4 نتیجه برای حافظهکاری
محمدعلی نظری، سارا جعفرپور ممقانی،
دوره 2، شماره 4 - ( 11-1393 )
چکیده
از آنجا که ظرفیت حافظهکاری پیشبینی کننده تفاوتهای فردی موجود در گستره وسیعی از تواناییهای ذهنی است، پژوهش حاضر به بررسی تاثیر ظرفیت حافظهکاری بر ادراک زمان در کودکان پیشدبستانی میپردازد. ابتدا حافظهکاری 108 آزمودنی با مجموعه آزمونهای CANTAB اندازهگیری شده ، سپس 21 کودک در گروه با ظرفیت بالا و 20 کودک در گروه با ظرفیت پایین حافظهکاری طبقهبندی شدند. سپس هر دو گروه دو نوع تکلیف بازتولید زمانی را اجرا نمودند: از آنان خواسته شد که بازههای زمانی 700 و 3000 میلی ثانیه را به عنوان تکلیف منفرد، و بازه زمانی 3000 میلیثانیه را همراه با اجرای یک تکلیف غیرزمانی به عنوان تکلیف دوگانه بازتولید نمایند. دادههای به دست آمده از طریق تحلیل واریانس با طرح مختلط و آزمونهای تعقیبی مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفتند. نتایج پژوهش نشان داد که در تکلیف منفرد گروه با ظرفیت حافظهکاری بالا نسبت به گروه با ظرفیت حافظهکاری پایین از لحاظ دقت عملکرد بهتری داشت. در تکلیف دوگانه، از لحاظ دقت عملکرد در تکلیف بازتولید زمانی تفاوتی بین دو گروه وجود نداشت اما گروه با ظرفیت بالای حافظهکاری نسبت به گروه دیگر در تکلیف غیرزمانی عملکرد بهتری داشت. علاوه براین، گروه با ظرفیت حافظهکاری پایین، در تمام بازههای زمانی نسبت به گروه با ظرفیت حافظهکاری بالا ضریب تغییرپذیری بالاتری داشت.
ندا نظربلند، آمنه طهماسی، وحید نجاتی،
دوره 7، شماره 3 - ( 9-1398 )
چکیده
هدف از پژوهش حاضر بررسی تاثیر توانبخشی شناختی بر بهبود کارکردهای اجرایی توجهانتخابی، کنترل بازداری و حافظه کاری سالمندان مبتلا به اختلال شناختی خفیف بود. این مطالعه تجربی به صورت مورد منفرد و از نوع A-B بود که در آن که تعداد 6 نفر سالمند (4 زن و 2 مرد) مبتلا به اختلال شناختی خفیف با میانگین سنی 62 سال، از طریق نمونه گیری در دسترس هدفمند انتخاب و به روش تصادفی ساده در دو گروه کنترل(3n=) و آزمایش (3n=) جایگذاری گردیدند. ارزیابی توجه انتخابی، کنترل بازداری و حافظه کاری به ترتیب با آزمونهای «استروپ»، «برو/ نرو» و «یک محرک قبل» صورت پذیرفت و برنامه توانبخشی «آرام» طی 10 جلسه فردی یک ساعته برای گروه آزمایش ارائه گردید. برای هر آزمودنی گروه آزمایشی 6 ارزیابی (قبل، حین، بلافاصله بعد از اتمام و دو ماه پس از خاتمه مداخله) انجام شد و گروه کنترل نیز همزمان بدون دریافت هرگونه مداخله ای ارزیابی شدند. استفاده از تحلیل دیداری نشان داد نمرات گروه آزمایش در هرسه آزمون کارکرداجرایی، در طی ارزیابی های خلال مداخله رو به افزایش بوده است؛ اما نمرات گروه کنترل تغییر چشمگیری نداشته است. همچنین پیگیری دو ماهه نیز نشان از ثبات اثر مداخله در گروه آزمایش داشت. میتوان اظهار داشت این برنامه توانبخشی شناختی باعث بهبود کارکردهای توجه انتخابی، کنترل بازداری و حافظه کاری در سالمندان دارای اختلال شناختی خفیف شده است. نظر به وجود قراین مبنی بر احتمال تبدیل اختلال شناختی خفیف به اختلالات شناختی عمیقتر نظیر آلزایمر، یافته هایی اینچنین، میتوانند موید امکان کمک گرفتن از تکنولوژی، در راستای بهبود کارکردهای شناختی سالمندان مبتلا به اختلال شناختی خفیف با صرف هزینههای کمتر درمانی باشند.
ضحی برهانی دیزجی، سید ابوالقاسم مهری نژاد، مهرانگیز پیوسته گر،
دوره 8، شماره 4 - ( 12-1399 )
چکیده
ترکیب روانکاوی و عصبشناسی در ابتدا ناملموس و عجیب به نظر میرسد. ترکیبی که سعی کرده است معانی و مفاهیم روانکاوی را با دانش عصبشناسی متحد کند تا بتواند دانش یکپارچهای را برای درک بهتر و عمیق ذهن آدمی فراهم کند. با این حال تعامل روانکاوی و عصبشناسی جهت تفسیر رفتار آدمی در سه دههی گذشته مورد توجه قرار گرفته است. هدف از این پژوهش بررسی و یافتن سهم کارکردهای اجرایی در پیشبینی سه سبک دفاعی رشدنایافته، رشدیافته و روان رنجور در دانشجویان شهر تهران میباشد. بدین منظور نمونهی ۱۴۰ نفری (شامل ۷۶ نفر زن و ۶۴ نفر مرد) به شیوهی نمونهی در دسترس مورد بررسی قرار گرفت. ابزارهای پژوهش شامل یک پرسشنامه سبکهای دفاعی اندروز و همکاران (DSQ) و چهار آزمون رایانهای عملکرد مداوم، استروپ، ان بک و بروـ نرو میباشد. برای تحلیل داده از همبستگی پیرسون و رگرسیون استاندارد چند متغیره استفاده شد. یافتههای این پژوهش نشان داد ارتباط معناداری بین سبکهای دفاعی و کارکردهای اجرایی وجود دارد همچنین این پژوهش توانست مدلی را جهت تعیین سهم کارکردهای اجرایی در سبک دفاعی رشدیافته و روان رنجور نشان دهد. میزان عملکرد فرد در کارکردهای اجرایی بر سبک مکانیزم دفاعی مؤثر است.
مهری رحمانی،
دوره 13، شماره 4 - ( 12-1404 )
چکیده
هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی بازتوانی شناختی بر بهبود حافظهکاری و توجه انتخابی زنان سالمند مبتلا به آلزایمر خفیف و روش پژوهش، نیمه آزمایشی با طرح پیشآزمون- پسآزمون همراه با گروه کنترل و پیگیری دو ماهه بود. جامعهی آماری، کلیهی زنان سالمند انجمن حمایت از بیماران آلزایمری شهر اراک میباشند که از میان آنها تعداد، 36 بیمار زن به عنوان گروه نمونه، به صورت نمونه گیری دردسترس انتخاب و سپس این افراد به طور تصادفی در سه گروه 12 نفره جایگزین شدند و گروه اول، تحت آموزش بازتوانی شناختی، گروه دوم به عنوان گروه پلاسیبو تحت مداخله توان بخشی فیزیکی و گروه کنترل، مداخلهای دریافت نکرد. کلیه آزمودنیها جلسه اول و آخر توسط آزمون استروپ و پاسات مورد ارزیابی قرار گرفتند. پژوهش در مدت 21 جلسه (5 ماه) اجرا شد. دادهها با مدل تحلیل واریانس چند متغیره با اندازهگیری مکرر تحلیل و یافتهها حاکی از آن بود که اثر اصلی عامل زمان (پیشآزمون، پسآزمون، پیگیری) بر نمرات حافظهکاری (583/0= nη2) و توجه انتخابی (720/0= nη2) معنادار است. همچنین اثر تعامل زمان در گروه بر نمرات حافظهکاری (443/0= nη2) و توجه انتخابی (604/0= nη2) معنادار می باشد. نتایج، تأثیر بازتوانی شناختی بر بهبود حافظهکاری و توجه انتخابی زنان سالمند مبتلا به آلزایمر را نشان داد؛ لذا توصیه میشود این مداخله در مراکز درمانی در کنار سایر روشهای درمانی به کار گرفته شود.