جستجو در مقالات منتشر شده


51 نتیجه برای هیجان

خانم مریم رجبیان ده زیره، آقا حمیدرضا مقامی، آقای سید محمد امین حسینی،
دوره 11، شماره 3 - ( 9-1402 )
چکیده

هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر شبیه‌سازی تعاملی بر جو انگیزشی درک شده و خودآگاهی هیجانی دانش­آموزان بود. روش پژوهش شبه­آزمایشی و از نوع طرح‌های پیش­آزمون - پس­آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش حاضر کلیه دانش­آموزان چهارم ابتدایی منطقه 12 شهر تهران در سال تحصیلی 1401-1400 بودند که 60 نفر از آن‌ها (30 نفر گروه آزمایش و 30 نفر گروه کنترل) با روش نمونه‌گیری در دسترس به‌عنوان نمونه انتخاب شدند. گروه آزمایش با استفاده از شبیه‌سازی PhET و گروه کنترل به روش سنتی در شش جلسه یک‌ساعته آموزش دیدند. پیش‌آزمون پس‌آزمون دو گروه با استفاده از پرسشنامه اجرا شد. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه جوانگیزشی درک شده سرمد (1390) و خودآگاهی هیجانی کائر و همکاران (2012) بودند. تجزیه‌وتحلیل داده‌های پژوهش با آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیری صورت گرفت. یافته‌های پژوهش نشان داد شبیه‌سازی تعاملی بر جو انگیزشی درک شده و خودآگاهی هیجانی در دانش آموزان تأثیر داشت (001/0>P). شبیه‌سازی تعاملی بر  مؤلفه‌های جو انگیزشی درک شده (ارتقا یادگیری توسط معلم، پیگیری مقایسه توسط دانش آموزان، نگرانی در مورد اشتباهات، تمایل به مقایسه فراگیران توسط معلم) تأثیر داشت (001/0>P). شبیه‌سازی تعاملی بر  مؤلفه‌های خودآگاهی هیجانی (بازشناسی، شناسایی، تبدیل‌سازی، حل مسئله) تأثیر داشت (001/0>P). باتوجه به نتیجه، می‌توان از انواع شبیه‌سازی آموزشی در جهت آموزش به یادگیرندگان در دروس و مقاطع تحصیلی دیگر می‌توان استفاده کرد.
 
یونس کیهانی فرد، علی سلمانی، آیسان شارعی،
دوره 11، شماره 4 - ( 12-1402 )
چکیده

رفتارهای پرخطر در جمعیت نوجوانان در سراسر جهان شایع می‌باشد. اعتقاد بر این است که اختلال در تنظیم هیجان و بازداری هیجانی به افزایش رفتارهای پرخطر در نوجوانان منجر می‌شود. هدف این مطالعه ارزیابی اثربخشی درمان بین فردی فراشناختی بر تنظیم شناختی هیجان و بازداری هیجانی در نوجوانان با رفتارهای پرخطر بود. روش‌ مطالعه نیمه آزمایشی با پیش‌آزمون و پس‌آزمون با گروه کنترل بر روی کلیه دختران دارای رفتارهای پرخطر مراجعه‌کننده به مرکز مشاوره تهران در سال 1401 انجام شد. تعداد 30 دختر نوجوان دارای رفتارهای پرخطر وارد مطالعه شدند. مطالعه کنترل شده شرکت‌کنندگان به روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب و به طور تصادفی به دو گروه آزمایش و کنترل (15 نفر در هر گروه)  تقسیم شدند. پس از انجام پیش‌آزمون به وسیله مقیاس بازداری رفتاری/ فعال‌سازی رفتاری کارور و وایت و پرسشنامه تنظیم هیجان گراس و جان گروه آزمایش به مدت 8 جلسه 90 دقیقه‌ای هر هفته یک جلسه تحت درمان آموزش بین فردی فراشناختی قرار گرفتند در حالی که گروه کنترل هیچ آموزشی دریافت نکرد. برای ارزیابی تأثیر آموزش از هر دو گروه آزمایش و کنترل پس آزمون اخذ گردید. داده‌های به دست آمده با استفاده از نرم‌افزار  SPSS.23و با روش تحلیل کواریانس چندمتغیری تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد که درمان بین فردی فراشناختی موجب تفاوت معنادار بین تنظیم شناختی هیجان و بازداری هیجانی در نوجوانان با رفتارهای پرخطر شده است. برمبنای این یافته­ها می­توان نتیجه گرفت درمان بین فردی فراشناختی بر تنظیم شناختی هیجان و بازداری هیجانی در نوجوانان با رفتارهای پرخطر تأثیر مثبت دارد. بنابراین، می‌توان گفت که از این برنامه می‌توان برای کمک به نوجوانان با رفتارهای پرخطر استفاده کرد.
 

دکتر نجمه حمید، خانم فاطمه یوسفی، دکتر مرتضی امیدیان،
دوره 12، شماره 1 - ( 3-1403 )
چکیده

پژوهش حاضر تاثیر نرم افزار آموزش و بهسازی توجه و حافظه بر توانمندی شناختی و نظم جویی هیجان بیماران مبتلا به کرونا ویروس بعد از بهبودی را مورد بررسی قرار داد. طرح پژوهشی حاضز آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل است. جامعه آماری این پژوهش، شامل کلیه ساکنین شهرستان شادگان بود که در نیمه اول سال 1400 به علت ابتلا به کرونا ویروس در بیمارستان‌ شهید معرفی زاده (ویژه کرونایی ها) این شهرستان بستری و سپس بهبود یافتند. با توجه به طرح پژوهش، حجم نمونه تعداد 40 نفر در نظر گرفته شد که در 2 گروه 20 نفری آزمایش و کنترل (آزمایش 20 نفر و کنترل 20 نفر) قرار گرفتند و به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند و به طور تصادفی در گروه های آزمایش و کنترل قرار گرفتند. همچنین فقط گروه آزمایشی ، مورد مداخله با نرم افزار آموزش و بهسازی توجه و حافظه قرار گرفت و در نهایت هر دو گروه مجددا به پرسشنامه ها (پس آزمون) پاسخ دادند. ابزارهای پژوهش عبارت بود از پرسش نامه نظم جویی شناختی هیجان گرانفسکی، پرسش نامه توانمندی شناختی نجاتی و نرم افزار آموزش و بهسازی توجه و حافظه. همچنین برای تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل کواریانس با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 24 استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که میان گروه آزمایش و کنترل تفاوت معنی داری در هریک از متغیرهای وابسته وجود داشت(001/0< P). یعنی میانگین نظم جویی شناختی هیجان و توانمندی شناختی و همه مولفه های این دو متغیر، در گروه آزمایش نسبت به پیش­آزمون و گروه کنترل، به طور معنی­داری افزایش یافته است. از این رو می توان بیان کرد که نرم افزار آموزش و بهسازی توجه و حافظه بر توانمندی شناختی و نظم جویی هیجان بیماران مبتلا به کرونا ویروس بعد از بهبودی تاثیر معناداری داشته است.
 
فاطمه سادات برقعی، دکتر طهامه هموطن،
دوره 12، شماره 1 - ( 3-1403 )
چکیده

 در این پژوهش رابطه بین رابطه سبک های دلبستگی با دشواری در تنظیم هیجان شناختی در یک نمونه دانشجویی مورد بررسی قرار گرفت. طرح این پژوهش غیرآزمایشی از نوع همبستگی استجامعه آماری پژوهش حاضر را کلیه دانشجویان دانشگاههای آزاد  مراجعه کننده به مراکز مشاوره دانشگاه‌های آزاد شهر تهران با شکایت  عمده در حوزه روابط بین فردی در سال تحصیلی 1403-1402 تشکیل دادند که از این تعداد 400 نفر به شیوه نمونه گیری داوطلبانه انتخاب شدند. از آزمودنی ها خواسته شد پرسشنامه های دلبستگی هازن و شیور (1987) و پرسشنامه دشواری در تنظیم هیجان گرتز و رومر(2004) را تکمیل کنند. نتایج پژوهش نشان داد که بین سبک دلبستگی ایمن با دشواری در تنظیم هیجان شناختی و مولفه های آن رابطه منفی معنادار و بین سبک های دلبستگی اجتنابی و دوسوگرا با دشواری در تنظیم هیجان شناختی و مولفه های آن رابطه مثبت معنادار وجود دارد. بر اساس یافته های پژوهش حاضر می توان نتیجه گرفت که سبک‌های دلبستگی با دشواری در تنظیم هیجان شناختی و مولفه های آن همبستگی دارند

فاطمه یعقوبی سیاهگورابی، سجاد رضائی، عذرا زبردست،
دوره 12، شماره 3 - ( 9-1403 )
چکیده

پژوهش حاضر با هدف بررسی صحت، سوگیری و شدت بازشناسی هیجان چهره ­ای مرتبط با جنسیت در دختران نوجوان بهنجار انجام شد. روش پژوهش، مقطعی-تحلیلی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر، دختران نوجوان مقطع متوسطه دوم شهرستان لاهیجان در سال تحصیلی 1403-1402 و حجم نمونه 243 نفر بود که با استفاده از روش نمونه­گیری دردسترس و براساس ملاک­های ورود و خروج از میان دانش­آموزان مدارس دولتی انتخاب شدند. ابزار پژوهش، آزمون بازشناسی/ادراک هیجانِ طراحی شده با استفاده از مجموعۀ حالت­های چهره نیم­استیم (2009) بود. داده­ها با استفاده از آزمون­های آماری t استیودنت همبسته، مجذور خی پیرسون و نیکویی برازش مجذور خی تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد که دختران نوجوان صحت و دقت بیشتری در بازشناسی هیجان­های چهره­ای زنان داشتند و خطای بیشتری هنگام بازشناسی هیجان­های مردان از خود نشان دادند. علاوه بر این، شادی و انزجار در مردان و غم، ترس و خشم در زنان صحیح­تر (با میزان خطای کمتر) بازشناسی شدند. همچنین دختران نوجوان هنگام بازشناسی هیجان­های چهره­ای زنان و مردان، از خود سوگیری نشان دادند. این سوگیری به‌صورت انتخابِ بیشترِ انزجار در چهره­های مردان و انتخابِ بیشترِ تعجب و ترس در چهره­های زنان مربوط بود. درنهایت، دختران نوجوان هیجان­های چهره­ای زنان را با شدت بیشتری نسبت به هیجان­های چهره­ای مردان ادراک می­کردند. علاوه بر این، دختران نوجوان، شادی، غم و انزجار را در مردان، و ترس و خشم را در زنان شدیدتر ادراک می­کردند. بنابراین جنسیت ابرازگران هیجان، بر ادراک و بازشناسی هیجان چهره­ای در دختران نوجوان اثرگذار است.
 
راضیه خرم آبادی، مریم افرازه، مهدی کروندی رنانی، رضا نیکنام،
دوره 12، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده

در عصر اطلاعات، انباشت بی‌رویه داده‌های دیجیتال به یک چالش جدی تبدیل شده است. این پژوهش با هدف بررسی عوامل روان‌شناختی مؤثر بر احتکار دیجیتالی، به ویژه در میان دانشجویان، انجام شد. با استفاده از مدل‌یابی معادلات ساختاری بر روی داده‌های 413 دانشجو از دانشگاه‌های خلیج فارس و علامه طباطبایی، رابطه بین شناختارهای احتکاری، دشواری تنظیم هیجان و احتکار دیجیتالی مورد بررسی قرار گرفت. نمونه‌گیری به روش در دسترس بود و برای جمع‌آوری داده‌ها از پرسشنامه‌های احتکار دیجیتالی (نیو و همکاران، 2019)، شناختارهای احتکاری (استکتی و همکاران، 2003) و مقیاس دشواری تنظیم هیجان (گرتز و روئمر، 2004) استفاده شد. نتایج نشان داد که شناختارهای احتکاری نقش محوری در پیش‌بینی احتکار دیجیتالی ایفا می‌کنند ( ). دانشجویانی که باورهای نادرستی در مورد ارزش اطلاعات دیجیتال داشته و دشواری در دورانداختن آن‌ها را تجربه می‌کردند، تمایل بیشتری به انباشت بی‌رویه داده‌ها داشتند. همچنین، تعامل پیچیده‌ای بین شناختارهای احتکاری و دشواری تنظیم هیجان مشاهده شد. هرچند دشواری تنظیم هیجان به تنهایی تأثیر مستقیمی بر احتکار دیجیتالی نداشت ( )، اما در تعامل با شناختارهای احتکاری، نقش تعدیل‌کننده‌ داشت ( )؛ یعنی با افزایش دشواری تنظیم هیجان، تأثیر شناختارهای احتکاری بر احتکار دیجیتالی افزایش می‌یافت به‌طوری‌که افرادی که هم‌زمان دارای شناختارهای احتکاری قوی و مشکلات در تنظیم هیجانات خود بودند، بیشتر مستعد احتکار دیجیتال بودند. این پژوهش نشان می‌دهد که برای مقابله با مشکل رو به رشد احتکار دیجیتالی، باید به طور همزمان بر تغییر باورهای ناکارآمد و بهبود مهارت‌های تنظیم هیجان تمرکز کنیم. نتایج این مطالعه به درک عمیق‌تری از مکانیسم‌های روان‌شناختی زیربنایی احتکار دیجیتالی کمک کرده و می‌تواند در طراحی مداخلات درمانی موثر برای این اختلال مفید واقع شود.



 
حوا محمودزاده کناری، دکتر افسانه خواجوند خوشلی، دکتر جوانشیر اسدی،
دوره 13، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده

اختلال وسواسیاجباری (OCD) در نوجوانان با الگوهای شناختیهیجانی ناکارآمد، از جمله همجوشی فکر و عمل و عدم تحمل بلاتکلیفی همراه است که می‌تواند عملکرد تحصیلی و روابط بین‌فردی را مختل کند. پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی درمان هیجان‌مدار و درمان فراشناختی بر این سازه‌ها در دانش‌آموزان دختر مبتلا به OCD انجام شد. مطالعه از نوع نیمه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمونپس‌آزمون و گروه کنترل بود و شامل ۴۵ دانش‌آموز دختر متوسطه دوم شهر بابلسر بود که با نمونه‌گیری هدفمند انتخاب و به‌طور تصادفی در سه گروه ۱۵ نفری جایگذاری شدند. مداخلات درمانی شامل هشت جلسه گروهی ۹۰ دقیقه‌ای به‌صورت هفتگی بود. داده‌ها با استفاده از مقیاس همجوشی فکر و عمل و پرسشنامه عدم تحمل بلاتکلیفی جمع‌آوری و با تحلیل کوواریانس چندمتغیره بررسی شد. نتایج نشان داد که هر دو مداخله درمانی نسبت به گروه کنترل موجب کاهش معنادار همجوشی فکر و عمل و عدم تحمل بلاتکلیفی شدند و مقایسه دوبه‌دویی نشان داد درمان فراشناختی در کاهش همجوشی فکر و عمل مؤثرتر و درمان هیجان‌مدار در کاهش پیامدهای مرتبط با عدم تحمل بلاتکلیفی برتری نسبی داشت. این یافته‌ها نشان می‌دهد که مداخلات روان‌درمانی هدفمند می‌توانند الگوهای شناختیهیجانی ناسازگارانه مرتبط با OCD را در نوجوانان بهبود دهند و سطح اضطراب و رفتارهای وسواسی را کاهش دهند. نتایج پژوهش می‌تواند راهنمای انتخاب درمان هدفمند بر اساس نیازهای بالینی فرد و طراحی برنامه‌های مداخله‌ای در مدارس و مراکز روانشناختی باشد.

آرمین حق نظری اسفهلان، نادیا عباسی قریبه،
دوره 13، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده

پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه‌ی سبک مقابله‌ی مسئله‌مدار با اختلال سوگ طولانی‌مدت با نقش میانجی راهبردهای تنظیم هیجان مثبت انجام شد. این پژوهش از نوع همبستگی و مبتنی بر مدل‌یابی معادلات ساختاری بود. جامعه‌ی آماری شامل کلیه‌ی دانشجویان دانشگاه شهید مدنی آذربایجان در سال تحصیلی ۱۴۰۳۱۴۰۲ به تعداد ۶۷۰۰ نفر بود که از میان آن‌ها ۳۰۲ نفر به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای گردآوری داده‌ها شامل پرسشنامه‌ی راهبردهای مقابله با موقعیت‌های استرس‌زا (CISS)، پرسشنامه‌ی تنظیم شناختی هیجان (CERQ-36) و مقیاس تجدیدنظرشده‌ی سوگ طولانی‌مدت (PG-13-R) بود. تحلیل داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار SPSS نسخه‌ی ۲۶ و مدل‌یابی معادلات ساختاری با نرم‌افزار AMOS نسخه‌ی ۲۴ انجام شد. نتایج نشان داد که بین سبک مقابله‌ی مسئله‌مدار و راهبردهای تنظیم هیجان مثبت با اختلال سوگ طولانی‌مدت رابطه‌ی منفی و معناداری وجود دارد. همچنین، مدل پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار بود. بر این اساس می‌توان نتیجه گرفت که آموزش و به‌کارگیری راهبردهای تنظیم هیجان مثبت، از جمله ارزیابی مجدد مثبت، برنامه‌ریزی مجدد مثبت و دیدگاه‌گیری، در کنار سبک مقابله‌ی مسئله‌مدار می‌تواند احتمال بروز اختلال سوگ طولانی‌مدت را کاهش دهد.


مجتبی پورآقا، سامره اسدی مجره،
دوره 13، شماره 4 - ( 12-1404 )
چکیده

پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش طرحواره‌های هیجانی، خودکارآمدی تنظیم هیجانی و انعطاف‌پذیری شناختی در پیش‌بینی نشخوار فکری انجام شد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش، توصیفی ـ همبستگی و مبتنی بر تحلیل رگرسیون گام‌به‌گام بود. جامعه آماری پژوهش را کلیه دانشجویان دختر دانشگاه آزاد اسلامی واحد رشت در نیمسال دوم سال تحصیلی ۱۴۰۴۱۴۰۳ تشکیل دادند که از میان آنان ۴۰۰ نفر به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند. داده‌ها با استفاده از مقیاس طرحواره‌های هیجانی، مقیاس خودکارآمدی تنظیم هیجانی، مقیاس انعطاف‌پذیری شناختی و مقیاس نشخوار فکری گردآوری و با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون گام‌به‌گام تحلیل شدند. نتایج نشان داد بین طرحواره‌های هیجانی و نشخوار فکری رابطه مثبت و معنادار و بین انعطاف‌پذیری شناختی، خودکارآمدی تنظیم هیجانی و نشخوار فکری رابطه منفی و معنادار وجود دارد. همچنین، نتایج رگرسیون گام‌به‌گام نشان داد متغیرهای کنترل، احساس گناه، جایگزین‌ها، ساده‌انگاری هیجان‌ها، سرزنش دیگران و فقدان کنترل به‌طور معناداری نشخوار فکری را پیش‌بینی می‌کنند. در مدل نهایی، کنترل قوی‌ترین رابطه معکوس را با نشخوار فکری داشت؛ درحالی‌که احساس گناه، ساده‌انگاری هیجان‌ها، سرزنش دیگران و فقدان کنترل با نشخوار فکری رابطه مستقیم و جایگزین‌ها با آن رابطه معکوس نشان دادند. این متغیرها در مجموع ۶۱ درصد از واریانس نشخوار فکری را تبیین کردند. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که مؤلفه‌های طرحواره‌های هیجانی، خودکارآمدی تنظیم هیجانی و انعطاف‌پذیری شناختی در تبیین و پیش‌بینی نشخوار فکری نقش مهمی دارند. بنابراین، توجه به اصلاح طرحواره‌های هیجانی ناکارآمد، تقویت مهارت‌های تنظیم هیجان و افزایش انعطاف‌پذیری شناختی می‌تواند در طراحی مداخلات روان‌شناختی برای کاهش نشخوار فکری مؤثر باشد.


خانم آفاق جعفری، دکتر روح الله حدادی، دکتر سعیده زمردی،
دوره 13، شماره 4 - ( 12-1404 )
چکیده

اضطراب اجتماعی یکی از شایع‌ترین مشکلات روان‌شناختی در دوره جوانی، به‌ویژه در میان دانشجویان، است که می‌تواند پیامدهای نامطلوبی بر عملکرد تحصیلی، روابط بین‌فردی و سلامت روان داشته باشد. پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش میانجی ناگویی هیجانی در رابطه بین باورهای فراشناختی و اضطراب اجتماعی در دانشجویان زن انجام شد. این پژوهش از نوع توصیفی ـ همبستگی بود. جامعه آماری شامل تمامی دانشجویان زن دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران غرب در بهار ۱۴۰۴ بود که از میان آن‌ها ۳۸۴ نفر به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند. داده‌ها با استفاده از فرم کوتاه پرسشنامه باورهای فراشناختی، مقیاس ناگویی هیجانی تورنتو و پرسشنامه اضطراب اجتماعی گردآوری و با بهره‌گیری از ضریب همبستگی پیرسون و مدل‌یابی معادلات ساختاری تحلیل شدند. یافته‌ها نشان داد باورهای فراشناختی با ناگویی هیجانی و اضطراب اجتماعی رابطه مثبت و معناداری دارند و ناگویی هیجانی نیز به طور معناداری اضطراب اجتماعی را پیش‌بینی می‌کند. همچنین، اثر غیرمستقیم باورهای فراشناختی بر اضطراب اجتماعی از طریق ناگویی هیجانی معنادار بود که بیانگر نقش میانجی جزئی ناگویی هیجانی در این رابطه است. به طور کلی، نتایج نشان می‌دهد باورهای فراشناختی علاوه بر اثر مستقیم، از طریق افزایش دشواری در شناسایی و توصیف هیجان‌ها نیز به تشدید اضطراب اجتماعی منجر می‌شوند. این یافته‌ها بر اهمیت توجه هم‌زمان به اصلاح باورهای فراشناختی و ارتقای مهارت‌های پردازش هیجانی در طراحی مداخلات پیشگیرانه و درمانی برای کاهش اضطراب اجتماعی در دانشجویان تأکید دارد.

خانم الهام اسودی، دکتر افسانه خواجوند خوشلی، دکتر سمانه فرنیا، الناز پوراحمدی،
دوره 13، شماره 4 - ( 12-1404 )
چکیده

هدف پژوهش حاضر، مقایسه اثربخشی طرحواره‌درمانی و درمان فراتشخیصی بر تنظیم شناختی هیجان پسران نوجوان مبتلا به اختلال وسواس فکری-عملی بود. پژوهش حاضر از نوع نیمه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون، پس‌آزمون، گروه کنترل و پیگیری سه‌ماهه بود. جامعه آماری شامل پسران ۱۴ تا ۱۶ ساله مبتلا به اختلال وسواس فکری-عملی مراجعه‌کننده به مراکز و کلینیک‌های روان‌شناختی شهر ساری بود. ۴۵ نوجوان واجد شرایط به روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب و به‌صورت تصادفی در سه گروه ۱۵ نفری طرحواره‌درمانی، درمان فراتشخیصی و کنترل جایگزین شدند. ابزار گردآوری داده‌ها پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان گارنفسکی و همکاران بود و داده‌ها با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه‌گیری‌های مکرر و آزمون‌های تعقیبی تحلیل شدند. نتایج نشان داد بین سه گروه در تنظیم شناختی هیجان سازش‌یافته و سازش‌نایافته تفاوت معناداری وجود دارد. هر دو مداخله موجب افزایش معنادار راهبردهای سازش‌یافته و کاهش معنادار راهبردهای سازش‌نایافته تنظیم شناختی هیجان در مقایسه با گروه کنترل شدند. همچنین، میزان بهبود در گروه طرحواره‌درمانی در مقایسه با گروه درمان فراتشخیصی بیشتر بود. تفاوت معناداری بین نمرات پس‌آزمون و پیگیری سه‌ماهه مشاهده نشد که بیانگر تداوم اثرات درمان در دوره پیگیری است. بر اساس یافته‌ها، هر دو رویکرد طرحواره‌درمانی و درمان فراتشخیصی می‌توانند در بهبود تنظیم شناختی هیجان نوجوانان مبتلا به اختلال وسواس فکری-عملی مؤثر باشند؛ با این حال، طرحواره‌درمانی اثربخشی بیشتری نشان داد. به نظر می‌رسد تمرکز طرحواره‌درمانی بر طرحواره‌های ناسازگار اولیه، نیازهای هیجانی اساسی و اصلاح الگوهای عمیق شناختی-هیجانی، زمینه بهبود مؤثرتر تنظیم شناختی هیجان را فراهم می‌کند.
 


صفحه 3 از 3    
3
بعدی
آخرین
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه روانشناسی شناختی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 CC BY-NC 4.0 | فصلنامه روانشناسی شناختی

Designed & Developed by : Yektaweb