مهرداد صالحی، حدیث خداشناس، محمد رضا علی پور، شروین محمدی، زینب حاجوی، مهسا بیگدلو،
دوره 13، شماره 3 - ( 10-1404 )
مراقبت از بیماران مبتلا به دمانس آلزایمر بهدلیل ماهیت پیشرونده و تخریبگر این بیماری، فشار روانی و جسمی بسیار سنگینی را بر مراقبین اصلی تحمیل میکند که میتواند منجر به بروز بار مراقبتی شدید و کاهش شفقت به خود شود. پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی آموزش تابآوری و درمان مبتنی بر شفقت بر میزان بار مراقبتی و سطح شفقت به خود در مراقبین اصلی بیماران مبتلا به دمانس آلزایمر انجام شد.این پژوهش از نوع نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری با گروههای کنترل انجام شد. جامعه آماری شامل تمامی مراقبین اصلی بیماران مبتلا به دمانس آلزایمر در شهر تهران بود که در بازه زمانی تیر تا مرداد سال 1404 شرکت کردند. شرکتکنندگان بهصورت هدفمند انتخاب و بهطور تصادفی در سه گروه (هر گروه ۱۵ نفر) جایگزین شدند: گروه اول تحت پروتکل آموزش تابآوری، گروه دوم تحت پروتکل درمان مبتنی بر شفقت و گروه سوم بهعنوان گروه کنترل هیچ مداخلهای دریافت نکردند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس بار مراقبتی، مقیاس شفقت به خود و پرسشنامههای ویژگیهای دمانس بود. دادهها با استفاده از روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و با نرمافزار SPSS - 26تحلیل شد.نتایج نشان داد که هر دو مداخله (آموزش تابآوری و درمان مبتنی بر شفقت) بهطور معناداری منجر به کاهش بار مراقبتی و افزایش سطح شفقت به خود در مقایسه با گروه کنترل شده است. با این حال، تحلیلهای مقایسهای نشان داد که درمان مبتنی بر شفقت (CFT) در مقایسه با آموزش تابآوری، اثرات معنادارتری در افزایش سطح شفقت به خود و کاهش میزان بار مراقبتی داشته و این اثرات در مرحله پیگیری نیز بهصورت پایدارتری حفظ شدهاند.اگرچه هر دو رویکرد آموزشی در بهبود وضعیت روانشناختی مراقبین مفید هستند، اما درمان مبتنی بر شفقت بهدلیل تمرکز مستقیم بر فرآیندهای پذیرش، مهربانی با خود و کاهش خودانتقادی، کارآمدتر عمل میکند. پیشنهاد میشود در برنامههای حمایتی و مداخلات روانشناختی برای مراقبین بیماران مبتلا به دمانس، از پروتکلهای مبتنی بر شفقت جهت پیشگیری از فرسودگی مراقبتی و ارتقای سلامت روان استفاده شود.