۹۷ نتیجه برای ایران
دکتر محمود دهقان، دکتر عطاء الله عبدی، دکتر افشین متقی، دکتر میرهادی حسینی،
دوره ۰، شماره ۰ - ( ۱-۱۳۰۰ )
چکیده
در ادبیات ژئوپلیتیک، کشورهای کوچک و کم برخوردار که در مقایسه با قدرتهای درجهی اول و دوم از توان و وزن ژئوپلیتیکی کمتری برای تاثیرگذاری برخودار هستند، کارگزاران کوچک مقیاس به حساب میآیند. این کارگزاران، با وجود برخورداری از کدهای ژئپلیتیکی محلی، با توجه به مجموعهی وضعیتهای محیطی خود، گهگاه میتوانند بر روندها و تحولات ژئوپلیتیکی در مقیاس منطقهای و حتی جهانی تاثیر بگذارند. منطقهی قفقاز، از نظر تاریخی، میدانی برای ظهور و بروز خُرده خوانینی بود که مجموعهی کنشگریها و کارگزاری آنها، تحولات منطقهی قفقاز را تحت تاثیر قرار میداد و به دلیل نزدیکی حوزههای فرهنگی آن به ایران، در مقیاس ملی نیز بر مجموعه عملکردهای ژئوپلیتیکی ایران، موثر واقع شدهاند. پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی، نخست با بررسی نقش تاریخی کارگزاران محلی در مجموعه تحولات ژئوپلیتیکی قفقاز، به بررسی تاثیرگذاری بزرگ مقیاس آنها پرداخته و سپس، با بررسی کشورهای منتخب این منطقه در زمان فعلی، به چگونگی کنشگریهای آنان با توجه به وضعیت فعلی حاکم در نظام جهانی پرداخته است. نتایج، نشان میدهد که کشورهای منطقهی قفقاز همچنان با توجه به میراث تاریخی خود، به عنوان کارگزارانی کوچک مقیاس در میان بازیگرانی بزرگ مقیاس عمل می کنند.
دکتر میترا صابری، دکتر امیر کرم، دکتر پرویز ضیاییان، دکتر علی احمدابادی،
دوره ۰، شماره ۰ - ( ۱-۱۳۰۰ )
چکیده
بسیاری از لندفرم ها حالت فرکتال و خودهمانندی دارند. بین بعد فرکتال و خصوصیات فرم و فرآیند نیز روابط معنی داری وجود دارد. هدف پژوهش محاسبه بعد فرکتال لندفرم های نمونه ای کلان ایران و بررسی روابط همبستگی بین بعد فرکتال و برخی خصوصیات مورفومتریک آنهاست. با استفاده از مدل رقومی ارتفاعی ایران و در قالب اندازه های متفاوت پیکسل ۳۰، ۹۰ و ۲۰۰ متر، منحنی میزان های توپوگرافی واحدهای لندفرمی متفاوت نمونه ای ایران شامل کوهستان، تپه ، فلات ، دشت دامنه ای ، واریزه کوهرفتی و مخروطه افکنه، ترسیم و ابعاد فرکتال آنها از طریق روش شمارش جعبه، محاسبه شد. خصوصیات مورفومتریک لندفرم ها مربوط به ۴ معیار (ارتفاع، شیب، انحنای پروفیل و انحنای پلانی متریک) و شاخص های (بیشینه، میانگین، انحراف معیار) و بعد فرکتال آنها ازطریق نرم افزار ArcMap به صورت جداگانه برآورد شدند. نتایج نشان داد که بعد فرکتال در لندفرم ها، از ۰۶/۱ در مخروط افکنه ها تا ۱۷/۱ درکوهستان متفاوت است. به طور کلی بعد فرکتال از کوهستان به سمت دشت کمتر می شود و بین بعد فرکتال با فرم و فرآیند رابطه وجود دارد به طوریکه لندفرم های کوهستانی، مرتفع و شیب دار بعد فرکتال بزرگتری دارند و فرآیندهای شستشو، حرکت توده ای و فرسایش آبی در آنها بیشتر است، درحالیکه در لندفرم های پست و شیب کم با بعد فرکتال کوچکتر فرآیندهای نهشته گذاری غلبه بیشتری دارد. هرچه پیکسل های نقشه ای بزرگتر شوند، ضریب همبستگی بین شاخص ها و بعد فرکتال کمتر می شود. این پژوهش می تواند زمینه را برای تحقیقات بعدی هندسه فرکتالی در عرصه های جغرافیا، ژئومورفولوژی، زمین شناسی، محیط زیست و سایر علوم زمین مهیا و هموارتر سازد.
فردین کوشکی، حمیدرضا وارثی،
دوره ۰، شماره ۰ - ( ۱-۱۳۰۰ )
چکیده
از مسائل مهم حاکم بر مدیریت و برنامهریزی شهرهای ما، نگرش فرم محور است؛ یعنی می خواهند مسائل شهرها را عمدتاً از طریق تغییرات کالبدی حل کنند و در مطالعات خود بر ویژگی های فیزیکی تاکید دارند. در مقابل این نگرش، دیدگاه فرایند محور قرار دارد که سعی می کند فرایندها را بیشتر مورد تحلیل قرار دهد زیرا این فرایندها هستند که فرم ها را به وجود می آورند. هدف پژوهش این است که بر روی فرایندها و علل در محلات تاریخی شهر اصفهان تاکید شود و نگرش فرایند محور به عنوان حلقه مفقوده برنامهریزی شهرهای ما مورد توجه ویژه خواهد بود. پژوهش حاضر به روش ترکیبی انجام شده است تا از این طریق از مزایای هر دو روش کیفی و کمی بهره گیریم. در روش تحقیق کیفی، داده ها از روشهای مصاحبه، مشاهده و مطالعات کتابخانه ای جمعآوری شده است و در روش تحقیق کمی از آزمون تی تک نمونهای استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد فرایندهای جغرافیایی موثر در شکل گیری فرمها در محلات تاریخی شهر اصفهان عبارتند از: «وجود حیاط مرکزی در مساکن»، «امکان ارتباط با عناصر طبیعی مانند درخت، آب و نور طبیعی»، «امکان تماشای آیات الهی مانند آسمان، خورشید، ماه و ستارگان»، «اهمیت منابع آبی مانند زاینده رود، قنات و مادی ها در آفرینش فضاها»، «هماهنگی با اقلیم گرم و خشک»، «اهمیت باغ های خصوصی و خانگی» و «رعایت حریم عناصر طبیعی مانند حریم چاه، قنات، مادی و غیره». از میان فرایندهای مورد مطالعه نیز «اهمیت منابع آبی مانند زاینده رود، قنات و مادی ها در آفرینش فضاها» با میانگین ۴ بیشترین میانگین را به خود اختصاص داده و مهم ترین فرایند موثر در شکل گیری فرم ها در محلات تاریخی شهر اصفهان می باشد.
دانشجوی دکتری سلمان کاظمیان سورکی، فرشته نصرالهی، دکتر امین دیلمی معزی،
دوره ۰، شماره ۰ - ( ۱-۱۳۰۰ )
چکیده
اسلام سیاسی شیعی با محوریت ایران، پدیدهای پیچیده و پویا است که در دهههای اخیر شاهد تحولات و دگرگونیهای متعددی بوده است. درک روندهای آینده این جریان فکری و سیاسی، برای تحلیلگران، سیاستمداران و عموم مردم از اهمیت بالایی برخوردار است. در این مقاله، از رویکرد آینده پژوهانه برای بررسی روندهای اسلام سیاسی شیعی درجغرافیای سیاسی ایران بهره برداری شده است. این رویکرد آینده پژوهانه امکان میدهد تا فراتر از وضعیت فعلی نگاه کنیم و سناریوهای مختلفی را برای آینده ی سیاست و اجتماع در ایران ترسیم نماییم. روششناسی این پژوهش توصیفی - تحلیلی همراه با استفاده از منابع کتابخانه ای و اسنادی شامل تحلیل کیفی و کمی دادههای تاریخی، مصاحبه با کارشناسان و تحلیل محتوای رسانهها و متون مذهبی است. نتایج پژوهش نشان میدهد که اسلام سیاسی شیعی درجغرافیای ایران در حال گذار از یک دوره تحول است و عوامل متعددی در این تحول نقش دارند، از جمله: تغییرات جمعیتی، تحولات اجتماعی، اقتصادی و تحولات ژئوپلیتیکی؛ که تعدادی از سناریوهای احتمالی برای آینده اسلام سیاسی شیعی درجغرافیای سیاسی ایران در آن ارائه میشود. این سناریوها عبارت است از: سناریوی تداوم، سناریوی اصلاحات، سناریوی رادیکالیسم، سناریوی سکولاریسم. با توجه به سناریوهای بیان شده، تحلیل روندها و رویدادها احتمالی در سناریو و اتفاقات سیاسی و امنیتی با نگاه چالش ها و فرصت ها در منطقه خاورمیانه، جمهوری اسلامی ایران با توجه به سناریوی تداوم به همراه سناریو اصلاحات، ضمن پایبندی به ارزشها و نگاه ایدئولوژیک به دنبال تقویت جمهوریت (مردم سالاری دینی) با تأکید بر حفظ استقلال و هویت بومی اسلامی در منطقه و حضور پررنگ تر در منطقه خاورمیانه خواهد بود.
حسن کامران دستجردی، علی اکبر رضوی حسین آباد، کیومرث یزدانپناه درو،
دوره ۰، شماره ۰ - ( ۱-۱۳۰۰ )
چکیده
کشور ایران با بنیانهای ژئوپلیتیک که متاثر از جغرافیای آن است، در طول تاریخ همیشه مورد توجه کشورهای جهان و به ویژه قدرتهای جهانی بوده است. استفاده از این ظرفیت و شرایط در جهت رونق اقتصادی کشور بستگی به توانایی دولتمردان و نوع و ساختار نظامهای حکومتی در تدوین سیاست خارجی داشته است که چقدر توانستهاند در جهت دگرگونی فضای اجتماعی و شیوه معیشت اقتصادی مردم موثر باشند.از این رو این پزوهش با شیوه بنیادی و از نوع نظری به تحلیل تدوین و ارائه استراتژی ملی جمهوری اسلامی ایران بر اساس ویژگی های ژئوپلیتیکی آن پرداخته است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که روح حاکم بر آن با توجه با ساختاری در که بر آن مترتب است (دولتی بودن)، اقتصادی بدون توجه به زیرساختهای جغرافیایی و ژئوپلیتیکی است و این عرصه سیاست خارجی نه تنها نتوانسته موفقیت کسب نماید بلکه منفعل و درون نگر شده و از تاثیرگذاری و پویایی باز مانده است. در حالی که با نگاهی به پایه های ژئوپلیتیک و جغرافیای ایران در می یابیم که موقعیت ژئوپلیتیک آن اثرگذاری جهانی و در پایین تر از سطح منطقه ای نمیباشند.
جعفر جوان، مهدی سقایی،
دوره ۱، شماره ۱ - ( ۷-۱۳۸۱ )
چکیده
امروزه گردشگری به عنوان یک صنعت پویا، با ارزشها و دیدگاه های خاص خود، اهمیت بــسیاری در اقتصاد یافته است. این صنعت ضرایب بالایی را در، درآمدزایی، اشتغال زایی و انباشت سرمایه دارا میباشد که خود از کنش متقابل اجزای تشکیل دهنده آن ناشی میشود. بر این مبنا جاذبههای طبیعی در چارچوب عرضه محصول گردشگری، با توجه به رشد ۲۰ درصدی طبیعتگردی در دهههای آینده قرن حاضر از جایگاه خاصی برخوردار است. سرزمین ایران با داشتن توانهای مطلوب و زیاد طبیعی در زمینههای ژئومورفولوژیکی، ژئولوژیکی، هیدرولوژیکی، اقلیم و حیات گیاهی و جانوری، توانایی توسعه این صنعت جهت دستیابی به گردشگری پایدار را در صورت ترسیم راهبردهای آینده دارا میباشد. از این رو شناسایی گونههایی بر پایه توانهای محیطی در سطوح ملی و فراملی برای خلق راهبردهای گردشگری ضروری است؛ تا زمینههای کسب درآمد ارزی، اشتغال زایی و همچنین شادابی جمعیت جوان جامعه و پاسخگویی به تقاضای آنان را مهیا نماید. در این مقاله سعی شده تا به اختصار این مباحث مورد بررسی قرار گیرد.
محمدرضا حافظنیا، زهرا احمدی پور، مرجان بدیعی،
دوره ۱، شماره ۱ - ( ۷-۱۳۸۱ )
چکیده
چکیده قدرت ملی به عنوان مفهومی ژئوپلیتیکی صفت جمعی افراد یک ملت یا ویژگی کلی یک کشور را منعکس میکند که برآیند توانایی ها و مقدورات آن ملت یاکشور محسوب میشود. درباره منشاء و عوامل قدرت ملی صاحب نظران الگوهای مختلفی را پیشنهاد کردهاند که میتوان از ترکیب الگوهای مزبور همراه با تعدیلاتی به یک الگوی کلیتر دست یافت که عوامل تولید کننده قدرت ملی را شامل هشت دسته عوامل، سرزمینی ، اقتصادی، سیاسی، علمی– تکنولوژیکی، فرهنگی، اجتماعی، نظامی و فرامرزی میداند (حافظنیا، ۱۳۷۶: ۶۴-۶۰). در بین عوامل جغرافیایی تولید کننده قدرت برعواملی نظیر موقعیت جغرافیایی، فضای جغرافیایی، بنیادهای زیستی، منابع زیرزمینی (انرژی و کانی)، جمعیت و ملت تأکید میگردد. هدف از انجام این تحقیق کالبد شکافی عوامل بنیادین قدرت ملی ایران ازمنظر جغرافیا و بررسی وضعیت و چگونگی آن ها میباشد. لذا تحقیق به روش توصیفی- تحلیلی انجام پذیرفته است. عوامل جغرافیایی مورد نظر در این تحقیق را سه پارامتر عمده یعنی موقعیت جغرافیایی، ثروت های طبیعی و جمعیت ایران تشکیل میدهد. اطلاعات مورد نیاز تحقیق علاوه برمنابع کتابخانهای از منابع رسمی، اسنادی و گزارش های آماری سازمان های ذیربط تهیه شدهاند. این اطلاعات حول هریک ازمحورهای مزبور مورد بررسی، طبقه بندی و تبیین قرارگرفته و نهایتاً مورد تجزیه و تحلیل واقع شده اند و گزارش تحقیق در پنج جلد تدوین و به کار فرما تحویل گردیده است . نتایج تحقیق نشان میدهد که موقعیت ارتباطی ایران واجد پتانسیل های ترانزیتی خوبی است که در حد بسیار نازلی مورد بهره برداری قرار گرفته است و این موقعیت واجد این نتیجه ژئوپلیتیکی است که بر وا بستگی و پیوند دولتها به ایران و بسط هم گرایی های منطقهای تأثیر مثبت دارد. موقعیت ژئوپلیتیکی ایران در قرون گذشته تاکنون اسباب جذابیت برای قدرت های جهانی را فراهم کرده و علی رغم پتانسیل قدرت آفرینی، به دلیل ضعف نهاد دولت وحکومت در ایران، بصورت منبع تهدید علیه منافع و استقلال ایران عمل نموده است. موقعیت ژئواستراتژیک در چارچوب استراتژی های نظامی جهانی و منطقهای جلب توجه نموده و در شرایط ضعف دولت درایران برای آن خطرآفرین می باشد. ثروت های طبیعی ایران بالقوه منشاء قدرت هستند، لکن بنیادهای زیستی ایران دچار فرآیند تخریب و کاهندگی میباشند و تکیه دولت به منابع زیرزمینی (انرژی و کانی) خود نیز در اقتصاد جهانی سبب شده که ابزارهای کنترل فرآیندهای اقتصادی آن خارج از مرزهای کشور باشد. بنابراین ثروت های طبیعی اگر چه فینفسه منشاء قدرت هستند ولی شیوههای بهرهبرداری، فرآوری و کاربری آن تأثیر منفی برقدرت ملی ایران داشته است و نهاد حاکمیت را به مدیریت دریافت، توزیع و مصرف درآمدهای حاصل از منابع طبیعی تبدیل نموده است. در بعد جمعیت، کمیت ایرانیان از لحاظ نظامی و دفاعی منبع قدرت محسوب میشود ولی از لحاظ اقتصادی به دلیل ناتوانی مدیریت ملی از فرآوری وکاربری بهینه آن، نقش منفی را بازی نموده است. ساختار اجتماعی و فضایی ملت ایران نیز تکانف و همبستگی ملی را تأکید نموده و برقدرت ملی تأثیر مثبت دارد.
قاسم عزیزی،
دوره ۵، شماره ۶ - ( ۴-۱۳۸۵ )
چکیده
در این پژوهش منطقه شمال غرب ایران با استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) و با به کارگیری توان رقومی روش طبقه بندی اقلیمی لیتین اسکی پهنهبندی شده است. جهت رسیدنبه این هدف پهنههای هم ارزش شش عنصر مورد نیاز در روش لیتین اسکی به کمک نرم افزارهایArcinfo ، Arcview و SPSS تهیه گردیده است و سپس هر عنصر اقلیمی بر اساس طبقات تعریفشده در روش مورد استفاده پهنهبندی گردیده و نهایتاً نقشه نهایی که مرکب از خصوصیات ششگانه اقلیمی میباشد، بدست آمده است. در کل منطقه ۲۱ اقلیم متمایز حاصل شده که نشاندهنده توان روش طبقه بندی اقلیمی مورد استفاده و همین طور نرمافزارهای سیستم اطلاعات جغرافیایی جهت این کار میباشد. بیشترین فراوانی متعلق به پهنه معتدل نیمهخشک با درجهبری خفیف و تمرکز بارش زمستانی و دارای یک تا سه ماه خشک و وضعیت تابش نرمال میباشد. این پهنه ۲۶۷۸۵ کیلومتر مربع از مساحت منطقه را به خود اختصاص داده است که بیش از ۲۵ درصد مساحت کل منطقه است و بقیه مساحت متعلق به ۲۰ پهنه دیگر میشود.
سیدعطاءالله سینایی،
دوره ۵، شماره ۶ - ( ۴-۱۳۸۵ )
چکیده
اوضاع جغرافیایی و طبیعی، و مناطق مختلف در ایران ساختار نظام قومی و ایلیاتی، زمینه هایی را مهیا نمودند که ایلات و قبایل در بخش عمده ای از تاریخ ایران بر نظام سیاسی و حکومتداری کشور تسلط یابند. هجوم قبایل و صحرانشینان و سلطه طولانی مدت آنان و سپس مهاجرت ایلات و قبایل و تهدیداتی که از جانب ایشان متوجه جوامع یکجانشین شهری و روستایی بود؛ ضرورت های خود را در شکل الگوی سیاست و حکومتداری ایران نهادینه نمود. این مقاله به بررسی ساختارجامعه ایلیاتی و تاثیرگذاری آن بر الگوی سیاست و حکومتداری در ایران می پردازد.
سیمین تولایی،
دوره ۶، شماره ۸ - ( ۴-۱۳۸۶ )
چکیده
سرمایهگذاری در زیرساختهای صنعتی شدن و راهبردهای رشد و توسعه اقتصادی نواحی نقش مؤثری دارد. زیرساختهای عمومی در سرمایهگذاری در هزینههای بالاسری اقتصادی و اجتماعی متعین است. ایران به عنوان یکی از کشورهای در حال توسعه از روند توسعه صنعتی یکسانی در سطوح استانی برخوردار نمیباشد. عمدهترین دلیل این ناهمگونی را باید در عدمدسترسی به زیرساختهای صنعتی جستجو نمود. این مقاله سعی بر رتبهبندی استانهای کشور براساس متغیرهای گوناگون صنعتی و بررسی رابطه میان درجه صنعتیبودن استانها و میزان دسترسی آنها به زیرساختهای عمومی دارد. در این مقاله از روش های تاکسونومی، تکنیک خوشهای و روابط همبستگی جهت تجزیه و تحلیل یافته استفاده شده است. براساس یافتههای این تحقیق تهران به لحاظ شاخصهای گوناگون صنعتی در اولین خوشه قرار دارد. در مراتب بعدی استانهای اصفهان و خوزستان هریک به تفکیک جای دارند. استان های مرکزی، آذربایجان شرقی و خراسان چهارمین گروه را تشکیل میدهند. مابقی استانهای کشور در گروه آخر قرار دارند. تجزیه و تحلیل روابط همبستگی مؤید وجود رابطه مثبت و معنی داری میان ارزش و وزن صنعتی استانها و دسترسی آنها به زیرساختهای عمومی می باشد.
عیسی ابراهیم زاده،
دوره ۶، شماره ۸ - ( ۴-۱۳۸۶ )
چکیده
کارکرد توریسم بعنوان یک صنعت، در ایران به نیم قرن اخیر بر می گردد. در دورۀ معاصر، تحولات زیر ساختی منجر به تحولات اقتصادی- اجتماعی در جامعه ایرانی گردید، که صنعت توریسم نیز رنگ و بویی تازه به خود گرفت، لیکن هنوز حرکت آن بطیء و کند بود . پس از تحولات دهۀ ۱۳۴۰ رفته رفته بر دامنه کارکردهای توریسم نیز در ایران افزوده شد. وقوع جنگ اعراب و اسرائیل در سال ۱۹۷۳ و افزایش قیمت نفت که منجر به توسعه هر چه سریعتر شهر نشینی و شکل گیری لایه های میانی (بورژوا) در جامعه ایرانی گردید نیازهای جدید گردشگری و گذران اوقات فراغت خارج از منزل را در جامعه دامن زد. اوج گردشگری در ایران را در دهه های ۱۳۵۷-۱۳۴۰ شاهدیم اما پس از آن با وقوع انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ و متعاقب آن جنگ تحمیلی عراق علیه ایران تا پایان جنگ با دورۀ رکود وافول صنعت گردشگری در ایران مواجه ایم. لیکن با اجرای برنامه های اول، دوم و سوم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در ایران (۱۳۸۳-۱۳۶۸) مجدداً بسیاری از زیر ساختهای اقتصادی و فرهنگی بازسازی و بعضاً بیش از گذشته بسط و گسترش یافت و تا حدودی بر تحرک و پویایی صنعت گردشگری نیز در ایران افزوده شد؛ در برنامه چهارم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور به لحاظ اهداف و کارکردها بیش از گذشته به صنعت توریسم توجه شده و مقرر است که تا پایان برنامه (۱۳۸۸) جذب توریست خارجی به کشور به بیش از ۲۰ میلیون نفر برسد. این تحولات کارکردی و ساختاری نشان دهندۀ مرحله گذار شتابان در صنعت گردشگری ایران و جهش اساسی در آن می باشد.
بهلول علیجانی، زین العابدین جعفرپور، عباسعلی علی اکبری بیدختی، عباس مفیدی،
دوره ۷، شماره ۵ - ( ۱۰-۱۳۸۶ )
چکیده
به منظور درک سازوکار حاکم بر وقوع بارش های تابستانه جنوب شرق ایران روش سینوپتیکی- دینامیکی مبتنی بر تحلیل جریان اتخاذ گردید. بر این اساس، ابتدا داده های بارش روزانه تعداد ۱۵۲ ایستگاه هواشناسی برای یک دوره پایه ۳۴ ساله(۲۰۰۳-۱۹۷۰) موردپردازش قرار گرفت. در این رابطه منطقه بارشی شاخص در جنوب شرق ایران تعیین گردید و ضمن بررسی ویژگی های بارش تابستانه، بارش دهه اول جولای ۱۹۹۴ به عنوان بارش نمونه و فراگیر انتخاب شد. جهت تعیین ساختار گردش جو و شناسایی الگوی سینوپتیکی حاکم در دهه اول جولای۱۹۹۴، داده های ترازهای ۷۰۰ ، ۸۵۰، ۵۰۰ هکتوپاسکال و سطح زمین از نظر فشار و مؤلفه های مداری و نصف النهاری باد بصورت میانگین روزانه از مرکز ملی پیش بینی محیطی آمریکا (NCEP/NCAR) تهیه شدند. به علاوه، شاخص های ، OLR و مجموع بارش کل هند نیز مطالعه شده و مسیرهای سیکلونی ترسیم شدند. یافته ها نشان داد که منطقه اصلی بارش جنوب شرق کشور، یک محدوده مثلثی شکل در َ۳۰، ۵۸ طول شرقی و َ۳۰، ۲۸ درجه عرض شمالی در استان سیستان و بلوچستان است که تقریباً هرساله دارای بارش می باشد. همچنین نتایج تحقیق بیانگر آنست که وردش های ماهانه و سال به سال بارش تابستانه جنوب شرق ایران با تغییرات شدت موسمی تابستانه جنوب آسیا، بویژه با فراوانی وقوع کم فشارهای موسمی در منطقه دریای عرب ارتباطی بسیار نزدیک دارد. در دوره شدید موسمی سال ۱۹۹۴ ، تعداد کم فشارهای موسمی بطور محسوسی افزایش یافته، پرفشار جنب حاره قویتر و جریانات جنوب غربی دریای عرب و خلیج بنگال نیز به میزان قابل ملاحظه ای شدیدتر بوده است. آرایش الگوهای گردشی اتمسفر در دهه اول جولای ۱۹۹۴ در جنوب شرق ایران با رعایت تقدم زمانی به شرح زیر می باشد: استقرار پرفشار جنب حاره تراز فوقانی، نفوذ ناوه امواج غربی بر غرب ایران، گسترش شرق سو و در عین حال مداری پرفشار جنب حاره ایران در ترازهای میانی تروپوسفر و کشیده شدن زبانه ای از پرفشار تا شمال هند، تشکیل کم فشار موسمی در خلیج بنگال، جابجایی غرب سوی کم فشار موسمی و استقرار آن بر نیمه شمالی دریای عرب، تقویت گردش سیکلونی و افزایش تاوایی مثبت در منطقه دریای عرب، تقویت و گسترش مرکز کم فشار در مرکز تا غرب ایران، ورود سیکلونی با منشأ کم فشار موسمی دریای عرب به منطقه جنوب شرق ایران، صعود همرفتی و وقوع بارش.
پرویندخت اوحدی حائری،
دوره ۷، شماره ۵ - ( ۱۰-۱۳۸۶ )
چکیده
یکی از مسائل مطرح، در بررسی وضعیت فکری شیعیان، توجه به پراکندگی شیعیان درشهرهای مختلف وشناخت حوزههای علمی شیعه در دوران غیبت صغری است. گزارشهای منابع جغرافیایی و دیگر منابع حاکی از این است که شیعیان در نواحی مختلف سرزمینهای اسلامی میزیستند، بدیهی است پراکندگی شیعیان در شهرهاونواحی مختلف تأثیرچشمگیری درگسترش علوم وعقایدتشیع داشت و حوزههای علمی متعددی را پدید آورد، و منشأ تحولات چشمگیری در نظام علمی و اندیشههای شیعیان گردید. شکلگیری و تکوین اولیه این تحولات در عصر غیبت صغری صورت گرفت و دستاوردهای آن چند دهه بعد بروز یافت. معرفی ویژگیهای شهرهای شیعهنشین و تلاش علمای بزرگ شیعه در این شهرها به منظور گسترش علوم اسلامی این دوران، محور اصلی این مقاله می باشد دوره موردمطالعه از ۲۶۰ تا ۳۲۹ بوده است.
حسن کامران، بهادر غلامی، اسلام یاری، سید حسن حسینی امینی، حسین خالدی،
دوره ۱۰، شماره ۱۰ - ( ۳-۱۳۸۹ )
چکیده
مجموعه انسان هایی که ملتی را تشکیل داده و شکل یک کشور یا سازمان سیاسی پیدا کرده اند، دارای قدرتی می باشند که از برآیند قوای ترکیب شده آنها بدست می آید و می توان آن را قدرت ملی آن کشور یا ملت دانست. قدرت ملی دارای منشاء و مبادی گوناگونی است که دریک کارکرد جمعی به تولید قدرت ملی می پردازند. موضوع قدرت ملی از طرف جغرافیدانان، متخصصین ژئوپلیتیک و جغرافیای سیاسی، علوم سیاسی و روابط بین الملل، استراتژیست ها و سیاستمداران مورد توجه قرار گرفته و هر یک از آنها سعی نموده اند فهرست عوامل تاثیرگذار بر قدرت ملی را ارائه دهند که در بخش عمده ای از آنها اشتراک نظر وجود دارد. جغرافیا یکی از عوامل اصلی قدرت ملی در نظریات متخصصین فوق الذکر بوده است. عوامل جغرافیایی در دو دسته عوامل جغرافیای طبیعی و جغرافیای انسانی و به صورت کمی و کیفی در قدرت ملی کشورها تأثیر اصلی دارد. کشور ایران با موقعیت ویژه ای که به لحاظ پتانسیل های جغرافیایی دارد، می تواند قدرت ملی برتر خاورمیانه باشد. در این پژوهش به دنبال پاسخگویی به این سوالات هستیم که بستر اصلی و مبانی تعیین کننده قدرت ملی کشورها چیست؟ مولفه های جغرافیایی تاثیرگذار در قدرت ملی کدام اند؟ و وضعیت ایران از لحاظ برخورداری از مولفه های قدرت آفرین چگونه است؟
طهمورث حیدری موصلو، احسان لشگری، زهرا احمدی پور،
دوره ۱۰، شماره ۱۲ - ( ۱۰-۱۳۸۹ )
چکیده
جهانی شدن به مثابه روندی فراگیر، کلیه ابعاد زندگی فردی و گروهی بشر را در گسترۀ هویت، فرهنگ، سیاست، اقتصاد و ... متأثر ساخته است که این خود بر پیچیدگی و ابهامات این مسئله افزوده است. و از آنجا که جهانی شدن را باید یکی از اصلیترین عوامل توجه مجدد به مقوله هویت ملی دانست؛ پس این فرایند، نیرویی برای همگن سازی ساده نیست، که از طریق آن یک فرهنگ بتواند سایر هویتها را نابود کند. کشور ایران با برخوداری از فرهنگ و تمدن غنی در طول تاریخ چند هزار سالهاش پیوسته از توالی زمانی در امر هویتی خود؛ برخوردار بوده و با اینکه در دورههای گوناگون صورتهای متفاوتی به خود گرفته، اما هرگز اصالت ایرانی بودن آن مخدوش نشده است. از طرفی هم، هر چند دگرگونیهایی در لایههای سطحی فرهنگ و هویت ایرانی پدید آمد؛ اما هیچگاه نتوانستند به ژرفای هویت ایرانیان رسوخ پیدا کنند. همچنین این فرهنگ و تمدن ایرانی با خدماتی که به گسترش میراث مشترک تمدن بشر کردند، همراه با اقوام مختلف موجود در همسایگی خود، هویتی ویژهی خود را پدید آوردند که در خلال روزگاران گسترش یافته و تکامل پیدا کرده است. در فرایند جهانی شدن، علاوه بر انقلاب ارتباطات و اطلاعات؛ دو رویداد بزرگ و پر اهمیت تاریخی دیگر در دو دههی آخر قرن بیستم مسئله هویت را برای ایران و پیش روی ایرانیان مطرح ساخت؛ یکی انقلاب اسلامی و اسلام گرایی که در قالب هویت جدید در دهه ۱۹۸۰م، بروز یافت و دیگری فرو ریختن نظام جهانی دو قطبی در دههی ۱۹۹۰م، که منجر به از میان رفتن موازنه ژئوپلیتیک در جهان سیاسی شد. در این تحقیق کوشش گردیده با روش توصیفی – تحلیلی و با استناد به منابع کتابخانهای و اینترنتی از یک جهت، هویت ایرانی تبیین شود و از جهت دیگر به ذکر فرصتها و چالشهای هویت ایرانی در فرآیند جهانی شدن پرداخته شود.
مصطفی کریمی، منوچهر فرج زاده،
دوره ۱۱، شماره ۲۲ - ( ۱۰-۱۳۹۰ )
چکیده
بررسی سازوکار انتقال و شناسایی منابع تامین رطوبت بارش¬های یک منطقه و شناخت مولفه های چرخه آب بر روی آن از موضوعات مورد توجه در علوم جوی می باشد. پژوهش حاضر با هدف شناسایی منابع تامین کننده رطوبت بارش¬های ایران، از داده¬های دوباره واکاوی شدهERA-۴۰ مرکز پیشبینی¬های میان مدت اروپا (ECMWF) با تفکیک مکانی ۵/۲ درجه قوسی و زمانی ۶ ساعت و متغیرهای جوی نم ویژه، مولفه¬های مداری و نصف النهاری باد را جهت محاسبه شار رطوبت استفاده کرده است. نتایج پژوهش مشخص کرد که دریاهای عرب و مدیترانه به علت انتقال حجم زیاد رطوبت بر روی ایران، مهم¬ترین منبع رطوبتی بارشهای ایران بوده¬اند و دریاهای سرخ، خزر، عمان و خلیج فارس با اختلافی فاحش در رده ¬های بعدی قرار دارند. همچنین ۹۷ درصد از کل رطوبت منتقل شده مربوط به ترازهای زیر ۵۰۰ هکتوپاسکال است.الگوی کلی انتقال رطوبت وابستگی شدیدی به الگوی جریان و گردش جو منطقه در ایام مختلف سال داشته و تاثیر زیادی از مناطق فشار زیاد مستقر در ترازهای پایین وردسپهر می پذیرند. بر این اساس می توان پرفشار شرق شبه جزیره عربستان (غرب دریای عرب) و پرفشار شمال آفریقا را تزریق کننده های اصلی رطوبت به داخل ایران دانست.
فرامرز خوش اخلاق، قاسم عزیزی، مجتبی رحیمی،
دوره ۱۲، شماره ۲۵ - ( ۵-۱۳۹۱ )
چکیده
خشکسالی یکی از مخاطرات طبیعی است، که در بیشتر نقاط جهان اتفاق میافتد ولی نمود آن در مناطق خشک و نیمهخشک بیشتر است. هدف این مطالعه، بررسی پدیده خشکسالی و شناخت الگوهای همدیدی مؤثر بر رخداد آن و مقایسه با شرایط ترسالی است. بدین منظور دادههای روزانه و ماهانه بارش طی یک دوره آماری مشترک ۲۰ ساله (۲۰۰۸- ۱۹۸۹)، برای ۲۰ ایستگاه در جنوبغرب ایران، از سازمان هواشناسی دریافت و با روشهای آماری از جمله شاخص Z مورد واکاوی قرار گرفت. نتایج اولیه نشان داد فراوانی دورههای خشکسالی در منطقه بیش از دورههای ترسالی است. روند دورههای کاهش بارش بویژه در سالهای اخیر رو به افزایش است. همچنین هرچند ژانویه و دسامبر دارای حداکثر فراوانی رخداد خشکسالی هستند اما روند این پدیده در آنها رو به کاهش است؛ در حالی که در ماههای مارس و فوریه با فراوانی کمتر رخداد خشکسالی، روند افزایشی دارند. از نظر همدید، جابجایی سالانه کمربند پرفشارجنب حاره بویژه پرفشار جنوب عربستان نقش مهمی در نوسان بارش زمستانه جنوبغرب کشور ایفا میکند، بطوری که دورههای خشک معمولاً همراه با جابجایی غرب سو، قرارگیری بر روی شبه جزیره و افزایش ارتفاع ژئوپتانسیلی و دورههای مرطوب با جابجایی شرقسو، قرارگیری بر روی دریای عرب و کاهش ارتفاع ژئوپتانسیلی این مرکز پرارتفاع همراه میباشد. همچنین موقعیت مکانی محور ناوه دریای مدیترانه در تغییرات بارش جنوبغرب ایران نقش بسزایی دارد. هر چه ناوه به شرق دریا نزدیکتر و بصورت شمالغرب-جنوبشرق جهتگیری داشته باشد، بارشها افزایش و فاصله بیشتر ناوه از شرق مدیترانه و جهتگیری شمالشرق- جنوبغرب آن معمولاً با دورههای کاهش بارش و رخداد خشکسالی همراه است.
حسین ربیعی،
دوره ۱۲، شماره ۲۶ - ( ۹-۱۳۹۱ )
چکیده
اختلاف سرزمینی شایع ترین موضوعات خشونت برانگیز میان کشورها هستند که در بسیاری از مواقع جنگ های طولانی مدت را دامن زده و خسارت های مالی و جانی فراوانی به دنبال داشته اند. از زمان امضای پیمان وستفالیا که حکومت های سرزمینی ایجاد شدند, کشمکش های سرزمینی به تکرار ایجاد شده و از میان رفته اند. یکی از مناطقی که اختلافات سرزمینی فراوانی در آن وجود داشته و دارد منطقه خلیج فارس است. با وجود پیشینه اندک تأسیس کشورهای مستقل, اختلافات سرزمینی ویژگی اصلی جغرافیای سیاسی این منطقه است. اختلافاتی که عموماً ریشه در ایجاد حکومت سرزمین پایه در قلمروهای قبیله ای دارد. این اختلافات از جنبه های بسیاری مورد بررسی و تحلیل پژوهشگران قرار گرفته است, اما از جنبه نقش آفرینی قدرت های منطقه ای و فرامنطقه ای در پیدایش و حل و فصل اختلافات سرزمینی تحقیقی صورت نگرفته است. این مقاله با پیشنهاد یک مدل کارکردی برای تحلیل اختلافات سرزمینی, به ارزیابی این فرضیه پرداخته است: در اختلافات سرزمینی ایران در منطقه خلیج فارس, قدرت خارجی (بریتانیا) ایجاد کننده و قدرت منطقه ای (ایران) رفع کننده اختلافات بوده است. این بررسی نشان داد که قدرت خارجی از زمان ورود به این منطقه عامل ایجاد اختلافات سرزمینی بوده و در زمان حضور نیز مانع از دستیابی کشورها به رفع اختلافات بوده است. در مقابل, ضرورت های ژئوپلیتیک ایجاب کرده است که قدرت منطقه ای نه تنها اختلافی ایجاد نکند بلکه عامل اصلی رفع اختلافات منطقه ای باشد.
ابوالقاسم گورابی، مصطفی کریمی،
دوره ۱۲، شماره ۲۷ - ( ۱۱-۱۳۹۱ )
چکیده
تغییرات اقلیم و زمین ساخت نقش مهمی در تحول مخروطافکنهها دارند. تاثیر این عوامل به همراه تکتونیک فعال گسل مروست بر تغییرشکل، و پیدایش الگوهای نابهنجار به ویژه در سطح مخروطافکنه مروست مشهود است. این پژوهش سعی دارد با استفاده از دادههای مستخرج از بررسیهای میدانی، تصاویر ماهوارهای، و تعمیم نتایج حاصل از بررسیهای اقلیم دیرینه نواحی مجاور و داخلی ایران به منطقه مورد مطالعه، نقش عوامل مذکور را بر تحول مخروطافکنه مروست تبیین نماید. نتایج حاصل از تحقیق بیانگر شروع تشکیل مخروطافکنه بزرگ مروست در دورۀ سرد و خشک اقلیمی اواخر پلیستوسن میباشد. فعالیت گسل مروست همراه با برتری دبی آب حوضه بر دبی رسوب در دوره مرطوب بعدی، سبب کاوش فرادیواره گسل مروست (مخروط قدیمی) و همزمان تشکیل مخروطافکنهای جدید بر فرودیواره گسل شده است. مهمترین عامل تغییر دهندۀ چشمانداز مخروطافکنه مروست پس از غلبه شرایط خشک اقلیمی، نوزمینساخت فعال گسل مروست بوده که توسعه مخروطافکنه جدید در بلافصل گسل مروست از پیامدهای عملکرد آن است. اگرچه حجم عظیم رسوبگذاری دورههای خشک- مرطوب اواخر پلیستوسن در تشکیل مخروطافکنه مروست نقش مهمی داشته است، ولی شواهد مورفوتکتونیک موجود بیانگر تسریع فرایندهای شکلزایی توسط فعالیتهای نوزمینساختی گسل مروست می باشد. ارزیابی کمی میزان تغییرشکل در لندفرمهای نوزمینساختی، بیانگر جابجاشدگی لندفرمهای پلیستوسن به میزان ۱۰۰۰ متر، و شبکههای زهکشی هولوسن به میزان ۳۰ متر میباشند، که همگی دلالت بر تکتونیک فعال گسل مروست، و احتمالاً پتانسیل لرزهای بالای این گسل در آینده است.
حمید نظری پور، زهرا کریمی،
دوره ۱۲، شماره ۲۷ - ( ۱۱-۱۳۹۱ )
چکیده
در این پژوهش، جهت فهم تغییرات سهم دوام های روزانهی بارش در تأمین روزهای بارشی و بارش ایران، سهم سالانه و ماهانهی داوم های ۱، ۲ و ۳ روزه مورد ارزیابی قرار گرفته است. این داوم ها به ترتیب مهم ترین دوام های بارش ایران محسوب می گردند و تغییرات احتمالی در نقش آنها شواهدی بر تغییر اقلیم بارش ایران می باشد. نتایج این پژوهش بر اساس داده های شبکهای بارش روزانهی ایران در دورهی ۱۳۴۰ تا ۱۳۸۲ شمسی استوار است. ارزیابی روند سری ها به کمک آزمون های پارامتریک رگرسیون خطی و ناپارامتریک من-کندال و سنس استیمیتور شواهدی آشکار ساخت که حاکی از تغییر بارش ایران می باشد. سهم سالانهی دوام هایی ۱، ۲و ۳ روزهدر تأمین روزهای بارشی و بارش گسترهی دارای روند ایران، به ترتیب کاهشی، افزایشی و افزایشی بوده است. مساحت گسترهی بدون روند در داوم های ۱، ۲و ۳ روزه نیز افزایشی است. در تأمین روزهای بارشی گسترهی دارای روند ایران، سهم دوام های یک روزه در ماههای اردیبشهت، فروردین و اسفند کاهشی و سهم دوامهای دو روزه در ماه آذر افزایشی بوده است. در تأمین بارش نیز سهم دوامهای یک روزه در ماههای فروردین و اردیبهشت کاهشی و سهم دوام های دو روزه در ماههای آذر، دی و بهمن افزایشی بوده است.