از وسعت آبی خلیج گرگان و پدید آمدن گلزارها، باتلاق های شور، لجنزارها و نمکزار ها در قسمت باختری منطقه مورد مطالعه شده است.
دکتر افشین کرمی،
دوره 0، شماره 0 - ( 1-1386 )
چکیده
در نظامهای سیاسی متمرکز رابطه دولت ـ شهرداری یا دولت ـ حکومت محلی از یک قاعده سلسلهمراتبی پیروی میکند و استقلال شهرداریها تحتالشعاع وابستگی مالی آنها به دولت یا سازمانها دولتی قرار میگیرد. در اهواز کلانشهر مورد مطالعه این پژوهش، افزون بر این نوع وابستگی به دولت، نوع دیگری از وابستگی مالی مدیریت شهری را ممکن است تحتتأثیر قرار دهد. حضور پررنگ شرکتها و صنایعی که مقیاس فعالیت آنها منطقهای و فرامنطقهای است مانند: شرکت فولاد خوزستان، پتروشیمی، شرکت ملی نفت و سازمانهای وابسته به آن در شهر اهواز و منطقه خوزستان و تعامل آنها با مجموعه مدیریت شهری میتواند بر نحوه عملکرد شهرداری تأثیرگذار باشد. این پژوهش بهدنبال آن است تا اثرات اقتصاد سیاسی حضور شرکتها و سازمانهایی که مقیاس عملکرد آنها منطقهای و ملی است را در مدیریت سیاسی فضا و مدیریت شهری مورد مطالعه قرار دهد. بهعبارت دیگر بهدنبال پاسخ به این پرسش است که وابستگی مالی مجموعه مدیریت شهری به یک یا چند شرکت ملی و منطقهای تا چه حد میتواند در عملکرد مطلوب شهرداریها تأثیرگذار باشد؟ در این پژوهش از مدل شبکههای سیاستی بهعنوان مدل تحقیق استفاده شده است. ترسیم شبکه سیاستی با استفاده از نرمافزار Gephiصورت پذیرفته و سپس به تحلیل شبکه پرداخته شده است. یافتههای تحقیق نشان میدهد که اقتصاد سیاسی حضور این شرکتها را در دو بعد میتوان خلاصه کرد: الف) تأثیرات مثبت اقتصادی و ب) چالشهای مدیریت شهری.
دکتر عابد گل کرمی، دکتر محمد یوسفی شاتوری، دکتر افشین متقی،
دوره 0، شماره 0 - ( 1-1386 )
چکیده
دیپلماسی آب بهعنوان یکی از ابزارهای مؤثر در مدیریت منابع آبی مشترک، بهویژه در مناطق دارای رودخانههای مرزی، نقش برجستهای در کاهش تنشها و تقویت همکاریهای منطقهای ایفا میکند. این پژوهش با رویکردی کاربردی و روش توصیفی–تحلیلی، به تحلیل ژئوپلیتیکی دیپلماسی آب در رودخانههای مرزی ایران میپردازد. برای تبیین بهتر مسئله، از سه رویکرد نظری همگراکننده در روابط بینالملل شامل نهادگرایی نئولیبرال، لیبرالیسم و سازهانگاری استفاده شده است. بر این اساس، سؤال اصلی تحقیق آن است که رویکردهای نظری یادشده چگونه میتوانند به تحلیل مؤثر دیپلماسی آب در رودخانههای مرزی ایران کمک کنند؟ فرضیه پژوهش بر آن است که بهرهگیری تلفیقی از این رویکردها میتواند به درک دقیقتر از مناسبات ژئوپلیتیکی، کاهش تنشها و ارتقای سازوکارهای همکاری میان ایران و کشورهای همسایه در مدیریت منابع آبی مشترک منجر شود. یافتههای تحقیق که از تمرکز این رویکردها بر سه رودخانه هیرمند، هریرود و ارس بهدست آمدهاند، نشان میدهد که با وجود تفاوتهای نظری، هر سه رویکرد بر ظرفیتسازی نهادی، وابستگی متقابل اقتصادی، و شکلگیری هویتها و هنجارهای مشترک تأکید دارند؛ امری که میتواند بستر مناسبی برای تقویت دیپلماسی آب در سطح مرزهای ایران فراهم سازد. این مطالعه همچنین تأکید میکند که بهرهگیری از یک رویکرد تلفیقی میتواند به سیاستگذاران در تدوین راهبردهایی چندبعدی و جامع برای مدیریت پایدار منابع آبی مرزی کمک شایانی کند.
دکتر عطا غفاری گیلانده، خانم هما واعظی، آقای نوید غفاری چنذانق،
دوره 0، شماره 0 - ( 1-1386 )
چکیده
بافتهای جدید شهری در کشور ما، با وجود برنامهریزیهای قبلی، اغلب دچار بحرانهای کیفیتی هستند. در همین راستا، پژوهش حاضر به ارزیابی کیفیت فضاهای شهری در بافت جدید شهر ادبیل با تأکید بر مؤلفههای روانشناسی محیطی میپردازد. در این پژوهش، با مطالعه ادبیات نظری، مؤلفههای روانشناسی محیطی مؤثر بر کیفیت فضاهای شهری که شامل 20 مؤلفه در 3 بعد است شناسایی گردیده و سپس از طریق پرسشنامه مورد ارزیابی نمونه آماری قرار گرفته است. جامعه آماری پژوهش شامل ساکنان شهرک سبلان (فاز یک و فاز دو)، شهرک سینا، شهرک زرناس و شهرک رضوان به تعداد حدود 198647 نفر میباشد.تعداد نمونه با استفاده از فرمول کوکران384 نفر تعیین شده است. روایی سؤالات به تأیید سه نفر مدرس دانشگاه و متخصص در این حوزه رسیده و ضریب آلفای کرونباخ برابر 845/0 بر پایایی پرسشنامه دلالت نمود. برای تجزیه و تحلیل محاسبات آماری به کمک نرمافزارهای SPSS و LISREL در قالب روش مدلسازی معادلات ساختاری و تحلیل عاملی تأییدی مرتبه دوم انجام شده است. نتایج حاصل از برازش مدل، میزان همبستگی بین متغیرهای پنهان با متغیرهای مشاهده شده و مقادیر محاسبه شده T برای تمامی بارهای عاملی مرتبه اول و مرتبه دوم، اعتبار بیرونی مدل تحقیق را نشان داد. براساس یافتهها، مؤلفه سلامت محیطی با بار عاملی 75/0 در معیار عوامل محتوایی، مؤلفه خوانایی فضایی با بار عاملی 80/0 در معیار عوامل کالبدی و مؤلفه دسترسی به خدمات تجاری روزمره با بار عاملی 58/0 در معیار عوامل عملکردی بیشترین تأثیر را در ارتقاء کیفیت فضای شهری بافت جدید اردبیل دارند. نتایج نشان داد که میانگین کیفیت مؤلفههای روانشناسی محیطی از نظر پاسخگویان نمایانگر میزان متوسط این مؤلفهها در محدوده مورد مطالعه است.
م.ف مژگان فرج زاده، ج.ت جمیله توکلی نیا، م.ک محسن کلانتری، م.ر محمد تقی رضویان،
دوره 0، شماره 0 - ( 1-1386 )
چکیده
تابآوری منطقهای یکی از مفاهیم برجستۀ رویکردِ اخیرِ تابآوری است که در مواجهه با بحرانهای مختلف طیبعی و انسانی مورد توجه پژوهشگران بوده است. افزایش بلایای سیل از مواردی است که پژوهشهای زیادی را به سمت تاب آوری منطقهای سوق داده است. با وجود پژوهشهای انجامشده، اما در شناسایی مؤلفههای تابآوری منطقهای پیوستگی و انسجام لازم وجود نداشته است. از سوی دیگر در دستهبندیهای مختلفِ ارائهشده، رتبهبندی و اولویت بین مؤلفههای تابآوری منطقهای به صورت کلی تعیین نشده است. پژوهش حاضر به منظور شناسایی مؤلفههای اصلی تابآوری منطقه ای در قالب یک مدل قابل استناد و همچنین تعیین اولویت بین این مؤلفهها، به مطالعه پژوهشهای مرتبط پیشین پرداخته است. بنابراین در پاسخ به دو سوال 1. مؤلفههای اصلی مرتبط با تابآوری منطقهای کدامند؟ و 2. کدام یک از مؤلفههای تابآوری منطقهای در مقابله با سیل مؤثرتر است؟ از روش تحلیل فراترکیب استفاده نموده است. بدین ترتیب در مرحلۀ نخست، مقالات مرتبط در فاصله زمانی 2015 تا 2023 انتخاب و اعتبارسنجی شد، سپس با استفاده از انواع کدگذاری، شاخصهای تابآوری منطقهای، شناسایی و دستهبندی گردید. این دستهبندی براساس سه اصل اشراف نظری پژوهشگران، نظر خبرگان و رویکرد همپوشانی انجام شده است. نتایج نشان داد، تعداد 6 مؤلفۀ اقتصادی، اجتماعی، منابع فرهنگی، جغرافیا، زیرساخت کالبدی و تابآوری به عنوان مؤلفۀهای اصلی تابآوری منطقهای در مواجهه با ریسک سیل شناسایی شدند. همچنین به منظور رتبهبندی و تعیین اولویتِ بین مؤلفههای شناسایی شده، از تحلیل دیمتل و تحلیل مکمل ساختاری تفسیری ISM، استفاده شده است. نتایج تحلیلها نشان داد، مؤلفۀ اقتصادی به عنوان یک متغیر مستقل با میزان نفوذ بالاتر، از تأثیرگذاری بیشتری بر سایر عناصر سیستم در مواجهه با سیل برخوردار بوده است. همچنین در تحلیل مؤلفههای میانجی(اتصالی) نیز مؤلفه تابآوری در رتبه نخست قرار داشته است. با توجه به اینکه دو مؤلفۀ اقتصادی و تابآوری به ترتیب به عنوان مؤلفههای مستقل و میانجی از میزان اثرگذاری بالاتری برخوردار بودهاند. بنابراین، برای تسریع برنامههای تابآوری منطقهای و در نتیجه، فراهم کردن ظرفیتهای بیشتر برای مقابله با ریسک سیل، تأکید بر تابآوری اقتصادی به عنوان اولویتِ نخستِ برنامههای تابآوری منطقهای ضروری است.
آقای مسعود صفری علی اکبری،
دوره 0، شماره 0 - ( 1-1386 )
چکیده
در شرایط کنونی هوش مصنوعی میتواند عملکرد مدیریت روستایی را از طریق بهینهسازی استفاده از منابع، پیشبینی تحولات محیطی، و تصمیمگیریهای هوشمندانه بهبود بخشد. هدف از پژوهش حاضر بررسی تاثیر هوش مصنوعی بر عملکرد مدیریت روستایی با نقش واسطه پویایی محیطی در مناطق روستایی شهرستان کرمانشاه میباشد. این تحقیق از نظر روش، توصیفی از نوع پیمایشی، از نظر هدف، کاربردی-عملی و از نظر ماهیت، همبستگی است. جامعه آماری شامل دهیاران و اعضای شوراها در سطح روستاهای شهرستان کرمانشاه به تعداد 1300 نفر میباشند. حجم نمونه با استفاده از جدول مورگان 297 نفر بوده و روش نمونهگیری به شیوه تصادفی ساده میباشد. ابزار پژوهش شامل پرسشنامههای استاندارد هوش مصنوعی از کارل آلبرخت(2003) با 21 گویه، برای سنجش پویایی محیطی از پرسش نامه ورا و کروسان(2009) با 5 گویه و برای سنجش عملکرد از پرسش نامه پاترسون(1970) با 15سوال بوده است. روایی به شیوه صوری، محتوایی و سازهای و پایایی بر اساس آلفای کرونباخ به میزان 861/0 مورد تایید واقع شد. دادههای گردآوری شده بر اساس تحلیل مسیر معادلات ساختاری در نرم افزار PLS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که هوش مصنوعی بر عملکرد مدیریت روستایی با ضریب تاثیر 889/0 ، هوش مصنوعی بر پویایی محیطی با ضریب تاثیر 876/0 و پویایی محیطی بر عملکرد مدیریت روستایی با ضریب تاثیر 273/0 تاثیر مثبت و معناداری داشته است. همچنین نتایج آزمون سوبل نشان داد که هوش مصنوعی بر عملکرد مدیریت روستایی با نقش واسطه پویایی محیطی با مقدار T 361/9 تاثیر داشته است. بنابراین هوش مصنوعی توانسته نقش بسیار مهمی در عملکرد مدیریت روستایی داشته باشد، بهویژه در بهینهسازی منابع، بهبود خدمات عمومی، مدیریت محیطزیست و افزایش بهرهوری کشاورزی دارد.
دکتر مرجان بدیعی ازنداهی، آقای احسان متقیان،
دوره 0، شماره 0 - ( 1-1386 )
چکیده
در چند دهه اخیر پیشرفت فناوری هوش مصنوعی، با ایجاد تحولات گسترده بهویژه در حوزه اقتصادی، سبب افزایش اهمیت ساخت این فناوری برای قدرتهای بزرگ شده است. منابع معدنی بهعنوان مواد اولیه در ساخت سختافزار مرتبط با هوش مصنوعی به کار برده میشوند؛ از این رو، دسترسی به این منابع برای کشورها و شرکتهای فعال در این حوزه حیاتی است. در رقابت ژئوپلیتیکی بر سر کسب منابع معدنی، چگونگی کنترل و دسترسی به این منابع میتواند بهعنوان اهرمی برای اعمال فشار و محدودیت در توسعه فناوریهای هوش مصنوعی مورداستفاده قرار گیرد. درنتیجه، کشورهای دارنده این منابع به دنبال ذخیرهسازی و استفاده از منابع سایر کشورها هستند تا علاوه بر افزایش نفوذ و کنترل خود، دسترسی آتی به این منابع را نیز برای خود تضمین کنند.
تحقیق حاضر از نوع کاربردی است و به شیوه توصیفی تحلیلی انجام شده است. سؤال اصلی این است که منابع معدنی چه نقشی در ساخت فناوری هوش مصنوعی دارند؛ و چگونه رقابت ژئوپلیتیکی قدرتهای بزرگ بر سر کسب این منابع صورت میگیرد. بر اساس یافته¬های تحقیق، منابع معدنی بهعنوان مواد اولیه حیاتی در ساخت تجهیزات و منبع تأمین سرمایه، در ساخت سختافزار فناوری هوش مصنوعی تأثیرگذار هستند. رقابت قدرتهای بزرگ بر سر کسب این منابع معدنی اغلب ازطریق ذخیرهسازی، قیمتگذاری و فراوری منابع صورت میگیرد. نتایج تحقیق نشان می¬دهد، دسترسی، کنترل و نظارت بر معادن معدنی مورداستفاده در ساخت سختافزار فناوری هوش مصنوعی به قدرتهای بزرگ امکان میدهد تا نهتنها بر روند توسعه و بهرهبرداری از این فناوری در سطح جهانی تأثیرگذار باشند؛ بلکه از ورود بازیگران همتراز در این عرصه جلوگیری نمایند و یا از نقشآفرینی آنها در این حوزه بکاهند. ایالات متحده و چین جایگاه برتر را در این رقابت دارا هستند. دیگر بازیگران به دلیل محدودیتهای منابع و اولویتهای سیاسی متفاوت، نتوانستهاند به سطح این دو قدرت دست یابند.
بهروز محمدرضاپور، حسن حیدری،
دوره 0، شماره 0 - ( 1-1386 )
چکیده
نوع مقاله:
مقاله پژوهشی
تاریخ دریافت:20/10/1400
تاریخ بازنگری: 25/11/1400
تاریخ پذیرش: 28/11/1400
تاریخ انتشار: 25/1/1401
کلیدواژهها:
ایران،
پایداری،
تاپسیس و آنتروپی شانون،
محیطزیست،
مطالعه تطبیقی. در دهههای اخیر، بحرانهای محیطزیستی به یکی از چالشهای اساسی کشورهای در حال توسعه تبدیل شده و ضرورت اتخاذ سیاستهای هماهنگ و منطقهگرا برای مقابله با این بحرانها بیش از پیش احساس میشود. ایران و کشورهای عضو اتحادیه عرب، بهدلیل اشتراکات جغرافیایی، اقلیمی و اقتصادی، ظرفیت بالایی برای همکاری محیطزیستی دارند. با این حال، تفاوت در سیاستگذاریها و عملکردهای محیطزیستی آنها نیازمند بررسی تطبیقی دقیق است. از این رو، هدف این پژوهش، تحلیل تطبیقی سیاستهای محیطزیستی ایران و هشت کشور منتخب اتحادیه عرب (مصر، الجزایر، عراق، یمن، مراکش، عربستان، امارات و کویت) با تأکید بر منطقهگرایی مسئولانه و تأثیر آن بر توسعه پایدار است. برای این منظور، دادههای رسمی سازمان ملل در دو مقطع زمانی 2020 و 2024 مبنای تحلیل قرار گرفته و 31 شاخص کلیدی در سه حوزه محیطزیستی، اجتماعی و اقتصادی استخراج شده است. روش پژوهش ترکیبی بوده و شامل تحلیل کمی (با استفاده از آنتروپی شانون برای وزندهی شاخصها و مدل تاپسیس برای رتبهبندی کشورها) و مطالعات کیفی کتابخانهای است. یافتهها در سه مرحله تنظیم شدهاند: نخست، ارزیابی سیاستهای محیطزیستی در سال 2020؛ دوم، بازنگری تحولات تا 2024؛ و سوم، تحلیل روند شاخصهای ایران و هشت کشور منتخب اتحادیه عرب صورت گرفته است. یافتهها نشان میدهد ایران بر اساس نتایج مدل تاپسیس، در سال 2020 با مقدار0.339=Ci رتبه پنجم و در سال 2024 با مقدار0.452= Ciرتبه دوم را در میان کشورهای مورد بررسی کسب کرده و با ارتقاء سهرتبهای، بیشترین جهش توسعهای را تجربه نموده است. این ارتقاء با افزایش وزن برخی شاخصهای اجتماعی (مانند آب آشامیدنی مدیریتشده)، اقتصادی (مانند GDP سرانه) و زیرساختی همراه بوده، هرچند چالشهایی نظیر افزایش انتشار گازهای گلخانهای و تهدیدات زیستی همچنان پابرجاست. نتایج پژوهش بر ضرورت تقویت سیاستهای محیطزیستی و طراحی سازوکارهای همکاری منطقهای برای تحقق توسعه پایدار تأکید دارد.
دکتر علی حقی زاده، آقای نورالدین مریدی، خانم لیلا قاسمی، خانم عاطفه بساک،
دوره 0، شماره 0 - ( 1-1386 )
چکیده
تبخیر بهعنوان یک عامل مهم در سیستم تراز آب در نظر گرفته میشود که باعث از دست دادن بخش عظیمی از آب دریاچهها میشود. با توسعه فناوریهای پیشرفته سنجشازدور و الگوریتمهای محاسباتی، برآورد تبخیر از سطوح آبی تحول چشمگیری یافته است. در پژوهش حاضر با استفاده از الگوریتم SEBAL در محیط گوگل ارث انجین به برآورد تبخیر دریاچه سد ایوشان پرداخته شد. با استفاده از تصاویر ماهوارهای لندست ۸ و پردازش ابری آنها در سامانه گوگل ارث انجین، محاسبات تبخیروتعرق بهصورت پیکسلی و با الگوریتم سبال (SEBAL) انجام شد. نتایج نشان داد که در هر سه تاریخ موردمطالعه (۲۰/۰۴/۱۴۰۳، ۱۴/۰۵/۱۴۰۳ و ۰۶/۰۶/۱۴۰۳)، میزان تبخیر در نزدیکی مرکز مخزن سد بیشتر از نواحی کناری است. همچنین نتایج این مطالعه نشان میدهد که پیادهسازی الگوریتم SEBAL در بستر گوگل ارث انجین با وجود چالشهایی مانند عدم دسترسی به دادههای تشت تبخیر و فاصله 11 کیلومتری ایستگاه هواشناسی از منطقه موردمطالعه، از دقت قابلقبولی برخوردار است که این موضوع با مقادیر RMSE برابر 2.4 و ضریب نش 0.83 تأیید میشود. بر اساس محاسبات انجامشده، میزان تبخیر در ماههای تیر، مرداد و شهریور به ترتیب 9.15، 7.12 و 9.34 میلیمتر برآورد شده که بیانگر اتلاف قابل توجه آب از مخزن سد میباشد. این یافتهها حاکی از کارایی مناسب الگوریتم مذکور در برآورد تبخیر حتی در شرایط محدودیت دادههای زمینی است. با توجه به اینکه بارشها در منطقه موردمطالعه بیشتر بهصورت رویدادی و کوتاهمدت اتفاق میافتند و بسیاری از روزهای سال خشک هستند، ذخیره آب برای دورههای خشک ضروری است.
خانم فاطمه شرفی، خانم دکتر فرزانه ساسان پور، بن جاریحانی،
دوره 0، شماره 0 - ( 1-1386 )
چکیده
تابآوری اکولوژیکی شهری در کلانشهر تهران به دلیل چالشهای اقلیمی و زیستمحیطی یکی از مهمترین محورهای سیاستگذاری شهری است. پژوهش حاضر با هدف تحلیل تابآوری اکولوژیکی تهران بر اساس خدمات اکوسیستمی تنظیمکننده و متغیرهای محیطی و انسانی انجام شد. برای این منظور، از مدل رگرسیون وزنی جغرافیایی چندمقیاسی(MGWR) و شاخصهای یازده گانه تابآوری شهری (CLI)استفاده گردید. نتایج نشان داد پوشش گیاهی NDVI) ) با ضریب مثبت و پراکندگی اندک، اثر یکنواخت و تعیینکنندهای بر CLI دارد و اهمیت سبزینگی در ارتقای تابآوری اکولوژی شهری را تأیید میکند. سرانه فضای سبز با ضریب مثبت اندک، تأثیر محدود اما معنیدار بر تابآوری داشت که بیانگر توزیع نامتوازن آن در سطح محلات است. متغیرهای ژئومورفولوژیک نظیر شیب زمین و نرخ فرونشست، اثر منفی پایدار بر CLI نشان دادند. زیرساختهای حملونقل، بهویژه فاصله از مترو و BRT، رابطه مثبت با CLI داشتند، هرچند این رابطه بازتاب تراکم جمعیتی و فعالیتهای اقتصادی در محورهای پرتردد است. در حوزه کیفیت هوا، CO اثر منفی قابلتوجه و NO₂ و SO₂ اثر مثبت اندکی بر CLI داشتند، در حالی که PM₁₀ تأثیر معناداری نشان نداد. نتایج همبستگی پیرسون حاکی از نبود همبستگی بالاتر از ۰٫۲۰ میان متغیرها و CLI بود که نشاندهنده نقش مکمل و چندعاملی شاخصهای زیستمحیطی و کالبدی در شکلگیری تابآوری شهری است. در مجموع، یافتهها بیانگر آن است که ارتقای تابآوری اکولوژیکی شهری تهران مستلزم رویکردی سیستمی و چندبعدی است. سیاستگذاری در این زمینه باید بر توسعه سبزینگی فراگیر، بازطراحی بافتهای فشرده، و توسعه حملونقل سبز و پایدار متمرکز باشد.
سبحان الله سبحانی، رضا شهبازنژاد، سید علی منوری،
دوره 0، شماره 0 - ( 1-1386 )
چکیده
افغانستان به دلیل موقعیت ژئوپلیتیکی خود همواره درمرکز رقابت قدرتهای جهانی قرار داشته است، پس ازخروج نیروهای آمریکایی در سال ۲۰۲۱، این کشور به عرصهای برای رقابت میان چین، روسیه، آمریکا، ایران، هند و پاکستان تبدیل شده است. این پژوهش با استفاده ازنظریه موازنه قوا ونظریه هارتلند مکیندر، نقش این رقابتها را درتحولات امنیتی، اقتصادی وسیاسی افغانستان مورد بررسی قرار میدهد، این تحقیق به دنبال پاسخ به این پرسش استکه چگونه رقابتهای ژئوپلیتیکی میان قدرتهای جهانی بر امنیت، سیاست و اقتصاد افغانستان پس ازخروج نیروهای آمریکایی در سال ۲۰۲۱ تأثیر گذاشته است؟ رقابتهای ژئوپلیتیکی میان قدرتهای جهانی (چین، روسیه، آمریکا، ایران، هند و پاکستان) موجب افزایش وابستگی اقتصادی افغانستان، تشدید رقابتهای نیابتی وپیچیدگی درسیاست داخلی این کشورشده ومانعی برای ایجاد ثبات پایدار در افغانستان پس از سال ۲۰۲۱ بوده است.
چین ازطریق سرمایهگذاریهای کلان والحاق افغانستان به طرح کمربند و راه(BRI) به دنبال تقویت نفوذ اقتصادی و تأمینمنافع استراتژیک خوداست، روسیه برجنبههای امنیتی ومهارتهدیدات تروریستی تأکید دارد ودرتعامل محتاطانهای با طالبان قرار دارد. درمقابلآمریکا سعی دارد ازطریق تحریمهای اقتصادی، فشارهای دیپلماتیک و همکاری با بازیگران منطقهای از قدرتگیری بیشتر طالبان و نفوذ چین و روسیه جلوگیری کند. ایران، هند و پاکستان نیز با اهداف متفاوتی درافغانستان فعالیت دارندکه باعث پیچیدگی بیشتر درتعاملات منطقهای شده است، نتایج این پژوهش نشان میدهدکه رقابت قدرتهای جهانی منجر به افزایش وابستگی اقتصادی افغانستان، تشدید رقابتهای نیابتی و ایجاد چالشهای جدید درسیاست داخلی طالبان شده است.
دکتر تقی طاوسی،
دوره 0، شماره 0 - ( 1-1386 )
چکیده
پژوهش حاضر با هدف بررسی کیفیت داخلی ساختمانهای شهری و میزان سازگاری آنها با اقلیم محلی زاهدان انجام شده است؛ در این راستا، خانههای سازمانی اساتید دانشگاه سیستان و بلوچستان به عنوان نمونه انتخاب گردید. تحلیل دادههای اقلیمی شامل دما، رطوبت نسبی، باد و تابش خورشیدی در بازه زمانی ۱۳۶۱ تا ۱403 و محاسبه زاویه، ارتفاع و شدت تابش خورشید با استفاده از توابع ریاضی، زمینهساز تدوین تقویم زیستاقلیمی ماهانه زاهدان بر اساس معیارهای کوران هوا، فعالیت بدنی و نوع پوشاک شد. نتایج نشان داد که با تنظیماتی مانند باز یا بسته بودن پنجرهها و انتخاب نوع پوشاک، میتوان در ماههای مختلف سال شرایط آسایش زیستی فضای داخلی را فراهم ساخت؛ بهویژه در ماههای سرد با بهرهگیری از تابش خورشید و پوشاک گرم، و در ماههای گرم با استفاده از کوران نسیم ملایم. توجه به طراحی داخلی مساکن متناسب با اقلیم نهتنها موجب ارتقاء آسایش و سلامت ساکنان میشود، بلکه از نظر اقتصادی و کاهش مصرف انرژی نیز حائز اهمیت است.
آقای نظام تنی، آقای کمال امیدوار،
دوره 0، شماره 0 - ( 1-1386 )
چکیده
الگوهای دورپیوند بر بسیاری از پارامتر های اقلیمی از جمله بارش، دما و به دنبال آن بر پوشش برف و نوسانات این عنصر حیاتی تاثیر گذار است. هدف از این پژوهش بررسی اثر 29 الگوی دورپیوندی منطقهای و فرامنطقهای بر تغییرات مکانی و زمانی پوشش برف حوزه آبریز رودخانه مارون است. این حوزه بهعنوان منبع حیاتی تأمین آب شرب، کشاورزی و زیستمحیطی جنوبغرب ایران، طی دهههای اخیر با نوسانات شدید هیدرولوژیکی از جمله خشکسالیها و سیلابها مواجه بوده است. ازاینرو شناخت عوامل اقلیمی مؤثر بر آن برای مدیریت منابع آب و پیشبینی نوسانات اقلیمی ضروری است. برای این منظور، دادههای روزانه پوشش برف حاصل از سنجنده MODIS ماهواره TERRA طی دوره ۲۰۰۱ تا ۲۰۲۲ از سامانه گوگل ارث انجین استخراج شد. شاخص نرمالشده تفاضلی پوشش برف (NDSI) با آستانه 4/0 برای تفکیک نواحی برفی بهکار رفت و دادهها در مقیاسهای ماهانه و دوره سرد تجمیع شدند. از طرفی،داده های ۲۹ شاخص دورپیوندی از جمله ENSO، NAO، PDO، TSA، TNA، EPO، SCA، AAO و SOLAR از پایگاه NOAA دریافت و روابط آنها با پوشش برف با استفاده از همبستگی پیرسون تحلیل گردید .نتایج نشان داد برخی از شاخصها از جمله TSA ،EPO، TNA، ESPI، RMM2، WARMPOOL، PBO و OSI بیشترین همبستگی منفی را با پوشش برف داشتند. همچنین شاخص PDO، PNA، MEIVE2و الگوهای NINO در مناطق مختلف در فاز گرم خود به صورت همزمان و تأخیری با افزایش وسعت پوشش برف والگوی SCA در دوره بهار سبب تقویت پوشش برف شد. بهطور کلی، تغییرات برف حوزه مارون تحتتأثیر ترکیب نوسانات اقیانوسی–جوی و تابش خورشیدی است؛ بهویژه در فصول سرد و گذار فصلی مشهود تر است. بنابراین تحلیل همزمان شاخصهای دورپیوندی و تابشی میتواند مبنایی برای پیشبینی تغییرات هیدرولوژیکی و مدیریت پایدار منابع آبی حوزه مورد نظر را فراهم آورد.
صادق صالحی، حدیث فعلی، احمد رضایی،
دوره 0، شماره 0 - ( 1-1386 )
چکیده
در سالهای اخیر، بحران آب در ایران از سطحی محیطزیستی فراتر رفته و به مسئلهای چندبعدی تبدیل شده است. شرق استان مازندران، با وجود برخورداری از منابع سطحی قابلتوجه، درگیر تضادهای محلی بر سر دسترسی و توزیع آب میان روستاهای بالادست و پاییندست است؛ تضادهایی که فراتر از کمبود منابع، بازتابی از بیعدالتی ادراکشده، ازبینرفتن اعتماد و تغییر در پیوندهای اجتماعی محسوب میشوند. پژوهش حاضر با هدف درک و تفسیر تجربه زیسته مردم از تضاد اجتماعی آب در این منطقه، با رویکرد پدیدارشناسی تفسیری انجام شدهاست. دادهها از طریق مصاحبههای عمیق نیمهساختیافته با 20 نفر(۱۵ نفر از ساکنان روستاهای درگیر در مناقشه آبی و 5 نفر ازخبرگان) گردآوری و به روش تحلیل تماتیک سه سطحی تحلیل شدهاند. برای تحلیل دادهها، روش تحلیل شبکۀ مضمونی به کار رفت و در فرایند شش مرحلهای تحلیل دادهها، یک شبکۀ تحلیل مضمونی استخراج شد. در این شبکۀ مضمونی،15تم بنیادین به3تم سازمان دهندۀ (الف) «بیعدالتی در جریان آب، بیاعتمادی در روابط»، (ب) «اضطراب محیطزیستی» و (ج) «گسست اجتماعی و فروپاشی همبستگی محلی» و یک تم فراگیر «تضاد اجتماعی آب» تقلیل یافت. این مضامین حاکی از آن است که تضاد بر سر آب، نه تنها منبعی برای نزاعهای مادی، بلکه محرکی برای دگرگونیهای عمیق در احساس تعلق، اخلاق همزیستی و اعتماد اجتماعی است. برایناساس، نتایج پژوهش بر ضرورت بازنگری در سیاستهای مدیریت منابع آب با تأکید بر عدالت ادراکشده، گفتوگوی میانروستایی و ملاحظه ابعاد اجتماعی و فرهنگی در طرحهای سازگاری با کمآبی تأکید دارد.
سجاد منفرد، دکتر طاهر پریزادی، دکتر حبیب اله فصیحی، دکتر علی شماعی،
دوره 0، شماره 0 - ( 1-1386 )
چکیده
فضا تولید اجتماعی است و دوگانگی فضای شهری بازتابدهنده دوگانگی اجتماع شهر در ابعاد مختلف است. در شهر تهران رشد نامتوازن و تمرکز توسعه و امکانات در بخشهایی از شهر، موجب شکلگیری الگوی نابرابر کیفیت زندگی و تبدیل آن به فضایی طبقاتی شده است. از اینرو هدف اصلی پژوهش حاضر، واکاوی نمودهای فضایی دوگانگی شهری در کلانشهر تهران و شناسایی الگوهای فضایی نابرابری در سطح مناطق شهر است. این تحقیق روشی توصیفی – تحلیلی داشته و محدوده جغرافیایی مورد مطالعه، مناطق 22گانه شهرداری تهران است. دادهها و اطلاعات مربوط به 45 شاخص مورد بررسی، از نتایج سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال 1395 و همچنین سالنامههای آماری سالهای 1398 تا 1401 شهرداری تهران بهدست آمده و از تکنیک تصمیمگیری چند معیاره CORASO و شاخص خودهمبستگی فضایی موران بهترتیب برای رتبهبندی برخورداری و بررسی روابط فضایی میان مناطق استفاده شده است.
یافتههای پژوهش نشان میدهد که ساختار فضایی شهر تهران با نوعی دوگانگی مواجه است که بهصورت شکاف میان مناطق شمالی و جنوبی شهر نمود یافته است. بر اساس نتایج حاصل از مدل CORASO، پهنه شمالی شهر تهران، از جمله مناطق 6، 1 و 3 با امتیازات25313/0، 17013/0 و 12703/0 دارای بالاترین سطوح برخورداری بوده و در مقابل، پهنه جنوبی، بهویژه مناطق 17 با امتیاز 25313/0- ، منطقه 10(23450/0-) و منطقه 18 (22924/0-) در زمره مناطق کمبرخوردار قرار دارند. همچنین مقدار شاخص موران برابر با 433510/0 میباشد که از یک سو بیانگر وجود همبستگی فضایی بین مناطق بوده و از سوی دیگر نشانگر داشتن الگوی خوشهای است. به این معنا که مناطق برخوردار تمایل دارند در مجاورت یکدیگر خوشههایی از توسعهیافتگی ایجاد کنند، در حالیکه مناطق کمبرخوردار نیز به صورت خوشههایی از محرومیت در نواحی جنوبی شهر پدیدار شدهاند. این وضعیت بازتابی از تمرکز تاریخی منابع، خدمات و سرمایهگذاریها در نواحی شمالی شهر و محرومیت نسبی مناطق جنوبی است.