141 نتیجه برای شنا
فاطمه یعقوبی سیاهگورابی، سجاد رضائی، عذرا زبردست،
دوره 12، شماره 3 - ( 9-1403 )
چکیده
پژوهش حاضر با هدف بررسی صحت، سوگیری و شدت بازشناسی هیجان چهره ای مرتبط با جنسیت در دختران نوجوان بهنجار انجام شد. روش پژوهش، مقطعی-تحلیلی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر، دختران نوجوان مقطع متوسطه دوم شهرستان لاهیجان در سال تحصیلی 1403-1402 و حجم نمونه 243 نفر بود که با استفاده از روش نمونهگیری دردسترس و براساس ملاکهای ورود و خروج از میان دانشآموزان مدارس دولتی انتخاب شدند. ابزار پژوهش، آزمون بازشناسی/ادراک هیجانِ طراحی شده با استفاده از مجموعۀ حالتهای چهره نیماستیم (2009) بود. دادهها با استفاده از آزمونهای آماری t استیودنت همبسته، مجذور خی پیرسون و نیکویی برازش مجذور خی تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد که دختران نوجوان صحت و دقت بیشتری در بازشناسی هیجانهای چهرهای زنان داشتند و خطای بیشتری هنگام بازشناسی هیجانهای مردان از خود نشان دادند. علاوه بر این، شادی و انزجار در مردان و غم، ترس و خشم در زنان صحیحتر (با میزان خطای کمتر) بازشناسی شدند. همچنین دختران نوجوان هنگام بازشناسی هیجانهای چهرهای زنان و مردان، از خود سوگیری نشان دادند. این سوگیری بهصورت انتخابِ بیشترِ انزجار در چهرههای مردان و انتخابِ بیشترِ تعجب و ترس در چهرههای زنان مربوط بود. درنهایت، دختران نوجوان هیجانهای چهرهای زنان را با شدت بیشتری نسبت به هیجانهای چهرهای مردان ادراک میکردند. علاوه بر این، دختران نوجوان، شادی، غم و انزجار را در مردان، و ترس و خشم را در زنان شدیدتر ادراک میکردند. بنابراین جنسیت ابرازگران هیجان، بر ادراک و بازشناسی هیجان چهرهای در دختران نوجوان اثرگذار است.
خانم سحر خوش سرور، دکتر محمد نریمانی، دکتر سجاد بشرپور،
دوره 12، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده
بالا بودن صفات اُتیستیک در نوجوانان با طیف وسیعی از پیامدهای مخرب آموزشی و اجتماعی همراه است. بدین جهت، شناسایی عوامل تأثیرگذار بر آن حائز اهمیت است. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش پردازش اطلاعات اجتماعی در علائم زیر بالینی اُتیسم با تعدیل کنندگی حافظه کاری، انعطاف پذیری شناختی و ذهنی سازی انجام شد. این پژوهش از نوع توصیفی - همبستگی بود و به روش مدل یابی معادلات ساختاری صورت گرفت. جامعه ی آماری پژوهش شامل تمامی دانش آموزان پایه دوازدهم مدارس دولتی پسرانه و دخترانه شهر تهران در سال تحصیلی 1403-1402 بود که تعداد 260 نفر (141 دختر، 119 پسر) با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه های پردازش اطلاعات اجتماعی - اسناد و پاسخ هیجانی (SIP-AEQ)، اُتیسم بهر (AQ)، عملکرد بازتابی (RFQ) و نسخه ی کامپیوتری آزمون های حافظه کاری دانیمن و کارپنتر و دسته بندی کارت های ویسکانسین (WCST) بود. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار Smart PLS 3 انجام شد.
نتایج مدل سازی معادلات ساختاری نشان داد که سوگیری اسنادی خصمانه (2/534 t=،0/322=β) و پاسخ های هیجانی منفی (2/001 t=،0/275=β) بر علائم زیر بالینی اُتیسم تأثیر مستقیم، مثبت و معناداری دارند. ذهنی سازی در رابطه ی بین متغیرهای سوگیری اسنادی خصمانه (2/549 t=،0/507-=β) و پاسخ های هیجانی منفی (3/164 t=،0/632-=β) با علائم زیر بالینی اُتیسم اثر تعدیل کننده دارد. همچنین، نقش تعدیل کنندگی حافظه کاری در ارتباط بین سوگیری اسنادی خصمانه با علائم زیر بالینی اُتیسم تأیید شد (4/389 t=،0/394-=β). با توجه به نتایج پژوهش، استفاده از درمان مبتنی بر ذهنی سازی، آموزش حافظه کاری و برنامه های مداخله مبتنی بر آموزش مهارت های SIP، به درمانگران پیشنهاد می شود.
لیلا فاتحی خشکناب، دکتر مجید محمودعلیلو، دکتر علی اصغرزاده، دکتر امیر پناه علی، دکتر اکبر رضایی،
دوره 12، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده
پژوهش حاضر با هدف مقایسه بازشناسی و اطمینان به حافظه در افراد مبتلا به اختلال وسواسی اجباری (شستشو کننده و وارسی کننده) و اختلال اضطراب فراگیر، با رویکردی تجربی و پسرویدادی انجام شد. نمونه پژوهش شامل ۴۵ نفر از بیماران مراجعهکننده به کلینیک بیمارستان رازی تبریز در سال ۱۴۰۲ بود که به سه گروه ۱۵ نفره تقسیم شدند: افراد مبتلا به وسواس اجباری نوع شستشو، وسواس اجباری نوع وارسی، و اختلال اضطراب فراگیر. افراد مورد بررسی از هر دو جنس، در رده سنی ۲۰ تا ۴۵ سال و دارای تحصیلات بالاتر از دیپلم بودند. در این پژوهش، حافظه آزمودنیها به کمک دو فهرست واژه شامل فهرست بازشناسی و فهرست یادآوری با بهرهگیری از نرمافزار رایانهای مورد سنجش قرار گرفت. دادهها با استفاده از تحلیل چندمتغیره بررسی شدند. یافتهها نشان داد که بین گروههای پژوهشی از نظر بازشناسی و اطمینان به حافظه تفاوت معناداری وجود دارد (p < 0.05)؛ بهطوری که گروه وارسیکننده عملکرد ضعیفتری از نظر بازشناسی و اطمینان به حافظه، نسبت به دو گروه دیگر از خود نشان داد. نتایج این پژوهش بیانگر تأثیر تفاوتهای اختلالات هیجانی بر جنبههای حافظه و اطمینان شناختی است و بر اهمیت مداخلات هدفمند شناختی و رواندرمانی برای بهبود عملکرد حافظه در بیماران وسواس و اضطراب تأکید دارد.
خانم حدیث ولی زاده، دکتر شهرام مامی، دکتر حمیرا سلیمان نژاد، دکتر زینب میهن دوست،
دوره 12، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده
پژوهش حاضر باهدف مقایسه اثربخشی درمان فراشناختی و درمان چشمان داز زمان بر خودکارآمدی ترک افراد وابسته به مواد مخدر انجام شد. روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی، همراه با پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری دوماهه بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه افراد وابسته به مواد مخدر مراجعه کننده به مراکز ترک اعتیاد شهر کرمانشاه در سال 1403 بودند که بر اساس ملاکهای ورود و خروج 60 نفر واجد شرایط ورود به مطالعه به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و بهصورت تصادفی به سه گروه 20 نفری (دو آزمایش و یک کنترل) گمارده شدند. آزمودنی ها با استفاده از پرسشنامه خودکارآمدیترک (برامسون، 1999) در مراحل پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده ها با روش تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر و آزمون تعقیبی بونفرونی در سطح معناداری 0/05 به کمک نرم افزار SPSS-26 تجزیهوتحلیل شدند. نتایج نشان داد که تفاوت معناداری بین گروه کنترل با درمان فراشناختی و درمان چشم انداز زمان در خودکارآمدیترک افراد وابسته به مواد مخدر وجود دارد و درمان فراشناختی و درمان چشم انداز زمان منجر به افزایش خودکارآمدیترک در افراد وابسته به مواد مخدر شده است، و این اثرات مثبت در دوره پیگیری پایدار ماند. همچنین درمان فراشناختی مؤثرتر از درمان چشم انداز زمان در افزایش خودکارآمدیترک است. بر اساس نتایج، به نظر میرسد اگرچه هر دو درمان مذکور میتوانند در افزایش خودکارآمدیترک این افراد مورد استفاده قرار گیرند، اما درمان فراشناختی به دلیل اثربخشی بیشتر میتواند برای روانشناسان و روانپزشکان دارای تلویحات کاربردی تری باشد.
ملیحه پازوکی، الهه جعفرپور، زهرا حاجتی، سارا ملک محمدی،
دوره 12، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی خودکارآمدی شناختی در رابطه میان طرحوارههای ناسازگار اولیه و سرزندگی روانشناختی در افراد مبتلا به اضطراب اساسی بود. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان مقطع بالینی پزشکی دانشگاه گلستان در سال ۱۴۰۳ بود که از میان آنها ۱۲۰ نفر با روش نمونهگیری غیرتصادفی در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس طرحوارههای ناسازگار اولیه یانگ (۱۹۹۸)، مقیاس خودکارآمدی شناختی شرر و همکاران (۱۹۸۲) و مقیاس سرزندگی روانشناختی کان و کرافورد (۲۰۰۳) بود. دادهها با استفاده از مدلیابی معادلات ساختاری تحلیل شدند. نتایج نشان داد که طرحوارههای ناسازگار اولیه با سرزندگی روانشناختی رابطه منفی معناداری دارند و این رابطه از طریق کاهش خودکارآمدی شناختی میانجیگری میشود. به بیان دیگر، طرحوارههای ناسازگار اولیه با تضعیف خودکارآمدی شناختی، به کاهش سرزندگی روانشناختی در افراد مبتلا به اضطراب اساسی منجر میشوند. بر این اساس، توجه به اصلاح طرحوارههای ناسازگار و تقویت خودکارآمدی شناختی میتواند بهعنوان راهکارهای درمانی مؤثر برای ارتقای سرزندگی و بهبود کیفیت زندگی روانشناختی افراد مضطرب مورد استفاده قرار گیرد.
عدنان واعظی، حسین بیگدلی، محسن احمدی طهور سلطانی،
دوره 13، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده
هدف پژوهش حاضر، تحلیل مدل ساختاری جهتگیری اهداف پیشرفت در نوجوانان بر اساس تئوری ذهن و حافظه فعال، در چارچوب کارکردهای شناختی–اجتماعی بود. در این راستا، با بهرهگیری از روش مدلیابی معادلات ساختاری (SEM) و با استفاده از نرمافزارهای SPSS 26 و AMOS 24، روابط مستقیم و غیرمستقیم بین تئوری ذهن، حافظه فعال و مؤلفههای چهارگانه جهتگیری هدف پیشرفت (تسلطگرایشی، تسلطاجتنابی، عملکردگرایشی، عملکرداجتنابی) بررسی شد. روش پژوهش توصیفی–همبستگی و جامعه آماری شامل کلیه دانشآموزان دوره دوم متوسطه در سال تحصیلی ۱۴۰۳–۱۴۰۴ بود. نمونهای به حجم ۳۱۵ نفر به شیوه در دسترس انتخاب و از پرسشنامههای جهتگیری هدف پیشرفت الیوت و مکگریگور (۲۰۰۱)، آزمون خواندن ذهن در چشمها بارون-کوهن (۲۰۰۱) و آزمون حافظه فعال خواندن-گستره دانیمن و کارپنتر (۱۹۸۰) برای گردآوری دادهها استفاده شد. یافتهها نشان داد که تئوری ذهن بهصورت مستقیم و همچنین بهصورت غیرمستقیم از طریق حافظه فعال، پیشبینیکننده معنادار جهتگیری اهداف پیشرفت است. همچنین رابطه مثبت و معناداری میان تئوری ذهن و حافظه فعال مشاهده شد. شاخصهای برازش مدل ( χ²/df = 2.31، GFI = 0.94، CFI = 0.96، RMSEA = 0.06 ) حاکی از برازش مطلوب مدل بود. بهطور کلی، نتایج پژوهش بر نقش کلیدی فرایندهای شناختی–اجتماعی (تئوری ذهن) و اجرایی (حافظه فعال) در شکلگیری جهتگیریهای انگیزشی نوجوانان تأکید دارد و پیشنهاد میکند که مداخلات آموزشی همزمان بر تقویت تئوری ذهن و حافظه فعال میتواند به بهبود کیفیت انگیزش تحصیلی و جهتگیریهای تسلطمحور منجر شود.
فرشته رضا، دکتر جوانشیر اسدی، دکتر ارسطو میرانی، دکتر افسانه خواجوند خوشلی،
دوره 13، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده
هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر درمان شناختی-رفتاری بر کاهش کمالگرایی و همجوشی فکر و عمل در زنان مبتلا به اختلال وسواس فکری-عملی با پیگیری دو ماهه بود. روش پژوهش نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون–پسآزمون–پیگیری و گروه کنترل بود. از میان زنان مراجعهکننده به کلینیک سروهانا در منطقه پاسداران تهران، ۳۰ نفر بهصورت هدفمند انتخاب و بهطور تصادفی در دو گروه ۱۵ نفری (درمان شناختی–رفتاری و کنترل) جایگزین شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه کمالگرایی اهواز، مقیاس همجوشی فکر و عمل (TAFS)، پرسشنامه اضطراب آشکار و پنهان اشپیلبرگر و چکلیست مادزلی بود. مداخله درمان شناختی–رفتاری طی ۸ جلسه گروهی هفتگی ۹۰ دقیقهای اجرا شد. پسآزمون بلافاصله و پیگیری دو ماه پس از پایان جلسات انجام گرفت. دادهها با تحلیل کوواریانس چندمتغیره و تکمتغیره تحلیل شدند. یافتهها نشان داد درمان شناختی–رفتاری در پسآزمون و پیگیری دو ماهه، کمالگرایی، همجوشی فکر و عمل (ابعاد اخلاقی، احتمال برای خود و دیگران) و اضطراب را بهطور معناداری کاهش دا و این اثرات تا مرحله پیگیری پایدار ماند. پژوهش حاضر نشان داد درمان شناختی–رفتاری بهعنوان یک مداخله مؤثر و پایدار در کاهش متغیرهای شناختی آسیبزا در زنان مبتلا به اختلال وسواس فکری–عملی قابل استفاده است.
حسن محجوب عشرت آیادی، میترا عزتی، محمد مهدی بابائی،
دوره 13، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده
هدف پژوهش حاضر، طراحی الگوی انگیزه شناختی مرتبط با تصمیمات مالی کارآفرینان دانشگاهی در دانشگاه تهران بود. این مطالعه با رویکرد آمیخته اکتشافی در دو مرحله انجام شد. در بخش کیفی، با استفاده از تحلیل محتوای مصاحبههای عمیق و بهکارگیری نرمافزار MaxQDA، دادههای حاصل از گفتوگو با ۱۶ کارآفرین دانشگاهی که بهصورت هدفمند و گلولهبرفی انتخاب شده بودند، تحلیل گردید. نتایج کیفی نشان داد که «انگیزه تصمیمگیری مالی کارآفرینی» بهعنوان عامل اصلی و سه مؤلفه شامل «تحمل ابهام در تصمیمگیری مالی»، «خودکارآمدی مالی» و «انگیزش شناختی کارآفرینی» شناسایی شدند. در بخش کمی، الگوی حاصل با دادههای ۱۲۵ کارآفرین مستقر در پارک علم و فناوری دانشگاه تهران (نمونهگیری تصادفی ساده از میان ۱۸۵ نفر) و با استفاده از معادلات ساختاری و نرمافزار PLS مورد آزمون قرار گرفت. نتایج تحلیل مدل در سه سطح اندازهگیری، ساختاری و کلی، برازش مطلوبی را نشان داد. شاخص GOF معادل 0.643 بهدست آمد که بیانگر قدرت تبیین بالای الگو است.
نسرین بزرگپور نیازی، دکتر فاطمه شهابی زاده، دکتر محبوبه فرامرزی،
دوره 13، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده
این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی درمان شناختی-رفتاری مبتنی بر شفقتورزی و توجهآگاهی همراه با فیزیوتراپی بر بهزیستی روانشناختی و کارکردهای اجرایی سالمندان مبتلا به درد مزمن ناشی از آرتروز زانو انجام شد. طرح پژوهش از نوع نیمهآزمایشی با پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری همراه با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه سالمندان 60 سال به بالا مبتلا به درد مزمن ناشی از آرتروز بود که به مراکز سلامت مراجعه کرده بودند. نمونهگیری بهصورت هدفمند انجام شد و 45 نفر بهصورت تصادفی در سه گروه (دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل) گمارده شدند. گروههای آزمایش مداخلات درمان شناختی–رفتاری مبتنی بر شفقتورزی و توجهآگاهی را با یا بدون فیزیوتراپی دریافت کردند. دادهها با استفاده از پرسشنامه بهزیستی روانشناختی ریف و آزمون عملکرد اجرایی استروپ جمعآوری و با تحلیل کوواریانس چندمتغیره و آزمونهای تعقیبی تحلیل شد.یافته ها نشان داد مداخلات بهویژه درمان ترکیبی با فیزیوتراپی، در بهبود معنادار مؤلفههای بهزیستی روانشناختی (پذیرش خود، روابط مثبت با دیگران، خودمختاری) و کارکردهای اجرایی مؤثر بوده است و این اثرات تا مرحله پیگیری نیز پایدار ماندهاند. همچنین در مؤلفههایی نظیر رشد فردی، تسلط بر محیط و زندگی هدفمند نیز بهبودهایی مشاهده شد، هرچند تفاوت بین دو گروه آزمایشی در این موارد معنادار نبود. نتایج تحلیل اثر اندازه نیز نشان داد که مداخلات از اثرگذاری بالا و قابلتوجهی برخوردار بودهاند. در مجموع، مداخلات مبتنی بر ترکیب رواندرمانی و فیزیوتراپی میتواند رویکردی اثربخش برای ارتقای سلامت روان و عملکرد شناختی سالمندان مبتلا به درد مزمن باشد.
پریسا پاکاری، زهرا کاووسیان، فائزه ضیایی، زینب حسنی اصل، پریسا حسین زاده یزدی،
دوره 13، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی پروتکل ترکیبی آموزش شناختی تطبیقی و خانوادهدرمانی ساختاری-سیستمی بر کاهش علائم افسردگی و بهبود انعطافپذیری شناختی و کنترل بازداری انجام شد. در یک کارآزمایی نیمهتجربی با طرح پیشآزمون-پسآزمون-پیگیری دو ماهه و گروه کنترل، ۳۲ نفر (۱۶ نفر در هر گروه) از مراجعان سه کلینیک معتبر خانوادهدرمانی تهران که تشخیص افسردگی خفیف تا متوسط داشتند، بهصورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. گروه آزمایش علاوه بر دریافت ۱۲ جلسه خانوادهدرمانی ساختاری-سیستمی، ۱۲ جلسه آموزش شناختی تطبیقی (با تمرکز بر تمرینهای تعویض تکلیف، تغییر مجموعه، مهار تکانه و استروپ) دریافت کرد؛ گروه کنترل تنها خانوادهدرمانی استاندارد را دریافت نمود. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه افسردگی بک-ویرایش دوم، مقیاس انعطافپذیری شناختی دنیس و وندروال و آزمون استروپ رنگی-کلمه (نسخه کامپیوتری) بود. تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر و آزمونهای چندمتغیره نشان داد که مداخله ترکیبی منجر به کاهش بسیار معنادار علائم افسردگی و بهبود قوی انعطافپذیری شناختی و کنترل بازداری در پسآزمون و پیگیری دو ماهه گردید ؛ اندازه اثرهای بهدستآمده بسیار بزرگ بود (η² از 0/586٫ تا 0/923) و بهبود کنترل بازداری تا پیگیری کاملاً پایدار ماند. افزودن آموزش شناختی تطبیقی به خانوادهدرمانی ساختاری-سیستمی یک پروتکل ترکیبی نسل سوم، بسیار مؤثر و بالینی معنادار برای درمان افسردگی خفیف تا متوسط است که نه تنها علائم عاطفی را کاهش میدهد، بلکه نقایص شناختی پایدار را بهطور مستقیم اصلاح کرده و پتانسیل پیشگیری از عود را افزایش میدهد. این رویکرد بهویژه در فرهنگهای جمعگرا و درمانهای سیستمی پیشنهاد میشود.
حوا محمودزاده کناری، دکتر افسانه خواجوند خوشلی، دکتر جوانشیر اسدی،
دوره 13، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
اختلال وسواسی–اجباری (OCD) در نوجوانان با الگوهای شناختی–هیجانی ناکارآمد، از جمله همجوشی فکر و عمل و عدم تحمل بلاتکلیفی همراه است که میتواند عملکرد تحصیلی و روابط بینفردی را مختل کند. پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی درمان هیجانمدار و درمان فراشناختی بر این سازهها در دانشآموزان دختر مبتلا به OCD انجام شد. مطالعه از نوع نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون–پسآزمون و گروه کنترل بود و شامل ۴۵ دانشآموز دختر متوسطه دوم شهر بابلسر بود که با نمونهگیری هدفمند انتخاب و بهطور تصادفی در سه گروه ۱۵ نفری جایگذاری شدند. مداخلات درمانی شامل هشت جلسه گروهی ۹۰ دقیقهای بهصورت هفتگی بود. دادهها با استفاده از مقیاس همجوشی فکر و عمل و پرسشنامه عدم تحمل بلاتکلیفی جمعآوری و با تحلیل کوواریانس چندمتغیره بررسی شد. نتایج نشان داد که هر دو مداخله درمانی نسبت به گروه کنترل موجب کاهش معنادار همجوشی فکر و عمل و عدم تحمل بلاتکلیفی شدند و مقایسه دوبهدویی نشان داد درمان فراشناختی در کاهش همجوشی فکر و عمل مؤثرتر و درمان هیجانمدار در کاهش پیامدهای مرتبط با عدم تحمل بلاتکلیفی برتری نسبی داشت. این یافتهها نشان میدهد که مداخلات رواندرمانی هدفمند میتوانند الگوهای شناختی–هیجانی ناسازگارانه مرتبط با OCD را در نوجوانان بهبود دهند و سطح اضطراب و رفتارهای وسواسی را کاهش دهند. نتایج پژوهش میتواند راهنمای انتخاب درمان هدفمند بر اساس نیازهای بالینی فرد و طراحی برنامههای مداخلهای در مدارس و مراکز روانشناختی باشد.
دکتر پیمان حاتمیان، دکتر علی کاظمی رضایی،
دوره 13، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
مطالعه حاضر با هدف اثربخشی درمان فراشناختی بر افکار تکرار شونده منفی و حساسیت اضطرابی در دانشجویان انجام شد. مطالعه حاضر از نوع نیمه¬آزمایشی با پیشآزمون - پسآزمون و پیگیری بود. جامعه آماری شامل تمامی دانشجویان پسر دانشگاه رازی کرمانشاه بود که 30 نفر از آنها با روش نمونهگیری هدفمند و با استفاده از معیارهای ورود انتخاب و در دو گروه آزمایش و کنترل ( 15 نفر در گروه آزمایش و 15 نفر در گروه کنترل) گمارده شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه افکار تکرار شونده مک آوی و همکاران (۲۰۱۴) و مقیاس حساسیت اضطرابی تیلور و کاکس (1998) بود. گروه آزمایش در 8 جلسه ۶۰ دقیقه ای مداخله را دریافت کردند و گروه کنترل چنین آموزشی را دریافت نکرد. در نهایت دادهها با روش تحلیل کواریانس چند متغیره و با استفاده از نرمافزار SPSS نسخه 24 مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج تحلیل کواریانس نشان دهنده تفاوت معنادار بین گروهای کنترل و آزمایش در مرحله پس¬آزمون وجود داشت (001/0p.). بنابراین می¬توان گفت که درمان فراشناختی بر افکار تکرار شونده منفی و حساسیت اضطرابی دانشجویان اثربخش بوده است. بر اساس یافته¬های به دست آمده می¬توان نتیجه گیری کرد که آموزش درمان فراشناختی می¬تواند در کاهش علائم مرتبط با افکار تکرار شونده منفی و اضطرابی موثر باشد. بنابراین پیشنهاد می¬شود که از مداخلات فراشناختی جهت کاهش علائم نامبرده استفاده نمود.
غزاله نیک بین، علی اکبر صارمی،
دوره 13، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر درمان عصب روان شناختی بر کاهش نشانه های بالینی و بهبود کارکردهای اجرایی مغز (تنظیم رفتاری و فرا شناخت) در بیماران مبتلا به افسردگی اساسی انجام شد. پژوهش حاضر یک طرح مطالعه تک موردی به صورت خط پایه چندگانه است. جامعه پژوهش شامل تمامی بیماران مراجعه کننده به مراکز درمانی روانپزشکی و روانشناسی بالینی شهر مشهد با تشخیص افسردگی اساسی بودند که از بین آنها 6 نفر از طریق روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند که به مدت 12 جلسه تحت روان درمان عصب روان شناختی قرار گرفتند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامههای افسردگی بک (BDI-II)، مقیاس درجه بندی افسردگی هامیلتون (HDRS)، افسردگی، اضطراب، استرس (DASS) و مقیاس درجه بندی رفتاری کارکردهای اجرایی-فرم بزرگسالان (BRIEF-A) بود. دادهها با استفاده از تحلیل نموداری و ترسیمی، شاخصهای درصد بهبودی، اندازه اثر و d کوهن تحلیل شدند. نتایج نشان داد که درمان عصب روان شناختی باعث کاهش معنادار علائم بالینی و بهبود کارکردهای اجرایی (تنظیم رفتاری و فرا شناخت) در بیماران مبتلا به افسردگی اساسی شد. یافتههای این پژوهش نشان میدهد که درمان عصب روان شناختی میتواند به عنوان یک رویکرد مؤثر در بهبود جنبههای شناختی و روانشناختی بیماران مبتلا به افسردگی اساسی مورد استفاده قرار گیرد.
دکتر نجمه حمید، خانم اسرا مرادپور، دکتر سیدعلی مرعشی،
دوره 13، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
هدف این پژوهش بررسی اثربخشی توانبخشی شناختی مبتنی بر رایانه و آموزش خوددلگرمسازی بر بهبود کارکردهای اجرایی و سرزندگی ذهنی در سالمندان است. این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل آزمودنیهای سالمند (افراد بالای 60 سال سن) بود. در این پژوهش با استفاده از روش نمونهگیری در دسترس 45 نفر از سالمندان انتخاب شدند که با استفاده از پرسشنامههای سرزندگی ذهنی و توانایی شناختی و بر اساس ملاکهای ورود و خروج 30 نفر از آنها بهعنوان نمونه نهایی انتخاب شدند که بهصورت تصادفی در دو گروه کنترل و آزمایش قرار گرفتند (هرگروه 15 نفر). سالمندان گروه آزمایش به مدت 10 جلسه 90 دقیقهای آموزش خود دلگرمسازی و همچنین به مدت 10 جلسه 45 دقیقهای مداخلات توانبخشی شناختی ریهاکام دریافت کردند، اما گروه کنترل مداخلهای دریافت نکردند. نتایج تحلیل کوواریانس دادهها نشان داد که میان گروه آزمایش و کنترل تفاوت معنی داری در هریک از متغیرهای وابسته وجود داشت، یعنی میانگین عملکرد کارکردهای اجرایی و سرزندگی ذهنی در گروه آزمایش نسبت به پیشآزمون و گروه کنترل، به طور معناداری افزایش یافت و این نتایج بهطور معناداری در دوره پیگیری تداوم یافت. بهطور کلی، مداخله توانبخشی شناختی (ریهاکام) و آموزش خوددلگرم سازی موجب بهبود و افزایش کارکردهای اجرایی و سرزندگی ذهنی در سالمندان شد. بنابراین پیشنهاد میشود که از مداخله توانبخشی شناختی ریهاکام و آموزش خوددلگرم سازی بهعنوان درمانهای مکمل و یا جدا از هم برای ارتقاء کیفیت زندگی انسان در دوره سالمندی استفاده شود.
محمدمهدی زیدآبادینژاد، نوشین نوری، لیلا فاتحی خشکناب، سارا ملک محمدی، زیبا پورصادق گاوگانی،
دوره 13، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
هدف از این پژوهش، بررسی اثربخشی درمان شناختدرمانی مبتنی بر ذهنآگاهی در کاهش آمیختگی شناختی و نیازهای بینفردی در دانشجویان دارای افکار خودکشی بود. این مطالعه با رویکرد شبهآزمایشی و طراحی پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری اجرا شد. نمونه شامل دانشجویانی بود که با معیارهای تعیین شده انتخاب و به دو گروه مداخله و کنترل تخصیص یافتند. مداخله شناختدرمانی مبتنی بر ذهنآگاهی در گروه مداخله بهکار گرفته شد و دادهها با استفاده از تحلیل کوواریانس مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که مداخله مذکور تأثیر معناداری در کاهش سطح کلی آمیختگی شناختی، بهویژه مؤلفه همجوشی شناختی، و نیز کاهش نمرات کل نیازهای بینفردی، از جمله ادراک سربار بودن و تعلق از دست رفته دارد. همچنین کاهش معناداری در شدت افکار خودکشی در گروه مداخله نسبت به گروه کنترل مشاهده شد، اما تغییرات مؤلفه گسلش شناختی معنادار نبود. تحلیل دادههای پیگیری نیز نشان داد که اثرات مثبت درمان تا حد قابل قبولی پایدار ماندهاند. این یافتهها ضمن تأیید فرضیات پژوهش، نشاندهنده قابلیت بالینی و مزیت شناختدرمانی مبتنی بر ذهنآگاهی در بهبود فرایندهای شناختی و اجتماعی مرتبط با آسیبپذیری روانی در دانشجویان پرخطر است. نتایج این پژوهش میتواند به توسعه مداخلات هدفمند در زمینه پیشگیری از خودکشی و ارتقای سلامت روانی کمک نماید و پیشنهاد میشود تحقیقات آتی با نمونههای بزرگتر و مداخلات ترکیبی، به بررسی مکانیسمهای اثر و اثربخشی طولانیمدت این روش درمانی بپردازند.
دکتر حسن محجوب، روح الله شهابی، سید قادر رضوی، حسن رضایی لیچایی،
دوره 13، شماره 3 - ( 9-1404 )
چکیده
تواناییهای شناختی از مهمترین پیشبینیکنندههای عملکرد دقیق خلبانان است. با چنین نگاهی، هدف از پژوهش حاضر شناسایی مضامین و مهارتهای شناختی اساسی برای خلبانان و پیشنهاد یک الگوی نظری بر اساس آن بوده است. این مطالعه با رویکرد کیفی و روش فراترکیب انجام گرفته است و برای اجرای آن از روش هفت مرحلهای سندولوسکی و باروسو (2007) استفاده شده است. جامعه این مطالعه شامل کلیه اسناد علمی یافت شده در 26 سال اخیر در 7 پایگاه خارجی و 3 پایگاه داخلی به تعداد 307 سند علمی بوده است که از میان آنها 23 سند پس از واکاوی، برای بررسی نهایی انتخاب شدند. تحلیل یافتهها با روش تحلیل تم انجام گرفته و بهمنظور کنترل کیفیت پژوهش، تحلیل و واکاوی اسناد با دقت بالا به همراه مستندسازی مراحل، صورت گرفت و در طی فرایند از بازخوردهای خبرگان در گامهای پژوهش استفاده شد. همچنین، از ابزار برنامه مهارتهای سنجش و ارزیابی (CASP) ، به منظور کنترل کیفیت اسناد علمی برگزیده جهت تجزیه و تحلیل و برخورداری کیفیت یافتههای پژوهش پیشرو استفاده شد. یافتهها، یک الگوی مفهومی مشتمل بر 11 مضمون اصلی و 59 مضمون فرعی را پیشنهاد میدهد. مضامین اصلی عبارتند از تواناییهای ادراکی- حرکتی، حافظهکاری، عملکرد توجه و تمرکز، انعطاف پذیری در پردازش اطلاعات، تواناییهای توالییابی/ برنامهریزی، سرعت ادراک، تصمیمگیری / استدلال، مهارتهای ادراکی- حسی، هماهنگی و توانایی روانی-حرکتی. از یافتههای این مطالعه میتوان در توسعه یک ابزار جامع ارزیابی همچنین طراحی برنامه تمرینی مستمر و هدفمند برای حفظ و ارتقای مهارتهای شناختی خلبانان بهره گرفت.
فاطمه بهروزفر، الناز بانیانی، آرزو سیاه چشم، بهاره محمدی،
دوره 13، شماره 3 - ( 9-1404 )
چکیده
افسردگی در بستر روابط زوجی با اختلال در فرایندهای بنیادین شناختی، بهویژه سوگیریهای توجهی و کاهش انعطافپذیری شناختی، همراه است و میتواند به تداوم تعارضهای بینفردی و افت کیفیت رابطه منجر شود. هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی مداخله مبتنی بر ذهنآگاهی بر کاهش سوگیری توجه و ارتقای انعطافپذیری شناختی در زوجین دارای افسردگی بود. پژوهش با طرح نیمهآزمایشی پیشآزمون–پسآزمون با گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری شامل زوجین مراجعهکننده به کلینیک روانشناسی در شهر تهران در سال ۱۴۰۴ بود که ۳۰ نفر به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب و بهصورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه کانون توجه وودی و همکاران (1997) و پرسشنامه انعطاف پذیری شناختی دنیس و وندروال(2010) بود. گروه آزمایش طی ۱۰ جلسه تحت مداخله مبتنی بر ذهنآگاهی قرار گرفت، در حالی که گروه کنترل مداخلهای دریافت نکرد. دادهها با استفاده از تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر تحلیل شدند. نتایج نشان داد که مداخله مبتنی بر ذهنآگاهی موجب کاهش معنادار سوگیری توجه متمرکز بر خود و توجه بیرونی و افزایش معنادار ابعاد انعطافپذیری شناختی شامل جایگزینها، کنترل و جایگزینهایی برای رفتار انسانی در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل شد (۰٫۰۱ > p). این یافتهها نشان میدهد که مداخله مبتنی بر ذهنآگاهی با بهبود تنظیم توجه و افزایش انعطافپذیری شناختی میتواند بهعنوان رویکردی مؤثر در مداخلات زوجدرمانی و درمان افسردگی مورد توجه قرار گیرد.
دکتر علیاکبر گودینی، دکتر محمد گراوتدنیا،
دوره 13، شماره 3 - ( 9-1404 )
چکیده
هدف پژوهش حاضر باهدف مدل یابی معادلات ساختاری اعتیاد به گوشیهای هوشمند بر اساس شکلگیری اضطراب و افسردگی با میانجیگیری فراشناخت در دانشآموزان نوجوان پسر، انجام شد. پژوهش حاضر ازنظر روش، توصیفی از نوع همبستگی میباشد. جامعه آماری این پژوهش، دانش آموزان پسر ناحیه یک آموزشوپرورش کرج در سال تحصیلی 1404-1403 بودند که 361 نفر به روش تصادفی انتخاب شدند. برای گردآوری دادهها از پرسشنامه فراشناخت ولز و کارترایت هاتون(2004)، پرسشنامه DASS-21 لوی باند(1995) و پرسشنامه (SAS) اون و همکاران(2013) استفادهشده است. دادهها با روشهای همبستگی پیرسون و مدلسازی معادلات ساختاری تجزیهوتحلیل شدند. یافتهها نشان داد این مدل در دانشآموزان نوجوان پسر دارای برازش مناسبی بود. یافتههای دیگر نشان داد که اضطراب (β=0.42, p<0.01) ، افسردگی (11/0 = β ، 01/0p< ) و فراشناخت(40/0 = β ، 01/0p< ) اثر مستقیم و مثبت بر میزان اعتیاد به گوشیهای هوشمند دارند. نتایج پژوهش نشان میدهند که مداخلات روانشناختی مبتنی بر فراشناخت میتواند بهطور مؤثری در کاهش وابستگی به فناوریهای نوین نقش ایفا کند.
ندا براتی کلهر، پروانه سر کشیک زاده، مهری ازندریانی، فاطمه قاسم پور، زهره قنبری،
دوره 13، شماره 3 - ( 9-1404 )
چکیده
هدف پژوهش حاضر بررسی و مقایسه اثربخشی دو مداخله روانشناختی بر انعطافپذیری شناختی و کنترل بازداری در بیماران مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر بود. پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر طرح، نیمهآزمایشی با پیشآزمون، پسآزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل بیماران مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر مراجعهکننده به مراکز مشاوره و روانپزشکی شهر تهران در سال ۱۴۰۴ بود و نمونه پژوهش شامل ۴۵ نفر بود که به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. دادهها با استفاده از پرسشنامه انعطافپذیری شناختی و آزمون کنترل بازداری جمعآوری شد و تحلیلها با نرمافزار SPSS نسخه ۲۷ در دو سطح توصیفی و استنباطی با استفاده از تحلیل کوواریانس انجام شد. نتایج نشان داد که هر دو مداخله موجب بهبود معنادار انعطافپذیری شناختی و کنترل بازداری شدند، اما اثر مداخله مبتنی بر پذیرش و ذهنآگاهی بر هر دو متغیر قویتر و برجستهتر بود. یافتههای حاضر میتواند راهنمای انتخاب مداخلات هدفمند و بهینه در درمان بیماران مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر باشد.