جستجو در مقالات منتشر شده


4 نتیجه برای علی پور

مجید برادران، حسین زارع، احمد علی پور، ولی ا... فرزاد،
دوره 4، شماره 1 - ( 6-1395 )
چکیده

هدف اساسی مطالعه حاضر اثربخشی درمان مبتنی بر تعهد و پذیرش بر همجوشی شناختی و شاخص های جسمانی بیمارن مبتلا به فشار­خون اساسی بود. این مطالعه یک طرح نیمه آزمایشی با پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری بود. نخست، آزمودنی ها با استفاده از ملاک های ورود و خروج غربال شدند، سپس، 26 بیمار مبتلا به فشار­خون در بیمارستان ولی­عصر شهرستان رشت انتخاب شدند و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جای گرفتند(13 بیمار در هر گروه). افراد در گروه درمان مبتنی بر تعهد و پذیرش طی 8 جلسه تحت درمان قرار گرفتند و گروه کنترل هیچ درمانی را دریافت ننمود. نتایج نشان داد که بین دو گروه در همجوشی شناختی و شاخص های جسمانی(فشار­خون سیستولیک و دیاستولیک و کورتیزول) تفاوت معناداری وجود دارد. بنابراین، درمان مبتنی بر تعهد و پذیرش به عنوان یک مداخله موثر در بیماران مبتلا به فشار­خون اساسی تلقی می­گردد.


علی مصطفائی، حسین زارع، احمد علی پور، ولی اله فرزاد،
دوره 6، شماره 1 - ( 3-1397 )
چکیده

هدف پژوهش حاضر اثربخشی درمان شناختی مبتنی بر تصمیم ­گیری، خودکارآمدی بر نظم ­جویی شناختی-هیجانی و کنترل فکر  و میزان درد در بیماران مبتلا به درد مزمن با توجه به مدل فرانظری بود. این مطالعه یک طرح نیمه آزمایشی با پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری بود. ابتدا، آزمودنی­ها با استفاده از ملاک­های ورود و خروج غربال شدند، سپس، 70 بیمار واجد ملاک­های ورود با روش نمونه­ گیری در دسترس از بین بیماران زن مبتلا به درد مزمن مراجعه ­کننده به مرکز درمانی دکتر قلی­ پور بوکان انتخاب و به طور تصادفی به دو گروه آزمایش و گواه تقسیم شدند. افراد در گروه درمان بر اساس مدل فرانظری طی 8 جلسه تحت درمان قرار گرفتند. برای تحلیل داده ­ها از تحلیل واریانس چندمتغیره استفاده گردید. نتایج نشان داد که بین دو گروه از لحاظ نظم­ جویی شناختی- هیجانی و کنترل فکر و میزان درد تفاوت معناداری وجود دارد. بنابراین، درمان شناختی مبتنی بر مدل فرانظری که یکی از درمان­های گروه شناختی- رفتاری است به عنوان یک مداخله موثر در  بیماران مبتلا به درد مزمن  اساسی تلقی می­ گردد.


آقای عمادالدین احراری، خانم فاطمه علی پور، آقای سیدقاسم مصلح، دکتر سیاوش شیخعلی زاده،
دوره 11، شماره 4 - ( دوره دوازدهم ، شماره چهارم ، زمستان 1402 )
چکیده

هدف از پژوهش حاضر، متمایز ساختن دانش­ آموزان با عملکرد تحصیلی بالا و پایین، بر اساس مؤلفه‌های خودتنظیمی تحصیلی و انعطاف‌پذیری شناختی بود. این پژوهش از نوع علی- مقایسه‌ای و جامعه آماری آن شامل کلیه دانش‌آموزان دختر و پسر مقطع متوسطه دوم شهرستان خواف در سال تحصیلی 2-1401 بود که بر اساس جدول کرجسی و مورگان درنهایت 371 نفر از آن‌ها با روش نمونه‌گیری خوشه‌ای انتخاب شدند. داده‌ها با استفاده از پرسشنامه انعطاف‌پذیری شناختی دنیس و وندروال (2010)، پرسشنامه خودتنظیمی تحصیلی سواری و عرب زاده (1392) و معدل ترم اول سال تحصیلی 2-1401 جمع آوری شدند و با آزمون‌ تحلیل تشخیصی مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفتند. یافته‌های تحلیل تشخیصی، منجر به یک تابع تشخیص معنادار شد که طبق این تابع مؤلفه‌های ادراک کنترل­پذیری، ادراک گزینه های مختلف و سازماندهی دارای بالاترین توان تمایز بود (0/01p<). نتایج تحلیل تشخیصی نشان داد که 86/2 درصد از دانش‌آموزان در دو گروه طبق تابع به‌دست‌آمده به‌طور صحیح مجدداً طبقه‌بندی‌شده بودند که خود نشان دهندۀ توان بالای این مؤلفه‌ها در تمایز دانش‌آموزان با سطوح متفاوت عملکرد تحصیلی بود.

 
مهرداد صالحی، حدیث خداشناس، محمد رضا علی پور، شروین محمدی، زینب حاجوی، مهسا بیگدلو،
دوره 13، شماره 3 - ( دوره سیزدهم ، شماره سوم ، پاییز 1404 1404 )
چکیده

مراقبت از بیماران مبتلا به دمانس آلزایمر به‌دلیل ماهیت پیش‌رونده و تخریب‌گر این بیماری، فشار روانی و جسمی بسیار سنگینی را بر مراقبین اصلی تحمیل می‌کند که می‌تواند منجر به بروز بار مراقبتی شدید و کاهش شفقت به خود شود. پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی آموزش تاب‌آوری و درمان مبتنی بر شفقت بر میزان بار مراقبتی و سطح شفقت به خود در مراقبین اصلی بیماران مبتلا به دمانس آلزایمر انجام شد.این پژوهش از نوع نیمه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون، پس‌آزمون و پیگیری با گروه‌های کنترل انجام شد. جامعه آماری شامل تمامی مراقبین اصلی بیماران مبتلا به دمانس آلزایمر در شهر تهران بود که در بازه زمانی تیر تا مرداد سال 1404 شرکت کردند. شرکت‌کنندگان به‌صورت هدفمند انتخاب و به‌طور تصادفی در سه گروه (هر گروه ۱۵ نفر) جایگزین شدند: گروه اول تحت پروتکل آموزش تاب‌آوری، گروه دوم تحت پروتکل درمان مبتنی بر شفقت و گروه سوم به‌عنوان گروه کنترل هیچ مداخله‌ای دریافت نکردند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس بار مراقبتی، مقیاس شفقت به خود و پرسشنامه‌های ویژگی‌های دمانس بود. داده‌ها با استفاده از روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و با نرم‌افزار SPSS - 26تحلیل شد.نتایج نشان داد که هر دو مداخله (آموزش تاب‌آوری و درمان مبتنی بر شفقت) به‌طور معناداری منجر به کاهش بار مراقبتی و افزایش سطح شفقت به خود در مقایسه با گروه کنترل شده است. با این حال، تحلیل‌های مقایسه‌ای نشان داد که درمان مبتنی بر شفقت (CFT) در مقایسه با آموزش تاب‌آوری، اثرات معنادارتری در افزایش سطح شفقت به خود و کاهش میزان بار مراقبتی داشته و این اثرات در مرحله پیگیری نیز به‌صورت پایدارتری حفظ شده‌اند.اگرچه هر دو رویکرد آموزشی در بهبود وضعیت روان‌شناختی مراقبین مفید هستند، اما درمان مبتنی بر شفقت به‌دلیل تمرکز مستقیم بر فرآیندهای پذیرش، مهربانی با خود و کاهش خودانتقادی، کارآمدتر عمل می‌کند. پیشنهاد می‌شود در برنامه‌های حمایتی و مداخلات روان‌شناختی برای مراقبین بیماران مبتلا به دمانس، از پروتکل‌های مبتنی بر شفقت جهت پیشگیری از فرسودگی مراقبتی و ارتقای سلامت روان استفاده شود.
 

صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه روانشناسی شناختی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 CC BY-NC 4.0 | فصلنامه روانشناسی شناختی

Designed & Developed by : Yektaweb