3 نتیجه برای مولتیپل اسکلروزیس
فاطمه ستودهنیا، محمدحسین عبداللهی، مهناز شاهقلیان،
دوره 2، شماره 2 - ( 6-1393 )
چکیده
پژوهش حاضر با هدف بررسی خستگی شناختی در افراد مبتلا به بیماری ام. اس و افراد غیرمبتلا با در نظر گرفتن سبک اسنادی افراد انجام شد. نخست از میان بیماران زن عضو انجمن ام. اس شهر اصفهان با توجه به نمرات بدست آمده از پرسشنامه سبک اسناد، 40 بیمار مبتلا انتخاب شدند، سپس بر اساس نمونهگیری در دسترس 40 زن غیرمبتلا که با گروه مبتلایان در نمره بدست آمده از پرسشنامه سبک اسناد و ویژگیهای سن، تحصیلات و وضعیت تأهل همتا شده بودند به عنوان گروه کنترل انتخاب شدند. آزمودنیها در ۸ گروه (4 گروه کنترل و 4 گروه آزمایش) هر کدام ۱۰ نفر جایگزین شدند. پژوهش دارای چند مرحله بود. در مرحله اول آزمودنیها در گروههای کنترل و آزمایش با مسائل تشخیصی قابل کنترل و غیرقابل کنترل روبهرو شدند و به دنبال آن در مرحله دوم، گروهها در موقعیت حل مسائل آناگرام قرار گرفتند. دادهها به وسیله تحلیل واریانس و آزمون تعقیبی توکی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج حاکی از آن بود که بین گروههای هشتگانه در خستگی شناختی با توجه به سبک اسناد و نوع تکالیف تفاوت معنادار وجود دارد. به طوریکه مبتلایان به ام. اس که دارای سبک اسناد مثبت هستند در مواجه با تکالیف غیر قابل حل در مقایسه با مبتلایانی که سبک اسناد منفی دارند، خستگی شناختی کمتری را نشان میدهند. همچنین میزان خستگی شناختی در این افراد هیچ تفاوتی با همتایان سالم غیر مبتلایشان ندارد. گروه بیماران ام. اس با سبک اسناد منفی در مواجه با تکالیف غیر قابل حل خستگی شناختی بیشتری را در مقایسه با مبتلایان با سبک اسناد مثبت در مواجه با تکلیف آسان نشان میدهند.
مهدی جهانی، محمد ناصحی، مهدی تهرانی دوست، محمدحسین حریرچیان، محمدرضا زرین دست،
دوره 10، شماره 1 - ( 3-1401 )
چکیده
مولتیپل اسکلروزیس (MS) یک وضعیت التهابی میلین زدای سیستم عصبی مرکزی است که اغلب به عنوان اختلالی خود ایمن در نظر گرفته میشود. این بیماران درگیر نقایص شناختی وسیع و گستردهای همچون ضعف توجه و تمرکز و حافظه و سرعت پردازش هستند؛ لذا پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر آندی تحریک الکتریکی مستقیم قشری مغز (tDCS) بر عملکرد توجه پایدار در بیماران مبتلا به MS در قالب یک طرح روش پیش آزمون-پس آزمون همراه با گروه کنترل انجام گرفت. بدین منظور 32 بیمار مبتلا به بیماری MS با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس، انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. مداخله شامل 10 جلسه تحریک الکتریکی مستقیم بود که طی آن بیماران به دو گروه تقسیم شدند، یک گروه تحریک واقعی و گروه دیگر تحریک ساختگی یا شم دریافت کردند. ابزارهای پژوهش استفاده از خرده آزمونهای سرعت واکنش(RTI) و آزمون پردازش سریع اطلاعات دیداری (RVP) در آزمون کارکردهای عصبی دانشگاه کمبریج (CANTAB) بود. تجزیه و تحلیل دادهها بر اساس از آزمون تی مستقل و وابسته برای مقایسه نمرههای پیشآزمون، پس آزمون در دو گروه آزمایش و کنترل انجام شد. نتایج نشان دهنده بهبود توجه پایدار و سرعت پردازش در گروه آزمایش در سطح معناداری 0.05 بود. بنابراین نتیجه میگیریم که تحریک الکتریکی مغز بصورت فراجمجمه ای منجر به بهبود نقص توجه پایدار و سرعت واکنش در بیماران مبتلا به ام اس می شود.
مریم حضرتی، محمد حسین عبداللهی، مهناز شاهقلیان، بلال ایزانلو،
دوره 13، شماره 4 - ( 12-1404 )
چکیده
مولتیپل اسکلروزیس (ام. اس) یک بیماری التهابی مزمن دستگاه عصبی مرکزی است که نشانههای این اختلال شامل دامنه گستردهای از علایم بالینی از جمله اختلال شناختی می باشد. درپژوهش حاضر، بررسی اثر بخشی برنامه آموزشی توانبخشی ریهاکام مبتنی برمدل جامع نارسایی شناختی(بر اساس مدل جامع تدوین شده توسط حضرتی و همکاران 1403که بر مبنای یک مرور نظام مند به چهار متغیر شناختی که در بیماری ام .اس دچار نارسایی شده اند( توجه، حافظه کاری، پردازش اطلاعات وخستگی اشاره می کند)، بر بهبود نارساییهای شناختی افراد مبتلا به ام.اس پرداخته شد. پژوهش کمی واز نوع کاربردی است واز نظر طرح پژوهش آزمایشی از نوع پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل وپیگیری بعد از یکماه گروه آزمایشی می باشد. پس از هماهنگی با انجمن ام.اس البرز ، 30 نفر مبتلا به بیماری ام.اس نوع عود کننده-فروکش کننده به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند ودر دوگروه آزمایشی وکنترل به روش تصادفی قرار گرفتند (هر گروه 15 نفر). سپس با استفاده از ابزارهای پژوهش از هر دوگروه آزمایش وکنترل پیش آزمون (آزمونهایPASAT وSDMT وFSS ) به عمل آمد و پروتکل برنامه آموزشی ریهاکام در 8 جلسه تنظیم شد.این جلسات به صورت هفتگی (دو جلسه در هفته ) و هر جلسه 40 تا 60 دقیقه برگزار شدند. در طی جلسات از طریق تکالیف شناختی رایانه ای ریهاکام آموزشها درجهت بهبود متغیرهای شناختی داده شد. نتایج پژوهش نشان داد که برنامه آموزشی توانبخشی ریهاکام اثر بخش بوده وبه نظر می رسد، این جلسات آموزشی بر بهبود نارسایی توجه، حافظه کاری، پردازش اطلاعات وخستگی موثر بوده است. و این بهبودی در نمرات پس آزمون و سپس نتایج آزمون پیگیری در گروه آزمایشی ، بعد از یکماه پایدار بوده است. با توجه به دامنه گسترده اختلالات و نارساییهای شناختی ناشی از بیماری ام.اس،یک برنامه آموزشی توانبخشی شناختی که بتواند متغیرهای نارسایی شناختی مدل جامع را دربربگیرد و به بهبود این متغییرهای شناختی بپردازد،کمک زیادی به بیماران ام.اس میکند.برنامه توانبخشی ریهاکام به خوبی توانست این نارسایی ها را در طی جلسات آموزشی بهبود ببخشد ونتایج آن پایدار بماند. نتایج این پژوهش، می تواند توجه محققان را به برنامهریزی درمانهای شناختی جلب کند.