آقای محمدرضا سروهویدا، دکتر مختار عارفی، دکتر محمود گودرزی، دکتر امید مرادی،
جلد 16، شماره 50 - ( 1-1404 )
چکیده
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف بررسی تدوین مدل علی الگوهای ارتباطی و کمال گرایی بر اضطراب امتحان با نقش میانجی سبکهای یادگیری در میان دانشآموزان انجام شد.
روشها: روش پژوهش توصیفی همبستگی از نوع مدلیابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل کلیه دانشآموزان پسر دوره اول متوسطه شهر کرمانشاه در سال تحصیلی 1402- 1401 (6578 نفر) بود که تعداد 338 نفر با استفاده از شیوه نمونهگیری خوشهای چند مرحلهای انتخاب گردید. ابزار پژوهش شامل پرسشنامههای الگوهای ارتباطی خانواده کوئرنر و فیتنر پاتریک (1990)، کمال گرایی نجاریان و همکاران (1378)، اضطراب امتحان ابوالقاسمی و همکاران (1375) و سبکهای یادگیری کلب (2005) بود. تحلیل دادهها با استفاده از روش همبستگی پیرسون، مدلسازی ساختاری و الگوریتم حداقل مربعات جزئی (PLS) و نرمافزار (SPSS) انجام شد و در سطح معناداری 05/0 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: یافتهها نشان داد الگوهای ارتباطی خانواده اثر مثبت و معنادار (001/0p<؛ 310/0β=) و کمال گرایی اثر منفی و معنادار (001/0p<؛ 257/0- β=) بر سبک یادگیری دارند. همچنین الگوهای ارتباطی خانواده بر اضطراب امتحان (001/0p<؛ 198/0- β=)، کمال گرایی بر اضطراب امتحان (001/0p<؛ 682/0β=) و سبک یادگیری بر اضطراب امتحان (001/0p<؛ 229/0- β=) اثر منفی و معناداری دارد. همچنین، نتایج نشان داد که اثر غیرمستقیم متغیر الگوهای ارتباطی خانواده بر اضطراب امتحان به واسطۀ سبک یادگیری برابر با (001/0p<؛ 211/0β=) و اثر غیر مستقیم کمال گرایی بر اضطراب امتحان بهواسطۀ سبک یادگیری برابر با (001/0p<؛ 215/0β=) بود.
نتیجهگیری: بر اساس یافتههای پژوهش میتوان گفت که الگوهای ارتباطی، کمال گرایی و سبکهای یادگیری نقش کلیدی در پیشبینی اضطراب امتحان دانشآموزان دارند و توجه بیشتر مراکز مشاوره و روان درمانی به این متغیرها در پیشبینی اضطراب امتحان دانشآموزان ضروری بنظر میرسد.
دكتر صمد اسلامی مهر، دكتر کیانوش زهراکار، دكتر فرشاد محسن زاده،
جلد 18، شماره 52 - ( 1-1405 )
چکیده
پژوهش حاضر کاربردی و از نوع نیمه آزمایشی است که به منظور مقایسه اثربخشی آموزش گروهی مبتنی بر طرحواره درمانی و ایماگو درمانی بر بهبود سبک های دلبستگی و سبک های عاطفی زوجین انجام شد. جامعه آماری شامل زوجینی میباشد که در زمستان 1397 به مرکز مشاوره رازی کرج مراجعه کرده بودند. نمونه گیری از نوع در دسترس و هدفمند و شامل 45 نفر از زنان و مردانی که شرایط لازم برای ورود به جلسات را داشتند می باشد. سپس به صورت تصادفی 15 نفر در گروه آزمایش 1 (طرحواره درمانی) و 15 نفر در گروه آزمایش 2 (ایماگو درمانی) و 15 نفر دیگر در گروه کنترل قرار داده شدند. برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه های هازن و شیور (1978)، هافمن و کاشدان (2010) استفاده شد. نتایج نشان داد که بین اثربخشی آموزش گروهی مبتنی بر طرحواره درمانی و ایماگو درمانی بر سبک های دلبستگی زوجین تفاوت وجود دارد لذا طرحواره درمانی اثر بیشتری بر سبک های دلبستگی دارد. همچنین بین اثربخشی آموزش گروهی مبتنی بر طرحواره درمانی و ایماگو درمانی بر سبک های دلبستگی زوجین تفاوت وجود دارد لذا ایماگو درمانی اثر بیشتری بر سبک های عاطفی دارد.