4 نتیجه برای ژئوفیزیک
خانم سرور مزرعه اصل، دکتر امیر صابری نصر، آقا فرزاد اکبری، آقا بابک بیگلری،
جلد 0، شماره 0 - ( 10-1404 )
چکیده
برآورد دقیق پارامترهای هیدرودینامیکی در آبخوانهای آبرفتی ناهمگن از چالشهای اساسی در مدیریت پایدار منابع آب زیرزمینی است، زیرا روشهای مختلف اندازهگیری در مقیاسهای مکانی گوناگون نتایج متفاوتی ارائه میدهند. در این پژوهش، پارامترهای هدایت هیدرولیکی، ضریب ذخیره و آبدهی ویژه با استفاده از سه روش شامل آزمون پمپاژ، مطالعات ژئوفیزیکی و تحلیل دانهبندی ذرات برآورد و سپس با بهرهگیری از فرآیند تحلیل سلسلهمراتبی (AHP) در قالب یک چارچوب تلفیقی ادغام شدند. بهمنظور ارزیابی عدمقطعیت، از شاخص آماری ضریب تغییرات (CV) استفاده شد. نتایج آزمون پمپاژ نشان داد که هدایت هیدرولیکی در بازه 0.416 تا 0.524 متر بر روز با میانگین 0.475 متر بر روز و ضریب تغییرات حدود 8 درصد قرار دارد که بیانگر قابلیت اعتماد بالای این روش است. در مقابل، روش ژئوفیزیکی میانگین حدود 3.9 متر بر روز و ضریب تغییرات نزدیک به 41 درصد را نشان داد که بیانگر ناهمگنی فضایی و عدمقطعیت بالاتر است. روش دانهبندی ذرات بیشترین پراکندگی را با دامنه 0.7 تا 8 متر بر روز و ضریب تغییرات بیش از 50 درصد ارائه داد. تلفیق نتایج با AHP و تخصیص وزن بیشتر به آزمون پمپاژ، وزن متوسط به دانهبندی و وزن کمتر به ژئوفیزیک، موجب کاهش سوگیری روشها و بهبود سازگاری فضایی نتایج شد. بر اساس نتایج نهایی، بیشترین مقادیر هدایت هیدرولیکی و آبدهی ویژه در شرق و شمالشرق و کمترین آنها در غرب و شمالغرب دشت مشاهده شد. این رویکرد تلفیقی چارچوبی کارآمد برای مدیریت عدمقطعیت و بهبود تصمیمگیری در آبخوانهای ناهمگن فراهم میکند.
رضا احمدی، زهرا بهارلوئی،
جلد 15، شماره 1 - ( 3-1400 )
چکیده
در کانسار مس درۀ زرشک یزد دادههای ژئوفیزیکی مغناطیس سنجی، مقاومت ویژه و قطبش القایی برداشت شده و تعداد 25 حلقه گمانه اکتشافی در سطح محدوده حفاری شده است. در پژوهش حاضر مدلسازی وارون و پردازش دادههای ژئوفیزیکی و میزان انطباق کیفی و کمی آنها با دادههای عیارسنجی گمانهها انجام شده است. برای این منظور ابتدا نقشه شدت میدان مغناطیسی کل بعد از اعمال فیلترها و پردازشهای لازم ترسیم شد و گسترش سطحی و عمقی بیهنجاریها روی آن مشخص شد. ترسیم پروفیل بیهنجاری ایستگاههای برداشت مغناطیسی منطبق بر چهار پروفیل ژئوالکتریکی نشان میدهد که اغلب محدودههای بیهنجار مغناطیسی، دارای بارپذیری زیاد و مقاومت ویژه کم نیز هستند که بر تطابق کیفی دادههای مغناطیسی و ژئوالکتریک با یکدیگر و در نتیجه افزایش احتمال کانیسازی در منطقه دلالت دارد. سپس براساس تفسیر کیفی مقاطع ژئوالکتریک، موقعیت بهینه حفاری روی هر پروفیل پیشنهاد شد. ترسیم مقطع ماده معدنی منطبق بر پروفیلهای ژئوالکتریک با استفاده از دادههای عیارسنجی گمانهها نشان داد که حفاری برخی گمانهها مبتنی بر نتایج عملیات ژئوفیزیکی نیست و بدون هیچگونه منطق، هدف و طراحی درستی صورت گرفته است. بهطورکلی بررسی میزان تطابق کیفی نتایج عملیات برداشت ژئوالکتریک با دادههای عیارسنجی گمانهها تطابق کیفی نسبتاً خوبی را نشان داد. همچنین بررسی میزان همبستـگی خطی بین دادههای ژئوفیزیکی وارونسازیشده با دادههای عیارسنجی گمانهها در یک محـدودۀ مشخص و یکسان، بعد از یک شبکهبندی معین و برابر و درونیابی مقادیر آنها، بهطورکلی انطباق کمی نسبتاً خوبی (بین 4/0 تا 7/0) نشان داد.
مهندس عباس صفری، دکتر امید توسلی، دکتر خلیل رضایی، دکتر سید حمید لاجوردی،
جلد 17، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده
مدیریت پسماند یکی از نیازهای اصلی هر جامعه بوده، که بسته به میزان تولید و ترکیب آن، دارای گزینههای مختلفی از جمله استفاده از دفن زباله است، که ویژگیهای ساختگاه اولین و مهمترین گام در انتخاب محل این مدفن زبالهها میباشد و مستلزم ارزیابیهای متعدد و مستمر آنها بویژه مطالعات پایش آلودگی آب و خاک است. در این مقاله، مطالعات ژئوالکتریکی و ژئوشیمی جهت این پایشها در محدوده اراضی محل دپوی زباله در شهر دماوند مشتمل بر 24 سونداژ ژئوالکتریکی قائم با آرایه شلومبرگر در قالب 4 پروفیل در طی سه دوره زمانی انجام پذیرفت. همچنین تعداد 3 نمونه آب و 5 نمونه خاک و یک نمونه شیرابه نیز در طی دو دوره زمانی برداشت شده و برای آنالیز به آزمایشگاه ارسال شدند. نتایج آزمایشها نشان میدهند که خاک در محل تجمع و دفن زبالهها تا عمق دو متری آلوده شده و این آلودگی بسمت جنوب در حال گسترش میباشد، اما وجود یک لایه سیمانته شده مانع از نفوذ شیرابه به اعماق پایینترگردیده و بدلیل سطح ایستابی نسبتاً عمیق، آب زیرزمینی نیز دچار آلودگیهای فعلی و آتی نخواهد شد. همچنین زیاد بودن عمق سفره آب زیرزمینی، ضخامت ناحیه غیراشباع خاک، مدت زمان کوتاه دفن مواد، بارندگی کم و تبخیر تقریباً زیاد نیز باعث کاهش شیرابه تولیدی گردیده و pH آن در فصل خشک، قلیایی و در فصل مرطوب اسیدی شده است. در این محدوده در حال حاضر مقادیر EC، TDS و سایر ترکیبات یونی و فلزی، پایینتر از حد مجاز استانداردها بوده و هیچگونه آسیب زیستمحیطی به دنبال نخواهند داشت.
دکتر مهران اصفهانی زاده سخی لنگرودی، دکتر محمد داودی، دکتر ابراهیم حق شناس، دکتر محمدکاظم جعفری،
جلد 18، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده
در این مقاله دقت و کارایی روشهای ژئوفیزیکی لرزهای با منبع فعال و غیرفعال در تعیین ساختار زمینشناسی زیر سطحی یک ساختگاه منتخب در شهر عباسآباد واقع در شمال ایران مورد مطالعه قرار گرفته است. دراین راستا ابتدا با حفر چندین گمانه اکتشافی ساختار زمینشناسی زیرسطحی ساختگاه مورد مطالعه با استفاده از آزمایشهای زمینشناسی مهندسی تعیین گردید. نتایج نشان داد که رسوبات سطحی ساختگاه عباسآباد از چهار لایه زمینشناسی مجزا با جنس غالب ماسهای تشکیل یافته است. سپس با حفر دو گمانه مجزای دیگر آزمایش ژئوفیزیک لرزهای با منبع فعال از نوع پایین چاهی به منظور تعیین دقیق پروفیل سرعت موج برشی در لایههای مختلف صورت پذیرفت. در بخش بعدی با استفاده از روش ثبت آرایهای امواج خردلرزه یا میکروتریمور که یک روش ژئوفیزیک لرزهای نوین و از نوع منبع غیرفعال میباشد، برای تعیین ساختار زمینشناسی زیرسطحی ساختگاه مورد مطالعه در قالب پروفیل سرعت موج برشی مورد استفاده قرار گرفت. برداشت آرایهای خردلرزهها با پانزده آرایش گوناگون گیرندهها (با تعداد و فواصل مختلف گیرندهها) و با دو روش F-K و SPAC مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد که هر دو روش ژئوفیزیک لرزهای با منبع فعال و غیرفعال کارایی قابل قبولی در تعیین لایهبندی زمینشناسی زیرسطحی ساختگاه داشتهاند. همچین نتایج نشان داد روش پایین چاهی با دقت بالا سرعت موج برشی در هر لایه را نسبت به برداشت آرایهای میکروترمور تعیین میکند اما نیاز به تولید مصنوعی امواج لرزهای و حفر گمانه دارد. روش برداشت آرایهای خردلرزهها بدون نیاز به حفاری و تولید امواج لرزهای مصنوعی کارایی بالایی هم در تعیین لایهبندی زمین و هم تخمین سرعت موج برشی هر لایه داشته و به طور کلی نتایج این مقاله نشان داد که در تخمین سرعت موج برشی نسبت به روش پایینچاهی تا حداکثر ۱۰ درصد خطا نشان میدهد.