6 نتیجه برای Ahp
امیر سلطان علیزاده، احمد رمضان زاده، محمد اسماعیل جلالی،
جلد 8، شماره 3 - ( 7-1393 )
چکیده
بحران مالی دنیا در طی سالهای اخیر باعث افزایش قیمت بسیاری از کالاها از جمله مواد هیدروکربوری شده است. این اتفاق بار دیگر اهمیت استراتژیک ذخیرهسازی نفتخام را نشان میدهد. با عنایت به جایگاه ویژه نفت در اقتصاد ملی کشور، توسعه صنعت ذخیرهسازی میتواند یکی از راهکارهای کنترل این گونه بحرانها باشد. ذخیرهسازی زیرزمینی نفتخام در سازههای مصنوعی (شامل مغارهای سنگی، مغارهای نمکی و معادن متروکه) و ساختارهای طبیعی (شامل میادین تهی شده نفت و گاز، سفرههای آبهای زیرزمینی و غارهای طبیعی) امکان پذیر است. از بین این روشها، طبیعا روشی مناسبتر است که سازگاری بیشتری با شرایط منطقه ذخیرهسازی داشته باشد. در ایران به دلیل وجود غارهای طبیعی بسیار، ذخیرهسازی نفتخام در درون غارهای طبیعی جزء گزینههای مناسب به نظر میرسد. بدیهی است اگر به جای حفر مغارها، از غارهای طبیعی برای ذخیرهسازی استفاده شود، هزینهی حفر مغار از هزینههای احداث مغار حذف میشود. در مقاله حاضر به منظور انتخاب غار مناسب برای ذخیرهسازی نفتخام، غارهای طبیعی بر اساس معیارهای مختلف و با استفاده از ترکیبی از دو روش تحلیل سلسلهمراتبی فازی (FAHP) و شباهت به گزینه ایدهآل (TOPSIS) مورد بررسی قرار گرفته و گزینه مستعد انتخاب شده است. لازم به ذکر است وزن معیارها بر اساس نظرسنجی از افراد باتجربه در زمینه ذخیرهسازی تعیین شده است. بر این اساس غار رودافشان به عنوان غاری مناسب برای ذخیرهسازی زیرزمینی نفتخام انتخاب شد. این غار در شمال شرق استان تهران و در شهرستان فیروزکوه قرار گرفته و دارای 3 تالار بوده که جزء بزرگترین تالارها در میان غارهای ایران میباشد. به طور کلی میتوان گفت حجم نفتخام قابل انباشت در غار مذکور در حدود 000،250 متر مکعب تخمین زده میشود.
هادی عطاپور، رضا احمدی،
جلد 9، شماره 3 - ( 7-1394 )
چکیده
در پژوهش حاضر پهنهبندی خطر زمینلغزش در حوضۀ سد لتیان با استفاده از چهار روش تحلیل سلسله مراتبی (AHP)، تراکم سطح، شاخص همپوشانی و ارزش اطلاعاتی انجام شده است. براساس مطالعات، نه پارامتر لیتولوژی، فاصله از آبراهه، فاصله از گسل، فاصله از جاده، شیب و جهت شیب، ارتفاع، زاویۀ اصطکاک مواد تشکیل دهنده و کاربری اراضی بهعنوان مهمترین پارامترهای احتمالی مؤثر در وقوع زمینلغزشهای منطقه، تشخیص داده شدند. با انطباق لایههای اطلاعاتی این عوامل بر نقشۀ زمینلغزشهای قدیمی منطقۀ بررسی شده در محیط GIS، اثر هر یک از این عوامل در رخداد زمینلغزشها ارزیابی شد و در نهایت نقشههای پهنهبندی خطر زمینلغزش با استفاده از هفت پارامتر مؤثر، تهیه شدند. این نقشهها نشان میدهند که نواحی با پتانسیل خطر بسیار زیاد برای زمینلغزش، عمدتاً در سه ناحیۀ شرق، مرکز و غرب مرز پایینی محدودۀ بررسی واقع شدهاند. نکتۀ قابل توجه آن است که از این سه ناحیه، دو ناحیۀ مرکزی و غربی در مرز مخزن سد لتیان قرار دارند. عملکرد چهار روش پهنهبندی، با استفاده از شاخصهای موجود ارزیـــابی شدند. نتایج نشان میدهد که بهترتیب روشهای تراکم سطح و شاخص همپوشانی کارایی نسبی بهتری در پهنهبندی خطر زمینلغزش در منطقۀ بررسی شده دارند.
سلمان سوری، سیامک بهاروند،
جلد 9، شماره 4 - ( 10-1394 )
چکیده
یکی از انواع فرآیندهای دامنهای که هرساله در برخی نقاط جهان و ایران رخ داده و باعث خسارتهای جانی و مالی فراوانی میشود، پدیدۀ زمین لغزش است. بهمنظور بررسی پایداری دامنهها در حوضۀ کاکاشرف ابتدا با استفاده از عکسهای هوایی و بازدیدهای میدانی نقاط لغزشی شناسایی شده و متعاقب آن نقشه پراکنش زمین لغزش حوضه تهیه شده است. با تلفیق نقشۀ عوامل مؤثر بر لغزش با نقشه پراکنش زمینلغزشها، تأثیر هر یک از این عوامل از جمله شیب، جهت شیب، ارتفاع، لیتولوژی، کاربری اراضی، فاصله از جاده و آبراهه در محیط نرمافزار Arc GIS سنجیده شده است. سپس با استفاده از روش تحلیل سلسله مراتبی این عوامل اولویتبندی شدند. در این تحقیق از روش منطق فازی و تراکم سطح بهمنظور پهنهبندی خطر زمینلغزش در حوضۀ کاکاشرف استفاده شده است. برای ارزیابی و طبقهبندی نتایج خروجی مدلهای استفاده شده در برآورد خطر لغزش منطقه از شاخص احتمال تجربی استفاده شده است، نتایج بهدست آمده نشان میدهد که مدل منطق فازی، روش کارآمدتری نسبت به مدل تراکم سطح استفاده شده برای تهیۀ نقشه خطر لغزشهای حوضۀ کاکاشرف است.
محمد کشاورز بخشایش، محمود فلاح،
جلد 10، شماره 2 - ( 6-1395 )
چکیده
مقاله حاضر نتیجۀ ارزیابی و پهنهبندی خطرناپایدارهای دامنهای در محدودۀ بدنه و دریاچه سد پلرود را ارائه میکند. سد مخزنی پلرود یکی از سدهایی است که در منطقۀ گیلان و در فاصلۀ 29 کیلومتری جنوب رودسر بر رودخانۀ پلرود در حال بررسی و ساخت است. شرایط ریختشناسی طبیعی از یکسو و وجود نهشتههای تحکیم نیافته و سازندهای سنگی خرد شده ناشی از گسلهای موجود در ساختگاه سد از سوی دیگر، محل احداث بدنه سد و دریاچه آن را مستعد ناپایداریهای دامنهای ساخته است. بررسی سابقه تاریخی منطقه نیز بیانگر پتانسیل زیاد دامنههای منطقه برای ناپایداریهای دامنهای است. از جمله این ناپایداریها میتوان به زمینلغزش بزگ رخ داده در سال 1374 اشاره کرد که سبب خسارتهای فراوانی در منطقه شده است. از اینرو، تعیین مناطق پرخطر محدوده مخزن و ساختگاه پیش از آبگیری آن ضرورت زیادی دارد. در این پژوهش با استفاده از عمده عوامل مؤثر در وقوع زمینلغزش، شامل درصد شیب، جهت شیب، لیتولوژی، فاصله از گسل، فاصله از جاده، فاصله از آبراهه، ارتفاع، پوشش گیاهی و میزان بارندگی، نقشۀ پهنهبندی خطرزمین لغزش تهیه شده است. برای وزندهی به این عوامل، روش تحلیل مراتبی(AHP) در سیستم اطلاعات جغرافیایی(GIS)، استفاده شدهاست. نتایج این پژوهش نشان میدهد که حدود 26 درصد از شیبهای مشرف به دریاچۀ سد در منطقه با خطر زیاد قرار میگیرند. همچنین مشخص شد که از بین عوامل 9گانه که بهنحوی در وقوع زمینلغزش منطقه نقش ایفا میکنند، تأثیر جهت شیب و لیتولوژی نسبت به دیگر عوامل بیشتر است
حسین محمدزاده، وحید ناصری حصار، حمید قالیباف محمدآبادی،
جلد 17، شماره 4 - ( 10-1402 )
چکیده
به دلیل پیچیدگی هیدروژئولوژی مناطق کارستی، آب٬بندی سدها در چنین مناطقی سخت٬تر، طولانی٬تر و پرهزینه٬تر و احتمال فرار آب از آن٬ها بیشتر است. پس از آبگیری سد قرهتیکان و ظهور چشمه٬هایی در پایین دست و نشت آب از تکیه٬گاه سازند آهکی تیرگان، امکان توسعه کارست مهم٬ترین مشکل این سد به شمار می٬رود. در این مقاله، با انجام مطالعات زمین٬شناسی، زمین٬شناسی ساختاری و درزه٬نگاری، نفوذپذیری ژئوتکنیکی و روش تحلیل سلسله مراتبی٬پتانسیل توسعه کارست در محدوده و تکیه٬گاه٬های سد قرهتیکان مورد مطالعه قرار گرفته است. نتایج، نشان می٬دهد که حدود 14/6 درصد از محدوده سد قرهتیکان، دارای پتانسیل بالایی در توسعه کارست می٬باشد. محدوده سد قرهتیکان تحت تأثیر سامانه پهنه گسلی سررود است که باعث به هم خوردگی جناح چپ محور سد شده است. درزه٬نگاری در تکیه٬گاه سد قرهتیکان سه دسته درزه اصلی را نشان می٬دهد. دو دسته از درزه٬ها در تقاطع با محور سد و شیب دسته درزه دیگر به سمت حوضچه سد است. بررسی نتایج آزمایش٬های نفوذپذیری لوژن در ساختگاه سد نشان می٬دهد بیشترین نفوذپذیری در تکیهگاه چپ با جریان آشفته، و پس از آن در زیر بستر رودخانه با جریان خطی و آشفته دیده می٬شود، اما در تکیه٬گاه راست نفوذپذیری نداریم و جریان بیشتر خطی است. با توجه به مدل ساختاری– مفهومی تهیه شده از موقعیت سد قرهتیکان و محل قرارگیری محور سد در سامانه گسلی سررود، و میزان بازشدگی و جهت شیب درزه٬ها در ایستگاهها، انتظار می٬رود میزان نشت و فرار آب و امکان توسعه کارست از جناح چپ و بستر بیشتر از جناح راست سد باشد.
دکتر منوچهر مرتضوی چمچالی، دکتر غزاله محبی تفرشی، دکتر امین محبی تفرشی،
جلد 19، شماره 6 - ( 10-1404 )
چکیده
شهر منجیل بهدلیل قرارگیری در مجاورت سامانههای گسلی فعال و استقرار در مسیر شریانهای حیاتی منطقه، از کانونهای پرریسک لرزهای شمال ایران محسوب میشود. تجربه زمینلرزههای مخرب گذشته نشان میدهد که فقدان ارزیابی فضایی ریسک میتواند پیامدهای انسانی، اقتصادی و زیرساختی را تشدید کند. هدف این پژوهش تحلیل و پهنهبندی ریسک زلزله در محدوده شهری منجیل با بهرهگیری از رویکرد تلفیقی سامانه اطلاعات جغرافیایی (GIS)، فرایند تحلیل سلسلهمراتبی (AHP) و منطق فازی است. در این چارچوب، ریسک بهعنوان برهمکنش خطر لرزهای و آسیبپذیری فضایی مدلسازی شد. شاخصهای آسیبپذیری شامل کاربریها و تراکم مسکونی، کاربریهای مهم شهری و شریانهای حیاتی استخراج و پس از استانداردسازی در محیط GIS، وزندهی آنها با استفاده از AHP انجام گرفت. نتایج نشان داد کاربریهای مسکونی بهدلیل تمرکز جمعیت بیشترین سهم را در افزایش آسیبپذیری دارند، در حالیکه زیرساختهای حیاتی نیز بهدلیل اهمیت عملکردی در شرایط بحران نقش قابل توجهی ایفا میکنند. در تحلیل خطر، شاخصهایی نظیر فاصله و چگالی گسلها، بیشینه شتاب زمین، شاخص زمینساخت فعال، شیب و ویژگیهای زمینشناسی بررسی شد که بیانگر وضعیت نامناسبتر بخشهای مجاور گسل است. تلفیق لایهها با تابع عضویت فازی و اپراتور گامای ۰٫۹ انجام شد و نقشه نهایی ریسک در پنج طبقه بسیار کم تا بسیار زیاد تهیه گردید. تحلیل فضایی نتایج نشان داد چهار پهنه کانونی ریسک بالا در محدوده شهری شناسایی است که ناشی از همپوشانی خطر لرزهای و تمرکز کاربریهای مسکونی و زیرساختهای حیاتی است. یافتهها بیانگر کارآمدی رویکرد GIS–AHP–Fuzzy برای پشتیبانی از برنامهریزی شهری و مدیریت پیشگیرانه ریسک در شهرهای لرزهخیز است.