344 نتیجه برای نوع مطالعه: كاربردي
سید احمد عاملی، آرزو چقایی، حسین رضایی،
دوره 16، شماره 59 - ( 3-1404 )
چکیده
بانک ها می توانند با طراحی یک سیستم کارآمد مدیریت وام، کارایی را افزایش داده و احتمال عدم برگشت اصل و فرع وام کاهش دهند.. در این مقاله کارآیی مدلهای رگرسیون لجستیک، شبکه عصبی مصنوعی، به منظور پیش بینی ریسک اعتباری مشتریان حقیقی یا به عبارتی متقاضیان وامهای خرد که گروه زیادی از مشتریان نظام بانکی کشور را شامل میشوند، مورد بررسی قرار گرفت. باتوجه به نامتعادل بودن تعداد دادهها حدآستانه بهینه با بکارگیری دو منحنی درجه حساسیت و درجه تشخیص محاسبه شد و از این روش میزان ریسک اعتباری هریک از مدلها استخراج شد. در رگرسیون لجستیک برای برآورد ضرایب با توجه به تعداد اندک مشتریان بدحساب بجای روش حداکثر درستنمایی از روش حداکثر درستنمایی تاواندیده استفاده شد. در نهایت میزان صحت و دقت هر مدل با معیارهای متعدد بررسی شد. با استفاده از منحنی راک به بررسی قدرت تفکیک کنندگی مدلها پرداخته که در اینجا مدل شبکه عصبی بهترین قدرت تفکیک کنندگی را دارا بود. سپس با مقایسه خطاهای MSE، RMSE و MAE کارایی سنجش روشها مورد مقایسه قرار گرفت و عملکرد لجستیک MPLE و شبکه عصبی تقریبا با یکدیگر یکسان است. و در نهایت با توجه به هدف بانک در سه سناریو حداقل ریسک اعتباری، تشخیص مشتریان خوش حساب و تفکیک مشتریان به ترتیب شبکه عصبی، لجستیکMPLE و در سناریوی سوم شبکه عصبی و لجستیکMPLE بطور همزمان به عنوان مدل های برتر انتخاب شده اند.
علی مریدیان، حسن حیدری، سیدمهدی حسینی، حشمت اله عسگری،
دوره 16، شماره 60 - ( 6-1405 )
چکیده
هدف: این مطالعه به بررسی اثرات نااطمینانی سیاست اقتصادی، نرخ ارز و قیمت نفت بر تورم در ایران طی دوره زمانی 2008 تا 2023 میپردازد. هدف اصلی، شناسایی ماهیت کوتاهمدت، میانمدت و بلندمدت این اثرات و تحلیل پویاییهای تورم با استفاده از روشهای نوین موجک و یادگیری ماشین است.
روش: برای تحلیل روابط غیرخطی و وابسته به مقیاس میان متغیرها، از رگرسیون حداقل مربعات منظمشده با هسته موجک (WKRLS) و علیت کوانتایل ناپارامتریک موجک (WNQC) استفاده شده است. دادهها شامل شاخص تورم، نااطمینانی سیاست اقتصادی (EPU)، نرخ ارز غیررسمی و قیمت نفت به صورت ماهانه است. همچنین آزمون دیکی-فولر تعمیمیافته کوانتایل موجک (Wavelet-QADF) جهت بررسی مانایی سریهای زمانی به کار گرفته شده است.
یافتهها: نتایج نشان میدهد متغیرهای کلیدی اقتصاد ایران در بیشتر کوانتایلها و مقیاسهای زمانی مانا هستند. بر اساس برآوردهای WKRLS، اثر نااطمینانی سیاست اقتصادی بر تورم در کوتاهمدت ضعیف، در میانمدت کاهنده اما همچنان معنادار، و در بلندمدت بهصورت غیرخطی و شتابدار افزایشی است. نرخ ارز بیشترین تأثیر را بر تورم دارد، بهویژه در کوتاهمدت به دلیل وابستگی شدید اقتصاد ایران به واردات. قیمت نفت نیز در بلندمدت اثر قابلتوجهی بر تورم و نوسانات آن دارد. یافتههای WNQC نشان میدهد که نااطمینانی سیاست اقتصادی و نرخ ارز در کوانتایلهای پایین و میانی تورم اثر قویتری دارند، در حالی که قیمت نفت عمدتاً در بلندمدت موجب تقویت نوسانات تورم میشود.
نتیجهگیری: یافتهها بر اهمیت ثبات سیاستهای اقتصادی، کاهش وابستگی به درآمدهای نفتی و کنترل نوسانات نرخ ارز برای مدیریت تورم در ایران تأکید دارند. همچنین، ترکیب روشهای موجک و یادگیری ماشین امکان ارائه تحلیلی جامعتر از پویاییهای تورم را در شرایط مختلف فراهم میکند.
دکتر اکرم اکبری، دکتر پرویز محمدزاده، آقای حسین علی شیاع،
دوره 16، شماره 60 - ( 6-1405 )
چکیده
چکیده مبسوط
مقدمه
رفاه ذهنی در سالهای اخیر به یکی از محورهای مهم اقتصاد رفاه، اقتصاد شادکامی و سیاستگذاری اجتماعی تبدیل شده است. برخلاف شاخصهای عینی رفاه مانند درآمد، اشتغال یا مصرف، رفاه ذهنی نشان میدهد افراد چگونه وضعیت زندگی خود را تجربه و ارزیابی میکنند. در جوامع در حال گذار، بهویژه کشورهایی مانند عراق که با نااطمینانی اقتصادی، تغییرات نهادی و دگرگونیهای نسلی مواجهاند، مقایسه وضعیت زندگی فرد با نسل والدین میتواند سنجهای معنادار از ادراک پیشرفت یا پسرفت بیننسلی باشد. از سوی دیگر، گسترش اینترنت و فناوریهای دیجیتال میتواند از مسیر دسترسی به اطلاعات، آموزش، ارتباطات، خدمات و فرصتهای اقتصادی بر رفاه افراد اثرگذار باشد. با این حال، اثر اینترنت بر رفاه ذهنی لزوماً مستقیم، خطی و یکسان برای همه افراد نیست و ممکن است به سطح سرمایه انسانی و توانایی افراد در بهرهبرداری از فرصتهای دیجیتال وابسته باشد.
پیشینه و نوآوری
ادبیات نظری نشان میدهد اینترنت از مسیرهای مختلفی مانند تغییر الگوی استفاده از زمان، ایجاد فعالیتهای جدید، تسهیل دسترسی به اطلاعات و گسترش ارتباطات اجتماعی میتواند بر رفاه اثر بگذارد. با این حال، مطالعات جدید تأکید میکنند که اثرات رفاهی اینترنت به نوع استفاده، کیفیت استفاده، مهارتهای فردی و زمینه اجتماعی وابسته است. نوآوری اصلی این پژوهش آن است که بهجای تمرکز صرف بر دسترسی به اینترنت یا رضایت از دسترسی، بر استفاده فعال از اینترنت تمرکز میکند و نقش تحصیلات را بهعنوان متغیر تعدیلگر بررسی مینماید. همچنین، متغیر وابسته پژوهش نه رضایت کلی از زندگی، بلکه رفاه ذهنی نسبی بیننسلی است که نشان میدهد فرد وضعیت زندگی خود را نسبت به والدین چگونه ارزیابی میکند.
هدف و روش
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه استفاده فعال از اینترنت با رفاه ذهنی نسبی بیننسلی در عراق و آزمون نقش تعدیلگر تحصیلات در این رابطه است. دادههای پژوهش از موج هشتم پیمایش عرببارومتر برای عراق استخراج شده است. متغیر وابسته در سه سطح «بدتر از والدین»، «مشابه والدین» و «بهتر از والدین» تعریف شده و به دلیل ماهیت رتبهای آن، از مدل لاجیت رتبهای پیمایشی استفاده شده است. در مدل، وزن نمونه و خوشههای نمونهگیری لحاظ شدهاند. متغیرهای کنترلی شامل سن و مجذور سن، جنسیت، اندازه خانوار، محل سکونت، وضعیت اشتغال، کفایت درآمد خانوار، ارزیابی وضعیت اقتصادی فعلی، انتظار نسبت به آینده اقتصادی، اعتماد به دولت و اثرات ثابت استان است. برای بررسی پایداری نتایج، مدل پروبیت رتبهای، مدلهای جایگزین استفاده از اینترنت، اثرات نهایی و آزمونهای پسابرآورد نیز بهکار گرفته شدهاند.
نتایج تحقیق
نتایج نشان میدهد که اثر مستقیم استفاده از اینترنت برای همه افراد جامعه بهصورت یکسان و معنادار ظاهر نمیشود. در مدلهای پایه، استفاده از اینترنت بهتنهایی رابطه آماری قوی و پایداری با رفاه ذهنی نسبی ندارد؛ اما هنگامی که تعامل استفاده فعال از اینترنت و تحصیلات بالا وارد مدل میشود، شواهدی از تفاوت رفتاری گروههای تحصیلکرده مشاهده میشود. بهویژه، در میان افراد دارای تحصیلات بالا، استفاده فعال از اینترنت با افزایش احتمال گزارش وضعیت «بهتر از والدین» و کاهش احتمال گزارش وضعیت «بدتر از والدین» همراه است. این یافته نشان میدهد اینترنت زمانی میتواند با رفاه ذهنی بالاتر پیوند داشته باشد که افراد از سرمایه انسانی کافی برای تبدیل فرصتهای دیجیتال به منافع واقعی برخوردار باشند. همچنین، نتایج نشان میدهد کفایت درآمد خانوار، ارزیابی مثبتتر از وضعیت اقتصادی فعلی، انتظار بهتر نسبت به آینده اقتصادی، اعتماد به دولت، سن و اندازه خانوار از عوامل مهم توضیحدهنده رفاه ذهنی نسبی بیننسلی هستند. اثرات ثابت استان نیز از نظر آماری معنادار بوده و نشان میدهد تفاوتهای منطقهای در عراق نقش مهمی در تبیین رفاه ذهنی نسبی دارند. بنابراین، یافتههای پژوهش حاکی از آن است که سیاستهای دیجیتال نباید صرفاً بر گسترش دسترسی فیزیکی به اینترنت متمرکز باشند، بلکه باید ارتقای سواد دیجیتال، مهارتآموزی، استفاده هدفمند از اینترنت و پیوند سیاستهای آموزشی و دیجیتال را نیز دربرگیرند.
خانم معصومه محمدی فر، دکتر سعید کریمیپتانلار، دکتر سعید راسخی، دکتر شهریار زروکی،
دوره 16، شماره 60 - ( 6-1405 )
چکیده
بحران اقلیمی و نابرابری درآمد دو چالش بههمتنیده توسعه پایدارند، اما شواهد تجربی درباره نقش اندازه دولت در کیفیت محیطزیست یکدست نیست. این پژوهش با تمرکز بر سه شاخص کربنی، شامل انتشار سرزمینی دیاکسیدکربن، ردپای کربن مصرفمحور و ردپای کربن تولیدمحور، رابطه اندازه دولت با کیفیت محیطزیست را بررسی میکند و میکوشد نشان دهد آیا نابرابری درآمد شدت و جهت این رابطه را تعدیل میکند. بدین منظور، از دادههای تابلویی ۵۸ کشور طی دوره ۱۹۹۴ تا ۲۰۲۳ استفاده شد و الگوی پژوهش بر پایه میانگینهای پنجساله و با روشهای منتخب متناسب با آزمونهای تشخیصی، شامل حداقل مربعات تعمیمیافته امکانپذیر و اثرات تصادفی با خطاهای استاندارد خوشهای، برآورد گردید؛ همچنین تصحیح خطای استاندارد بهعنوان آزمون استحکام برای گروه انتشار دیاکسید کربن گزارش شد. نابرابری درآمد با چهار شاخص مکمل شامل ضریب جینی قبل و بعد از مالیات، نسبت درآمد بیست درصد بالایی به بیست درصد پایینی و نسبت درآمد دهک دهم به دهک اول اندازهگیری شد. نتایج نشان میدهد اندازه دولت، در سطح میانگین نابرابری، با افزایش شاخصهای کربنی و در نتیجه کاهش کیفیت محیطزیست همراه است؛ اما این رابطه به ساختار توزیع درآمد، نوع شاخص کربنی و سنجه نابرابری وابسته است. ضرایب تعاملی منفی نشان میدهند که نابرابری درآمد شدت رابطه مثبت اندازه دولت با شاخصهای کربنی را تضعیف میکند. تحلیل ناهمگنی درآمدی برای انتشار سرانه دیاکسیدکربن نیز نشان میدهد این رابطه در کشورهای پایینتر از میانه درآمد سرانه قویتر است. افزون بر این، الگوی برآوردی از نظر علامت ضرایب با فرضیه منحنی کوزنتس زیستمحیطی سازگار است، هرچند بخش غالب مشاهدات در قسمت صعودی منحنی قرار دارد. یافتهها نشان میدهد بهبود کیفیت محیطزیست مستلزم هماهنگی سیاستهای بازتوزیعی با جهتدهی مخارج عمومی به سوی بخشهای کمآلاینده و زیرساختهای کمکربن است.