جستجو در مقالات منتشر شده


144 نتیجه برای شناخت

امید نجف زاده رهقی، حسن میرزا حسینی،
دوره 13، شماره 4 - ( 12-1404 )
چکیده

هدف از پژوهش حاضر، اثربخشی گروه درمانی شناختی- رفتاری بر روی خودمهارگری در افراد دارای نشانگان افسردگی مراجعه کننده به مراکز مشاوره بوده است. روش پژوهش حاضر به لحاظ هدف کاربردی و به لحاظ از نوع تحقیقات نیمه آزمایشی با پیش آزمون - پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری مورد مطالعه در این پژوهش شامل کلیه افراد دارای نشانگان افسردگی مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر قم در سال 1404 بود. آزمودنی‌ها به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به طور تصادفی در یک گروه 10 نفره آزمایش و یک گروه 10 نفره کنترل جایگزین شدند. و در ابتدا هر دو گروه به پرسشنامه‌ پژوهش پاسخ دادند (مرحله پیش آزمون) و سپس برای گروه آزمایش اول برنامه مداخله‌ای در طول دوره اجرای مداخلات درمانی که شامل 8 جلسه (آموزش شناختی- رفتاری) هفتگی به صورت گروهی و به مدت 60 دقیقه اجرا شد. ابزار گردآوری اطلاعات نیز پرسشنامه خود مهارگری تانجی  و همکاران (2004) بوده است. برای تجزیه و تحلیل داده‌های پرسش‌نامه‌ها از نرم افزار spss نسخه 27 استفاده شد و تجزیه و تحلیل‌ها در دو بخش آمار توصیفی (میانگین، انحراف معیار و ...) و بخش آمار استنباطی (آزمون تحلیل کوواریانس) ارائه شد. در نهایت این نتیجه حاصل شد که گروه درمانی شناختی- رفتاری بر روی خودمهارگری در افراد دارای نشانگان افسردگی مراجعه کننده به مراکز مشاوره اثربخش بوده است.
 

مریم حضرتی، محمد حسین عبداللهی، مهناز شاهقلیان، بلال ایزانلو،
دوره 13، شماره 4 - ( 12-1404 )
چکیده

مولتیپل اسکلروزیس (ام. اس) یک بیماری التهابی مزمن دستگاه عصبی مرکزی است که نشانه‌های این اختلال شامل دامنه گسترده‌ای از علایم بالینی از جمله اختلال شناختی می باشد. درپژوهش حاضر، بررسی اثر بخشی برنامه آموزشی توانبخشی ریهاکام مبتنی برمدل جامع نارسایی شناختی(بر اساس مدل جامع تدوین شده توسط حضرتی و همکاران 1403که بر مبنای یک مرور نظام مند به چهار متغیر شناختی که در بیماری ام .اس دچار نارسایی شده اند( توجه، حافظه کاری، پردازش اطلاعات وخستگی اشاره می کند)، بر بهبود نارسایی­های شناختی افراد مبتلا به ام.اس پرداخته شد.  پژوهش کمی واز نوع کاربردی است واز نظر طرح پژوهش آزمایشی از نوع پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل وپیگیری بعد از یکماه گروه آزمایشی می باشد. پس از هماهنگی با انجمن ام.اس البرز ، 30 نفر مبتلا به بیماری ام.اس نوع عود کننده-فروکش کننده به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند ودر دوگروه آزمایشی وکنترل به روش تصادفی قرار گرفتند (هر گروه 15 نفر). سپس با استفاده از ابزارهای پژوهش از هر دوگروه آزمایش وکنترل پیش آزمون (آزمونهایPASAT وSDMT  وFSS ) به عمل آمد و پروتکل برنامه آموزشی ریهاکام در 8 جلسه تنظیم شد.این جلسات به صورت هفتگی (دو جلسه در هفته ) و هر جلسه 40 تا 60 دقیقه برگزار شدند. در طی جلسات از طریق تکالیف شناختی رایانه ای ریهاکام آموزشها درجهت بهبود متغیرهای شناختی داده شد.  نتایج پژوهش نشان داد که برنامه آموزشی توانبخشی ریهاکام اثر بخش بوده وبه نظر می رسد، این جلسات آموزشی بر بهبود نارسایی توجه، حافظه کاری، پردازش اطلاعات وخستگی موثر بوده است. و این بهبودی در نمرات پس آزمون و سپس نتایج آزمون پیگیری در گروه آزمایشی ، بعد از یکماه پایدار بوده است.  با توجه به دامنه گسترده اختلالات و نارسایی‌های شناختی ناشی از بیماری ام.اس،یک برنامه آموزشی توانبخشی شناختی که بتواند متغیرهای نارسایی شناختی مدل جامع را دربربگیرد و به بهبود این متغییرهای شناختی بپردازد،کمک زیادی به بیماران ام.اس میکند.برنامه توانبخشی ریهاکام به خوبی توانست این نارسایی ها را در طی جلسات آموزشی بهبود ببخشد ونتایج آن پایدار بماند. نتایج این پژوهش، می تواند توجه محققان را به برنامه‌ریزی درمان‌های شناختی جلب کند.

خانم حدیثه میرزائی، آقا کیوان صالحی، آقا ابراهیم خدائی، آقا علی مقدم‌زاده، آقا جواد حاتمی،
دوره 14، شماره 1 - ( 3-1405 )
چکیده

پژوهش حاضر با هدف مرور نظام‌مند مطالعات انجام‌شده در زمینه ارتباط بین کاهش انگیزه و ناتوانی در تجربه لذت (آنهدونیا) و سوگیری‌های شناختی تقویت‌کننده آن انجام شده‌است. روش مطالعه اسنادی و از نوع مرور نظام‌مند بود. داده‌ها بر اساس 29 مطالعه منتخب در بازه زمانی 2000 تا دسامبر 2024 (آذر 1403) و با جست‌وجو در پایگاه‌های Scopus، PubMed، PsycINFO و Google Scholar با کلیدواژه‌های مرتبط از جمله فقدان لذت‌جویی (آنهدونیا)‌، سوگیری‌های شناختی، سوگیری‌های شناختی عاطفی و اختلال افسردگی گردآوری شد. ارزیابی کیفیت مطالعات با روش CASP و تحلیل داده‌ها با روش تحلیل موضوعی قیاسی انجام گرفت. یافته‌ها نشان داد آنهدونیا عمدتاً به ناتوانی در پیش‌بینی لذت مربوط است و این اختلال با انواع سوگیری‌های توجه، تفسیری، حافظه‌ای و خودارجاعی در ارتباط مستقیم قرار دارد و اغلب افراد افسرده با وجود داشتن ظرفیت تجربه لذت، به دلیل وجود این سوگیری‌ها در فرآیند تصمیم‌گیری و تلاش برای دستیابی به پاداش دچار اختلال می‌شوند. بنابراین بررسی تعامل میان سوگیری‌های شناختی و آنهدونیا می‌تواند به توسعه مداخلات شناختی-رفتاری دقیق‌تر و طراحی ابزارهای سنجش و درمان‌های هدفمند مبتنی بر شواهد منجر شود.
 
مهری رحمانی، مجتبی واحدیان،
دوره 14، شماره 1 - ( 3-1405 )
چکیده

هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی بازتوانی شناختی بر  بهبود حافظه‌کاری و توجه انتخابی زنان سالمند مبتلا به آلزایمر خفیف و روش پژوهش، نیمه آزمایشی با طرح پیش‌آزمون- پس‌آزمون همراه با گروه کنترل و پیگیری دو ماهه بود. جامعه‌ی آماری، کلیه‌ی زنان سالمند انجمن حمایت از بیماران آلزایمری شهر اراک می‌باشند که از میان آنها تعداد، 36 بیمار زن به عنوان گروه نمونه، به صورت نمونه گیری دردسترس انتخاب و سپس این افراد به طور تصادفی در سه گروه 12 نفره جایگزین شدند و گروه اول، تحت آموزش بازتوانی شناختی، گروه دوم به عنوان گروه پلاسیبو تحت مداخله توان بخشی فیزیکی و گروه کنترل، مداخله‌ای دریافت نکرد. کلیه آزمودنی‌ها جلسه اول و آخر توسط آزمون استروپ و پاسات مورد ارزیابی قرار گرفتند. پژوهش در مدت 21 جلسه (5 ماه) اجرا شد. داده‌ها با مدل تحلیل واریانس چند متغیره با اندازه‌گیری مکرر تحلیل و یافته‌ها حاکی از آن بود که اثر اصلی عامل زمان (پیش‌آزمون، پس‌آزمون، پیگیری) بر نمرات حافظه‌کاری (583/0= nη2) و توجه انتخابی (720/0= nη2) معنادار است. همچنین اثر تعامل زمان در گروه بر نمرات حافظه‌کاری (443/0= nη2) و توجه انتخابی (604/0= nη2) معنادار می باشد. نتایج، تأثیر بازتوانی شناختی بر بهبود حافظه‌کاری و توجه انتخابی زنان سالمند مبتلا به آلزایمر را نشان داد؛ لذا توصیه می‌شود این مداخله در مراکز درمانی در کنار سایر روشهای درمانی به کار گرفته شود.


 
 

 

صفحه 8 از 8    
8
بعدی
آخرین
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه روانشناسی شناختی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 CC BY-NC 4.0 | فصلنامه روانشناسی شناختی

Designed & Developed by : Yektaweb