7 نتیجه برای محمدزاده
دکتر پرویز محمدزاده، دکتر فیروز فلاحی، صمد حکمتی فرید،
دوره 1، شماره 2 - ( 10-1389 )
چکیده
خط فقر، ابعاد فقر و عوامل تعیینکنندهی آن به عنوان مهمترین عوامل برنامههای کاهش فقر همواره مورد توجه اقتصاد دانان بوده است.در این مطالعه با استفاده از دادههای طرح هزینه و درآمد خانوارهای شهری کشور طی سالهای 87-1373 و با به کار گیری سیستم مخارج خطی (LES) خط فقر برآورد و شاخصهای اندازهگیری فقر محاسبه شده است. در ادامه به بررسی عوامل تعیینکنندهی فقر در سطح خرد پرداخته شده و تأثیرپذیری احتمال وقوع فقر از خصوصیات و ویژگیهای خانوارها، با استفاده از مدل پروبیت در سال 1387 مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج نشان میدهد بیشترین کاهش احتمال فقر خانوارهای شهری مربوط به تحصیلات سرپرست خانوار و جنسیت سرپرست خانوار میباشد. همچنین سن سرپرست خانوار ، نسبت تعداد افراد دارای درآمد در خانوار و بعد خانوار نیز در کاهش احتمال فقر خانوارها مؤثر میباشند.
دکتر پرویز محمدزاده، علیرضا جلیلی مرند،
دوره 3، شماره 8 - ( 4-1391 )
چکیده
برای پیشبینی ورشکستگی مالی روشهای متعددی وجود دارد. یکی از این روشها ، روشهای آماری یا بهعبارت بهتر، روشهای اقتصادسنجی است. چون متغیر وابسته، یعنی ورشکستهشدن و ورشکتهنشدن، متغیری گسسته و کیفی است، باید از مدلهای گسسته برای پیشبینی استفاده کرد. در این مطالعه، از روش لوجیت مرکب استفاده شده است که یکی از روشهای انعطافپذیر در مدلهای گسسته است . اساس این مدل ، تابع مطلوبیت تصادفی با ضرایب تصادفی است و با استفاده از روش حداکثر راستنمایی شبیهسازی شده است. متغیرهای توضیحی، نسبتهای مالی شرکتها هستند که از مدل زیمسکی استخراج شده است . جامعۀ آماری، شرکتهای فعال در بورس در بازۀ ۱۳۸۳ تا ۱۳۸۶ است که دو نمونۀتصادفی، یکی برای تخمین و دیگری برای سنجش درصد موفقیت مدل انتخاب شده است. درصد موفقیت مدل، بیشتر از ۹۰ درصد مشاهده شد.
اعظم محمدزاده، محمد نبی شهیکی تاش، رضا روشن،
دوره 7، شماره 25 - ( 7-1395 )
چکیده
یکی از مدلهای قیمتگذاری داراییهای سرمایهای مدل CCAPM است که اولین بار توسط بریدن (1979) ارائه گردید. در مدل استاندارد و پایه CCAPM یک رابطه خطی بین بتای مصرف و مازاد بازده داراییها برقرار است ولی متأسفانه CCAPM خطی باعث ایجاد «معمای صرف سهام» شده است. پس از ارائه معماهایی همچون صرف سهام، تعدیلاتی در مدل CCAPM صورت پذیرفت. به همین منظور در این مقاله نیز تعدیلاتی در مدل پایه CCAPM صورت پذیرفته بطوریکه به استخراج نوع جدیدی از ترجیحات برای قیمتگذاری داراییهای سرمایهای پرداخته شده است. این نوع ترجیحات اولین بار توسط مارشال ارائه شد که در آن تابع مطلوبیت نه تنها به مصرف بلکه به پسانداز نیز بستگی دارد. در این مقاله پس از مدلسازی ترجیحات بر اساس پسانداز به استخراج معادلات اویلر مربوطه پرداخته و با روش GMM پارامترها برآورد شده است. به منظور تخمین مدلهای CCAPM و SCCAPM، دادههای فصلی سال-های 1367 تا 1389 مورد بررسی قرار گرفته است. مدلهای برآوردی معنادار بوده بعبارت دیگر میتوان نتیجه گرفت متغیر مصرف و پسانداز در توضیح بازده سهام در دوره فوق موفق بودهاند. براساس مقادیر تخمینی در دو مدل میتوان نتیجه گرفت که عامل تنزیل ذهنی زمان (β) عدد بزرگتر از 8/0 دارد و ترجیحات در تابع پسانداز معنادار است اما ضریب تاثیر گذاری بالایی ندارد. علاوه بر این نتایج حاکی از آن است که عاملان اقتصادی ریسک گزیر می باشند
حسن عبدی، جمال خسروی، پرویز محمدزاده،
دوره 9، شماره 33 - ( 7-1397 )
چکیده
هدف اصلی این مطالعه، بررسی اثرات سرمایه فیزیکی، سرمایه انسانی و سرمایه اجتماعی در کنار دیگر عوامل موثر بر سطح کارآفرینی فعالان اقتصادی شهرک صنعتی شهید سلیمی تبریز می باشد. برای این منظور بر اساس پرسش نامه، اطلاعات مورد نیاز از نمونه 121 نفری صاحبان بنگاه های مستقر در شهرک صنعتی شهید سلیمی تبریز در پاییز سال 1395 جمع آوری شده است. سپس با استفاده از مدل معادلات ساختاری و مدل لاجیت رتبه ای مدل اقتصادسنجی تصریح و تخمین زده شد. نتایج حاصل از برآورد مدل نشان می دهد که سرمایه انسانی (سطح تجربه) و سرمایه اجتماعی تأثیر مثبت و معنی دار و متغیرهای سرمایه انسانی (سطح تحصیلات) و سرمایه فیزیکی تأثیر منفی و معنی دار بر سطح کارآفرینی افراد داشته است. همچنین متغیرهای نگرش به کارآفرینی، باور به خودکارآمدی و منفعت انتظاری نیز دارای تأثیر مثبت و معنی¬دار بر سطح کارآفرینی افراد بوده است.
هنگامه هندی زاده، علیرضا کرباسی، تکتم محتشمی، سید حسین محمدزاده،
دوره 9، شماره 33 - ( 7-1397 )
چکیده
از جمله عواملی که تأثیر بسزایی در توسعه اقتصادی کشورها دارد اتکا به تجارت خارجی بوده و به علت وابستگی کشورها به درآمدهای صادراتی و واردات تجارت خارجی نقش اساسی و انکارناپذیری در رشد و توسعه بخش های مختلف ایفا می کند. تجارت خارجی محصولات کشاورزی به علت ارزآوری بالا و پایدار نقش مهمی در گسترش صادرات و واردات کشورهای مختلف بازی می کند. درمیان محصولات کشاورزی، زعفران یکی از مهم ترین کالاهای صادراتی کشاورزی می باشد که سهم زیادی در ایجاد ارزش افزوده بخش کشاورزی برعهده دارد. این مطالعه به بررسی و تحلیل شبکه تجارت خارجی زعفران در بین یازده کشور فعال از جمله ایران در این حوزه پرداخته است. آمار و اطلاعات لازم طی سال های 2016-2007 جمع آوری گردید. با توجه به پراکندگی جغرافیایی کشورهای مورد بررسی از یک الگوی پانل فضایی جهت تحلیل عوامل اثرگذار بر ارزش تجارت زعفران استفاده شد. نتایج برآورد روش های OLS، وقفه فضایی و خطای فضایی نشان داد که متغیرهای قیمت واردات به ازای هرگرم، قیمت صادرات به ازای هرگرم، شاخص آزادسازی اقتصادی، شاخص استانداردهای صادراتی، تولید ناخالص داخلی، نرخ واقعی ارز و شاخص سیاست های حمایتی دولت از صادرات زعفران معنی دار و بر ارزش تجارت دارای اثر مثبت هستند. مثبت و معنی دار شدن ضریب وابستگی فضایی نشان می دهد که مجاورت و همسایگی نقش مهمی در افزایش یا کاهش تجارت دارد. به این معنی که چنان چه ارزش تجارت زعفران کشورهای مجاورافزایش یابد، ارزش تجارت در کشور موردنظر به اندازه ضریب همسایگی افزایش می یابد.
رقیه محسنی نیا، دکتر علی رضازاده، دکتر یوسف محمدزاده، دکتر شهاب جهانگیری،
دوره 15، شماره 55 - ( 3-1403 )
چکیده
هدف اصلی این پژوهش، بررسی وابستگی ساختاری بین بازدهی بازارهای رمزارز و شاخص سهام است. در این مطالعه از شاخص کل بورس تهران به عنوان نمایندهی بازار سهام درحالتوسعه و شاخص (S&P500) به نمایندگی از بازار سهام توسعهیافته استفاده شده است. ساختارهای وابستگی کوتاهمدت و بلندمدت بین بازارها با استفاده از روش تجزیه مود متغیر (VMD)بررسی شده است. دوره مورد بررسی شامل دادههای روزانه از 8 آگوست 2015 تا 21 فوریه 2023 مورد استفاده قرار گرفت. نتایج مطالعه حاکی از آن است که بین بازدهی رمزارز بیتکوین و شاخص سهام ایران هیچگونه وابستگی ساختاری چه در کوتاهمدت و چه در بلندمدت وجود ندارد. بهعبارتدیگر تغییرات بازدهی رمزارز بیتکوین در طول دامنههای پایینی و بالا بر بازده شاخص مذکور ناچیزاست. این بیانگر این است که بازارهای رمزارزها از طبقه اصلی داراییهای مالی و اقتصادی جدا شدهاند و از این رو مزایای متنوعی را برای سرمایهگذاران ارائه میدهند. همچنین در بلندمدت برای بازدهی رمزارز بیتکوین و شاخص سهام (S&P500)، تابع کاپولای کلایتون در رتبه اول به عنوان مدل مناسب توضیح دهنده همبستگی انتخاب شد. بین بازدهی رمزارز بیتکوین و شاخص سهام (S&P500) در کوتاهمدت هیچگونه همبستگی وجود ندارد. یافتههای این مطالعه نشاندهنده نقش مهم رمزارزها در سبد سرمایهگذاران است. زیرا آنها به عنوان یک گزینه متنوع برای سرمایهگذاران عمل میکنند و تأیید میکنند که رمزارزها یک طبقه دارایی سرمایهگذاری جدید هستند. همچنین از اندازهگیریهای (CoVaR) و (ΔCoVaR) برای تعیین اثر نامتقارن سرریز ریسک در جهت صعودی و نزولی بین بازارهای سهام و رمزارزها استفاده شد. نتایج نشان میدهد که رمزارزهای بیتکوین، اتریوم و ریپل نمیتوانند در زمان بحران (شرابط بازار نزولی) به عنوان یک محافظ قوی در نظر گرفته شوند. ماهیت سوداگرانه رمزارزها و ریسکهای تعبیهشده در رمزارزها، جریان ریسک به بازارهای سهام را در شرایط بازار نزولی افزایش میدهد و بنابراین هزینههای پوشش ریسک را گرانتر میکند.
دکتر اکرم اکبری، دکتر پرویز محمدزاده، آقای حسین علی شیاع،
دوره 16، شماره 60 - ( 6-1405 )
چکیده
چکیده مبسوط
مقدمه
رفاه ذهنی در سالهای اخیر به یکی از محورهای مهم اقتصاد رفاه، اقتصاد شادکامی و سیاستگذاری اجتماعی تبدیل شده است. برخلاف شاخصهای عینی رفاه مانند درآمد، اشتغال یا مصرف، رفاه ذهنی نشان میدهد افراد چگونه وضعیت زندگی خود را تجربه و ارزیابی میکنند. در جوامع در حال گذار، بهویژه کشورهایی مانند عراق که با نااطمینانی اقتصادی، تغییرات نهادی و دگرگونیهای نسلی مواجهاند، مقایسه وضعیت زندگی فرد با نسل والدین میتواند سنجهای معنادار از ادراک پیشرفت یا پسرفت بیننسلی باشد. از سوی دیگر، گسترش اینترنت و فناوریهای دیجیتال میتواند از مسیر دسترسی به اطلاعات، آموزش، ارتباطات، خدمات و فرصتهای اقتصادی بر رفاه افراد اثرگذار باشد. با این حال، اثر اینترنت بر رفاه ذهنی لزوماً مستقیم، خطی و یکسان برای همه افراد نیست و ممکن است به سطح سرمایه انسانی و توانایی افراد در بهرهبرداری از فرصتهای دیجیتال وابسته باشد.
پیشینه و نوآوری
ادبیات نظری نشان میدهد اینترنت از مسیرهای مختلفی مانند تغییر الگوی استفاده از زمان، ایجاد فعالیتهای جدید، تسهیل دسترسی به اطلاعات و گسترش ارتباطات اجتماعی میتواند بر رفاه اثر بگذارد. با این حال، مطالعات جدید تأکید میکنند که اثرات رفاهی اینترنت به نوع استفاده، کیفیت استفاده، مهارتهای فردی و زمینه اجتماعی وابسته است. نوآوری اصلی این پژوهش آن است که بهجای تمرکز صرف بر دسترسی به اینترنت یا رضایت از دسترسی، بر استفاده فعال از اینترنت تمرکز میکند و نقش تحصیلات را بهعنوان متغیر تعدیلگر بررسی مینماید. همچنین، متغیر وابسته پژوهش نه رضایت کلی از زندگی، بلکه رفاه ذهنی نسبی بیننسلی است که نشان میدهد فرد وضعیت زندگی خود را نسبت به والدین چگونه ارزیابی میکند.
هدف و روش
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه استفاده فعال از اینترنت با رفاه ذهنی نسبی بیننسلی در عراق و آزمون نقش تعدیلگر تحصیلات در این رابطه است. دادههای پژوهش از موج هشتم پیمایش عرببارومتر برای عراق استخراج شده است. متغیر وابسته در سه سطح «بدتر از والدین»، «مشابه والدین» و «بهتر از والدین» تعریف شده و به دلیل ماهیت رتبهای آن، از مدل لاجیت رتبهای پیمایشی استفاده شده است. در مدل، وزن نمونه و خوشههای نمونهگیری لحاظ شدهاند. متغیرهای کنترلی شامل سن و مجذور سن، جنسیت، اندازه خانوار، محل سکونت، وضعیت اشتغال، کفایت درآمد خانوار، ارزیابی وضعیت اقتصادی فعلی، انتظار نسبت به آینده اقتصادی، اعتماد به دولت و اثرات ثابت استان است. برای بررسی پایداری نتایج، مدل پروبیت رتبهای، مدلهای جایگزین استفاده از اینترنت، اثرات نهایی و آزمونهای پسابرآورد نیز بهکار گرفته شدهاند.
نتایج تحقیق
نتایج نشان میدهد که اثر مستقیم استفاده از اینترنت برای همه افراد جامعه بهصورت یکسان و معنادار ظاهر نمیشود. در مدلهای پایه، استفاده از اینترنت بهتنهایی رابطه آماری قوی و پایداری با رفاه ذهنی نسبی ندارد؛ اما هنگامی که تعامل استفاده فعال از اینترنت و تحصیلات بالا وارد مدل میشود، شواهدی از تفاوت رفتاری گروههای تحصیلکرده مشاهده میشود. بهویژه، در میان افراد دارای تحصیلات بالا، استفاده فعال از اینترنت با افزایش احتمال گزارش وضعیت «بهتر از والدین» و کاهش احتمال گزارش وضعیت «بدتر از والدین» همراه است. این یافته نشان میدهد اینترنت زمانی میتواند با رفاه ذهنی بالاتر پیوند داشته باشد که افراد از سرمایه انسانی کافی برای تبدیل فرصتهای دیجیتال به منافع واقعی برخوردار باشند. همچنین، نتایج نشان میدهد کفایت درآمد خانوار، ارزیابی مثبتتر از وضعیت اقتصادی فعلی، انتظار بهتر نسبت به آینده اقتصادی، اعتماد به دولت، سن و اندازه خانوار از عوامل مهم توضیحدهنده رفاه ذهنی نسبی بیننسلی هستند. اثرات ثابت استان نیز از نظر آماری معنادار بوده و نشان میدهد تفاوتهای منطقهای در عراق نقش مهمی در تبیین رفاه ذهنی نسبی دارند. بنابراین، یافتههای پژوهش حاکی از آن است که سیاستهای دیجیتال نباید صرفاً بر گسترش دسترسی فیزیکی به اینترنت متمرکز باشند، بلکه باید ارتقای سواد دیجیتال، مهارتآموزی، استفاده هدفمند از اینترنت و پیوند سیاستهای آموزشی و دیجیتال را نیز دربرگیرند.