جستجو در مقالات منتشر شده


3 نتیجه برای راسخی

سعید راسخی، مجتبی منتظری شورکچالی،
دوره 6، شماره 22 - ( 10-1394 )
چکیده

با توجه به اهمیت رابطه میان بی ثباتی اقتصاد کلان و عبور نرخ ارز، مطالعه حاضر با استفاده از الگوی EGARCH و الگوی رگرسیون انتقال ملایم (STR)، اثرگذاری غیرخطی بی ثباتی اقتصاد کلان بر عبور نرخ ارز ایران را طی دوره زمانی 1389-1342 بررسی کرده است. برای این منظور، ابتدا شاخص بی ثباتی اقتصاد کلان با استفاده از الگوی EGARCH برآورد شده و سپس، با بهره‌گیری از الگوی رگرسیون انتقال ملایم (STR) فرضیه تحقیق مبنی بر اثر مثبت و غیر خطی بی ثباتی اقتصاد کلان بر عبور نرخ ارز، آزمون شده است. بر اساس نتایج بدست آمده در این تحقیق، بی ثباتی اقتصاد کلان به صورت غیرخطی و در قالب یک الگوی دو رژیمی بر عبور نرخ ارز اثر مثبت دارد. بر این اساس، توجه به توالی سیاست‌های اقتصادی حائز اهمیت بوده و مشخصاً توصیه می شود، سیاست‌های کاهش بی ثباتی اقتصاد کلان مقدم بر سیاست‌های ارزی باشد.


سعید راسخی، زهرامیلا علمی، میلاد شهرازی،
دوره 8، شماره 27 - ( 1-1396 )
چکیده

حباب قیمت دارایی عبارت است از انحراف قیمت دارایی از ارزش بنیادین آن. نظر به این‎که بسیاری از بحران‎های مالی به دنبال ترکیدن حباب دارایی‎های مالی به وجود می‏آیند، بررسی رفتارهای حبابی در این بازارها و تشخیص اولیه جهت پیشگیری از پیامدهای ناگوار اقتصادی حائز اهمیت است. با توجه به انتقادات وارد بر آزمون‏های متعارف کشف حباب‏های قیمتی و نیز اهمیت موضوع، در پژوهش حاضر، روش‏های نوظهور ارایه شده توسط فیلیپس و همکاران (2011 و 2012) مبتنی بر آزمون‎های‏ ریشه واحد دیکی- فولر تعمیم‏یافته راست دنباله (RTADF) مورد توجه قرار گرفته است. در این راستا، به منظور آزمون رفتار انفجاری، وجود حباب‎های چندگانه و تعیین دوره‎های حبابی در بازار ارز غیررسمی ایران، آزمون‎های SADF و GSADF برای داده‏های ماهانه نرخ ارز اسمی طی دوره 1394:12-1381:01 انجام شده است. از آن‎جاکه رفتار انفجاری در نرخ ارز اسمی ممکن است ناشی از رفتار انفجاری در بنیادهای آن باشد، برای اظهارنظر پیرامون وجود حباب‎های عقلایی در بازار ارز، شاخص‏های نسبت نرخ ارز اسمی به قیمت نسبی کالاهای قابل تجارت و نسبت نرخ ارز اسمی به قیمت نسبی کالاهای غیر قابل تجارت نیز مورد ارزیابی قرار گرفته‏اند. طبق نتایج حاصل، در دوره مورد بررسی، بازار ارز ایران رفتار انفجاری و حباب‏های چندگانه را تجربه نموده است. همچنین، قیمت‏های نسبی کالاهای قابل تجارت توضیح‏دهنده مناسبی برای رفتار انفجاری در نرخ ارز اسمی است. یافته‏ها نشان داد که رفتار انفجاری نرخ ارز اسمی در دوره‏های 1387:9-1387:7، 1390:12-1390:10 و 1391:8-1391:6 به دلیل وجود حباب‎های عقلایی در نرخ ارز و در سایر دوره‏های تعیین‎شده، ناشی از عامل بنیادین قیمت‏‎های نسبی کالاهای قابل تجارت بوده است. بنابراین، توصیه می‎شود جهت کنترل نوسانات شدید نرخ ارز، علاوه بر پیش‎بینی حباب‎های قیمتی، به نوسانات قیمت‏ها در بازار کالاهای تجاری نیز توجه بیشتری گردد. همچنین، با توجه به امکان تکرارشوندگی حباب‏ها، بهتر است به منظور کشف حباب‎ها‎ از آزمون GSADF استفاده شود.


خانم معصومه محمدی فر، دکتر سعید کریمی‌پتانلار، دکتر سعید راسخی، دکتر شهریار زروکی،
دوره 16، شماره 60 - ( 6-1405 )
چکیده

بحران اقلیمی و نابرابری درآمد دو چالش به‌هم‌تنیده توسعه پایدارند، اما شواهد تجربی درباره نقش اندازه دولت در کیفیت محیط‌زیست یکدست نیست. این پژوهش با تمرکز بر سه شاخص کربنی، شامل انتشار سرزمینی دی‌اکسیدکربن، ردپای کربن مصرف‌محور و ردپای کربن تولیدمحور، رابطه اندازه دولت با کیفیت محیط‌زیست را بررسی می‌کند و می‌کوشد نشان دهد آیا نابرابری درآمد شدت و جهت این رابطه را تعدیل می‌کند. بدین منظور، از داده‌های تابلویی ۵۸ کشور طی دوره ۱۹۹۴ تا ۲۰۲۳ استفاده شد و الگوی پژوهش بر پایه میانگین‌های پنج‌ساله و با روش‌های منتخب متناسب با آزمون‌های تشخیصی، شامل حداقل مربعات تعمیم‌یافته امکان‌پذیر و اثرات تصادفی با خطاهای استاندارد خوشه‌ای، برآورد گردید؛ همچنین تصحیح خطای استاندارد به‌عنوان آزمون استحکام برای گروه انتشار دی‌اکسید کربن گزارش شد. نابرابری درآمد با چهار شاخص مکمل شامل ضریب جینی قبل و بعد از مالیات، نسبت درآمد بیست درصد بالایی به بیست درصد پایینی و نسبت درآمد دهک دهم به دهک اول اندازه‌گیری شد. نتایج نشان می‌دهد اندازه دولت، در سطح میانگین نابرابری، با افزایش شاخص‌های کربنی و در نتیجه کاهش کیفیت محیط‌زیست همراه است؛ اما این رابطه به ساختار توزیع درآمد، نوع شاخص کربنی و سنجه نابرابری وابسته است. ضرایب تعاملی منفی نشان می‌دهند که نابرابری درآمد شدت رابطه مثبت اندازه دولت با شاخص‌های کربنی را تضعیف می‌کند. تحلیل ناهمگنی درآمدی برای انتشار سرانه دی‌اکسیدکربن نیز نشان می‌دهد این رابطه در کشورهای پایین‌تر از میانه درآمد سرانه قوی‌تر است. افزون بر این، الگوی برآوردی از نظر علامت ضرایب با فرضیه منحنی کوزنتس زیست‌محیطی سازگار است، هرچند بخش غالب مشاهدات در قسمت صعودی منحنی قرار دارد. یافته‌ها نشان می‌دهد بهبود کیفیت محیط‌زیست مستلزم هماهنگی سیاست‌های بازتوزیعی با جهت‌دهی مخارج عمومی به سوی بخش‌های کم‌آلاینده و زیرساخت‌های کم‌کربن است.


صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه تحقیقات مدلسازی اقتصادی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 CC BY-NC 4.0 | Journal of Economic Modeling Research

Designed & Developed by : Yektaweb