جستجو در مقالات منتشر شده


4 نتیجه برای مداخله

محمد خدایاری فرد، الهه حجازی، مسعود غلامعلی لواسانی، زینب عظیمی،
دوره 5، شماره 1 - ( 3-1396 )
چکیده

حرمت خود پایین یکی از مؤلفه‌های کلیدی و زیربنایی در آسیب‌شناسی روانی، ازجمله اضطراب امتحان است. به نظر می‌رسد که میزان فعالیت بازنمایی‌های مثبت فرد از خودش در حافظه، نقش مهمی در  ادراک فرد از خودش ایفا می‌کند. هدف از مقاله حاضر، تعیین اثر تقویت بازنمایی‌های حافظه بر حرمت خود در افراد دارای اضطراب امتحان بود. روش این پژوهش، شبه آزمایشی از نوع پیش‌آزمون-پس‌آزمون بود. بر اساس رویکرد رقابت بازیابی، یک بسته آموزشی جهت ارتقاء حرمت خود طراحی شد و پس از تأیید اعتبار محتوای آن توسط 5 متخصص روانشناس، این بسته در قالب مداخله گروهی 10 جلسه‌ای (هر هفته یک جلسه به مدت 1 ساعت) اجرا شد. شرکت‌کنندگان در پژوهش 10 دانش‌آموز مقطع دبیرستان با تشخیص اضطراب امتحان بودند که با روش نمونه‌گیری هدفمند و در دسترس انتخاب شده و قبل و پس از مداخله و همچنین در پیگیری یک‌ماهه، پرسشنامه‌های اضطراب امتحان اسپیلبرگر و حرمت خود روزنبرگ را تکمیل نمودند. تحلیل داده‌ها با روش تحلیل روند یک‌راهه (تحلیل واریانس اندازه‌گیری‌های مکرر) صورت گرفت. یافته‌ها نشان داد که اجرای این مداخله توانسته منجر به بهبود حرمت خود و کاهش معنادار اضطراب امتحان در افراد نمونه گردد (01/0 ˂ p) و این روند تا پیگیری یک‌ماهه نیز ادامه یافت. بطور کلی به نظر می‌رسد که انجام مداخله بر روی مؤلفه‌های زیربنایی آسیب‌شناسی روانی، از جمله حرمت خود پایین، می‌تواند اثرات مفید و همچنین پیشگیرانه‌ای در این زمینه داشته باشد و حتی بدون چالش عمدی با افکار، ممکن است بتوان تغییراتی در خودپنداره افراد ایجاد کرد.


سمیرا نصرآبادی، سید محمد حسین موسوی نسب، قاسم عسکری زاده، محسن شهبا،
دوره 9، شماره 3 - ( 7-1400 )
چکیده

بدعملکردی کارکرد اجرایی یکی از مشخصه های آسیب مغزی تروماتیک (TBI) است و با عوارض قابل توجهی همراه است. نقص در حل مسئله،تنظیم هیجان و توجه از متداول‌ترین پدیده‌های بعد از آسیب مغزی می‌باشد. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی مداخله کوتاه‌مدت کارکرد اجرایی مضاعف بر حل مسله، تنظیم هیجان و توجه انتخابی در بیماران آسیب مغزی تروماتیک صورت گرفت. در یک طرح نیمه آزمایشی با پیش آزمون پس آزمون توام با گروه کنترل، و با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند،20 آزمودنی دچار آسیب مغزی به صورت تصادفی در دو گروه آزمایشی و کنترل جایگزین شدند (10نفر در گروه آزمایش و10نفر درگروه گواه). پس از اجرای پیش آزمون گروه آزمایش مداخله کوتاه‌مدت کارکرد اجرایی مضاعف را طی 8 جلسه 90 دقیقه‌ای دریافت کرد در حالی‌که گروه کنترل مداخله‌ای دریافت نکرد. سنجش در دو مرحله ی پیش آزمون پس آزمون و با استفاده از مجموعه آزمون‌های نرم افزاری برج لندن، استروپ و پرسشنامه تنظیم هیجان جان و گراس(2003) انجام شد. جهت تحلیل داده‌ها از روش تحلیل کواریانس استفاده گردید. نتایج نشان داد که بین گروه آزمایش، نسبت به گروه گواه، تفاوت معناداری در میانگین نمرات، در پس آزمون در تمام متغیرها وجود دارد. بنابراین می‌توان نتیجه گرفت مداخله کوتاه‌مدت کارکرد اجرایی مضاعف، اثر بخشی چشمگیری بر بهبود توجه، تنظیم هیجان و حل مسئله افراد آسیب مغزی تروماتیک دارد.

فاطمه بهروزفر، الناز بانیانی، آرزو سیاه چشم، بهاره محمدی،
دوره 13، شماره 3 - ( 9-1404 )
چکیده

افسردگی در بستر روابط زوجی با اختلال در فرایندهای بنیادین شناختی، به‌ویژه سوگیری‌های توجهی و کاهش انعطاف‌پذیری شناختی، همراه است و می‌تواند به تداوم تعارض‌های بین‌فردی و افت کیفیت رابطه منجر شود. هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی مداخله مبتنی بر ذهن‌آگاهی بر کاهش سوگیری توجه و ارتقای انعطاف‌پذیری شناختی در زوجین دارای افسردگی بود. پژوهش با طرح نیمه‌آزمایشی پیش‌آزمونپس‌آزمون با گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری شامل زوجین مراجعه‌کننده به کلینیک روان‌شناسی در شهر تهران در سال ۱۴۰۴ بود که ۳۰ نفر به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب و به‌صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه کانون توجه وودی و همکاران (1997) و  پرسشنامه انعطاف پذیری شناختی   دنیس و وندروال(2010) بود.  گروه آزمایش طی ۱۰ جلسه تحت مداخله مبتنی بر ذهن‌آگاهی قرار گرفت، در حالی که گروه کنترل مداخله‌ای دریافت نکرد. داده‌ها با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه‌گیری مکرر تحلیل شدند. نتایج نشان داد که مداخله مبتنی بر ذهن‌آگاهی موجب کاهش معنادار سوگیری توجه متمرکز بر خود و توجه بیرونی و افزایش معنادار ابعاد انعطاف‌پذیری شناختی شامل جایگزین‌ها، کنترل و جایگزین‌هایی برای رفتار انسانی در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل شد (۰٫۰۱ > p).  این یافته‌ها نشان می‌دهد که مداخله مبتنی بر ذهن‌آگاهی با بهبود تنظیم توجه و افزایش انعطاف‌پذیری شناختی می‌تواند به‌عنوان رویکردی مؤثر در مداخلات زوج‌درمانی و درمان افسردگی مورد توجه قرار گیرد.

ندا براتی کلهر، پروانه سر کشیک زاده، مهری ازندریانی، فاطمه قاسم پور، زهره قنبری،
دوره 13، شماره 3 - ( 9-1404 )
چکیده

هدف پژوهش حاضر بررسی و مقایسه اثربخشی دو مداخله روان‌شناختی بر انعطاف‌پذیری شناختی و کنترل بازداری در بیماران مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر بود. پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر طرح، نیمه‌آزمایشی با پیش‌آزمون، پس‌آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل بیماران مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر مراجعه‌کننده به مراکز مشاوره و روان‌پزشکی شهر تهران در سال ۱۴۰۴ بود و نمونه پژوهش شامل ۴۵ نفر بود که به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند. داده‌ها با استفاده از پرسشنامه انعطاف‌پذیری شناختی و آزمون کنترل بازداری جمع‌آوری شد و تحلیل‌ها با نرم‌افزار SPSS نسخه ۲۷ در دو سطح توصیفی و استنباطی با استفاده از تحلیل کوواریانس انجام شد. نتایج نشان داد که هر دو مداخله موجب بهبود معنادار انعطاف‌پذیری شناختی و کنترل بازداری شدند، اما اثر مداخله مبتنی بر پذیرش و ذهن‌آگاهی بر هر دو متغیر قوی‌تر و برجسته‌تر بود. یافته‌های حاضر می‌تواند راهنمای انتخاب مداخلات هدفمند و بهینه در درمان بیماران مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر باشد.



صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه روانشناسی شناختی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 CC BY-NC 4.0 | فصلنامه روانشناسی شناختی

Designed & Developed by : Yektaweb