خانم معصومه محمدی، دکتر حمیدرضا حسن آبادی، دکتر مهدی عربزاده، دکتر جواد کاوسیان،
جلد 18، شماره 52 - ( 1-1405 )
چکیده
اگرچه پژوهشهای پیشین سبکهای تدریس انگیزشبخش و غیرانگیزشبخش را در چارچوب مدل دایرهای آموزش بررسی کردهاند، اما پیوند میان خودپنداره معلمان و این سبکها کمتر مورد توجه قرار گرفته است. هدف پژوهش حاضر بررسی این است که چگونه خودپنداره و جنسیت معلمان میتواند پیشبینیکننده سبکهای تدریس انگیزشبخش و غیرانگیزشبخش باشد. بر اساس تحلیل توان پیشین برای رگرسیون چندگانه با اثر متوسط، نمونهای شامل ۸۰ معلم دوره متوسطه شهر تهران در سال تحصیلی ۱۴۰۱–۱۴۰۲ به روش نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای انتخاب شد. دادهها از طریق پرسشنامه موقعیتهای مدرسه آلترمن و همکاران (2019) (α = 0.77) و پرسشنامه خودپنداره رتلسدورف و همکاران (2014) (α = 0.86) گردآوری گردید. تحلیل دادهها با آمار توصیفی، آزمون t مستقل، ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه انجام شد. یافتهها نشان داد تفاوت معناداری از نظر جنسیت وجود نداشت، مگر در سبک سلطهجویانه که مردان نمرات بالاتری داشتند. همچنین، خودپنداره رابطه مثبت و معناداری با سبکهای تدریس انگیزشبخش (حامی خودمختاری و ساختار) داشت و بین ۱۳ تا ۲۴ درصد از واریانس آنها را تبیین کرد، اما با سبکهای غیرانگیزشبخش (کنترل و هرجومرج) ارتباطی نداشت. نتایج بر اهمیت خودپنداره در شکلگیری تدریس انگیزشبخش و آموزش معلمان تأکید دارد.