جستجو در مقالات منتشر شده


3 نتیجه برای بشرپور

نسیم دکی بخش محمدی، سجاد بشرپور، محمد نریمانی، مسلم کرد،
دوره 7، شماره 4 - ( دوره هفتم، شماره چهار، زمستان 1398 )
چکیده

هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش حافظه­‌ی کاری با محرک عاطفی بر کاهش رفتارهای خودجرحی افراد دارای اختلال شخصیت مرزی بود. پژوهش حاضر از نوع نیمه­آزمایشی و طرح آن پیش‌­آزمون و پس‌­آزمون با گروه گواه بود. تمامی دانشجویان دارای علائم اختلال شخصیت مرزی دانشگاه محقق اردبیلی در سال تحصیلی 96-97 جامعه آماری این پژوهش را تشکیل دادند که تعداد 40 نفر از آن‌ها به روش غربالگری با استفاده از مقیاس اختلال شخصیت مرزی (STB) و مصاحبه بالینی ساختاریافته­‌ی SCID-II انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل گمارش شدند. افراد گروه آزمایش به مدت 10 جلسه ­30 تا 45 دقیقه­‌ای در 10 روز طی 2 هفته هر روز هفته (بجز پنجشنبه و جمعه) تحت آموزش حافظه­‌ی کاری با محرک عاطفی قرار گرفتند، در حالی که گروه گواه هیچ­گونه آموزشی دریافت نکردند. برای جمع‌­آوری اطلاعات هر دو مرحله­‌ی پیش‌­آزمون و پس‌­آزمون از پرسشنامه آسیب به خود سانسون و ویدرمن (SHI) استفاده شد. به منظور تحلیل داده‌­ها از روش آماری تحلیل کوواریانس تک متغیری (ANCOVA) استفاده شد. نتایج نشان داد که میانگین نمرات خودجرحی آزمودنی‌­ها گروه آزمایش به نسبت گروه کنترل در مرحله پس‌­آزمون، به‌طور معنی‌داری کاهش یافته است.  بر اساس پژوهش حاضر آموزش حافظه‌­ی کاری با محرک عاطفی از طریق تقویت کنترل شناختی بر کاهش رفتارهای تکانه‌ای نظیر خودجرحی اثر گذار می­باشد.

خانم سحر خوش سرور، دکتر محمد نریمانی، دکتر سجاد بشرپور،
دوره 12، شماره 4 - ( دوره دوازدهم، شماره چهارم ، زمستان 1403 )
چکیده

بالا بودن صفات اُتیستیک در نوجوانان با طیف وسیعی از پیامدهای مخرب آموزشی و اجتماعی همراه است. بدین جهت، شناسایی عوامل تأثیرگذار بر آن حائز  اهمیت است. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش پردازش اطلاعات اجتماعی در علائم زیر بالینی اُتیسم با تعدیل کنندگی حافظه کاری، انعطاف پذیری شناختی و ذهنی سازی انجام شد. این پژوهش از نوع توصیفی - همبستگی بود و به روش مدل یابی معادلات ساختاری صورت گرفت. جامعه ی آماری پژوهش شامل تمامی دانش آموزان پایه دوازدهم مدارس دولتی پسرانه و دخترانه شهر تهران در سال تحصیلی 1403-1402 بود که تعداد 260 نفر (141 دختر، 119 پسر) با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه های پردازش اطلاعات اجتماعی - اسناد و پاسخ هیجانی (SIP-AEQاُتیسم بهر (AQ)،­ عملکرد بازتابی (RFQ) و نسخه ی کامپیوتری آزمون های حافظه کاری دانیمن و کارپنتر و دسته بندی کارت های ویسکانسین (WCST) بود. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار Smart PLS 3 انجام شد.
نتایج مدل سازی معادلات ساختاری نشان داد که سوگیری اسنادی خصمانه (2/534 t=،0/322=β) و پاسخ های هیجانی منفی (2/001 t=،0/275=β) بر علائم زیر بالینی اُتیسم تأثیر مستقیم، مثبت و معناداری دارند. ذهنی سازی در رابطه ی بین متغیرهای سوگیری اسنادی خصمانه (2/549 t=،0/507-=β) و پاسخ های هیجانی منفی (3/164 t=،0/632-=β) با علائم زیر بالینی اُتیسم اثر تعدیل کننده دارد. همچنین، نقش تعدیل کنندگی حافظه کاری در ارتباط بین سوگیری اسنادی خصمانه با علائم زیر بالینی اُتیسم تأیید شد (4/389 t=،0/394-=β). با توجه به نتایج پژوهش، استفاده از درمان مبتنی بر ذهنی سازی، آموزش حافظه­ کاری و برنامه های مداخله مبتنی بر آموزش مهارت های SIP، به درمانگران پیشنهاد می شود.

خانم الهه بی غم لعل آبادی، دکتر نیلوفر میکائیلی، دکتر اکبر عطادخت، دکتر سجاد بشرپور، دکتر پرویز مولوی،
دوره 13، شماره 4 - ( دوره سیزدهم، شماره چهارم ، زمستان 1404 )
چکیده

پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش اختصاصی‌سازی رویداد آینده‌نگر در کاهش ناامیدی و افکار خودکشی در نوجوانان مبتلا به اختلال افسردگی انجام شد. این پژوهش از نوع نیمه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمونپس‌آزمون همراه با گروه کنترل و پیگیری دوماهه بود. جامعه آماری شامل دانش‌آموزان دوره اول و دوم متوسطه شهر کرمانشاه در سال تحصیلی ۱۴۰۳۱۴۰۲ بود که علائم افسردگی و افکار خودکشی داشتند. پس از انجام فرایند غربالگری و مصاحبه‌های بالینی، ۴۰ شرکت‌کننده واجد شرایط انتخاب و به‌طور تصادفی در دو گروه آزمایش (۲۰ نفر) و کنترل (۲۰ نفر) گمارده شدند. گروه آزمایش در شش جلسه ۹۰ دقیقه‌ای آموزش اختصاصی‌سازی رویداد آینده‌نگر شرکت کرد، در حالی‌که گروه کنترل هیچ مداخله‌ای دریافت نکرد. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس ناامیدی کودکان (HSC) و مقیاس افکار خودکشی بک (BSSI) بود. داده‌ها با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه‌گیری مکرر مختلط (ANOVA) تحلیل شدند. نتایج نشان داد آموزش اختصاصی‌سازی رویداد آینده‌نگر به‌طور معناداری ناامیدی و افکار خودکشی را در گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل کاهش داد و این اثرات در پیگیری دوماهه نیز پایدار باقی ماند. یافته‌ها نشان می‌دهد این مداخله شناختی کوتاه‌مدت می‌تواند در برنامه‌های درمانی و پیشگیرانه در مراکز روان‌شناختی و آموزشی کاربرد مؤثری داشته باشد.


 

صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه روانشناسی شناختی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 CC BY-NC 4.0 | فصلنامه روانشناسی شناختی

Designed & Developed by : Yektaweb