۸ نتیجه برای ضیائیان فیروزآبادی
پرویز ضیائیان فیروزآبادی، سعید ساروئی،
دوره ۲، شماره ۲ - ( جلد ۲ شماره ۲ زمستان ۸۲- ۱۳۸۲ )
چکیده
در این مقاله ارزیابی توان فناوریهای سنجش از دور و GPS برای تهیه نقشه پوشش اراضی تالاب بینالمللی شادگان در زمانی که خشکسالی، تالاب را در معرض خطر نابودی قرار داده بود ارائه میگردد. در این تحقیق دادههای چندزمانی۱ سال ۲۰۰۰ سنجنده ETM+ در محیط نرمافزار Geomatica ۸,۲ پردازش شدهاند. پس از بررسیهای کیفی بر روی دادهها، داده مربوط به ماه « می » برای تهیه نقشه پوشش اراضی انتخاب و تطبیق هندسی آن با نقشههای مبنا مناسب ارزیابی شد. همچنین باندهای طیفی ۴،۳ و ۲ به کمک باند پانکروماتیک به لحاظ مکانی تقویت شده و به عنوان داده اصلی استفاده شدهاند. طبقهبندی نظارت نشده۲ تصاویر، جهت آشنایی با پدیدههای زمینی و بازتاب طیفی آنها انجام گردیده است. اطلاعات زمینی در محل ۳۲ قطعه نمونه زمینی تصادفی به کمک دستگاه GPS برداشت و برای انتخاب نمونههای تعلیمی۳ و تهیه نقشه واقعیت زمینی۴ استفاده شدهاند. پس از انتخاب نمونههای تعلیمی، تصاویر به کمک الگوریتم حداکثر درست نمایی۵ طبقهبندی شده و ۱۴ طبقه پوشش که ۱۱ طبقه آن مربوط به جوامع گیاهی است، شناسایی و تفکیک گردید. دقت نقشه حاصل در مقایسه با نقشه واقعیت زمینی نمونهای به کمک معیارهای بیان دقت ارزیابی شده است .
عباس علیمحمدی، پرویز ضیائیان فیروزآبادی، علی اکبر متکان، مریم نقدی زادگان جهرمی،
دوره ۸، شماره ۶ - ( جلد ۸ شماره ۱۱- ۱۳۸۷ )
چکیده
تصاویر با توان تفکیک مکانی بالا مانند IRS به منظور استخراج اطلاعات پوشش زمین در مقیاس محلی تا ناحیه ای مورداستفاده قرارمی گیرند. اما استفاده از این تصاویر به صورت چندزمانه بسیار پرهزینه و محدود است. از سوی دیگر، تصاویر سنجنده MODIS به صورت روزانه از نواحی گسترده در ۳۶ باند مختلف و با توان های تفکیک مکانی ۲۵۰، ۵۰۰ و ۱۰۰۰متر باسهولت زیادی قابل دسترس است. ولی به علت ضعف قدرت تفکیک مکانی، این تصاویر برای بررسی جزئیات در محیط های پیچیده با تنوع پوشش بالامناسب نمی باشند. لذا استفاده همزمان ازتصاویر MODIS و IRS می تواند مفیدتر باشد. در این تحقیق، امکانات ترکیب تصاویر IRS و MODIS اخذشده از بخشی از نواحی استان تهران با استفاده از تکنیک جداسازی طیفی موردبررسی قرار گرفته است. در این تکنیک، ابتدا تصویر IRS طبقه بندی شده، سپس سهم هرکلاس در هریک ازپیکسل های تصویرMODIS محاسبه می شود. بامحاسبه رادیانس هریک ازپیکسل های MODIS و اعمال الگوریتم جداسازی طیفی، مشخصه طیفی برای هریک از انواع پوشش های زمینی موجودمحاسبه شده و برمبنای آن تصویرترکیب شده تولید می شود. نتایج به دست آمده نشان می دهندکه تصویر ترکیب شده، استفاده از توان تفکیک طیفی تصویر MODIS به منظور بارزسازی بیشتر عوارض در نواحی ناهمگن را امکان پذیر می سازد. ضمنا واریانس محلی و نوع پوشش تاثیر زیادی بر کیفیت تصویر ترکیبی دارند. نتایج این روش رابطه زیادی با دقت زمین مرجع نمودن تصاویر با توان تفکیک مکانی بالا و پایین نشان می دهند و با افزایش آن، کیفیت تصاویر تولیدی نیز افزایش می یابد.
پرویز ضیائیان فیروزآبادی، لیلا حسینجانی، حمیدرضا تلخابی،
دوره ۱۳، شماره ۳۱ - ( ۱۲-۱۳۹۲ )
چکیده
در سال های اخیر خطر بیابان زایی و رشد کویر یکی از موضوعات مهم در مقیاس محلی و جهانی بوده که می تواند ناشی از نتایج تغییرات اقلیمی و ضعف در مدیریت صحیح محیط باشد. در این میان تکنولوژی سنجش از دور به دلیل تولید تصاویر ماهواره ای با قدرت تفکیک طیفی و مکانی بالا، به عنوان وسیله ای کارآمد برای آشکارسازی و ارزیابی تغییرات شناخته شده است. در این تحقیق با استفاده از داده های اقلیمی و همچنین تصاویر, TM, MSS ETM+ماهواره ی لندست مربوط به سال های۱۹۷۳، ۱۹۸۵، ۲۰۰۰ و ۲۰۱۱ ، روند تغییرات اقلیمی و تغییرات اراضیِ کویر میقان مورد بررسی قرار گرفته است. از پارامترهای اقلیمی برای بررسی تغییرات اقلیمی و از روش تفریق باندهای مشابه طیفی و منطق فازی برای بدست آوردن شدت تغییرات ایجاد شده، استفاده شد. تصاویر ماهواره ای، در محیط نرم افزارARC GIS۱۰ به روش طبقه بندی نظارت شده از نوع حداکثر مشابهت(MLC) با انتخاب نمونه های آموزشی، طبقه بندی شدند. نتایج بررسی نشان داد که به تبع تغییرات اقلیمی(کاهش بارش و افزایش دما) شدت تغییرات فازی برای دوره ۸۵-۱۹۷۳ معادل۸۴۸۴۳/۰، برای دوره۲۰۰۰-۱۹۸۵ معادل ۹۲۹۸۳/۰ و برای دوره زمانی۲۰۱۱-۲۰۰۰ معادل ۹۲۷۹۵/۰ بوده است. همچنین مساحت اراضیِ کویری، در طول سه دوره فوق؛ به ترتیب ۹/۱۵، ۶/۸ و ۹/۹ کیلومتر مربع افزایش یافته و در طول دوره ی ۳۸ ساله، از ۸/۱۲۳ به ۴/۱۵۸ کیلومتر مربع رسیده است. روند گسترش متوسط سالانه کویر۰,۹۰۵۲کیلومتر مربع، و میزان همبستگی بین کاهش بارش و افزایش کویر ۹۹۸/۰- بوده است.
محمد لطفی، بهلول علیجانی، پرویز ضیائیان فیروزآبادی،
دوره ۱۴، شماره ۳۵ - ( ۱۲-۱۳۹۳ )
چکیده
به منظور بررسی تاثیر شهر بر دمای سالانه در شمال شرق ایران، از دادههای ایستگاههای مشهد، سبزوار، تربت حیدریه، بیرجند و بار در بازه زمانی ۱۹۶۰ تا ۲۰۱۱ استفاده شد. دادههای دمای میانگین، کمینه و بیشینه سالانه، تا سال ۲۰۱۱ از سازمان هواشناسی دریافت و سالهای فاقد داده به روش رگرسیون جایگزین گردید. برای سری دمای میانگین سالانه ایستگاهها با توجه به نمودار خودهمبستگی و خودهمبستگی جزئی، مدل آریماانتخاب و جهت صحت و برازش هر مدل از معیارهای، ریشه میانگین مربعات خطا، قدرت توجیه و فرض تصادفی بودن باقیماندهها استفاده شد. مدلAR(۲,۱,۰) برای سری دمای میانگین مشهد و بیرجند، مدل AR(۱,۱,۰)برای دمای میانگین سبزوار، مناسبترین مدل تشخیص داده شدند. جهت تشخیص روند و تغییرات در هر سری از آزمون من کندال و t استفاده شد، در آزمون t، میانگین دهه اول هر سری با میانگین دهه اخیر آزمون گردید، ایستگاهها بر اساس موقعیت به دو دسته داخل محدوده شهری و خارج از محدوده شهری تقسیم شدند. نتایج نشان میدهد روند دما در ایستگاههای داخل شهر و خارج شهر کاملا متفاوت است، دمای میانگین، بیشینه وکمینه سالانه در ایستگاههای داخل محدوده شهری روند افزایشی نشان دادند، در حالیکه در ایستگاههای خارج از شهرها دمای میانگین سالانه بدون روند و حتی دمای بیشینه ایستگاههای تربت حیدریه، بار و دمای کمینه بیرجند روند، کاهشی بوده است.
عادل نبی زاده بلخکانلو، زهرا حجازی زاده، پرویز ضیائیان فیروزآبادی،
دوره ۱۸، شماره ۵۰ - ( ۱-۱۳۹۷ )
چکیده
کاهش مداوم تراز آب دریاچه ارومیه در سالهای اخیر ، کاهش بارندگی و دبی رودخانه ها و خشکسالی های مداوم به دغدغه اصلی مردم ومسئولین تبدیل شده است. برای بررسی تغییرات اقلیمی و افزایش دما در حوضه آبریز دریاچه ارومیه از دو عامل سنجش ازدور و خواص حرارتی تصاویر ماهواره استفاده شد،که اهمیت تغییرات دمای سطح زمین(LST) و شاخص اختلاف نرمال شده پوشش گیاهی (NDVI) را نشان می دهد. این مطالعه با استفاده از داده های ماهواره مادیس در بازه زمانی(۲۰۱۰-۲۰۰۸) به منظور بررسی رابطه فضایی NDVI-Ts وNDVI-ΔT برای بررسی زمان واقعی وقوع خشکسالی کشاورزی صورت گرفت. هدف استخراج شاخص VTCI(شاخص شرایط درجه حرارت پوشش گیاهی) است که قادر به شناسایی تنش خشکی در مقیاس منطقه ای است. نتایج نشان داد که شیب برای لبه گرم منفی است، جائیکه برای لبه سرد مثبت است. شیب لبه گرم نشان می دهد که دمای حداکثر کاهش می یابد هنگامی که مقدار NDVI برای هر فاصله زمانی افزایش می یابد. شیب در لبه سرد نشان می دهد دمای حداقل افزایش می یابد هنگامی که مقدار NDVI افزایش می یابد. به طور کلی در لبه گرم و لبه سرد، مشاهده شده است که مقدار روند خشکسالی در طول سالهای ۲۰۰۹، ۲۰۰۸ در مقایسه با سال۲۰۱۰ بالاتر است. دربخشی از روز ژولیوسی ۲۵۷ شیب لبه سرد از سال ۲۰۰۸ به ۲۰۱۰ روند کاهشی دارد. اما در لبه گرم رهگیری پیکسلها برای ۲۰۰۸ بیش از ۳۲۳ درجه کلوین است درجائیکه در ۲۰۰۹ تا۲۰۱۰ در آن کمتر از ۳۲۳ درجه کلوین می باشد. به طور کلی مقدار ضریب همبستگی(R۲ ) در رابطه فضایی TS - NDVI بین (۰,۹۰-۰.۹۹) متفاوت است. پژوهش حاضر نشان داد که با یکپارچه سازی داده های ماهواره ای مادیس با داده های هواشناسی مقدار آستانه VTCI برای تنش خشکی ازسالی به سال دیگر متفاوت است که بسته به شرایط داده دارد.
وحید ریاحی، پرویز ضیائیان فیروزآبادی، فرهاد عزیزپور، پرستو دارویی،
دوره ۱۹، شماره ۵۲ - ( ۱-۱۳۹۸ )
چکیده
در این پژوهش، بهمنظور شناسایی و تفکیک اراضی زیرکشت محصولات غالب در ناحیه لنجانات در استان اصفهان از تصاویر چند زمانه سنجنده OLI، ماهواره لندست۸، مربوط به تاریخهای ۲۹ فروردین، ۱۶ تیر و۲ شهریور سال ۱۳۹۵ استفاده شد و با بهرهگیری از روش طبقهبندی حداکثر احتمال و شاخص نرمال شده تفاضل پوشش گیاهی (NDVI) محصولات زراعی در دوران متفاوت رشد و با توجه به تقویم زراعی آنها، نقشه الگوی کشت محصولات این منطقه نگاشته شد. جهت بررسی صحت نتایج، نقشههای تولید شده با دادههای مرجع مورد بررسی قرار گرفت. ضریب کاپا و صحت کلی در روش حداکثر احتمال به ترتیب ۰/۸۸و ۹۰ درصد و در روش استفاده از شاخص NDVI، بهترتیب ۰/۹۰و ۹۳ درصد برآورد گردید. همچنین، از آمار سازمان جهاد کشاورزی استان در سال زراعی ۹۵-۱۳۹۴ برای ارزیابی نتایج استفاده شد. نتایج نشان داد که سطح زیر کشت گندم و جو، برنج، و سیبزمینی و علوفه در روش حداکثر احتمال، درمقایسه با آمار جهاد کشاورزی بهترتیب خطایی برابر با ۱۰/۲، ۱۸/۶و ۱/۸درصد داشت، اما استفاده از شاخص NDVI، بهعنوان بهترین روش برآورد سطح زیر کشت در این ناحیه، در مقایسه با آمار جهاد کشاورزی بهترتیب دارای خطایی برابر با ۶/۶، ۶/۵و ۳/۲درصد بوده که نشاندهندهی کارایی مناسب شاخصهای گیاهی در برآورد سطح زیرکشت محصولات با توجه به فنولوژی آنها مشخص شد. بررسی نقشه کاربری اراضی و الگویکشت این ناحیه نشاندهنده تمرکز اراضی زراعی با نیاز آبی بالا و همچنین صنایع آببر در مجاورت رودخانه زایندهرود بوده است که لزوم تحلیل فضایی کاربریهای اراضی این منطقه را نمایان ساخته است.
پرویز ضیائیان فیروزآبادی،
دوره ۲۰، شماره ۵۹ - ( ۱۰-۱۳۹۹ )
چکیده
داده ها، تصاویر و محصولات متنوع سنجش از دور ماهواره ای از زمان تولید این نوع منابع اطلاعاتی، جایگاه خود را در مطالعات خشکی،خشکسالی و کشاورزی به اثبات رسانیده است. در این میان باندهای مرئی، مادون قرمز نزدیک و حرارتی در تولید محصولاتی چون پوشش گیاهی و دمای سطح زمین از پرکاربردترین آنها محسوب میشوند. در این تحقیق، از داده های سنجنده MODIS به منظور بررسی و یافتن ضرایب رابطه فضایی اندکس پوشش گیاهی-دمای سطح( NDVI-TS) و NDVI- ΔTS برای استخراج زمان وقوع خشکسالی کشاورزی از ژوئن تا اکتبر سال های ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۰ در حوضه آبریز سیمینه رود استفاده شده است، شاخص شرایط دما–پوشش گیاهی( VTCI)و شاخص کمبود آب( WDI )که قادر به شناسایی تنش خشکی در مقیاس منطقه ای هستند از آنهااستخراج شده اند. نتیجه این تحقیق نشان داد، که در هردو شاخص، وضعیت تنش خشکی در سال های ۲۰۰۷ و ۲۰۰۸ بیشتر بوده است. همچنین بر اساس رابطه فضای NDVI-TS در تمام سال های ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۰ شیب بالایی فضای مثلثی برای لبه گرم منفی است. این بدان معناست که با افزایش NDVI میزان LST کاهش یافته است درحالیکه برای لبه سرد شیب مثبت است. همچنین شیب به دست آمده از رابطه فضای NDVI-ΔTS برای خط خشک منفی است یعنی خط خشک یا خط حداقل تعریق-تعرق( ETR)یک همبستگی منفی با NDVI را نشان می دهد. درحالیکه برای خط مرطوب بالاخص در سال ۲۰۱۰ شیب مثبت بوده و در بقیه سال ها تغییر محسوسی دیده نمی شود. پژوهش حاضر نشان داد، مقدار آستانه VTCI برای تنش خشکی در سال ۲۰۰۷ و ۲۰۰۸ شدید بوده است.
محمد صفائی، هانی رضائیان، پرویز ضیائیان فیروزآبادی، علی اصغر تراهی،
دوره ۲۲، شماره ۶۵ - ( ۴-۱۴۰۱ )
چکیده
بررسی اثرات تغییر اقلیم بر توزیع مکانی بلوط، بهعنوان گونه اصلی جنگلهای زاگرس و ارزش اکولوژیکی و اقتصادی آن از اهمیت بسزایی برخوردار است. هدف از انجام این تحقیق استفاده از مدلهای توزیع گونهها برای شبیهسازی محدودههای اقلیمی مناسب برای زیست بلوط در حال حاضر و تغییرات بالقوه آن در سالهای ۲۰۵۰ و ۲۰۷۰ است. برای این کار از پنج الگوریتم مدلسازی رگرسیونی و یادگیری ماشین، چهار متغیر اقلیمی وابسته به دما و بارندگی و دو سناریوی انتشار گاز گلخانهای خوشبینانه و بدبینانه استفاده شد. نتایج ارزیابی صحت مدلها با معیار AUC نشاندهنده عملکرد خوب الگوریتمهای استفادهشده است و دراینبین الگوریتم Random Forest بالاترین صحت (AUC = ۰,۹۵) را در میان الگوریتمها دارا بود. نتایج نشان داد که در هر دو دوره زمانی و تحت هر دو سناریوی تغییر اقلیم، تغییراتی در توزیع مکانی بلوط رخ خواهد داد که شدیدترین آن کاهش ۴۲,۹ درصدی محدوده اقلیمی مناسب بلوط تا سال ۲۰۷۰ در سناریوی بدبینانه (RCP ۸,۵) است.