جستجو در مقالات منتشر شده


7 نتیجه برای بیات

سیروس هاشمی دره بادامی، علی درویشی بلورانی، سید کاظم علوی پناه، محمد ملکی، رضا بیات،
دوره 0، شماره 0 - ( مقالات آماده انتشار(موقت) 1300 )
چکیده

اصطلاح جزیره حرارتی شهری (UHI)، پدیده تغییر دمای مناطق شهری در مقایسه با مناطق روستایی اطراف آن را توصیف می کند. اثرات UHI شامل: افزایش مصرف انرژی و آب، افزایش آلودگی هوا و تداخل در آسایش حرارتی می باشد. جزیره حرارتی سطوح شهری (SUHI) در برگیرنده الگوهای دمای سطح زمین (LST) درمناطق شهری است که با UHI در لایه تاج پوشش شهری و لایه مرز شهری (UBL) در ارتباط است و با سنجش از دور حرارتی بررسی می شود. SUHI دارای نوسانات روزانه و فصلی می باشد بنابراین نیاز به داده های چند زمانه در تحلیل SUHI، می باشد. در این تحقیق از داده های چند زمانه MODIS (آکوا و ترا)، به منظور تحلیل SUHI  در شب و روز در کلانشهر تهران استفاده شد. خواص فیزیکی و بیوفیزیکی سطح زمین از قبیل کاربری اراضی، ارتفاع، آلبدو، شاخص پوشش گیاهی NDVI و شاخص سطوح نفوذناپذیر NDBI به منظور تفسیر تغییرات LST و SUHI استفاده شد. نتایج نشان داد که SUHI در تهران، دارای نوسانات مکانی و زمانی روزانه و فصلی است به طوریکه در ایام گرم سال در طول روز جزیره سرمایی سطوح شهری (SUCL) در سطح شهر تهران تشکیل می شود. در شب مقدار شاخص SUHI بین 2 تا 5 درجه سانتی‌گراد (حداکثر در بهار) متفاوت است. همچنین نتایج نشان داد که ویژگی های حرارتی متفاوت پوشش های زمین، آلبدو و ارتفاع مهمترین عوامل تغییرات روزانه SUHI تهران است در حالی که تغییرات فنولوژیکی پوشش گیاهی و آلبدو، مهمترین عوامل تغییرات فصلی SUHI تهران می باشد.

 


پرویز ضیاییان فیروزابادی، عزت اله قنواتی، زینب بیاتی صداقت،
دوره 12، شماره 24 - ( 3-1391 )
چکیده

موضوعات مربوط به مطالعات ژئومورفولوژیکی از منظر ارزیابی در کلان شهر تهران که طی نیم قرن گذشته توسعه یافته ،متعدد است. تحلیل آسیب پذیری ناشی از زمین لغزش ها در دامنه های کوهستانی و بررسی تغییرات حوضه های زهکشی سطحی و آبراهه های آن در تعامل با توسعه شهری، بخشی از این موضوعات می باشد. در این مقاله که بر پایه روش تحلیلی استوار است و ابزار اصلی آن سامانه اطلاعات جغرافیایی در قالب نرم افزار GIS2 است سعی شده تاثیر وزن سازه های شهری به عنوان عامل موثر در وقوع حرکات لغزشی و ایجاد ناپایداری های سطحی ناحیه 1 منطقه دو شهرداری تهران ،مورد بررسی قرار گیرد .ابتدا 100 نقطه نا پایدار توسط GPS3 ثبت و وزن سازه های ناحیه محاسبه شد. آنگاه با انطباق نقشه نهایی که وزن سازه های شهری ناحیه را در پنج طبقه از بسیار کم تا بسیار زیاد تقسیم بندی کرده و لایه برداشت میدانی ناپایداری های سطحی ، به آن اضافه شد و این محدوده با حریم فعلی شهر مقایسه شد. سپس نتایج حاصل از تحلیل نقاط ناپایدار ثبت شده نشان داد که53 درصد از ناپایداری ها در سازه های سنگین وزن و نوساز و 47 درصد از ناپایداری های ثبت شده در مناطق با وزن سازه ای کم و بسیار کم قرار دارد که همپوشانی نقشه بافت فرسوده محدوده و نقاط ثبت شده نشان داد همه این ناپایداری ها در محدوده بافت فرسوده رخ داده که در نتیجه آن نیز خساراتی به برخی از واحد های مسکونی وارد شده است.
رباب صفری، مقصود بیات،
دوره 13، شماره 28 - ( 3-1392 )
چکیده

شناخت و بررسی امکانات و توانایی ها و در پی آن تعیین سطوح توسعه یافتگی نواحی روستایی نخستین گام در فرایند برنامه ریزی و توسعه چنین نواحی به شمار می رود. پژوهش حاضر  جهت تعیین سطوح توسعه یافتگی دهستانهای استان آذربایجان شرقی صورت گرفته است. در این پژوهش 45 متغیر نرم سازی شده با استفاده از تکنیک تحلیل عاملی به 8 عامل معنی دار تقلیل یافته، سپس با استفاده از عوامل نهایی استخراج شده تحلیل خوشه ای انجام گرفته است. دهستانها از لحاظ سطح توسعه یافتگی در پنج خوشه همگن و مشابه طبقه بندی شده اند و با استفاده از شاخص(Z-score) وضعیت امکانات و خدمات موجود در دهستانها مورد بررسی قرار گرفته است و در نهایت عامل مؤثر و بازدارنده در توسعه دهستانهای هر خوشه مشخص شده است. روش تحقیق مقاله تحلیلی و علی است نتایج بدست آمده نشان می دهد که از لحاظ سطح توسعه یافتگی بین دهستانهای استان تفاوت و نابرابری وجود دارد به طوری که از مجموع 141 دهستان این استان  یک دهستان در سطح کاملاً برخوردار، 5 دهستان برخوردار، 55 دهستان تا حدی برخوردار، 24 دهستان محروم، 56 دهستان در سطح بسیار محروم قرار دارند.
الهام یوسفی روبیات، فاطمه قسامی، اسماعیل صالحی، فاطمه جهانی،
دوره 14، شماره 33 - ( 6-1393 )
چکیده

با توسعه های جدید شهری امروزه هیچ گونه تعادلی از نظر سطح فضای سبز و مناطق باز موجود بین شبکه های شهری و الگوهای طبیعی سرزمین در ایران مشاهده نمی‌شود و شبکه های شهری در حال مسلط شدن بر شبکه های اکولوژیکی هستند. بر همین اساس یکی از وظایف اساسی و مهم برنامه ریزان شهری و ناحیه ای، تخصیص بهینه زمین به کاربری فضای سبز شهری است. که در این تحقیق برای دستیابی به این هدف یک روش تحلیل تناسب فضایی مکانی فضای سبز شهری (در مقیاس منطقه ای) با تاکید بر ترکیب مؤلفه های کمی و کیفی (عامل‌های اجتماعی و فیزیکی) و با توجه به اصول اکولوژیک، با بهره گیری از قابلیت ارزیابی چند معیاره و در محیط سامانه اطلاعات جغرافیایی ارائه شده است. در نهایت از این روش برای تحلیل تناسب فضایی مکانی پارک‌های منطقه ای شهر بیرجند استفاده شده است؛ و بر اساس آن مشخص شد، به طور کلی وضعیت تناسب پارک‌های منطقه ای در سطح قابل قبولی قرار دارد که البته با سطح ایده آل نیز فاصله‌ی چشمگیری وجود دارد.
حکیمه بهبودی، محمد سلیقه، علی بیات، اکرم ذاکری، فاطمه جمالی،
دوره 15، شماره 36 - ( 3-1394 )
چکیده

پهنه بندی آب وهوایی و شناخت نواحی همگن اقلیمی امری ضروری جهت آمایش سرزمین و برنامه ریزی های منطقه­ای می باشد. هدف از این مطالعه مقایسه تفاوت های اقلیمی سه منطقه جغرافیایی ایران، ناحیه ساحلی خزر، ناحیه کوهستانی و ناحیه خشک داخلی که در محدوده استان های مازندران، سمنان، تهران، قزوین، قم و مرکزی جای می گیرد است. روش کار در این تحقیق،  بررسی داده های آب و هوایی 56 ایستگاه سینوپتیک و کلیماتولوژی و 19 عنصر اقلیمی  با استفاده از مدل­های خوشه بندی و تحلیل عاملی است. بدین منظور یک ماتریس با ابعاد 19*56  و با آرایش R تشکیل و به عنوان پایگاه داده برای ناحیه بندی مورد استفاه قرار گرفت. با اعمال تحلیل عاملی بر مبنای تحلیل مولفه های اصلی و با چرخش متعامد واریماکس مشخص شد که در اقلیم این سه منطقه،  چهار عامل رطوبتی، دمایی، غباری و تندری موثر می باشند که در مجموع بیش از 85 درصد از واریانس اقلیم منطقه را تبیین می­کنند. با انجام تحلیل خوشه ای سلسله مراتبی و با روش ادغام وارد بر روی ماتریس نمرات عامل ها، چهار ناحیه اصلی و چندین خرده ناحیه شناسایی شدند. نواحی اصلی عبارتند از ناحیه گرم و خشک بیابانی، ناحیه کم بارش دامنه ای، ناحیه سرد و نیمه پربارش کوهستانی و در نهایت ناحیه معتدل و پر بارش. بررسی نواحی چهارگانه با شرایط محلی و منطقه ای نشان می دهد که همسایگی با منابع رطوبتی مانند دریای خزر و پیکربندی ناهمواری ها مانند ارتفاعات رشته کوه البرز نقش تعیین کننده ای در شکل گیری خرده نواحی شمال ایران دارند.
مریم بیات ورکشی، روژین فصیحی،
دوره 18، شماره 48 - ( 1-1397 )
چکیده

مطالعه و تجزیه و تحلیل کمی آب‌های زیرزمینی به‌دلیل پیچیدگی فرآیندهای حاکم بر این منابع، دشوار و وقت‌گیر می‌باشد. مدل‌سازی به‌عنوان روشی کارآمد با کم­ترین هزینه، امکان مطالعه پیچیدگی جریان آب زیرزمینی را برای مدیران فراهم می‌نماید. هدف این تحقیق مقایسه مدل عددی، روش­های هوشمند عصبی و زمین آمار در مدل‌سازی تغییرات سطح آب زیرزمینی می‌باشد. بدین منظور اطلاعات آبخوان دشت همدان بهار به‌عنوان یکی از مهم‌ترین منابع تامین آب منطقه، مورد مطالعه قرار گرفت. در این پژوهش از کد عددی MODFLOW در نرم­افزار GMS، شبکه عصبی مصنوعی و روش عصبی - فازی در نرم‌افزارNeuroSolution ، روش عصبی موجک در نرم­افزار MATLAB و روش زمین آمار در نرم‌افزار ArcGIS استفاده گردید. مقایسه نتایج نشان داد که دقت روش‌های برآورد سطح آب زیرزمینی بر حسب کم­ترین آماره مجذور میانگین مربعات خطای نرمال (NRMSE)، به‌ترتیب به روش عصبی - موجک، عصبی فازی، زمین آمار، شبکه عصبی مصنوعی و مدل عددی تعلق داشت. به‌طوری که مقدار آماره NRMSE در روش عصبی - موجک به‌عنوان روش بهینه، برابر 0/11 درصد و در روش مدل عددی برابر 2/2 درصد بدست آمد. مقدار ضریب همسبتگی روش‌های فوق به‌ترتیب 0/998 و 0/904 بود. بنابراین می‌توان کاربرد روش­‌های عصبی ترکیبی به‌ویژه نظریه موجک را در برآورد سطح آب زیرزمینی مناسب‌تر از روش زمین آمار و مدل عددی دانست. ضمن آن‌که در روش­‌های هوشمند عصبی از متغیرهای زودیافت طول و عرض جغرافیایی و ارتفاع از سطح دریا به‌عنوان بردار اطلاعات ورودی استفاده شده بود.

ناصر بیات، سیدعلی بدری،
دوره 18، شماره 49 - ( 2-1397 )
چکیده

چکیده: گردشگری یکی از برجسته‌ترین راهبردهای نوین اقتصادی برای توسعه نواحی روستایی شناخته می‌شود. همانند سایر بخش‌های اقتصادی بخش گردشگری نیز متشکل از نظام عرضه و تقاضا است، و ایجاد تعادل میان عرضه و تقاضای گردشگری شرط لازم برای پویایی سیستم گردشگری و ایجاد رشد و توسعه اقتصادی است. بخش‌ بندی بازار گردشگری متداول‌ترین شیوه در زمینه مطالعه و شناخت ساختار تقاضای گردشگری است، که به بهره‌گیری مطلوب از منابع عرضه گردشگری در راستای نیازهای واقعی و گوناگون گردشگران کمک می‌کند. این پژوهش به بخش‌بندی گردشگران در منطقه نمونه گردشگری حوضه آبریز رودخانه کُلان شهرستان ملایر می‌پردازد. جامعه آماری گردشگرانی است که به قصد تفریح و گردش و گذران اوقات فراغت به محدوده مورد مطالعه سفر می‌کنند. ابزار پژوهش پرسشنامه‌ی محقق ساخته است و به روش نمونه گیری تصادفی ساده تعداد 200 مورد پرسشنامه از گردشگران بدست آمد. آمار توصیفی، و روش‌های تحلیل عاملی اکتشافی و تحلیل خوشه‌ای برای تجزیه و تحلیل داده‌ها به کار رفت. بر مبنای نتایج تحلیل عاملی 7 عامل اصلی انگیزشی گردشگری در سطح منطقه شناسایی شد، شامل: روستاگرایی، وابستگی و تعلق مکانی، آسایش و استراحت، طبیعت گردی و ورزش، تفریحات گروهی، خرید تولیدات‌روستایی، هیجان و تازگی، معنویت و خلوت؛ بر اساس این عوامل انگیزشی نتیجه نهایی بخش‌بندی گردشگران نشان می‌دهد که بازار تقاضای گردشگری در منطقه قابل تقسیم به 7 بخش است. این نتایج می‌تواند در راستای بهره‌گیری بهینه از انواع منابع موجود در منطقه، توسط مدیران و مسئولان محلی، و همچنین صاحبان کسب و کارهای گردشگری، متناسب با نیازهای واقعی بخش‌‌های متنوع بازار گردشگر روستایی به کار گرفته شود.



صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به نشریه تحقیقات کاربردی علوم جغرافیایی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2018 All Rights Reserved | Scientific Journals Management System

Designed & Developed by : Yektaweb