جستجو در مقالات منتشر شده


64 نتیجه برای زاد

سید حسین حسینی لواسانی، حامد علیزاده، علی معصومی،
جلد 16، شماره 1 - ( ویژه مقاله های انگلیسی 1401 )
چکیده

تحقیقات زیادی در مورد تأثیر فاصله گسل بر سازه ها انجام شده است که نشان می دهد پاسخ لرزه ای آنها می تواند بسته به فاصله آنها از گسل متفاوت باشد. پل های معلق به دلیل برخورداری از دوره ی تناوب و انعطاف پذیری بالا می توانند حساسیت بیشتری نسبت به این پدیده به ویژه در ارتعاشات قائم داشته باشند. از آنجایی که مهندسان تمایل دارند از دهانه های طویل تری استفاده کنند، فاکتور طول دهانه باید با دقت بیشتری مطالعه شود. در این مقاله به اثرات طول دهانه بر پاسخ لرزه ای پل معلق تحت تحریکات لرزه ای خوزه نزدیک و دور پرداخته شده است. پل های معلق وینسنت توماس و گلدن گیت به ترتیب به عنوان پل های دهانه کوتاه و بلند به عنوان مطالعات موردی انتخاب شده اند. پاسخ‌های لرزه‌ای دو پل تحت ده شتابنگاشت از انواع حوزه نزدیک و دور، که دو به دو شتاب اوج زمین یکسانی دارند، ارزیابی می‌شوند. نتایج نشان داد که پاسخ هر دو پل تحت تحریکات لرزه ای حوزه نزدیک و دور کاملاً متفاوت است. پل‌های معلق با دهانه کوتاه در برابر تحریکات نزدیک به گسل آسیب‌پذیرتر هستند، در حالی که پل‌های با دهانه بلند در برابر هر دو نوع تحریکات مذکور مستعد آسیب هستند و با افزایش طول دهانه، حساسیت پل در برابر فرکانس های پایین تحریکات حوزه دور افزایش می‌یابد. همچنین، در هر دو پل، حداکثر پاسخ جابجایی دهانه ها لزوما با افزایش شتاب اوج زمین افزایش پیدا نمی کند.
 
آقای علی کمالی، دکتر مهدی مخبری، دکتر عباس قلندرزاده،
جلد 16، شماره 2 - ( تابستان 1401 )
چکیده

مارن­‌ها از جمله خاک­‌های مسئله‌­داری هستند که به دلیل ماهیت تغییرشکل‌­پذیری و حساسیت به رطوبت و شرایط آب و هوائی به شدت دچار فرسایش می‌­شوند. عوارض این خاک­ها در بستر راه­‌ها، تکیه‌­گاه سدها، ساختگاه سازه­‌های بلند مرتبه و اندرکنش خاک-سازه و مانند آن مشاهده می­‌شود. هنگامی که خاک در اثر زلزله تحت ارتعاش قرار می‌گیرد ویژگی­‌ها و پارامترهای ژئوتکنیکی آن تغییر می­‌کند. رفتار مارن در برابر زلزله علاوه بر ویژگی­‌های ژئوتکنیکی از مشخصات دینامیکی که شامل سرعت موج برشی، سرعت موج فشاری، فرکانس طبیعی، مدول برشی و نسبت میرایی است نیز تأثیر می‌­پذیرد. این  ویژگی­‌ها را می‌توان از آزمایش‌های آزمایشگاهی و درجا به دست آورد. این تحقیق با هدف شناخت رفتار دینامیکی مارن­‌های شمال شیراز که ترکیبی از مارن حاوی سنگ گچ انیدریدی متورم شونده است انجام شده است. بدین منظور علاوه بر آزمایش های استاتیکی آزمایشگاهی و برجا، آزمایش سه محوری تناوبی نیز بر روی نمونه‌ها انجام شده است. نتایج تحقیق نشان داد که در مارن‌­های عادی تحکیم یافته با  افزایش فشار همه جانبه از 400 به 600 کیلو پاسکال (افزایش عمق خاک)، مدول برشی 50 از  به 200 کیلوپاسکال افزایش می‌یابد. بعلاوه رفتار نسبت میرایی برای کرنش‌های کمتر و بیشتر از یک درصد نسبتاً متفاوت است، اما در حالت کلی برای کرنش‌های بالاتر از یک درصد، با افزایش فشار همه جانبه از 100 تا  600 کیلوپاسکال نسبت میرایی از 21/ به 18/ کاهش می­‌یابد.

آیلار حسنیه، روزبه دبیری، علیرضا علیزاده مجدی، الناز صباغ،
جلد 16، شماره 4 - ( زمستان 1401 )
چکیده

خاک‌های لای دار شور که دارای سدیم هستند یک نوع دیگر از خاک‌های مسئله‌دار می‌باشند. زمانی که این نوع خاک تحت تأثیر آب قرار بگیرد می‌تواند دچار تورم و واگرایی شده و در نتیجه آن نشست و تغییر شکل به وقوع بپیوندد. با توجه به اینکه بخش وسیعی از حوضه آبریز دریاچه ارومیه و دشت تبریز را خاک‌های ریزدانه شور سدیمی فراگرفته است. بنابراین، بررسی و تثبیت خاک مسئله‌دار شور سدیمی موجود در منطقه با کمک فرآیند ژئوپلیمریزاسیون از اهداف اصلی تحقیق حاضر می‌باشد. بدین منظور، از ماده پومیس که دارای خاصیت پوزولانی است با درصدهای وزنی 3، 5 و 7 به ‌طور جداگانه به همراه محلول هیدروکسید کلسیم به ‌عنوان کاتالیزور با درصد 2، 5 و 7 با خاک مورد مطالعه مخلوط گردیدند. سپس نمونه­‌های ساخته شده به مدت یک روز عمل­آوری شدند. جهت ارزیابی رفتار ژئوتکنیکی خاک تثبیت شده آزمون‌­های آزمایشگاهی تراکم استاندارد، مقاومت فشاری تک محوری، برش مستقیم و تحکیم انجام گرفته است. نتایج بدست آمده از تحقیق حاضر نشان می­‌دهد، ترکیب 3 % پومیس به همراه 2 % هیدروکسید کلسیم پس از یک روز عمل­آوری مقاومت فشاری تک محوری را در لحظه گسیختگی نمونه تثبیت شده را به میزان 32/1 برابر افزایش داده است. همچنین ترکیب 7 % پومیس به همراه 2 % هیدروکسید کلسیم مقدار زاویه اصطکاک داخلی 20 برابر بهبود داده است. در انتها، ترکیب 7 درصد پومیس به همراه 2 درصد هیدروکسید کلسیم مقدار تورم آزاد را به مقدار 86 درصد کاسته است. 

خدیجه کرد، هیوا علمیزاده، حکیمه امانی پور،
جلد 17، شماره 1 - ( بهار 1402 )
چکیده

محدوده مورد مطالعه بخشی از حوضه رودخانه دز به‌شمار می‌آید که در قسمت میانی تا بخش انتهایی آن قرار دارد. در این محدوده به علت شرایط اقلیمی، نامنظم بودن توزیع بارندگی از نظر زمانی و مکانی، افزایش تقاضا برای منابع آب و محدودیت منابع آب سطحی، وابستگی زیادی به آب‌های زیرزمینی منطقه وجود دارد. هدف اصلی در این پژوهش بررسی عوامل مؤثر بر نوسانات سطح ایستابی دشت دزفول- اندیمشک طی دوره آماری ۲۰ ساله است. به این منظور با استفاده از داده‌های تراز چاه‌های پیزومتری و لاگ چاه­های محدوده مطالعاتی در نرم‌افزار WinLog، نقشه‌های سطح آب زیرزمینی و افت سطح ایستابی به روش IDW تهیه گردید. نتایج تحقیق نشان داد که بیشترین افت در قسمت‌های شمال شرق، جنوب شرق و غرب محدوده مطالعاتی رخ داده است. با توجه به این‌که در این قسمت‌ها میزان بارش زیاد و مقدار تبخیر و دما بالا است، یکی از دلایل افت در این قسمت‌ها را می‌توان به عوامل اقلیمی منطقه نسبت داد. از دیگر عوامل  موثر در افت سطح ایستابی، می‌توان به فاصله از کانال اصلی رودخانه و شیب زیاد منطقه  اشاره کرد. مقایسه تغییرات سطح ایستابی با دبی رودخانه دز نشان داد که همبستگی بالایی بین تغییرات این دو پارامتر با فاصله زمانی یک سال وجود دارد. بنابراین می‌توان رودخانه را به‌عنوان عامل مهم تغذیه منابع آب زیرزمینی در محدوده‌ی مطالعاتی در نظر گرفت. با توجه به رونق فعالیت‌های کشاورزی، چنانچه برداشت از این منابع محدود، به طور علمی و اصولی مدیریت نشود، منطقه در آینده در معرض خطر جدی بحران آب قرار خواهد گرفت.

- فاطمه خالویی، - هیوا علمیزاده،
جلد 17، شماره 2 - ( تابستان 1402 )
چکیده

دینامیک و تحول­‌پذیری چاله­‌های داخلی هر چند پدیده‌­ی شناخته شده‌­ای است، اما فرکانس و شدت این تغییر و تحول در زمان، الگوهای متفاوتی را معرفی می‌­کند. طی سال‌­های اخیر فرونشست زمین به دلایل مختلف از جمله رشد بی‌­رویه جمعیت، برداشت بیش از حد از منابع آب زیرزمینی به همراه عوامل دیگر سبب بروز مشکلات و معضلات فراوان به زمین­‌های کشاورزی، ساختمان‌­های مسکونی، جاده‌­ها، خطوط انتقال نیرو و ... شده است. در این پژوهش با هدف بررسی و پایش فرونشست دشت کازرون با استفاده از فن تداخل­‌سنجی راداری از داده‌­های سنتینل در بازه­‌ی زمانی سال 2015 و 2021 پرداخته شده است. در این راستا با مقایسه فازهای دو تصویر راداری دشت کازرون در محیط نرم‌افزار SNAP­، تغییرات سطح زمین بررسی شده است. نتایج پژوهش با توجه به مجموعه شواهد موجود نشان می‌­دهد، عامل اصلی فرونشست دشت کازرون برداشت بی­رویه آب از سفره­های زیرزمینی می‌­باشد. به‌ ­طوری­‌ که بیشترین میزان فرونشست در جهت جنوب محدوده‌­ی مورد مطالعه (اطراف مقبره شیخ محمد) با مقدار 90-80 میلی­متر در سال و نرخ بیشینه 9 سانتی­متر در سال در دشت کازرون ملاحظه می­‌گردد. بنابراین استفاده از تصاویر راداری سنتینل برای بررسی جا به‌ ­جایی‌­های سطح زمین بسیار مناسب می­‌باشد.

خانم فائزه سادات خندانی، آقای هادی عطاپور، آقای مصطفی یوسفی راد، آقای بهزاد خوش،
جلد 17، شماره 3 - ( پاییز 1402 )
چکیده

مواد پرکننده‌ فضاهای زیرزمینی معدنی از انواع مصالح مهندسی است که مشخصات دانه‌‌بندی سنگدانه آن‌ها تأثیر مستقیمی بر خواص مکانیکی و فیزیکی این مواد دارد. بر اساس بررسی‌های صورت گرفته، معیار جامعی در مورد مشخصات دانه‌بندی سنگدانه‌های مواد پرکننده معادن زیرزمینی ارائه نشده است. در مقاله حاضر محدوده‌های اندازه دانه‌ها و مشخصات دانه‌بندی سنگدانه‌های مورد استفاده در انواع پرکننده‌های معدنی شامل پرکننده هیدرولیکی، پرکننده خمیری و پرکننده سنگی مورد بررسی قرار گرفته است. در این راستا، منابع موجود در زمینه انواع مواد پرکننده جمع‌آوری شد. بر اساس داده‌های جمع‌آوری شده، محدوده ابعادی دانه‌ها در هر یک از پرکننده‌ها تعیین شد. سپس مشخصات دانه‌بندی هر یک از مواد پرکننده معادن از جمله میانگین قطر دانه‌ها (D50)، ضریب یکنواختی (Cu) و ضریب انحنا (Cc) محاسبه گردید. نتایج حاصل از بررسی منحنی‌های دانه‌بندی پرکننده‌های خمیری، هیدرولیکی و سنگی نشان داد که دانه‌ها در پرکننده سنگی، هیدرولیکی و خمیری به ترتیب دارای درشت‌ترین تا ریزترین محدوده‌ ابعادی می‌باشند. در نهایت مشخصات دانه‌بندی پرکننده تهیه شده از نخاله‌های ساختمانی به عنوان یک پرکننده جدید ارائه و با دانه‌بندی هر یک از پرکننده‌ها مقایسه شد. نتایج نشان داد منحنی دانه‌بندی پرکننده تهیه شده از نخاله ساختمانی در مرز بالایی محدوده ابعادی پرکننده هیدرولیکی و مرز پایینی محدوده ابعادی پرکننده سنگی قرار دارد.

حسین محمدزاده، وحید ناصری حصار، حمید قالیباف محمدآبادی،
جلد 17، شماره 4 - ( زمستان 1402 )
چکیده

به دلیل پیچیدگی هیدروژئولوژی مناطق کارستی، آب٬بندی سدها در چنین مناطقی سخت­٬تر، طولانی٬­تر و پرهزینه٬­تر و احتمال فرار آب از آن٬ها بیشتر است. پس از آبگیری سد قره­تیکان و ظهور چشمه­٬هایی در پایین دست و نشت آب از تکیه­٬گاه سازند آهکی تیرگان، امکان توسعه کارست مهم٬­ترین مشکل این سد به شمار می­٬رود. در این مقاله، با انجام مطالعات زمین­٬شناسی، زمین٬­شناسی ساختاری و درزه٬­نگاری، نفوذپذیری ژئوتکنیکی و روش تحلیل سلسله مراتبی٬پتانسیل توسعه کارست در محدوده و تکیه­٬گاه٬­های سد قره­تیکان مورد مطالعه قرار گرفته است. نتایج، نشان می٬­دهد که حدود 14/6 درصد از محدوده سد قره­تیکان، دارای پتانسیل بالایی در توسعه کارست می٬­باشد. محدوده سد قره­تیکان تحت تأثیر سامانه پهنه گسلی سررود است که باعث به ­هم خوردگی جناح چپ محور سد شده است. درزه٬­نگاری در تکیه٬­گاه سد قره­تیکان سه دسته درزه اصلی را نشان می­٬دهد. دو دسته از درزه٬­ها در تقاطع با محور سد و شیب دسته درزه دیگر به سمت حوضچه سد است. بررسی نتایج آزمایش٬­های نفوذپذیری لوژن در ساختگاه سد نشان می٬­دهد بیشترین نفوذپذیری در تکیه‌گاه چپ با جریان آشفته، و پس از آن در زیر بستر رودخانه با جریان خطی و آشفته دیده می­٬شود، اما در تکیه٬­گاه راست نفوذپذیری نداریم و جریان بیشتر خطی است. با توجه به مدل ساختاری مفهومی تهیه شده از موقعیت سد قره­تیکان و محل قرارگیری محور سد در سامانه گسلی سررود، و میزان بازشدگی و جهت شیب درزه٬­ها در ایستگاه‌ها، انتظار می٬­رود میزان نشت و فرار آب و امکان توسعه کارست از جناح چپ و بستر بیشتر از جناح راست سد باشد.

حسین ابراهیمی، فرزاد اکبری، سرور مزرعه اصل، بابک بیگلری،
جلد 17، شماره 4 - ( زمستان 1402 )
چکیده

چشمه کارستی ورسخواران با وسعت حوضه آبگیر حدود 50 کیلومتر مربع و میانگین آبدهی حدود 1/35 مترمکعب بر ثانیه یکی از مهم‌ترین چشمههای شهرستان فیروزکوه میباشد. به منظور ارزیابی خصوصیات هیدروژئولوژیکی و هیدروژئوشیمیایی چشمه، خصوصیات فیزیکی و شیمیایی آب چشمه طی 17 ماه اندازهگیری و آنالیز شده است. نتایج این مطالعه نشان داد منحنی فرود چشمه دارای یک شیب بوده و مقدار ضریب بده آن حدود 0.003 میباشد. اندک بودن ضریب تغییرات آبدهی، هدایت الکتریکی و یون‌های اصلی و همچنین تک شیب بودن منحنی فرود چشمه عمدتاً به دلیل شکل کشیده آبخوان و وجود طولانی مدت برف در حوضه آبگیر چشمه میباشد. با توجه به آبدهی نسبتاً بالای چشمه و وجود فروچاله و گودی مسدود در حوضه آبگیر چشمه و همچنین ضریب تغییرات اندک پارامترهای فیزیکی و شیمیایی چشمه، میتوان اینچنین اظهارنظر نمود که سیستم غالب جریان در آبخوان تغذیه کننده چشمه ورسخواران، از نوع مجرایی-افشان میباشد. با توجه به بازدیدهای صحرایی و ارزیابی درصد پوشش خاک، توسعه فضاهای انحلالی و سایر عوارض مورفولوژیکی کارست، درصد تغذیه سالیانه در محدوده مورد نظر برابر با 56 درصد برآورد شد. با داشتن مقادیر بارش، درصد تغذیه سالیانه، حجم تغذیه سالیانه حوضه آبگیر مقدماتی، برابر با 19/2 میلیون مترمکعب و حجم تخلیه سالیانه چشمه از طریق هیدروگراف سالیانه چشمه برابر با 20/1  میلیون مترمکعب محاسبه گردید. همچنین مشاهده گردید تیپ آب چشمه بیکربناته-کلسیک و لیتولوژی آبخوان آهکی دولومیتی می‌باشد.

خانم سرور مزرعه اصل، آقا فرزاد اکبری، خانم الهه ایرانی اصل، خانم لیلا حسینی شفیعی،
جلد 18، شماره 1 - ( بهار 1403 )
چکیده

  آب­٬های زیرزمینی یکی از منابع اصلی در تأمین آب کشاورزی، شرب و صنعت در کشور ایران، به ویژه مناطقی که دارای آب و هوای خشک و نیمه خشک می٬­باشد. از این‌رو، با توجه به اهمیت بالا منابع آب زیرزمینی، اطلاع از ضرایب هیدرودینامیکی به منظور تعیین جریان طبیعی آب و مدیریت بهره‌برداری بهینه از منابع آب زیرزمینی امری ضروری است. با توجه به نقش آبخوان دالون-میداوود در تأمین بخشی از آب مورد نیازمنطقه مورد مطالعه به ویژه جهت مصارف کشاورزی ضرایب هیدروینامیکی این آبخوان با استفاده از روش٬­های دانه بندی، ژئوفیزیک و آزمون پمپاژ برآورد گردید. ضرائب به هر سه روش محاسبه و با استفاده از دبی چاه‌های بهره برداری صحت سنجی گردید. در هر سه روش، ضرائب هیدرودینامیک (هدایت هیدرولیکی، آبدهی ویژه، ضریب قابلیت انتقال) در بخش‌‌های شمال، شمال شرقی بیشترین مقدار و در به سمت جنوب و شمال غرب کمترین مقدار را دار می‌باشند. نتایج نشان داد که 2 روش دانه بندی و آزمون پمپاژ بیشترین شباهت را با نقشه دبی چاه‌های بهره‌برداری دارند.

دکتر مهران اصفهانی زاده سخی لنگرودی، دکتر محمد داودی، دکتر ابراهیم حق شناس، دکتر محمدکاظم جعفری،
جلد 18، شماره 2 - ( تابستان 1403 )
چکیده

در این مقاله دقت و کارایی روش­‌های ژئوفیزیکی لرزه‌ای با منبع فعال و غیرفعال در تعیین ساختار زمین­‌شناسی زیر سطحی یک ساختگاه منتخب در شهر عباس‌­آباد واقع در شمال ایران مورد مطالعه قرار گرفته است. دراین راستا ابتدا با حفر چندین گمانه اکتشافی ساختار زمین‌­شناسی زیرسطحی ساختگاه مورد مطالعه با استفاده از آزمایش‌های زمین‌­شناسی مهندسی تعیین گردید. نتایج نشان داد که رسوبات سطحی ساختگاه عباس‌آباد از چهار لایه زمین­‌شناسی مجزا با جنس غالب ماسه­‌ای تشکیل یافته است. سپس با حفر دو گمانه مجزای دیگر آزمایش ژئوفیزیک لرزه‌­ای با منبع فعال از نوع پایین ­چاهی به منظور تعیین دقیق پروفیل سرعت موج برشی در لایه­‌های مختلف صورت پذیرفت. در بخش بعدی با استفاده از روش ثبت آرایه­‌ای امواج خردلرزه یا میکروتریمور که یک روش ژئوفیزیک لرزه‌­ای نوین و از نوع منبع غیرفعال می‌­باشد، برای تعیین ساختار زمین‌­شناسی زیرسطحی ساختگاه مورد مطالعه در قالب پروفیل سرعت موج برشی مورد استفاده قرار گرفت. برداشت آرایه­‌ای خردلرزه­‌ه‌ا با پانزده آرایش گوناگون گیرنده‌­ها (با تعداد و فواصل مختلف گیرنده‌­ها) و با دو روش F-K و SPAC مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد که هر دو روش ژئوفیزیک لرزه‌­ای با منبع فعال و غیرفعال کارایی قابل قبولی در تعیین لایه‌­بندی زمین­‌شناسی زیرسطحی ساختگاه داشته‌اند. همچین نتایج نشان داد روش پایین ­چاهی با دقت بالا سرعت موج برشی در هر لایه را نسبت به برداشت آرایه‌­ای میکروترمور تعیین می­‌کند اما نیاز به تولید مصنوعی امواج لرزه‌ای و حفر گمانه دارد. روش برداشت آرایه‌ای خردلرزه‌­ها بدون نیاز به حفاری و تولید امواج لرزه‌­ای مصنوعی کارایی بالایی هم در تعیین لایه‌­بندی زمین و هم تخمین سرعت موج برشی هر لایه داشته و به طور کلی نتایج این مقاله نشان داد که در تخمین سرعت موج برشی نسبت به روش پایین­چاهی تا حداکثر ۱۰ درصد خطا نشان می‌دهد.

دکتر ساسان معتقد، دکتر مرضیه شمسی زاده، دکتر نصراله افتخاری،
جلد 18، شماره 3 - ( پائیز 1403 )
چکیده

در این مقاله، فضای امکان خطر لرزه‌ای شهر اهواز ارائه شده است. برای این منظور، درخت منطقی تحلیل خطر به روش فازی شهودی وزن دهی و فضای خطر بر اساس درجات عضویت و عدم عضویت مبتنی بر نظر خبرگان تعریف شده است. سپس تفکیک خطر با استفاده از مفهوم مجموعه‌های فازی شهودی و با ساخت درخت منطقی فازی شهودی انجام شده است. فضای امکان خطر لرزه‌­ای شامل درجه عضویت و درجه عدم عضویت مسیرهای سهیم در تولید خطر است. فضای امکان خطر لرزه‌­ای، پذیرش، عدم پذیرش و همچنین ابهام هر مقدار ممکن خطر را از دیدگاه متخصصان بیان می­‌کند و به تحلیلگر کمک می‌­کند دید واضح­‌تری نسبت به انتخاب مقدار خطر مناسب داشته باشد. بر اساس نتایج مثال عددی ارائه شده در منطقه اهواز، خطر زلزله شهر اهواز در منطقه عدم اطمینان (عدم پذیرش) واقع شده است. بنابراین، تحلیل احتمالی خطر در این حالت با پذیرش اندک خبرگان مواجه است. این یافته به این معناست که از دیدگاه خبرگان این نتایج چندان قابل قبول نیست، همچنین خطر در منطقه ابهام کم واقع شده است. قابل قبول نبودن در کنار عدم ابهام به معنای آنست که خبرگان در قبول نداشتن این نتایج تقریبا اطمینان دارند. نتیجه کاربردی این یافته این است که مدل­‌ها و پارامترهای مورد استفاده در تحلیل خطر منطقه اهواز مورد تایید خبرگان نیست و لازم است تلاش بیشتری برای ارائه یا یافتن مدل­‌های مناسب و پارامترهای دقیق منطقه صورت گیرد.

آقا فرهاد ملائی، دکتر رضا محبیان، دکتر علی مرادزاده،
جلد 18، شماره 3 - ( پائیز 1403 )
چکیده

شاخص شکنندگی یکی از پارامترهای مهم در بررسی­ و مدل­سازی‌­های­ ژئومکانیکی است. روش‌­های زیادی برای تخمین شاخص شکنندگی ارائه شده است. یکی از روش­‌هایی که امروزه زیاد مورد استفاده قرار می‌­گیرد روش‌­های هوشمند است. در این مطالعه هدف ارائه الگوریتمی جدید با استفاده از الگوریتم‌­های یادگیری عمیق جهت پیش­بینی شاخص شکنندگی در یکی از چاه­‌های میدان هیدروکربنی در جنوب غرب ایران می‌­باشد. در این مقاله ابتدا پارامترهای موثر برای ورودی الگوریتم‌­ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون مشخص گردید و در ادامه با استفاده از (شبکه عصبی بازگشتی + شبکه عصبی پرسپترون چندلایه) (LSTM+MLPو (شبکه­ عصبی تبدیلی + شبکه عصبی بازگشتی) (CNN+ LSTMشاخص شکنندگی تخمین زده شد و مقدار خطا (MSEو ضریب تعیین  (R2برای داده‌­های آموزش و تست محاسبه گردید که برای داده‌­های آموزش و تست هر دو الگوریتم دارای ضریب تعیین نزدیک به 1 و خطای بسیار کم به دست آمده است. همچنین جهت اطمینان از نتایج الگوریتم­ها بخشی از داده به عنوان داده کور کنار گذاشته شد و خطا و ضریب تعیین برای این داده­‌ها نیز محاسبه گردید که خطا (MSE CNN+LSTM =26.0425,  MSE LSTM+MLP =32.075) به دست آمده است  و  ضریب تعیین
(
R2 CNN+LSTM  =0.8064,  R2 LSTM+MLP  =0.7615) به دست آمده است. نتایج بیانگر کارآیی الگوریتم‌­های یادگیری عمیق معرفی شده به عنوان روشی
جدید در پیش­بینی شاخص شکنندگی می‌­باشد که در مقایسه دو الگوریتم ارائه شده،الگوریتم  (
CNN+LSTM) دارای دقت بالاتر و خطای کمتری می‌­باشد.

 

دکتر عیسی حاجی رادکوچک، دکتر بهزاد رهنما، دکتر حسن نصراله زاده ساروی، آقای علی شهبازی، آقای رضا رائجی، آقای کاظم بابائی زیارتی،
جلد 18، شماره 3 - ( پائیز 1403 )
چکیده

بسیاری از محققان و پژوهشگران معتقدند که تأمین آب سالم، دفع بهداشتی و مدیریت بهینه سه محور سلامت را تشکیل می‌­دهند و در همه این موارد ضمن توجه به فرایند انجام کار کنترل مستمر نیز صورت گیرد. این مطالعه با هدف بررسی فصلی کیفیت فیزیکوشیمیایی و میکروبی آب رودخانه قره‌سو استان گلستان با استفاده از شاخص IRWQIsc طراحی و اجرا شد. برای رودخانه قره‌سو 6 ایستگاه نمونه‌­برداری مشخص شده و نمونه‌­برداری با تناوب هر ماه یکبار در چهار فصل سال 1400 انجام شد.
پارامترهای اندازه‌­گیری شده شامل پارامتر pH، COD ، BOD، اکسیژن محلول
 
(DO)، هدایت الکتریکی (EC)، آمونیوم  (NH4)، نیترات (NO3)، فسفات (PO4)، سختی کل(TH)، کدورت و کلی­فرم مدفوعی بود. با توجه به پارامترهای اندازه‌­گیری شده شاخص کیفیت آب‎های سطحی ایران IRWQIsc  محاسبه شد. نتایج حاصل از مطالعه بر اساس شاخص نشان داد که کیفیت این شاخص برای تمام ایستگاه‌­ها در تمام فصول بین 70/5 تا 14/7 بود است.
بر اساس این شاخص
 در پنج طبقه خوب (85-70/1)، نسبتاً خوب (70-55/1)، نسبتاً بد (44/9-30)، بد (29/9-15) و خیلی بد (کمتر از 15) قرار می­‌گیرد. پارامترهای تاثیرگذار شامل کل جامدات، کدورت، نیترات، درجه حرارت و کلی­فرم مدفوعی بوده است. می­‌توان نتیجه گرفت که میزان 70/5 با کیفیت خوب مربوط به (روستای توسکستان) در فصل زمستان و میزان 14/7 با کیفیت خیلی بد مربوط به (پل قره تپه) در فصل تابستان است که کیفیت آب رودخانه در ایستگاه پل جاده گرگان به آق­قلا (قربان آباد) در تمام فصول در طبقه بد قرار دارد به علت ورود مواد آلاینده شهری و صنعتی به این ایستگاه می‌باشد و ایستگاه روستای توسکستان در اکثر فصول دارای کیفیت خوب و نسبتاً خوب به‌دلیل اینکه توسکستان در بالا دست قرار گرفته و ورودی آب‎های جاری شفاف و پاک به آن منطقه بیشتر است و از آلاینده های صنعتی و شهری فاصله دارد. با توجه به نتایج حاصل از این تحقیق می‌توان پیشنهاد داد که منابع آلاینده ورودی به رودخانه قرهسو از ابتدا تا انتهای رودخانه مشخص گردد و کیفیت میکروبی از نظر میکروارگانیسمهای پاتوژن و کیفیت شیمیایی از لحاظ عناصر فلزات سنگین و سموم بررسی و رودخانه به صورت دوره زمانی مشخص جهت تعیین وضعیت کیفی طبق دستورالعمل پایش شود.

اکبر خداویردی زاده، حسن مومیوند،
جلد 18، شماره 4 - ( زمستان 1403 )
چکیده

در این تحقیق پایداری زمین لغزش گوگرد خوی نسبت به تغییرات زاویه اصطکاک داخلی خاک مورد بررسی قرار گرفته است. تجزیه و تحلیل آماری نتایج حاصل از تغییرات ضریب اطمینان روش‌های مختلف در تحلیل پایداری زمین لغزش گوگرد در تعداد 282 تحلیل نشان داد که: 1) در شرایط استاتیکی تحت تأثیر شرایط آب زیرزمینی در نتایج حاصل از تحلیل پایداری انواع روش‌ها تا 35/2 درصد تغییرات در ضریب اطمینان حاصل شد و بیشترین اختلاف در مقادیر ضریب اطمینان در روش فلنیوس معمولی، اسپنسر و موگان - پرایس بدست آمد. 2) در شرایط استاتیکی نسبت به تأثیر زاویه اصطکاک داخلی حاصل از تحلیل پایداری انواع روش‌ها ضریب اطمینان تا 35 درصد تغییرات نشان داد و بیشترین اختلاف در مقادیر ضریب اطمینان نسبت به روش‌های دیگر در روش فلنیوس معمولی و روش اسپنسر بدست آمد. 3) در شرایط شبه استاتیک و دامنه در حالت خشک در روش‌های مختلف تحلیل تا 5 درصد تغییرات در ضریب اطمینان و تحت تأثیر شرایط آب زیرزمینی، تغییرات ضریب اطمینان تا 39/9 درصد حاصل شد و بیشترین تغییرات در ضریب اطمینان دامنه در حالت خشک در روش جانبو ساده شده، روش اسپنسر و موگان - پرایس و تحت تأثیر آب زیرزمینی، بیشترین تغییرات در ضریب اطمینان در روش فلنیوس معمولی و روش اسپنسر بدست آمد. در بررسی نتایج حاصل از این تحقیق تأثیر شرایط مختلف سطح آب زیرزمینی، زاویه اصطکاک داخلی خاک و نیروی زلزله بر مکانیسم تحلیلی روابط موجود در انواع روش‌ها علت اصلی اختلاف نتایج روش‌های مختلف تحلیل پایداری شناخته می‌شود.

آقا مسعود اسماعیل‌زاده، آقا ابراهیم کشاورز، آقا محمد گلخندان،
جلد 18، شماره 4 - ( زمستان 1403 )
چکیده

برآورد هزینه‎های احداث تونل یکی از مهم‌ترین اقدامات در جهت مدیریت پروژه است. عوامل متعددی بر روی هزینه تمام شده یک پروژه تونلی اثرگذار است. پیچیدگی و عدم اطمینان در شناسایی این عوامل موجب برآورد اشتباه از هزینه‌های پروژه می‌‎شود. روش‌های تحلیلی مختلفی جهت برآورد هزینه‌های احداث تونل توسعه داده شده است که همواره با معایبی مواجه بوده‌اند. استفاده از اطلاعات واقعی هزینه کرد سایر پروژه‌ها می‌‎تواند تا حد زیادی معایب روش‌های تحلیلی را رفع نماید. در این پژوهش ابتدا گسترش روزافزون صنعت تونل‌سازی و تأثیر آن در توسعه زیرساخت‌های اقتصادی بحث شده است. در ادامه سابقه پژوهش در مورد برآورد هزینه‌های تونل‌سازی و روش‌های توسعه داده شده در این زمینه ارائه شده است نبود فهرست‌بهای تخصصی پایه تونل‌سازی در ایران برخلاف سایر کشورهای توسعه‌یافته موجب برآوردهای اشتباه در هزینه کرد پروژه‌های تونل‌سازی می‌‎شود. در این پژوهش با بررسی روش‌های قطعی و احتمالی برآورد هزینه تمام شده احداث تونل مکانیزه، با استناد بر فهرست‌بهای واحد پایه رشته سدسازی سال 1403 هزینه حفاری تونل در ایران با سایر کشورها مقایسه شده است. نتایج این پژوهش مؤید اختلاف 30 درصدی در نسبت هزینه‌های نیروی انسانی به هزینه کل پروژه و 92 درصدی هزینه حفاری هر متر تونل مکانیزه در ایران در مقایسه با سایر کشورها می‌‎باشد، که این امر موجب عدم رغبت پیمانکاران خصوصی جهت فعالیت در پروژه‌های تونلی در ایران شده است. همچنین تهیه فهرست‌بهای جامع پایه تونل‌سازی به‌عنوان یک راهکار جهت افزایش دقت در برآورد هزینه‌کردهای پروژه‌های تونلی پیشنهاد می‌‎گردد.

نازیلا داداش زاده، مرتضی هاشمی، ابراهیم اصغری کلجاهی، اکبر قاضی فرد،
جلد 19، شماره 1 - ( بهار 1404 )
چکیده

توسعه شهری تبریز با چالش‌­های زمین­‌شناسی و مهندسی زیادی همراه می­‌باشد؛ چرا که ساخت و سازهای جدید در این شهر، با سنگ‌­های آرژیلیتی- مارنی نئوژن مرتبط هست که دارای مقاومت مکانیکی و ظرفیت باربری پایین و همچنین تغییرشکل‌­پذیری بالا می­‌باشند. هدف از این مطالعه، تجزیه و تحلیل این سنگ‌­ها، برای تعیین بهترین و کاربردی‌­ترین همبستگی‌های ویژگی‌های سنگ شناسی، فیزیکی، مکانیکی با نتایج آزمایش فراصوت است که ممکن است برای تخمین مقاومت فشاری تک محوری (UCS)، سرعت موج فشاری (Vpو مدول الاستیک (E)  مفید باشد. این مطالعه نشان داد که سنگ­‌های آرژیلیتی- مارنی، در زمره سنگ‌های بسیار ضعیف تا ضعیف و یا خاک سخت با تغییر شکل‌پذیری بسیار بالا، سرعت موج فشاری و برشی بسیار کم هستند که در رنگ­‌های زرد، سبز زیتونی، خاکستری تا خاکستری تیره و قهوه‌­ای در بیشتر قسمت­‌های شهر رخنمون دارند. در این مطالعه، ویژگی‌­های فیزیکی، کانی­‌شناسی، UCS ، E  با سرعت امواج لرزه‌­ای دارای روابط خطی معنی­‌داری هستند و همبستگی قوی بین سرعت موج  فشاری با مقاومت فشاری تک محوری، پارامترهای مقاومت برشی، محتویات سیمان  و ترکیب کانی‌­شناسی در این سنگ­‌ها، وجود دارد. این روابط نشان داد که کانی‌شناسی، تخلخل، دانسیته و شاخص دوام وارفتگی،  از جمله پارامترهای بسیار موثر در سرعت امواج لرزه‌­ای هستند و تغییرات، تنوع بافتی و ریزساختاری نمونه‌­های آرژیلیتی- مارنی باعث رفتار مکانیکی متنوع این سنگ‌­ها شده است که تا حدودی غیرقابل پیش‌­بینی و پیش‌گیری از خطرات احتمالی است. علاوه بر این نتایج، شاخص­ ترک­‌خوردگی کیفی (IQ) بر اساس سرعت موج P  نمونه‌­ها تعیین شد و نمونه­‌ها در رده­‌های بسیار شکاف­‌دار طبقه بندی شدند.


سروش مهدویان، علی رئیسی استبرق، شیما آزاده رنجبر،
جلد 19، شماره 3 - ( پائیز 1404 )
چکیده

در این تحقیق اثر آلاینده دی‌متیل‌فتالات بر خواص فیزیکی و مکانیکی خاک رسی و امکان بهسازی آن با استفاده از دو ماده افزودنی آهک هیدراته و منیزیم ‌اکسید با انجام آزمایشات آزمایشگاهی مورد بررسی قرار گرفت. خاک رسی به صورت مصنوعی با ماده دی‌متیل‌فتالات در آزمایشگاه آلوده گردید. مواد افزودنی آهک و منیزیم‌اکسید با درصد‌های وزنی 5%، 10% و 15% به خاک طبیعی و خاک آلوده اضافه و مخلوط گردید. آزمایش‌های انجام شده به منظور بررسی خواص فیزیکی و مکانیکی خاک رسی آلوده شده به دی‌متیل‌فتالات در این تحقیق شامل حدود اتربرگ، تراکم، مقاومت فشاری تک محوری و میکروسکوپ الکترونی روبشی  (SEM)  روی نمونه‌های مختلف می‌باشد. نمونه‌های مقاومتی به روش تراکم استاتیکی تهیه شدند و آزمایشات مقاومتی در زمان‌های عمل‌آوری 7، 14 و 28 روزه صوررت گرفت. نتایج نشان داد که افزودن دی‌متیل‌فتالات به منجر کاهش مقادیر حدود اتبرگ، پارامتر‌های تراکمی (وزن واحد حجم خشک ماکزیمم و رطوبت بهینه) و مقاومت فشاری خاک در مقایسه با خاک طبیعی می‌شود. نتایج مقاومت فشاری نشان داد افزودن 10% از آهک و یا منیزیم‌اکسید سبب کاهش مقاومت نمونه‌ها می‌شود به عنوان مثال در زمان عمل‌آوری 14 روز برای 10% از آهک و منیزیم‌اکسید سبب کاهش مقاومت نمونه‌های خاک آلوده به ترتیب به میزان 43/4%  و 63/8% نسبت به 5% از این مواد افزودنی می‌گردد. علاوه بر این، مقایسه نتایج نمونه‌های بهسازی شده با یکدیگر نشان داد که برای درصد‌های بالای افزودنی منیزیم‌اکسید و یا آهک سبب بهسازی خاک آلوده می‌گردد و همچنین مقادیر E50  برای آزمایش‌های مقاومتی در حالات مختلف محاسبه گردید. نتایج SEM هم نشان‌دهنده آن است که واکنش‌های شیمیایی بین ماده افزودنی و خاک صورت گرفته است.

مهندس محمد حسین جوکار، دکتر ماشااله خامه چیان، دکتر محمدرضا نیکودل، دکتر اصغر آزادی،
جلد 19، شماره 3 - ( پائیز 1404 )
چکیده

شناسایی و بررسی عوامل مؤثر بر تشکیل کارست‌های گچی یکی از موضوعات جدید و جذاب در سه دهه اخیر است. مقاومت پایین گچ به همراه فرایند انحلال و شکل‌پذیری آن در مقیاس زمان انسانی باعث تشکیل کارست‌های گچی، حفرات و غارها در سازندهایی که شامل لایه‌های گچی هستند، می‌گردد که این پدیده می‌تواند تأثیر بسیار مخربی بر ویژگی‌های مهندسی زمین همچون ظرفیت باربری، نشست پذیری و غیره به‌خصوص در سایت‌های دارای صنایع سنگین همچون پتروشیمی‌ها به دلیل قرارگیری مخازن بزرگ و تأسیسات آن‌ها بر سطح زمین داشته باشد. بنابراین شناسایی و مطالعه آن‌ها برای احداث و نگهداری سازه‌های مختلف مهندسی بسیار حائز اهمیت است. بر این اساس در این پژوهش کارست‌های گچی زیرسطحی مجتمع پتروشیمی مسجدسلیمان با استفاده از تلفیق روش ژئوفیزیکی غیر مخرب (GPR) در 24 پروفیل به طول کل 2307 متر (مجموع دو آنتن) و روش ژئوتکنیکی (حفر  113 گمانه در اعماق 40-20 متر) مورد ارزیابی قرار گرفت و پس از تحلیل و بررسی داده‌ها، تعداد 32 مورد کارست گچی زیرسطحی در اعماق 36-4 متری مورد شناسایی قرار گرفت. در ادامه با بررسی و پردازش تصویر ماهواره‌ای کرونا مربوط به نیم‌قرن پیش الگوی مجاری آب سطحی و با اندازه‌گیری عمق آب در گمانه‌ها، نقشه‌های سطح و جهت جریان آب زیرزمینی منطقه ترسیم و مشخص گردید عمده حضور کارست‌های گچی در محل تجمع جریان آب زیرزمینی می‌باشد. درنهایت با نمونه‌برداری از آب زیرزمینی و انجام آزمایش‌های شیمی آب میانگین مقدار سولفات آب زیرزمینی 1480ppm  به دست آمد که این شرایط محیطی ازنظر هجوم سولفات شدید می‌باشد.

دکتر نیما حیدرزاده، آقا علی توکلی،
جلد 19، شماره 6 - ( مقالات آماده انتشار 1404 )
چکیده

هدف این مطالعه ارائه یک روش عملی جدید برای استفاده از ضایعات تخریب به عنوان بتن بازیافتی است. بتن فومی با چگالی 960 (کیلوگرم بر متر مکعب) با استفاده از ضایعات تخریب ریزدانه تولید شد. به جای استفاده از سنگدانه‌های سنتی، از دو گروه ضایعات تخریب، با گچ (WG) و بدون گچ (W)، در مخلوط بتن با درصدهای وزنی 30، 70 و 100 استفاده شده است. آزمایش‌های انجام شده شامل جدول جریان، مقاومت فشاری تک محوری (UCS) و میکروسکوپ الکترونی روبشی (SEM) بودند. نتایج نشان داد که افزایش درصد ضایعات ساختمانی جایگزین شده، به دلیل جذب آب بالای آنها، سرعت جریان نمونه‌ها را کاهش می‌دهد. علاوه بر این، چگالی مرطوب اندازه‌گیری شده نمونه‌های بازیافتی از 906 تا 1022 (کیلوگرم بر متر مکعب) متغیر است. با جایگزینی ضایعات ساختمانی با ماسه به میزان 30، 70 و 100 درصد، UCS 28 روزه به ترتیب 36، 23 و 19.9 درصد کاهش می‌یابد. بالاترین UCSها در S0W100 و S0WG100 مشاهده شد، با میانگین UCSهای 28 روزه به ترتیب 2.38 و 2.55 (مگاپاسکال). سپس، مقدار ضایعات گچ (6.6٪) تأثیر قابل توجهی در کاهش UCS ندارد. نتایج SEM همچنین نشان داد که میانگین درصد منافذ ناشی از استفاده از معرف فوم در نمونه‌هایی با جایگزینی 100٪، 30٪ و 70٪ مواد بازیافتی به ترتیب 17.6٪، 18.6٪ و 21.3٪ کاهش یافته است. مطالعه حاضر استفاده مستقیم از ضایعات تخریب به همان صورت تولید شده قبل از دفع آنها را پیشنهاد می‌کند.

حسین محمدزاده، نازنین نثاری اشک زری، محمود ارجمند شریف،
جلد 20، شماره 1 - ( 3-1405 )
چکیده

در مناطق خشک و نیمه‌خشک، فشار فزاینده بر منابع آب زیرزمینی، پایداری کمی آبخوان‌ها را با چالش‌های جدی مواجه ساخته است. آبخوان مشهد - چناران به ‌عنوان یکی از مهم‌ترین آبخوان‌های آبرفتی شمال شرق ایران و منبع اصلی تأمین آب شرب شهر مشهد، طی سال‌های اخیر تحت تأثیر برداشت‌های گسترده قرار گرفته است. در این پژوهش، پایداری کمی آبخوان مشهد - چناران بر اساس تحلیل هم‌زمان تغییرات دبی چاه‌ها، ضخامت اشباع آبخوان، ضریب آبدهی ویژه (Sy)، ظرفیت ویژه (Q/s) و افت ویژه (s/Q) طی دوره آبی 1396-1395 تا 402-1401 ارزیابی شده است. نتایج نشان می‌دهد در طی دوره مطالعه، دبی چاه‌ها، به‌ ویژه در نواحی جنوب شرقی و مرکزی آبخوان، کاهش محسوسی داشته و هم‌زمان، ضخامت اشباع آبخوان روندی کاهشی را تجربه کرده است. آبدهی ویژه آبخوان از حدود 0/95 به حدود 0/25 کاهش یافته است که بیانگر کاهش حدود ۷۴ درصدی ظرفیت ذخیره‌سازی آبخوان می‌باشد. همچنین، ظرفیت ویژه (Q/s) از حدود 0/63 به 0/43 میلیون مترمکعب در سال کاهش‌یافته است که معادل کاهش حدود ۳۲ درصدی این شاخص است. در مقابل، افت ویژه (s/Q) از حدود1/56 به 2/30 متر افزایش یافته که نشان‌دهنده افزایش حدود ۴۷ درصدی افت سطح ایستابی به‌ازای دبی برداشت و کاهش کارایی هیدرولیکی سیستم بهره‌برداری آبخوان است. نتایج تحلیل مساحتی پایداری کمی آبخوان در دوره آبی 1402-1401 نشان می‌دهد که حدود ۳۵ درصد از مساحت آبخوان در وضعیت ناپایدار، ۴۲ درصد در وضعیت نیمه‌پایدار و تنها ۲۳ درصد در وضعیت پایدار قرار دارد. به‌ طور کلی، نتایج این پژوهش بیانگر تشدید ناپایداری کمی آبخوان مشهد - چناران و ضرورت بازنگری در الگوی بهره‌برداری، کنترل برداشت و پایش مستمر سطح ایستابی به ‌منظور حفظ بهره‌برداری پایدار از آبخوان است.


صفحه 3 از 4     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به نشریه زمین شناسی مهندسی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 CC BY-NC 4.0 | Journal of Engineering Geology

Designed & Developed by : Yektaweb