خانم الهه بی غم لعل آبادی، دکتر نیلوفر میکاییلی، خانم راضیه حاجی مرادی،
دوره 9، شماره 4 - ( دوره نهم، شماره چهارم، زمستان 1400 )
چکیده
کاهش خاص بودن حافظه به عنوان یکیاز فرایندهای شناختی اصلی در افسردگی مطرح شده است. هدف پژوهشحاضر کاهش علائم افسردگی و رفتار کمتحرک در نوجوانان دختر مبتلا به اختلال افسردگی از طریق آموزش اختصاصی سازی خاطرات میباشد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش شبهآزمایشی با طرح پیش آزمون، پسآزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمام دانشآموزان4 مدرسه دولتی و غیردولتی شهر کرمانشاه در سال1400 بود که به روش نمونه گیری تصادفیخوشه ای انتخاب شدند. سپس بر روی 350 دانشآموز این 4 مدرسه آزمون افسردگی(رایندولز، 1989) و رفتار کمتحرک (فیشر و همکاران،2012) اجرا شد. از بین 67 دانشآموزی که دارای افسردگی بالاتر از 60 و رفتار کمتحرک بالاتر از 11 ساعت و 40 دقیقه در هفته بودند، بر اساس ملاک های شمول و به صورت در دسترس 30 نفر انتخاب شدند و به روش تصادفی ساده در دو گروهآزمایش (15 نفر) وکنترل (15نفر) گمارده شدند. سپسگروه آزمایش تحت آموزشاختصاصیسازی خاطرات (رایز،2009) قرار گرفت، که این آموزش به صورت 6 جلسهگروهی 90 دقیقهایدر هرهفتهانجام شد. نتایج این مطالعه نشان داد که آموزش اختصاص سازی خاطرات سرگذشتی میتواند باعثکاهشرفتار کمتحرک وعلائمافسردگی با معنیداری در سطح (P=0/001) در نوجوانان دختر دارای افسردگی شود. به طور کلی، می توان نتیجه گرفتکه آموزش اختصاصی سازی حافظه سرگذشتی روش مؤثری برای کاهش افسردگی و رفتار کم تحرک است و با توجه به سهولت و تعداد کم جلسات این آموزش میتوان از آن درکنار سایر درمانها برای کاهش آسیب پذیری به افسردگی سود جست.
خانم الهه بی غم لعل آبادی، دکتر نیلوفر میکائیلی، دکتر اکبر عطادخت، دکتر سجاد بشرپور، دکتر پرویز مولوی،
دوره 13، شماره 4 - ( دوره سیزدهم، شماره چهارم ، زمستان 1404 )
چکیده
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش اختصاصیسازی رویداد آیندهنگر در کاهش ناامیدی و افکار خودکشی در نوجوانان مبتلا به اختلال افسردگی انجام شد. این پژوهش از نوع نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون–پسآزمون همراه با گروه کنترل و پیگیری دوماهه بود. جامعه آماری شامل دانشآموزان دوره اول و دوم متوسطه شهر کرمانشاه در سال تحصیلی ۱۴۰۳–۱۴۰۲ بود که علائم افسردگی و افکار خودکشی داشتند. پس از انجام فرایند غربالگری و مصاحبههای بالینی، ۴۰ شرکتکننده واجد شرایط انتخاب و بهطور تصادفی در دو گروه آزمایش (۲۰ نفر) و کنترل (۲۰ نفر) گمارده شدند. گروه آزمایش در شش جلسه ۹۰ دقیقهای آموزش اختصاصیسازی رویداد آیندهنگر شرکت کرد، در حالیکه گروه کنترل هیچ مداخلهای دریافت نکرد. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس ناامیدی کودکان (HSC) و مقیاس افکار خودکشی بک (BSSI) بود. دادهها با استفاده از تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر مختلط (ANOVA) تحلیل شدند. نتایج نشان داد آموزش اختصاصیسازی رویداد آیندهنگر بهطور معناداری ناامیدی و افکار خودکشی را در گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل کاهش داد و این اثرات در پیگیری دوماهه نیز پایدار باقی ماند. یافتهها نشان میدهد این مداخله شناختی کوتاهمدت میتواند در برنامههای درمانی و پیشگیرانه در مراکز روانشناختی و آموزشی کاربرد مؤثری داشته باشد.